پژوهشگاه بین المللی المصطفی (ص)
تاریخ مطلب : 1399/08/07
پیوست مرتبط : عکس / فیلم / صوت
مجموعه : اداره کل ترجمه
برگزاری نشست علمی تمدن نوین اسلامی درجهان معاصر به زبان انگلیسی

به همت اداره کل دفتر ترجمه پژوهشگاه بین المللی المصطفی نشست علمی با سخنانی استاد دکتر طاهر رضا جعفر از تانزانیا و دکتر سید عبدالرئوف افضلی از افغانستان با موضوع تمدن نوین اسلامی درجهان معاصر به صورت مجازی برگزار گردید

نشست علمی تمدن نوین اسلامی در جهان معاصر به همت اداره کل ترجمه و همکاری گروه مطالعات اروپا و آمریکا در پژوهشگاه بین المللی المصطفی(ص) به صورت برخط و با حضور اساتید کارکنان و اعضای هیآت علمی این مرکز برگزار گردید. در این نشست که با حضور اساتید محترم آقایان دکتر عبدالرئوف افضلی از کشور افغانستان و دکتر طاهر رضا جعفر از کشور کنیا و دبیری آقای سید محمدحسن شفیعی در یکم مردادماه 1399 به زبان انگلیسی برگزار گردید ویژگی های تمدن اسلامی با توجه به بیانات مقام معظم رهبری در خصوص گام دوم انقلاب مورد بحث قرار گرفت که چکیده انگلیس و فارسی مطالب اساتید ذیلا تقدیم می گردد:

 

چکیده سخنان استاد شیخ دکتر طاهر رضا جعفر

(دانش آموخته جامعه، محقق، پژوهشگر و مترجم در حوزه کلام و علوم حدیث از کشور تانزانیا)

موضوع:

New Islamic Civilization in the Contemporary World

A civilization is defined as any complex society characterized by urban development, social stratification, a form of government and symbolic systems of communication such as writing. Historically, the term ‘civilization’ has often been understood as a larger and "more advanced" culture, in contrast to smaller, supposedly primitive cultures. Civilizations are born and they die. They end in one of two ways: either through incorporation into another expanding civilization (e.g. the ancient Egyptian civilization was incorporated into Hellenistic Greek, and subsequently Roman civilizations), or by collapsing and reverting to a simpler form of living, as happened in so-called Dark Ages in Europe.

When it comes to the Islamic civilization, some speak of its ‘Golden Age’, which they describe as a time when rationality and science triumphed over religious conservatism. They subsequently blame religious orthodoxy for the end of this glorious era. However, we find the claim that science “rose” and “declined” within Islamic civilization is really an anachronistic projected interpretation of our own experiences with science today. The result of such a view would bring us to the absurd conclusion that science is either non-existent in the contemporary Muslim world or is on the brink of extinction. Far from this being the case, science is alive and well among Muslims but is only no longer being pioneered from the Islamic perspective.

The Qur’anic View of Civilization

There are numerous verses in the Qurʾān that talks about civilization and issues related to it. We will mention a few here:

- Every people think that they are better and more civilized (Q30:32)

- True value is based on Godwariness (Q49:13)

- We must learn from earlier civilizations (Q10:98)

- Civilizations eventually fall (Q7:34)

A Brief Critique of Huntington’s ‘Clash of Civilizations’ Thesis

Samuel Huntington argued that the Islamic civilization has experienced a massive population explosion which is fueling instability both on the borders of Islam and in its interior, where fundamentalist movements are becoming increasingly popular. Manifestations of what he terms the "Islamic Resurgence" include the 1979 Iranian revolution and the first Gulf War. Perhaps the most controversial statement Huntington made in the Foreign Affairs article was that "Islam has bloody borders".

This thesis has been critiqued in many studies, but it one need only look at the history of Islam and the enmity of the adherents of other faiths towards it to see that such a thesis is based on something more deep-rooted and that is the inherent animosity of the others towards Muslims.

The Second Phase of the Islamic Revolution and a New Civilization

A review of the statement by Ayt. Khamanei on the second phase of the revolution (11-2-2019) which includes a list of seven benefits of the Islamic Revolution of Iran that are clearly seen and felt, as well as seven pieces of advice for the new generation who will be the torchbearers for the second phase of the revolution, Godwilling.

