پژوهشگاه بین المللی المصطفی (ص)
تاریخ مطلب : 1398/02/08
پیوست مرتبط : عکس / فیلم / صوت
مجموعه : 0 . عمومی پژوهشگاه
نشست علمی

نشست علمی با موضوع «دین، دولت و جامعه (فرصت‌ها و چالش‌ها)» با حضور اساتید، محققان و پژوهشگران جامعه المصطفی(ص) شنبه، بیست و چهارم فروردین ماه 1398، برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه بین المللی المصطفی(ص)، نشست علمی با حضور دانشمندانی از دانشگاه ‌های کلن آلمان و وین اتریش و نیز برخی از مدیران و اعضای هیات علمی پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی در 24 فروردین 1398 در محل پژوهشگاه برگزار گردید. در این نشست که با عنوان «دین، دولت و جامعه – فرصت‌ها و چالش‌ها» از سوی پژوهشگاه برنامه‌ریزی شده بود، پس از معرفی اجمالی دبیرخانه گفتگوی ادیان و اهداف آن از سوی جناب آقای محمدحسین شفیعی، اساتید مهمان و همچنین حجج اسلام دکتر سخاوتی، دکتر یوسف‌زاده، دکتر دهقان و دکتر افضلی به ارائه سخن و مقاله پرداختند. حجت‌الاسلام دکتر سخاوتی و دکتر افضلی مقالاتی در موضوع مردم‌سالاری دینی و ویژگی‌های آن ارائه کردند و مزیت‌‌های مردم‌سالاری دینی در مقایسه با دموکراسی غربی را به بحث گذاشتند. 

اگر حکومت¬هایی مانند حکومت کلیسا در قرون وسطی یا حکومت طالبان در عصر جدید را نمونه¬ای از حکومت دینی محض و نظام¬های سیاسی غرب را نمونه¬ای از مردم¬سالاری خالص به حساب بیاوریم، نظام جمهوری اسلامی ایران نمونه¬ای از مردم¬سالاری دینی است که در آن هر دو عنصر دین و مردم به طور پررنگ حضور دارد. در نظریه حکومت دینی محض یا حکومت مردم¬سالارانه محض مشکل و ابهامی وجود ندارد؛ اما در نظریه مردم¬سالاری دینی به ظاهر ابهاماتی وجود دارد که چگونه یک نظام سیاسی می¬تواند هم جنبه دینی داشته باشد و هم جنبه مردسالارانه. اندیشمندان مسلمان برای غلبه بر این مشکل راه¬حل-هایی پیشنهاد کرده‌اند. در حالی که شهید مطهری مردم¬سالاری را به شکل حکومت و دین را به محتوای آن ارجاع می¬دهد، شهید بهشتی بین جامعه دینی و حکومت ملازمه برقرار می¬کند و استاد مصباح با احاله مشروعیت به دین و مقبولیت به مردم مشکل را حل می¬نماید. شهروندان نظام دینی مردم¬سالار اگر چه در مقایسه با شهروندان دیگر نظام¬های سیاسی مردم¬سالار به ظاهر از آزادی¬های کم¬تری برخوردارند اما به دلیل آن که نظام سیاسی آنها بر خلاف نظام¬های سیاسی غربی مبتنی بر مابعدالطبیعه است و انتخاب آنها نیز با عقلانیت و آینده¬نگری همراه است از ابتهاج و سرزندگی بیشتری برخوردارند.    

یکی از ویژگی‌های مردم‌سالاری دینی در این نکته نهفته است که اصول و قوانین مدیریت جامعه بشری را از سوی خالق بشر دریافت می‌کند و بنابراین واقع‌نگرانه است. 

آنچه برای اساتید مهمان خارجی جای تامل بیشتری داشت، این بود که مردم‌سالاری دینی چگونه می‌تواند در جامعه‌ای که همه افراد به یک دین تعلق ندارند کارایی و مشروعیت داشته باشد. به‌نظر دکتر ویلدفویر، استاد فلسفه دانشگاه کلن آلمان، نباید انتظار داشت که همه شهروندان جامعه قوانین دینی را پذیرا باشند؛ بنابراین دموکراسی و رجوع به دیدگاه‌‌های مردم به این دلیل صورت می‌گیرد. دکتر تایسن، استاد علوم سیاسی دانشگاه کلن، نیز ضمن تایید نکته ویلدفویر، به تفاوت اسلام و مسحیت در این زمینه اشاره کردند. به‌نظر دکتر تایسن سکولاریسم در غرب ضروری است چون بیشتر مردم غرب لائیک هستند. البته ممکن است ایده بسیار خوبی داشته باشیم لکن نتوانیم آن را محقق کنیم. در واقع اگر دین به دنبال تحقق عدالت باشد باید گفته شود که عدالت در هر جایی معنای خاص خود را دارد. دموکراسی باید متناسب با شرایط باشد. دموکراسی نه بخاطر اصل دموکراسی، بلکه به دلیل وسیله بودن برای نیل به اهداف اهمیت دارد. مثلا دموکراسی راهی برای نیل به آزادی است. یکی از نکات جالب که دکتر ورنر، استاد علوم اجتماعی دانشگاه کلن، مطرح کرد این بود که برخی از مردم ایران به دلیل نپذیرفتن حکومت دینی از ایران مهاجرت می‌کنند. 

مقالات حجت‌الاسلام دکتر یوسف‌زاده و دکتر دهقان در زمینه مقایسه اسلام با سایر ادیان توحیدی به‌ویژه مسیحت ارائه شد. دکتر یوسف‌زاده ضمن اشاره به زمینه ‌‌ها و روند بد بینی به ادیان در غرب، ویژگی‌های جامعه ایران معاصر را در پیوند دادن دین، دولت و جامعه با استناد به جایگاه عقلانیت در اسلام و همچنین جایگاه مردم و اقلیت‌‌های دینی در قانون اساسی به طور اجمالی به بحث گذاشت. نکته اصلی این مقاله اشاره به جایگاه بسیار مهم اجتهاد در اسلام بود که مسیر انحرافات و اعوجاجات در برداشت از دین را تا حد زیادی کاهش می‌دهد. و حضور رهبری دینی در راس نظام جمهوری اسلامی ایران تضمین کننده حرکت جامعه در مسیر اهداف اسلامی است. 

دکتر ویلدفویر در نقد این مقاله اشاره کرد که بایستی میان دولت و حاکمیت فرق گذاشت. حاکمیت به همه مردم، اما دولت به بخش‌‌های سیاسی جامعه مربوط می‌شود. با این همه دین منطق خاص خود دارد و دولت منطق خاص خود. چگونه می‌توان این دو عنصر را مکمل هم دانست. 

دکتر دهقان در مقاله خود به ظرفیت‌‌های دو دین اسلام و مسیحیت در ورود به حوزه اجتماع اشاره کردند. یکی از تفاوت‌‌های اصلی اسلام و مسیحیت ناشی از شیوه ورود حضرت عیسی ع و حضرت محمدص به حیات جمعی مربوط می‌شود. به‌نظر می‌رسد مسیحیت اساسا ظرفیت جامعه‌پردازی نداشته است این در حالی است که پیامبر اسلام یک رهبر دینی و سیاسی تمام عیار بود. بنابراین ممکن است سکولارسیم با مسیحیت سازگاری داشته باشد لکن با اسلام اساسا سازگار نیست.

در نهایت آنچه حائز اهیت است، رضایت بسیار خوب شرکت کنندگان در این جلسه بود که گفتگوی آزاد در خصوص مقالات ارائه شده در این رضایت نقش داشت.