پژوهشگاه بین المللی المصطفی (ص)
تاریخ مطلب : 1399/03/13
پیوست مرتبط : عکس / فیلم / صوت
مجموعه : پژوهشکده مطالعات منطقه ای
دکتر محسن محمدی( پژوهشگر همکار پژوهشکده مطالعات منطقه ای):

در تحلیل و بررسی مواجهه جامعه دینی و همچنین ادبیات الهیاتی کرونا دو نوع رویکرد «بنیادگرایانه» و «خردگرایانه» می توان مشاهده کرد که هر یک از مبانی دینداری و تحلیل دینی ویژه خود برخوردار است.

در تحلیل و بررسی مواجهه جامعه دینی و همچنین ادبیات الهیاتی کرونا دو نوع رویکرد «بنیادگرایانه» و «خردگرایانه» می توان مشاهده کرد که هر یک از مبانی دینداری و تحلیل دینی ویژه خود برخوردار است.  

 

بنیادگرایانه

رویکرد بنیادگرایی در مواجهه الهیاتی با کرونا درگیر خوانش‌های تقلیل‌گرای دینی و روایت‌پردازی‌های ساده‌انگارانه از دین است. مهم­ترین مبنای رویکرد را می­توان «نص­گرایی اخباری» و «انحصار دین در ابعاد فردی، مناسکی و اخروی» دانست. با توجه به ایجاد برخی شبهات، در نقطه مقابل، جایگزینی مواجهه ژرفانگر با ابعاد شناختی، پیامدی، مناسکی و اعتقادی دینداری، دور از ذهن نیست. برخی این رویکردهای تقلیل­گرایانه به هدف حفظ ایمان عوام ارائه می­شود ولی مانع شکل­گیری کامل و پایدار نظام معرفت دینی می­شود.

کژکارکرد این قبیل روایت‌پردازی‌های تقلیل‌گرا، بازداشتن عامه دین‌باوران از مؤانست و تدبر در خوانش‌های عمیق حِکمی، فلسفی و عرفانی از دین بوده است. از سوی دیگر، خوانش‌های ساده‌انگارانه طی رویارویی با متغیرهای جدید جامعه‌شناختی (مانند جهانی‌شدن، رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی ارزان، نوظهور و سهل‌الوصول) و نیز سنت‌های فلسفی تفسیری و سازه‌گرا (مانند هرمنوتیک و پدیدارشناسی) کارکردها، اقتدار و قدرت اقناع‌کنندگی پیشین خود را به‌صورت معناداری برای عامه مؤمنان از دست داده‌اند و آنها را در مصاف نابرابر میان باورمندی دینی و زیست‌جهان مدرن، و بلکه پسامدرن، رها کرده و بی‌پناه باقی گذاشته‌اند.

تعدادی از شیوخ سلفی از شیوع کرونا در بلاد کفر استقبال کردند و آن را عذاب الهی دانستند. وقتی این ویروس به کشورهای اسلامی رسید لحنشان تغییر کرد و آن را از باب رحمت الهی و امتحان مومنین توصیف کردند. کرونا در جهان‌گشایی‌اش به هیچ تفسیری تن نداد و تا خانه خدا پیش رفت و حرمین را خالی از مومنان ساخت و برای اولین‌بار در تاریخ بود که کعبه متروک ماند و مسجد نبوی به انزوا رفت. در اینجا برخی کرونا را علامت قیامت دانستند.

در سایر ادیان نیز مواجهه بنیادگرایانه با کرونا مشاهده شد. برخی از دینداران مراسم­های دسته جمعی خود را تعطیل نکردند؛ مثلا کلیساهای ارتدوکس یونانی در بسیاری از نقاط دنیا از جمله کشور استرالیا برگزاری جمع‌های مذهبی هزار نفره و استفاده از یک قاشق مشترک را مجاز می‌دانند؛ چراکه از نظر آنها جام مقدس نمی‌تواند حامل بیماری باشد. (http://www.dinonline.com/content/16108)

رویکرد بنیادگرایانه با بیماری واگیر را می­توان در تاریخ جهان اسلام نیز به خوبی مشاهده کرد. تاریخ بیماری­های واگیردار در جهان اسلام را می­توان به دو دوره تقسیم کرد (Biraben, 1975-1976; McNeill, 1976):

1.      آغاز ظهور اسلام تا قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی)

 در این دوره، جهان اسلام شاهد وباهایی بود که گسترش محدودی داشتند. در نتیجه در متون فقهی (الحداد، 1998: ص 179-190) و طبی Ullman, 1995)) در این مورد مطالب زیادی درج نشده است.

