پژوهشگاه بین المللی المصطفی (ص)
تاریخ مطلب : 1399/03/08
پیوست مرتبط : عکس / فیلم / صوت
مجموعه : پژوهشکده مطالعات منطقه ای
دکتر مرتضی اشرافی( پژوهشگر همکار پژوهشکده مطالعات منطقه ای):

روسیه در بخش اروپایی دارای پیوند‌های محکمی با تاریخ و فرهنگ اروپا است، اما تاریخ روسیه از جهت‌های مهمی با تاریخ اروپا تفاوت دارد. روسیه هیچ‌گاه بخشی از امپراتوری روم نبود و نیز هیچ‌گاه گذار فرهنگ از دوران باستان را که ملل اروپای غربی را شکل داد، تجربه نکرد، اروپا هیچ‌گاه به تسخیر مهاجمان مغول درنیامد

 

توصیف کشوری به گستردگی فدراسیون روسیه چندان آسان نیست، وسعت این کشور که از شرق اروپا تا شمال آسیا گسترش یافته، در تصور نمی‌گنجد، هنگامی که خورشید در کالینینگراد[1]، بخش کوچک و جدا افتاده از خاک روسیه که میان لهستان و لیتوانی قرار گرفته، غروب می‌کند، روز دیگری در ولادی وستک[2] نقطه پایانی خط آهن سراسری سیبری واقع در ساحل ژاپن، آغاز می‌شود. موانع طبیعی، گستره وسیع روسیه را به شدت آشفته کرده‌اند. امواج جمعیت سراسر دشت‌های وسیعی را که با عنوان استپ‌های روسیه شناخته شده‌اند، درنوردیده‌اند.

روسیه در بخش اروپایی دارای پیوند‌های محکمی با تاریخ و فرهنگ اروپا است، اما تاریخ روسیه از جهت‌های مهمی با تاریخ اروپا تفاوت دارد. روسیه هیچ‌گاه بخشی از امپراتوری روم نبود و نیز هیچ‌گاه گذار فرهنگ از دوران باستان را که ملل اروپای غربی را شکل داد، تجربه نکرد، اروپا هیچ‌گاه به تسخیر مهاجمان مغول درنیامد، بنابراین سلطه مغول‌ها بر روسیه به مدت بیش از دو قرن، به معنای دور افتادن روسیه از پیشرفت‌های علمی و فرهنگی عظیم دوره رنسانس بود. روسیه در دوران قرون پانزده تا نوزده بسیار عقب مانده بود و اکثریت قریب به اتفاق مردم روسیه در این دوران بی‌سواد بودند، (براون فادر، 1385: 7-9 )[3]

 به عبارت دیگر در حالی که روسیه از سده پانزدهم تا 1917 در حال گسترش بود و تنوع قومی بیشتری می‌یافت، تحت فرمانروایی دیکتاتور‌هایی به نام تزار، کشوری فقیر باقی ماند؛ تزار‌ها بر دولت روسیه فرمان می‌راندند و کشور را ملک شخصی خود می‌دانستند که گویا آن را خدا به آنها وا گذاشته بود تا اداره کنند؛ هنگامی که تزاری از دنیا می‌رفت، یک عضو دیگر خانواده وی به قدرت می‌رسید؛ طبقه کوچک اشراف به تزار خدمت می‌کردند، آنها دستور‌ها را به اجرا در می‌آوردند و به جمع آوری مالیات می‌پرداختند، در این جامعه، اکثریت قاطع روس‌ها را دهقانان فقیر تشکیل می‌داند، اکثر آنها در روستاهای کوچک زندگی می‌کردند و با کار بر روی قطعه زمین‌های کوچک متعلق به یک اشراف زاده و یا دولت امرار معاش می‌کردند، با این وجود دو گروه در سده نوزدهم میلادی در روسیه سر برآوردند که نظام سیاسی و اقتصادی روسیه را به چالش کشیدند، یکی دانشجویان و دانشگاهیان بودند و دیگری کارگران کارخانه‌ها بودند، این دو گروه انقلابی را در سال 1917 به پا داشتند که به حکومت تزاری در روسیه پایان داد. (استریکلر، 1381: 8-10) [4] اما قرن بیستم شاهد دگرگونی‌های اساسی در این کشور بود، به یکی از قدرت‌های برتر در دنیا تبدیل شد و به پیشرفت‌های تکنولوژیکی و اقتصادی دست یافت که در حال حاضر نیز می‌توان به عنوان یکی از قدرت‌های برتر در دنیا از این کشور نام برد.

