پژوهشگاه بین المللی المصطفی (ص)
  • واکاوی تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر بازآرایی بیداری اسلامی
  • انقلاب اسلامی ایران، گفتمانی انقلابی و فرهنگی استقلالی، مبتنی بر باورهای اجتماعی و ایستارهای ارزشی به ارمغان آورد. یکی از مؤلفه‌های این گفتمان، احیای نقش جریان‌های فکری و جنبش‌های دینی- سیاسی در جهان بود که موازنه قدرت را به نفع جبهه‌های ثالث در نظام بین‌المللی تغییر داد. این جبهه بر آرمان‌های عدالت اجتماعی و نفی سلطه قدرت‌های خارجی تأکید می‌کند. بیداری اسلامی نیز واقعیتی تردیدناپذیر است که امواج آن در حال گسترش است.


  • چکیده
    انقلاب اسلامی ایران، گفتمانی انقلابی و فرهنگی استقلالی، مبتنی بر باورهای اجتماعی و ایستارهای ارزشی به ارمغان آورد. یکی از مؤلفه‌های این گفتمان، احیای نقش جریان‌های فکری و جنبش‌های دینی- سیاسی در جهان بود که موازنه قدرت را به نفع جبهه‌های ثالث در نظام بین‌المللی تغییر داد. این جبهه بر آرمان‌های عدالت اجتماعی و نفی سلطه قدرت‌های خارجی تأکید می‌کند. بیداری اسلامی نیز واقعیتی تردیدناپذیر است که امواج آن در حال گسترش است. این نوشتار، به دنبال پاسخ به این پرسش است که انقلاب اسلامی ایران چه تأثیری در بازآرایی بیداری اسلامی داشته است؟ با بررسی و واکاوای بنیان‌های اندیشه‌ای و عملی انقلاب اسلامی و اصول اساسی حاکم بر سیاست خارجی کشور، این فرضیه مطرح شده که تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر بیداری اسلامی در کشورهای عربی و مسلمانان، اگرچه در آغاز به طور آشکار و زودبازده به آرمان‌های انقلاب اسلامی و تأثیرپذیری بر سایر ملت‌های مسلمان نایل نیامد، ولی با گذشت زمان و رسیدن به وضعیتی که در بسیاری از کشورهای اسلامی به تناسب ویژگی‌های هر کشور ایجاد شد و شرط لازم انقلاب‌های اسلامی را تأمین نمود، توانست بر روح و کالبد این جوامع تأثیر بگذارد. پس از گذشت چند دهه از انقلاب اسلامی ایران، این شرایط هم‌اکنون در حال کامل شدن است.

    کلیدواژه‌ها: بیداری اسلامی، انقلاب اسلامی، ملت‌های مسلمان، نظام بین‌المللی، جنبش‌های دینی.
    مقدمه
    بیداری اسلامی نوعی باور تعمیم‌یافته است که تقریباً تمام جوامع و گروه‌ها و آحاد مسلمان را دربرمی‌گیرد. این بیداری به این دلیل «اسلامی» نامیده می‌شود که خاستگاه آن و عوامل مؤثر بر این باور تعمیم‌یافته، در جهان اسلام رخ داده، نه آنکه هرچه موجد این بیداری است، اسلامی باشد. بیداری اسلامی اعتقادی مشترک میان مسلمانان است و مؤلفه‌هایی مانند اعتقاد به ضرورت بازگشت به قرآن و سنت که مبانی دینی برای زندگی در عصر جدیدند، اعتقاد به ضرورت تلاش برای بازیابی هویت ملی، دینی و فرهنگی ازدست‌رفته، احساس کوتاهی نسبت به انجام وظایف اسلامی و همچنین اعتقاد به ضرورت بازخوانی و بازفهمی متون دینی را با خود به همراه دارد.