2.      قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی) تا قرن سیزدهم هجری (نوزدهم میلادی)

در این دوره که با تقویت گرایش­های سلفی در اهل سنت همراه است کتاب­هایی نوشته شد؛ مانند «بذل الماعون فی فوائد الطاعون» (ابن حجر عسقلانی، متوفای 852ق/ 1449م) و «الطب النبوی» (ابن قیم جوزیه، متوفای 751ق) بر اساس این کتاب­ها، بدون توجه به ابعاد طبی بیماری و لزوم رعایت اصول بهداشتی، با استناد به برخی روایات، طاعون از آثار جن و شیاطین است؛ مرگ به طاعون شهادت است و فرار از طاعون، فرار از جهاد و تقدیر الهی است. (ر.ک: الحداد، 1998، ص180-200) حتی برخی از آیات قرآن نیز بر همین اساس تفسیر شده است؛ مانند آیه آیه 243 سوره بقره[1] (ابن کثیر، 1980: ج3، ص298؛ زمخشری، 1986: ج1، ص147)

این روند با نوشتن کتابی مانند «تحفة المؤمنین و مرشدة الضالین» توسط محمد بن سلیمان مناعی (متوفی 1247ق/1831م) ادامه پیدا کرد. او در این کتاب قول به تحریم فرار از طاعون را توجیه می‌کند که البته سخنانش در این مورد بازگویی سخن متقدمان و مبتنی بر دو اصل است:

1.      مرگ نتیجۀ تقدیر الاهی است نه طاعون، در نتیجه فرار از آن اجل مقدر را تغییر نمی‌دهد؛

2.      فرار باعث می‌شود مبتلایان و درماندگان بی­پرستار بمانند و «قطع رحِم» رخ دهد.

مناعی قرنطینه (عدم حضور در اجتماع، نماز جمعه و جماعات) را نوعی بدعت می­داند و رد می­کند.

خردگرایانه

«عقلانیت» و «کاربست سیاسی-اجتماعی» از مهم­ترین مبانی رویکرد خردگرایانه است. پیش‌فرض این روش آن است که عقل ابزاری مستقل برای کسب معرفت است. از طرف دیگر حیطه و کارکرد دین در تعامل عقل و وحی، افزون بر عرصه فردی، عرصه سیاسی و اجتماعی را نیز پوشش دهد و سعادت دنیوی و اخروی انسان را به عنوان هدف دین برمی­گزیند. (ر.ک: سلیمانی بهبهانی و آسیابان‌ها، ۱۳۹۵)

این رویکرد ضمن حضور فعال اجتماعی با خرافات و مواجهه سطحی و ظاهرگرایانه با دین مخالفت است چنانکه ائمه علیهم السلام و علما چنین بوند. (ر.ک: همایون مصباح، 1388؛ افشانی، 1391)

این رویکرد در مواجهه با ویروس کرونا ضمن نگاه جامع­گرایانه دینی، با توصیه­های بهداشتی همراه شد و دینداران را به رعایت ضوابط اجتماعی در این راستا فراخواند. بر این اساس تعطیلی مراکز و مناسک دینی را پذیرفت تا معنویت را در عرصه خدمات اجتماعی توسعه داد. البته با شیوع ویروس کرونا دینداران جهان مناسک دینی را در قالب جدید و بدون حضور پیروان ادیان به صورت آن­لاین از طریق فضای مجازی پوشش می­دهند. (http://www.dinonline.com/content/15998)

تاکید مراجع بر لزوم اصول بهداشتی و همراه شدن با تعطیلی مراکز و مناسک دینی نشان داد که فقه شیعه پویاست و به مسائل سیاسی و اجتماعی توجه دارد. تاریخ شیعه نیز این نوع مواجهه را نشان می­دهد. در سیره علمای سلف نیز مشاهده می­شود که در هنگام بلایای عمومی واگیر مکتوباتی داشته­اند؛ مانند سید نعمت‌الله جزائری (م ۱۱۱۲ق، از شاگردان معروف علامه مجلسی (ره) و عالمان سرشناس عهد صفویه) که کتاب «مُسَکِّن‌ الشُجُون ‌فی حُکم الفِرار من الطاعُون» را در سال ۱۱۰۳ق، در شهر شوشتر در مورد طاعون فراگیر سال ۱۱۰۲ق نوشت.