فدراسیون روسیه، بعدا ز فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دز سال 1991 میلادی همانند سایر کشور‌هایی که از شوروی جدا ده و حاصل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بودند، به استقلال رسید و میراث دار اتحادیه فروپاشیده شوروی شد، روسیه بعد از فروپاشی شوروی، تنها کشور از بازماندگان شوروی است که بیش از دو سوم خاک شوروی سابق را به خود اختصاص داد و همچنین بیش از نیمی از جمعیت اتحاد جماهیر شوروی در بعد از فروپاشی، به فدراسیون روسیه رسید، روسیه با این توضیحات، کشوری آسیایی اروپایی است که بیش از هفتاد درصد از خاک این کشور در منطقه آسیایی قرار گرفته و حدود سی درصد نیز در اروپا جای گرفته است. روسیه همچنین با کشورهایی مانند قزاقستان، چین، مغولستان، اوکراین، فنلاند، روسیه سفید، گرجستان، استونی، آذربایجان، لیتوانی، لتونی، لهستان، نروژ و حتی کره شمالی هم مرز می‌باشد که بیشترین مرز را با قزاقستان (6848 کیلومتر) و کمترین مرز را با کره شمالی (19 کیلومتر) دارد. (مرادی، 1387: 44- 48) [5]  

روسیه با وسعت هفده میلیون کیلومتر مربعی خود اما جمعیتی حدود 148 میلیون نفر (با اضافه شدن جزیره کریمه به خاک روسیه) را در خود جای داده که به طور متوسط در هر کیلومتر 8 تا ده نفر ساکن هستند، این کشور بیش از هزار شهر اصلی دارد که فقط یازده شهر از این شهر‌ها جمعیتی بالغ بر یک ملیون نفر دارند، شهر‌هایی مانند مسکو، سنت پترزبورگ، نیژنی نووگراد، نووسیبرسک، سامارا، یکاترینبورگ، قازان[6] و ... البته در تقسیم بندی منطقه‌های روسیه نیز باید بیان داشت که روسیه 22 جمهوری مانند چچن، داغستان، بوریتا، کارلیا، اینگوش، آدیغه، آلتایی، باشقیرستان، کاردینو - بالکاریا، کالمیک[7] و ...، هفت سرزمین مانند کراسنودار، کراسنویارسک، پرم، پریمورسکی[8] و ... و 48 استان مانند آرخانگلسک، آستاراخان، بریانسک، چلیابینسک، لنینگراد [9] و ... دارد. در این کشور برخی شهر‌ها مانند مسکو و سن پترزبورگ فدرالی هستند و برخی نواحی نیز خودمختار مانند نواحی آگابوریاتیا، چوکوتکا، اونکیا[10] و ... (مرادی، 1387: 53- 55)

روسیه به دلیل تاریخ پرفراز و نشیب، جغرافیای گسترده، اقتصاد متنوع، فرهنگ مختلط، اجتماع بزرگ و مرکب، ویژگی‌های سیاسی، مزیت‌های ژئوپلیتیکی و امتیازات ژئواکنومیکی یکی از ساخت‌های پیچیده و خاص در نقشه جهان است که نه تنها خود روس‌ها، بلکه سایر کشور‌ها نیز بر این خاص بودن تاکید می‌کنند. این عرصه‌ها در روسیه همچون سایر کشور‌ها در طول زمان تحولات مختلفی را پشت سر گذاشته‌اند و گاه نمود جدید آنها سنخیت زیادی با وضعیت قبلی ندارد که از این جمله می‌توان به مقطع فروپاشی شوروی اشاره نمود؛ اما به رغم این که روسیه در دوره پسا شوروی تغییرات سریع تر و عمیق تری را در مقایسه با قبل از آن پت سر گذاشته، نمی‌توان این کشور را به دو پاره قبل و بعد از فروپاشی تقسیم کرد.