(الویری، 1384) انقلاب اسلامی با ایجاد تحول عمیق فکری در عرصه اجتماعی، منشأ مباحث و تأثیرهای گوناگونی در جامعه ایران و عرصه‌های بین‌المللی شد، به‌گونه‌ای‌که این تأثیرها، نه فقط بر دیروز و امروز، بلکه بر فردای جامعه بشری نیز انکارناپذیر است. بی‌شک، رویارویی با این پدیده - جانبدارانه باشد یا نه - بدون شناخت ماهیت آن ثمری ندارد و بر ابهام نسبت به آن نیز خواهد افزود و کار را بر اندیشه‌های مشتاق تعامل با انقلاب اسلامی دشوارتر از پیش خواهد کرد.(کوشکی، 1387) انقلاب اسلامی اولین رخداد قرن بیستم بود که بیرون از چهارچوب دوقطبی حاکم بر جهان پدید آمد و آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی نقش و نفوذی در آن نداشتند. این رخداد در سراسر کره خاکی، نهضتی فراگیر برای احیای‌ مجدد مبانی و ارزش‌های اسلامی ایجاد کرد.(علیزاده، 1393)
    انقلاب اسلامی در راستای عزتمندی مسلمانان جهان، باعث دگرگونی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی شد. این انقلاب، معادلات سیاسی و موازنه قوا را در مقیاس جهانی به سود ملت‌های اسلامی تغییر داد و اکنون با گذشت چهار دهه از عمر آن، راهبرد تفکر اسلامی به مثابه الگویی نجات‌بخش برای تمام ملت‌های اسلامی و بشریت محسوب می‌شود. در واقع پیروزی انقلاب اسلامی روزنه‌های امید، بیداری و بصیرت را در دنیای اسلام به وجود آورد، به‌گونه‌ای‌که با اقدام ایران مبنی بر محکومیت مذاکرات «کمپ دیوید» در مصر، گروه‌های اسلامی از جمله اخوان‌المسلمین میانه‌رو، جماعة‌الاسلامیة و برخی گروه‌های دیگر، دولت مصر را به پیروی از الگوی ایران و جنگ با رژیم غاصب صهیونیستی فراخواندند و از موضع ایران در عقب‌نشینی رژیم غاصب صهیونیستی از تمامی خاک فلسطین اشغالی استقبال کردند.
    به طور کلی تأثیر انقلاب اسلامی ایران در شکل‌گیری نهضت بازگشت به خویشتن اسلامی و احیای فکر دینی در مصر را نمی‌توان انکار نمود و باید گفت الهام‌پذیری این گروه‌ها از انقلاب اسلامی منجر به تقویت جریان اسلام‌گرا و شکل‌گیری نهضت اسلامی به ویژه در لبنان، فلسطین، بحرین، عراق، افغانستان، تونس، مصر و لیبی و نیز شکل‌گیری جنبش‌های اسلام‌خواهانه در برابر حکومت‌های دست‌نشانده غربی در منطقه شد (صدرالحسینی، 1391)
    1. ریشه‌های تأثیرگذاری انقلاب اسلامی بر مسلمانان
    با اینکه دشمنان اسلام با هر حربه و ترفندی درصدد مقاومت در برابر امواج خروشان بیداری اسلامی برآمدند، امواج توفنده بیداری اسلامی به سرعت در حال گسترش و ارزش‌های اسلامی در حال احیا است. هیچ تحولی بدون برنامه و راهکارهای علمی و عملی و نیز بدون تأثیرپذیری از سایر تحولات پیرامون خود به ثمر نمی‌نشیند. بیداری اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تشکل‌های خودجوش مردمی شكل گرفت و ارتباط این تشكل‌ها با دیگر نقاط جهان برقرار شد كه البته خشم و واکنش تند بسیاری از محافل غربی را برانگیخت، ولی این تشکل‌های مردمی ایرانی بدون توجه به واکنش‌های منفی، به صدور معنوی بیداری اسلامی ادامه دادند تا جایی که مردم دیگر كشورها به آنچه از دست داده بودند، آگاه شدند. نمونه این الگوگیری در انتخاب دو اصل «حجاب» و «حضور در اجتماع» در میان زنان ترکیه به چشم می‌خورد.