این بیماری از جهات روند و منشأ شیوع و همچنین آثار و بازتاب دینی در سطح اجتماعی شبیه بیماری کرونا در زمان فعلی ماست. منشأ این بیماری استانبول و شامات بود که سپس به بغداد و حرم‌های شریف ائمه علیهم السلام در عراق و از آنجا به بصره و سپس به جنوب ایران رسید و در هویزه و دُورَق موجب مرگ بسیاری از مردم و تعطیلی مدارس و مساجد شد. نویسنده سختی این بیماری را با زمان صدر اسلام و محاصره اقتصادی مسلمانان و سال فوت حضرت ابو طالب (ع) و حضرت خدیجه (س) مقایسه کرده و آن سال را «عام الحُزن» نامیده است.

این کتاب در 5 بخش تنظیم شده است: 1. مرگ و عجایب آن؛ 2. اطلاع‌رسانی بهداشتی و آنچه دلیل رخداد بیماری‌های فراگیر و طاعون است؛ 3. حکم فقهى فرار از ربا (برخی از مردمی که از ترس وبا فرار می‌‌کردند، مورد شماتت گروهی قرار می‌‌گرفتند که معتقد بودند فرار از وبا، به معنی نارضایتی به مقدر و سرنوشت الهی است. نویسنده بر اساس مبانی فقهی در مورد حفظ جان، این افکار ناصحیح و خرافی را رد می­کند.)؛ 4. مرگ و پایان‌پذیری زندگی (این بخش با تمرکز بر رحمت الهی التیامی است بر کسانی که در سوگ عزیزی نشسته­اند)؛ 5. وظیفه عالمان دینی و حاکمان در چگونگی برخورد با این‌گونه بلایای فراگیر.

در این کتاب می­توان هوشیاری، جامع‌نگری و سطح تحلیل یک عالم دینی از نیازهای مخاطبان خود در مواجهه با رخدادی را مشاهده کرد که هم جانشان را تهدید کرده و هم با بسته شدن مساجد و مدارس، آنان را در یک شوک معنوی و دانشی فرو برده است. تقسیم‌بندی کتاب و پرداختن به نیازهای کاربردی و نکاتی که نویسنده آن را جهت اطلاع‌رسانی با قید فوریت مورد توجه قرار داده، موید این مسئله است.

منابع

ابن کثیر، اسماعیل بن عمر (1980) تفسیر القرآن العظیم، بیروت.

افشانی، ع. (1391) خرافه و جامعۀ دینی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیۀ قم.

الحداد، محمد (1998) «تمجید الموت، صورة الوباء فی القرن التاسع عشر»، المجلة التاریخیة للدراسات العثمانیة، العدد 17-18، سپتمبر/ ایلول 1998. بازنشر در: حفریات تأویلیة فی الخطاب الاصلاحی العربی، بیروت، دارالطلیعة، 2002.

زمخشری، محمود بن عمر (1986) الکشاف عن حقائق (غوامض) التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت.

سلیمانی بهبهانی، عبدالرحیم و حامد آسیابانها رضایی (1395) «بررسی روش عقلی فلسفی در مکتب کلامی معتزله، اشاعره و امامیه»، فصلنامه کلام اسلامی، پائیز ۱۳۹۵.

همایون مصباح، سید حسین (1388) «نقش عالمان شیعه در خرافه­زدایی در تاریخ معاصر» حوزه، شماره 3 و4، (پیاپی 154)، پاییز و زمستان 1388.

N. Biraben (1975-1976) Les Hommes et la Peste, Paris.

Ullman, Manfred (1995) La Médecine islamique, Paris, P.U.F.

W-H. McNeill (1976) Plagues and People, New York.

 

 


[1] . أَلَمْ تَرَ‌ إِلَى الَّذِینَ خَرَ‌جُوا مِن دِیَارِ‌هِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ‌ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ‌ النَّاسِ لَا یَشْکُرُ‌ونَ؛ آیا آن هزاران تن را ندیده‌اى که از بیم مرگ، از خانه‌هاى خویش بیرون رفتند؟ سپس خدا به آنها گفت: بمیرید. آنگاه همه را زنده ساخت. خدا به مردم نعمت مى‌دهد ولى بیشتر مردم شکر نعمت به جاى نمى‌آورند.