روسیه از لحاظ جغرافیایی کشوری وسیع است و این وسعت موجب تنوع در ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی آن شده است. تنوع ادیان، اقوام و زبان‌ها از دوره حکومت تزاری در روسیه همواره چالش بر انگیز بوده و بین دولت مرکزی و گروه‌های قومی و دینی مختلف درگیری ایجاد کرده است (سنایی، 1395: 68)[11]؛ یکی از پایه‌های اصلی هویت بخشی جامعه روسیه در طول تاریخ مذهب بوده است. تزار‌های روسیه برای حفظ سرزمین پهناور روسیه به علائق و تعصبات مذهبی در بین مردم دامن می‌زدند و یکی از پایه‌های مشروعیت خود را منبعث از دین می‌دانستند. روس‌ها در قرن دهم به مذهب ارتدوکس گراییدند. این مذهب در حال حاضر در کشور برتری دارد. طبق قانون مصوب سال 1993 میلادی، فدراسیون روسیه دارای حکومتی عرفی(لاییک) می‌باشد، این قانون اساسی تضمین کننده آزادی اعتقاد و آزادی دینی برای تک تک شهروندان است.

افراد حق دارند به صورت فردی و یا گروهی از یک دین پیروی کرده و یا این که از هیچ دینی پیروی نکنند. قانون فدرال به تاریخ 26 سپتامبر سال 1997 میلادی به شماره 125 در خصوص آزادی اعتقاد و آزادی دینی تاکید می‌کند که تمام افراد، بدون توجه به اعتقادات و دینشان، در مقابل قانون برابرند. در این کشور به ترتیب دین‌های مسیحیت، شاخه ارتدوکس و سپس کاتولیک و پروتستان، دین اسلام و بودیسم رایج می‌باشد. در این کشور آمار دقیقی از تعداد پیروان ادیان وجود ندارد، در حقیقت قانون روسیه افراد را از این سرشماری منع می‌کند. اما موسسه‌های اجتماعی این کشور معمولا در خصوص باور به دین در مردم جامعه از طریق نظر سنجی‌ها به نتایج مورد نیاز هود می‌رسند، طبق آمار‌ها تعداد افرادی که به خداوند اعتقاد دارند، 36 درصد است؛ پیروان ادیان مختلف در رسیه را می‌توان به این شرح گفت که مسیحیت ارتدوکس حدود 75 درصد، اسلام 5 درصد، کاتولیک ها، پروتستان ها، پیروان یهود و بودا نیز ده درصد را به خود اختصاص داده اند. یک درصد نیز سایر ادیان و حدود 9 درصد نیز بدون دین و اعتقاد هستند. (ابراهیمی ترکمان، 1391: 61 - 63) [12]

چهره فدراسیون روسیه نیز هم مانند جمهوری اسلامی ایران، بین مردم دنیا به درستی شناخته شده نیست. روسیه فقط سرزمین مردمان عرق خور و خوشگذران نیست. از جمله این جنبه‌های فرهنگی اجتماعی روسیه که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، نقش مذهب در زندگی روزمره مردم این کشور می‌باشد. کمی بیشتر از هزار سال پیش، «ولادیمیر کبیر» حاکم روسیه، نمایندگانی به کشورهای مختلف فرستاد تا دین‌های مختلف را بررسی کنند. نمایندگان او مسحور شکوه و عظمت و زیبایی قسطنطنیه (استامبول) شدند و در نهایت هم دین این شهر، یعنی مسیحیت ارتودوکس به عنوان دین رسمی روسیه انتخاب و مسیحیت به عنوان ابزاری برای قدرت به کار گرفته شد. تا قبل از آن مردم ساکن روسیه پاگانیست (شمن باور) بودند و به نیروهای خیر و شر طبیعی اعتقاد داشتند. تزارها خود را نمایندگان خداوند بر روی زمین می‌دانستند و هرگونه مخالفت با تزار، مخالفت با خداوند تلقی می‌گردید. تزار ایون مخوف به شدت مذهبی بود و قبل از صدور دستور شکنجه و اعدام به خداوند متوسل می‌شد و در خلوت خود با خدا راز و نیاز می‌کرد. ( Добрускин, 2006 : 60-77) [13]