    امروزه، جریان‌های اسلامی در زمره مهم‌ترین گروه های سیاسی جهان قرار دارند و بر این باورند که دین و سیاست با یكدیگر ارتباط داشته، تفكیك ناپذیرند. این باور متأثر از انقلاب اسلامی و نظریه جهان‌گرایی آن یعنی تلفیق دین و سیاست است. حضرت امام خمینی(ره) با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، این نظریه را به مثابه عالی‌ترین و گسترده‌ترین مظهر پیوند دین و دولت مطرح ساخت و بر این عقیده بود كه اراده مستضعفان، سرانجام به رهبری آنان بر جهان منجر می‌شود. درك همراهی اسلام‌گرایی(دین) و جهان‌گرایی(سیاست) در اندیشه انقلاب اسلامی دشوار نیست؛ زیرا تأسیس امت اسلامی که می‌تواند مسلمانان را صرف‌نظر از ملیت و اختلاف‌های قومی و سیاسی به هم پیوند دهد، از ارزش‌ها و شعارهای انقلاب اسلامی است. تأکید انقلاب اسلامی بر لزوم پیروی از قرآن كریم و احکام اسلامی نیز تردیدی باقی نمی‌گذارد که این انقلاب در پی تحکیم جهانی اصول بنیادین اسلام در جهان است. پیوند خوردن مذهب و سیاست اسلامی ناشی از انقلاب اسلامی، دولت آمریکا را بر آن داشت که اسلام‌گرایی را از عوامل نابودی جهان دانسته، انقلاب اسلامی را خطر بزرگی برای منافع خود بداند. در نتیجه تلاش كند تا از دشمنان جنبش‌های اسلامی- سیاسی حمایت نماید.
    مهم‌ترین پایه‌های نظام سیاسی انقلاب اسلامی ایران که راهکار اجتهادی عبور از چالش‌های معاصر و تأثیر بر دیگر جنبش‌های اسلامی منطقه به شمار می‌رود به شرح زیر است:

     

     

     

     


    نمودار شماره 1: ریشه‌های تأثیرگزاری انقلاب اسلامی
    1.1. حضرت امام خمینی(ره) در چهارچوب اجتهاد درباره حکومت اسلامی و معاصرسازی آن، دولت مردم‌سالاری دینی را جایگزین دولت خلافت کرد و از این رهگذر به نیازهای حکومتی و جامعه مدنی جدید پاسخ داد و این در حالی است که جنبش‌های اسلامی دیگر در این مقوله حرکت قابل توجهی نداشتند. (رویوران، 1385)
    2.1. مبنای حرکت بیشتر انقلاب‌های جهان، حرکت اقلیت نخبه پیشرو است و جنبش‌های اسلامی نیز در چنین فضایی حرکت می‌کنند، درحالی‌که امام خمینی(ره) حرکت اقلیت دین‌محور را به سرعت به حرکت فراگیر سیاسی - اجتماعی مبدل ساخت.(رویوران، 1385)
    3.1. انقلاب اسلامی ایران واقعیت وجود نظام‌های ملی را پذیرفت و این واقعیت را در مسیر نظریه امت‌محوری قرار داد.(رویوران، 1385)
    4.1. تلفیق جنبش اسلامی در ایران با گرایش‌های استقلال‌طلبانه و آزادی‌خواهانه، گام بسیار مهمی در دادن وجهه ملی به انقلاب اسلامی بود که ایران را از وابستگی به قدرت‌های سلطه‌گر بین‌المللی خارج ساخت. (رویوران، 1385)
    5.1. حرکت فرامذهبی انقلاب اسلامی ایران، با وجود برخورداری از هویت مذهبی(شیعی)، الگوی جدیدی در ابعاد رفتاری جنبش‌ها و نظام‌های اسلامی ارایه داد که امت‌محوری را جایگزین مذهب‌محوری قرار داد.(رویوران، 1385)
    3. علل بیداری اسلامی و ظهور جنبش‌های اسلامی
    با توجه به ویژگی‌ها و وجود شرایط سخت دوران معاصر، طبیعی است که کشور‌های درحال‌توسعه و یا توسعه‌نیافته مشکلاتی پیش روی خود ببینند. ازاین‌رو، بیداری نوین اسلامی که پرتوافشانی آن آغاز شده، بزرگ‌ترین حادثه انسانی نیمه دوم قرن بیستم به حساب می‌آید. این بیداری باشکوه از کتاب و سنت و رفتار پیشینیان، برنامه‌ای معین و هدفی عالی تدارک دیده و جالب اینکه یقین دارند راهی که در پیش گرفته‌اند، پر از جمجمه‌هاست، نه سرشار از شکوفه‌ها.(قطب، 1374؛ بیانات رهبری، 1382) اعتراض‌های سیاسی و حوادث منتج به بیداری اسلامی در کشور‌های عربی منطقه آسیای غربی، که از خودسوزی جوانی تونسی آغاز شد و به مصر، لیبی، یمن، بحرین و سوریه سرایت کرد و در برخی کشور‌های منطقه موجب تغییر حاکمیت شد، واقعیتی غیر قابل انکار است که بی‌شک دارای ابعاد سیاسی، اجتماعی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. چرایی بروز این تحولات را بنا بر نظریات مطرح‌شده باید در قیام علیه تحقیر، حرکت برای دستیابی به مردم‌سالاری، تأثیر توسعه انسانی، استبداد و خودکامگی حکومت‌های پادشاهی و البته مهم‌تر از همه، توجه به اسلام سیاسی و برگشت به جهان‌بینی سیاسی و اجتماعی دین مبین اسلام دانست.(حسینی فائق، 1391) تمامی این علت‌ها در آرمان‌ها و پیام‌های انقلاب اسلامی ایران وجود دارد و این بیداری، مستقیم یا غیر مستقیم، متأثر از انقلاب اسلامی بوده است. در ادامه به برخی از علت‌های بیداری اسلامی و ظهور جنبش‌های اسلامی اشاره می‌شود.