 

تمدن نوین اسلامی در جهان معاصر

تمدن به یک مجموعه درهم تنیده متشکل از عناصر توسعه ی مدنی، طبقه بندی اجتماعی، نوعی از حکمرانی و سیستم های ارتباطی نمادین نظیر "نوشتن" اطلاق می گردد. در نگاه تاریخی، واژه "تمدن" یک فرهنگ برتر و توسعه یافته تر در قیاس با سایر فرهنگ هایی که نوعا بدوی و ابتدائی به نظر می رسند تلقی می گردد. همه تمدن ها یک روز به وجود می آیند و یک روز از میان می روند. پایان آن ها یا با تلفیق با یک تمدن در حال گسترش دیگر _مانند الحاق تمدن مصر باستان با تمدن هلنیستی یونان که بعدا به تمدن های رومی تبدیل شدند- یا با سر نگونی و تبدیل شدن به یک سبک ساده زندگی نظیر آنچه در اروپا در عصر به اصطلاح تاریکی یا قرون وسطی روی داد محقق می شود.

اما نوبت به تمدن اسلامی که می رسد، بسیاری از"عصر طلایی" آن، یعنی دوران غلبه عقلانیت و علم بر محافظه کاری دینی نام می برند.  در ادوار بعدی "راست آئینی" به عنوان مقصر اصلی پایان یافتن این دوره درخشان مورد نکوهش قرار گرفت. با این حال، به نظر ما ادعای اوج گیری و افول علم در داخل تمدن اسلامی در واقع تفسیری نخ نما از تجربیات ما از علم امروز است که بر اساس آن با فرافکنی وضعیت تمدن اسلامی را مورد ارزیابی قرار می دهد. چنین نگاهی به این نتیجه نامعقول منتهی می شود که در جهان اسلام معاصر، اساسا یا علم وجود ندارد یا در آستانه انقراض است. نه تنها اینچنین نیست بلکه علم در میان مسلمانان زنده و پویا می باشد و تنها مساله این است که مسلمانان چون گذشته در جایگاه پیشگامان علوم قرار ندارند.

تمدن از منظر قرآن

آیات عدیده ای در قرآن به تمدن و مسایل مربوط به آن پرداخته اند که به تعدادی از آن ها اشاره می نماییم:

- همه تصور می کنند که از دیگران برتر و متمدن ترند (سوره روم آیه 32)

- ملاک ارزش، تقوی الهی است (سوره حجرات آیه 13)

- ما باید از گذشتگان (تمدن های گذشته) عبرت بگیریم (سوره یونس آیه 98)

- تمدن ها به تدریج رو به زوال خواهند رفت (سوره اعراف آیه 34)

نقدی کوتاه بر نظریه برخورد تمدن های هانتینگتون

ساموئل هانتینگتون استدلال می نماید که تمدن اسلامی باعث یک انفجار جمعیت شده که هم در مرزها و هم داخل سرزمین های اسلام، یعنی جایی که جنبش های بنیادگرایی به طور فزاینده ای در حال کسب محبوبیت می باشند، به بی ثباتی دامن می زند. آنچه وی "رستاخیز اسلامی" می نامد در انقلاب سال 1979 ایران و جنگ اول خلیج فارس نمود و تجلی می یابد . گویی چالشی ترین مطلب هانتینگتون در مقاله امور خارجه جمله "اسلام مرزهایی خونین دارد"  می باشد.

این نظریه انتقادهای زیادی را در پژوهش های متعدد به دنبال داشت، چراکه یک نگاه اجمالی به تاریخ اسلام و وضعیت سایر ادیان و فرقه کافیست تا بدانیم این نظریه ریشه در اختلافات عمیق و خصومت های ذاتی پیروان این نحله ها نسبت به مسلمانان دارد.  

گام دوم انقلاب اسلامی و تمدن نوین

در بخش دوم، به بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در مورد گام دوم انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1397 که به همراه فهرستی از فواید هفتگانه روشن و ملموس انقلاب اسلامی و همچنین هفت توصیه برای نسل جدید که پرچمداران گام دوم انقلاب می باشند پرداخته می شود.