با توجه به جغرافیای وسیع کشور روسیه، چندان دور از ذهن نیست که تنوع دینی و به خصوص وجود اقلیت‌های دینی بیشتر از سایر کشور‌ها باشد، به طور مثال برخی از هالی سیبری و مناطق خاور دور، شامل منطقه ماری و اودمورت و ... و همچنین چوواش‌ها به آیین‌های وابسته به جان گرایی یا همزاد گرایی گرایش داشته و به بیش از یک خدا باور دارند. (ابراهیمی ترکمان، 1391: 61 - 63 )

روسیه از دوران گذشته تاکنون تعداد بی شماری از قومیت‌های مختلف مسلمان را در خود جای داده، چه در زمان شوروی، چه بعد از فروپاشی شوروی با تشکیل جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز و نیز وجود جمهوری­های خودمختار مسلمان نشین در قلمرو حاکمیتی روسیه، در طول تمام دوران­ها حاکمیت سیاسی و اقتصادی روسیه بر این مناطق حکم فرما بوده و به تبع، آثار مختص خود را نیز برای روسیه داشته است. مسلمانان توانسته­اند در زمینه‌های فرهنگی و هویتی بر مناطقی که اکثرا مسلمان هستند (قفقاز شمالی)، تاتارستان و باشقیرستان، ‌تأثیراتی بگذارند و به نوعی سیاست‌ها و برنامه­های دینی مسکو را متاثر سازند. اگرچه روسیه در سیاست­ها و برنامه­های دینی خود نسبت به مسلمانان دیدگاهی بدبینانه داشته، ‌اما روسیه در شرایط جدید به دنبال این امر نیست تا مسلمانان را از عرصه­های مختلف حذف کند، بلکه سیاست و برنامه‌ای مورد توجه روسیه می‌باشد که جنبه‌های بهره مندی داشته باشد. در این بین خلاء سیاسی ـ استراتژیک به وجود آمده از شکست ایدئولوژی کمونیسم، خصوصا در میان مسلمانان و عدم تفکیک میان شاخه­های مختلف مسلمانان در این کشور، روسیه را بر آن داشته، تا در سیاست­ها و برنامه­های دینی خود، اساسا جریان­های اسلام گرا در میان مسلمانان را به عنوان یک خطر عمده برای منافع ملی خود قلمداد نماید؛

در چنین دیدگاهی، مناطق مسلمان‌نشین روسیه به عنوان یک میدان کارزار و بازی بزرگ، تصور شده که همواره می­تواند از طرف جریان­های اسلام­گرای اسلامی در خارج از مرزهای این کشور که در آسیای مرکزی و قفقاز مستقر شده‌اند، مورد تهدید قرار گیرد. بنابراین روسیه اکنون به­طور رسمی در بیان برنامه­ها و سیاست­های دینی خود بیان می­دارد دفاع از مرزهای ایدئولوژیک برای مسکو، تا افغانستان نیز ادامه دارد؛ این سیاست­ها و برنامه­های دینی هم چنان در زمان پوتین در چند سال گذشته نیز استمرار یافته؛ بنابراین با نگاهی به سیاست­ها و برنامه­های دینی فدراسیون روسیه، می‌توان گفت مسکو به دنبال این است که در مرحله اول به طور کلی با جریان‌های اسلامی در این کشور مخالفت نکند، بلکه آنها را کنترل نماید؛

اما در صورت امکان از نفوذ اسلام کم کند. از سوی دیگر، با توجه به مشترک بودن منافع کشورهایی مانند ایران و روسیه در این خصوص؛ جمهوری اسلامی ایران با توجه به جایگاه فرهنگی و تمدنی که در میان جوامع مسلمان­نشین روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز دارد، می‌تواند با گسترس معارف اسلامی شیعی، افراط‌گرایی مذهبی را در مناطق مورد نظر محدود و کنترل نماید.