    1.3. انقلاب اسلامی ایران
    پیروزی انقلاب اسلامی سبب شد هم در ساختار و هم در كاركرد نظام بین‌الملل، تغییر و دگرگونی اساسی رخ دهد. در ساختار نظام بین‌الملل با توجه به حاكم بودن نظام دوقطبی، ایجاد جبهه‌ای جدید كه متكی به غرب و شرق نبود، سبب خیزش دوباره جنبش عدم تعهد و ملت‌های مستقل شد، تا جایی كه توانستند در عرصه روابط بین‌الملل نقش‌آفرین شوند. در این میان، كشورهای اسلامی نیز با اتكا به هویت تمدنی خود، تأثیر زیادی بر تحولات بین‌الملل گذاشتند. به علاوه، انقلاب اسلامی توانست صحنه‌گردانان جدیدی را در نظام بین‌الملل به منصه ظهور برساند كه جنبش‌های آزادی‌بخش و ملت‌ها از آن جمله‌اند. این‌گونه، نقش انقلاب اسلامی با توجه به نوع تعامل میان ملت‌ها، در عرصه روابط بین‌الملل آشكار شده است.(سخاوتی، 1384) تأكید بر قدرتی به نام «قدرت نرم‌افزاری» كه برگرفته از اندیشه، فرهنگ و تفكر اسلامی است، این انقلاب را در تأثیرگزاری ساختاری بر نظام بین‌الملل توانا كرد، تا جایی كه توانست نظامی فارغ از سلطه قدرت‌های استكباری ایجاد كند. افزون بر آن، از جنبه كاركردی، انقلاب اسلامی سبب شد كه دو قدرت رقیب شرق و غرب برای مقابله با این خیزش جدید و مستقل، با یكدیگر همكاری كنند.(خرمشاد، 1392) بنابراین انقلاب اسلامی ایران سرآغاز رشد اسلام‌گرایی در دهه¬های اخیر است. به عقیده فِرد هالیدی، استاد و کارشناس برجسته مسایل خاور میانه، انقلاب اسلامی ایران، نخستین انقلاب در تاریخ جدید است که ایدئولوژی حاکم، شکل سازمان، اعضای رهبری‌کننده و هدف¬های اعلام‌شده آن، همه در ظاهر و باطن مذهبی است و این وجه مذهبی در کنار رویدادهای همزمان با آن، ناگهان توجه جهان را به اسلام جلب کرد.