 

 

چکیده سخنان استاد دکتر عبدالرئوف افضلی

(استادیار و عضو هیات علمی پژوهشگاه بین المللی جامعه المصطفی )

 

کلام شیعی و تمدن نوین اسلامی

تردیدی نیست که بین کلام شیعی و تمدن نوین اسلام ارتباط تنگاتنگی وجود دارد؛ چرا که انسان­ها بر خلاف دیگر جانداران تحت تأثیر باورها و اعتقادات خود رفتار می­کنند و علم کلام راحع به همین باورها و اعتقاد سخن می­گوید. این ارتباط همیشه به یک صورت نیست؛ چرا که برخی از باورهای کلامی حامی تمدن است و برخی نیز این گونه نیست.

     حال باید پرسید که بین کلام شیعی و تمدن نوین اسلامی چه ارتباطی وجود دارد؟ آیا ارتباط بین آنها ایجابی است و آموزه­های کلامی شیعه حامی تمدن نوین اسلامی است یا نه ارتباط بین آنها سلبی است و آموزه کلامی شیعه در تضاد با تفکر تمدنی است؟

      تمدن­ها عموما مبتنی بر یکسری اصول است که اگر آنها محقق گردد تمدن نیز حاصل می­شود و اگر چنانچه آن اصول محقق نگردد تمدنی نیز در کار نخواهد بود. اصل عقلانیت، اصل عدالت و اصل اختیار برخی از اصولی است که بدون آنها تمدنی امکان وقوع و حصول ندارد. عقلانیت از این جهت مهم است که با تکیه بر این اصل است که مصلحت­سنجی­ها انجام می­گیرد و گزینه­های ارحج انتخاب می­شود. اگر جامعه­ای به این اصل پشت کند دیر یا زود دچار فروپاشی خواهد شد. اصل عدالت نیز ضامن ثبات و پایداری حوامع است. در جامعه­ای که عدالت برقرار نباشد انقلاب و شورش حاکم خواهد و افراد طعم شیرین زندگی مسالمت­آمیز را نخواهند چشید. اصل اختیار نیز بی­اندازه مهم است. بدون توجه به این اصل افراد انگیزه ای لازم برای انجام کاری را نخواهند داشت و اگر بر فرض محال کاری را انجام دهند حاضر نخواهند بود مسئولیت آن را به عهده گیرند. بنابراین هر سه اصل از پیش­فرض­های اساسی و مسلم شکل گیری یک تمدن واقعی است.

    جستار در منابع کلامی شیعه نشان می­دهد که کلام شیعه نسبت به هر سه اصل یاد شده عنایت ویژه­ای نشان داده است. کلام شیعه برخلاف جریان­های کلامی دیگر نسبت به عقل و عقلانیت توجه ویژه­ای از خود نشان داده است. استفاده از مفاهیم فلسفی در مهم­ترین منابع کلامی شیعه مانند الیاقوت فی علم الکلام و تجرید الاعتقاد یا تکیه بر حسن و قبح عقلی و مبنا قرار دادن آن برای بسیاری از مباحث کلامی دیگر و یا بهره گیری از سازوکار عقل در تبیین اسماء و صفات الهی  گویای همین گرایش عقلی در میان متکلمان شیعه است. اصل عدل نیز یکی از ویژگی­های غیر قابل انکار کلام شیعی است تا جایی که گفته اند: الجبر و التشبیه امویان و العدل و الاختیار علویان. شیعه نه تنها بایدها و نبایدهای دینی را مبتنی بر عدل می­داند بلکه کل نظام آفرینش را مبتنی بر همین اصل می­داند. در خصوص اختیار اگر چه شیعه نظریه جبر را رد کرده و آن را مساوی به عبث دانستن تکلیف دانسته است؛ اما با نظریه تفویض نیز کنار نیامده است و آن را ناسازگار با توحید قلمداد کرده است؛ بلکه نظریه خاص خود را که همان «امر بین الامرین» باشد را مطرح کرده است. براساس این اصل هم خداوند در ایحاد افعال انسان نقش دارد و هم انسان؛ اما چون علیت خداوند در طول علیت طبیعی است از این رو مشکلی رخ نمی­دهد و توارد دو علت مستقل بر یک معلول لازم نمی­آید.

     بنابراین، از آنجا که تمدن­ها نوعا بر سه اصل عقلانیت، عدالت و اختیار تأکید دارند و از آنجا که کلام شیعه منادی این سه اصل است بهطور قطع می­ توان گفت که آموزه­های کلامی شیعه نه تنها زمینه ساز تمدن نوین اسلامی است؛ بلکه تنها راه رسیدن به این هدف است.