در این بین، وظیفه جامعه المصطفی(ص) به عنوان یکی از نهاد‌های مهم در دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران برای بکارگیری عناصر دینی در دیپلماسی فرهنگی ایران در قبال اهدافی که در روسیه دارد، بسیار مثمر ثمر خواهد بود. بخش مهمی از تحقیق حاضر به این امر اختصاص خواهد یافت که در نحوه تعامل جمهوری اسلامی ایران برای گسترش معارف اسلامی شیعی در راستای جلوگیری از افراط‌گرایی مذهبی در روسیه چه فرصت­ها، راهبرد­ها و راهکارهای پیش رو وجود دارد.

زمینه‌ها و عوامل موثر بر سیاست‌ها و برنامه‌های دینی در روسیه

الف- عوامل داخلی

1- ریشه‌های توتالیتاریسم در دوران شوروی و رفتار مبتنی بر آن

2- گسترش نفوذ گروه‌های افراط گرای مذهبی

3- چالش چند فرهنگی در روسیه

4- مطالبات سرکوب شده مسلمانان در روسیه

5- ناسیونالیست‌های افراطی و متحدین دموکرات از قبل از فروپاشی شوروی

6- زمینه‌های تاریخی، قومیتی و فرهنگی افراط‌گرایی در قفقاز شمالی:

7- تحریک مردم قفقاز شمالی برای جلب توجه به اسلام

8- افزایش رو به گسترش مسلمانان روسیه:

ب- عوامل خارجی:

1- روند همگرایی در جهان اسلام و گسترش روابط روسیه با کشور‌های اسلامی

2- نقش و جایگاه قدرت‌های غربی

3- مساله‌های امنیتی در خارج نزدیک روسیه

4- تهدید گسترش حزب التحریر در روسیه

5- تاثیر و نفوذ یهودیان در روسیه:

6- گسست تمدنی و غیریت‌سازی با جهان اسلام

 


[1] . Калининград

[2] . Владивосток

[3] . براون فادر، کیم، روسیه، از مجموعه ملل امروز، ترجمه مهسا خلیلی ، تهران، نشر ققنوس، 1385.

[4] . استریکلر جیمز، روسیه تزاری، ترجمه مهدی حقیقت خواه، نشر ققنوس، 1381.

[5] . مرادی، منوچهر و مجید بوالوردی، قومیت و اقوام در فدراسیون روسیه، تهران، مرکز چاپ و نشر وزارت امور خارجه، 1387.

[6] . Москва, Санкт-Петербург, Нижний Новгород, Новосибирск, Самара, Екатеринбург, Казань

[7] . Чечня, Дагестан, Борита, Карлия, Ингушетия, Алитус, Алтай, Башкортостан, Кардино-Балкария, Калмык

[8] . Краснодар, Красноярск, Пермь, Приморский край

[9] . Архангельск, Астрахань, Брянск, Челябинск, Ленинград

[10] . Агабуратия, Чокотка, Онеция

[11] . سنایی مهدی، روسیه، جامعه، سیاست و حکومت؛ تهران، انتشارات سمت، 1395.

[12] . ابراهیمی ترکمان، ابوذر، فدراسیون روسیه، سرزمین و مردم، تهران، انتشارات امیر کبیر، 1391.

[13] . Добрускин М. Е, Русская православная церковь на современном этапе, Философия и общество. Выпуск, №3(44),2006.