    2.3. شکست ایدئولوژی¬های غیر اسلامی
    شکست کمونیسم، نه فقط نابودی وعده¬هایی که برای برقراری عدالت اقتصادی و اجتماعی و مبارزه با سلطه داده شده بود، تلقی گردید، بلکه با فروپاشی شوروی و تقسیم آن، جمهوری‌های مسلمان‌نشین (آسیای مرکزی و قفقاز) پدید آمدند که در آنها غلبه دینی با اسلام بود. برداشت مسلمانان از علت افول کمونیسم، ویژگی ضد دینی آن بود و اینک مسلمانان می‌خواستند با انجام وظایف اسلامی، هویت خود را اثبات کنند. از سوی دیگر، کشورهای عرب پس از سال‌ها سردادن شعار ناسیونالیسم عربی نتوانستند اسرائیل را از سرزمین¬های اشغالی برانند و در جنگ خلیج فارس، وحدت آنها عملاً از بین رفت.(فراتی، 1378)
    انقلاب اسلامی با رویکرد مذهبی خود، خطّ‌مشی جدیدی در توسعه، استقلال، آزادی و عدالت برای تمامی کشورها و جنبش‌های انقلابی که تا سال 1979 ایستادن روی پای خود را تجربه نکرده بودند و به بلوک غرب یا شرق وابستگی داشتند، ارایه داد. این موضوع برای قدرت‌های آن روز جهان، قابل تحمل نبود. صدور انقلاب، پیوند جنبش‌های اسلامی و آزادی‌بخش و حمایت از آنان در مبارزه با سلطه‌جویان و استعمارگران دنیای سرمایه‌داری و کمونیسم از دیگر دغدغه‌های مستکبران است. در این زمینه، فرد هالیدی، در سمیناری در انگلیس گفت:
    انقلاب اسلامی در ایران، جذابیت ایدئولوژیکی بسیار زیادی میان اعراب تا الجزایر و سودان دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. به علاوه، در جمهوری‌های آسیایی شوروی، به‌خصوص آذربایجان و گرجستان، عراق، افغانستان و پاکستان، با توجه به بافت اجتماعی این کشورها، دین و فرهنگ ایران دارای نفوذ بسیار زیاد است.(باقرزاده، 1389؛ مقتدری، 1373)
    3.3. بحران هویت در کشورهای مسلمان
    انقلاب اسلامی، مهم‌ترین دلیل بیداری اسلامی است و نقش ویژه‌ای در این روند ایفا كرد. انقلاب اسلامی پس از چند سده به شكل عملی و عینی، اسلام و جوامع اسلامی را از انزوا و سكون خارج كرد، انرژی آزادشده آن، نیروی خیزش جریان‌ها و جنبش‌های اسلامی را فراهم کرد، مردم مسلمان منطقه را نسبت به حقوق و توانایی‌های خود آگاه كرد و باور شكست‌ناپذیر بودن استبداد و استعمار را باطل نمود. غرب‌زدگی و استحاله باعث بروز بحران هویت و ازخودبیگانگی در کشورهای مسلمان شده بود و این بحران هویت باعث شد جریان‌های فکری این کشورها به بیداری اسلامی روی آورند و رجوع به آیین‌های اصیل اسلامی داشته باشند. (خرمشاد، 1392)
    امام خمینی(ره) در یكی از پیام‏های خود به زائران بیت‌الله الحرام، عوامل خارجی و داخلی القای جدایی دین و علما از سیاست را که همان منشأ بحران هویتی در کشور‌های مسلمان است، این‌گونه برمی‌شمرند:
    همه می‏دانیم و باید بدانیم كه آنچه از قرن‏ها پیش تاكنون بر سر مسلمین آمده، خصوصاً در یكی دو قرن اخیر كه دست دولت‏های اجنبی به كشورهای اسلامی باز شده و سایه شوم آنان، بلاد مسلمین را به تاریكی و ظلمات كشانده است و ذخایر خداداد آنان را به باد فنا داده و به طور مداوم می‏دهد، غفلت مسلمانان از مسایل سیاسی و اجتماعی اسلام است كه به دست استعمارگران و استثمارچیان و عمّال غرب‏زده و شرق‏زده آنان به توده‏های مسلمان محروم تحمیل شده است كه حتی غالب علمای اسلام گمان می‏كردند و می‏كنند كه اسلام از سیاست، منزه است و یك شخص مسلمان نباید در سیاست دخالت كند. چپاولگران حیله‏گر كوشش كردند به دست عمّال به اصطلاح روشنفكر خود، اسلام را همچون مسیحیت منحرف[كنند و] به انزوا كشانند و علما را در چهارچوب مسایل عبادی محبوس كنند و ائمه جماعات را در مساجد و محافل عقد و ازدواج منزوی، و مقدسین از توده را سرگرم ذكر و دعا، و جوانان عزیز را سرگرم عیش و نوش، از صحنه امور سیاسی و اجتماعی و اهتمام به امور مسلمین و گرفتاری بلاد اسلامی خارج نمایند و در این امر توفیق بسزایی پیدا كردند و از این جهالت و غفلت ما سوءاستفاده نمودند و بلاد مسلمین را یا مستعمره خویش نمودند و یا به استثمار كشیدند و بسیاری از سلاطین و حكام مسلمین را استخدام نموده و با دست آنان، ملت‏ها را به استضعاف و استثمار كشاندند و وابستگی و فقر و فاقه و پیامدهای آنها گریبان‏گیر توده‌های دربند گردید و اكنون نیز مسلمین به غفلت خود، و عمّال استعمار به تبلیغات خود، و ابرقدرت‌ها به سلطه و چپاول خود ادامه می‌دهند و آخوندهای مزدور و درباری به عقب نگهداشتن مسلمانان و جهالت و غفلت آنان دامن می‏زنند و إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیهِ راجِعُونَ. (امام خمینی، 1379)
    4.3. انحطاط، عقب‌ماندگی و استبداد داخلی
    یکی از موانع بزرگ فراروی بیداری اسلامی، حاکمیت‌ها برخی کشور‌های اسلامی و استبداد حاکمان آنها است. به فرموده امام خمینی(ره): «مشکل مسلمین، حکومت‌های مسلمین است. این حکومت‌ها هستند که مسلمین را به این روز رسانده‌اند».(امام خمینی، 1389) به باور ایشان، دولت‌ها با سرنیزه، ملت‌ها را خاموش نگهداشته‌اند و باید با فریاد و حرکت و ایستادگی، سرنیزه‌ها را شکست. بیشتر حاکمیت¬های کشورهای اسلامی، بر اساس خلافت اسلامی است. در این حکومت‌ها که بر سلطه مستبدانه یک خاندان بر مقدرات مردم استوار است، ظلم، غارتگری و بی‌عدالتی در حق توده‌های میلیونی اعمال می‌شود. حکومت‌های مطلقه‌ای که زمینه عقب‌ماندگی از سایر ملل را برای مردم خود فراهم کرده، موجب شده‌اند ملت ستمدیده نیز در مقابل این دولت‌های در حال احتضار و عقب‌مانده دست به قیام و جنبش بزنند. امام خمینی، دوری مسلمانان و دولت‏های اسلامی از اسلام و قرآن را عامل گرفتاری‌هایی می‌داند كه در طول تاریخ برای مسلمانان به وجود آمده است. علت این دوری را نیز غفلت، نداشتن درك صحیح از آموزه‏های اسلامی و غرض‏ورزی در اجرای آن می‏شمارد:
    اسلام یك دین آسمانی است كه برای ارشاد ملت‏ها و رفع اختلاف بین آنان و هدایت به كمالات انسانی و رفع ظلم و بیدادگری آمده است. لكن مسلمین مجموعاً و تقریباً همین‏طور دولت‏های اسلامی از آن سرّی كه اسلام برای آن آمده است، یا غافل بودند، یا تغافل كردند و همه گرفتاری‏هایی كه برای مسلمین در طول تاریخ ایجاد شده است، برای همین جهت است كه از تعلیمات اسلام دور بودند و نتوانستند آن هدایتی را كه اسلام برای آن آمده است، ادراك كنند و یا به واسطه اغراضی كه داشتند، نتوانستند انجام دهند. مشكل عمده مسلمین، همان دوری از اسلام و قرآن است و اگر مسلمین به حسب امری كه خدای تبارك و تعالی فرموده است: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرَّقُوا»، اگر به همین یك امر و نهی عمل می‌كردند، تمام مشكلاتشان، مشكلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادیشان رفع می‏شد و هیچ قدرتی نمی‏توانست با آن مقابله كند. لكن مع‏الاسف به واسطه غفلت بعضی و عدم توجه بعضی و تغافل بعضی، از این امر محروم ماندند و تا این امر الهی تحقق پیدا نكند، باید مسلمین انتظار گرفتاری‌های بیشتر داشته باشند. (امام خمینی، 1379)
    بدون شک مردم باید در دفاع از اسلام و آرمان‌ها، محکم‌تر از همیشه با تمام توان در مقابل تجاوز نظامی، سیاسی و فرهنگی استکبار جهانی بایستند؛ چراکه لبه تیز سلاح خیانت و جنایت بازیگران سیاسی و سیاستمداران و دست‌های مرموز پشت پرده، از هر سو بیشتر متوجه نهضت اسلامی است و به خوبی می‌دانند تنها نیرویی که می‌تواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. (سعادتمند، 1385)
    4. مبانی انقلاب اسلامی منطبق بر بیداری اسلامی
    تجدید حیات اسلام و بیداری مسلمانان در قرون اخیر از طرف رهبران، علما، مصلحان و متفکران دینی جهان اسلام برای حل و رفع عقب‌ماندگی و انحطاط داخلی و نیز برخورد با غرب و هجوم فرهنگ و تمدن و استعمار غربی طرح و دنبال شد. این تفکر به‌ویژه از نیمه دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تا دوره جنگ جهانی اول، اندیشه غالب بر جریان‌های فکری و سیاسی مسلمانان بود و تأثیر زیادی بر حیات سیاسی و اجتماعی جهان اسلام گذاشت. در حال حاضر نیز بعد از وقوع انقلاب اسلامی ایران و رشد و گسترش جنبش‌های اسلامی، بعد از دوره فترت؛ یعنی در فاصله جنگ جهانی اول تا سال 1980، این تفکر مورد توجه جهان اسلام قرار گرفته است.(عیوضی، 1378)
    انقلاب اسلامی ایران یکی از مهم‌ترین جنبش‌های اسلامی در دوران معاصر و نقطه عطفی در بیداری مسلمانان و حرکت‌ها و جنبش‌های فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جهان اسلام به شمار می¬رود. این انقلاب با بنیاد نهادن بیداری اسلامی در جهان اسلام، بر ذهنیت¬ها و موقعیت¬ دینی - سیاسی مسلمانان و مشروعیت دولت‌های حاکم تردید وارد کرد و دوباره نقش دین و مذهب را در جامعه و سیاست مطرح ساخت و نقطه حرکتی برای بیداری اسلامی و سایر جنبش‌های رهایی‌بخش و اسلامی در نقاط مختلف جهان اسلام و حتی سایر ملل جهان شد.(سلیمانی‌زاده، 1387؛ بهشتی، بی‌تا)
    پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، غرب و شرق با آگاهی از ماهیت الهام‌بخش آن برای مسلمانان و سایر ملت‌ها و درک پیامدهای قطعی این تحول موفق بر جهان و به‌ویژه بر جهان اسلام، ضمن انجام برنامه‌ریزی و سیاستگزاری گسترده برای شکست و محو انقلاب اسلامی در کانون آن و یا جلوگیری از کامیابی آن در تحقق اهداف و ممانعت از دستیابی به توفیقات ملموس و مشخص، در خطی مقابل و موازی با آن، سیاست تحریف، مشوه‌سازی و تخریب وجهه و حقیقت انقلاب اسلامی ایران، برنامه‌ریزی و دنبال شد که هدف نهایی آن، تبدیل اسلام، انقلاب اسلامی و نیروهای اسلامی به نیروهای شر، خطرناک و تهدیدکننده در دید جهانیان بود.(کچویان، 1389) امام خمینی(ره) در سال 1358 در پیامی به جنبش‌های آزادی‌بخش می¬نویسد:
    به نهضت ما که نهضت اسلامی و مستضعفین است بپیوندید.... نهضت ما اسلامی است، قبل از آنکه ایرانی باشد. نهضت مستضعفین سراسر جهان است، قبل از آنکه به منطقه¬ای مخاص متعلق باشد.
    ایشان در ادامه می¬افزاید:
    ما به پیروی ازاسلام بزرگ، از جمیع مستضعفین حمایت می¬کنیم و از شما و هر سازمانی در جهان که برای نجات کشور خویش به پاخاسته است، پشتیبانی می¬کنیم. ما از مبارزات برادران فلسطینی و مردم جنوب لبنان در مقابل اسرائیل غاصب کاملاً پشتیبانی می¬نماییم و به خواست خدای تعالی بر دشمنان بشریت و اسلام پیروز خواهیم شد.(امام خمینی، 1358؛ سلیمانی‌زاده، 1387)
    5. زمینه‌های تأثیر انقلاب اسلامی بر بیداری اسلامی
    یکی از مهم‌ترین عوامل گسترش بیداری اسلامی این است که نهضت‌های اسلامی باید حمایت و تقویت شوند. بسیاری از صاحب‌نظران در پدیده جنبش‌های اسلامی معاصر معتقدند موفقیت‌های انقلاب اسلامی ایران عامل اصلی این بیداری اسلامی و گسترش آن در جهان اسلام است. جمهوری اسلامی ایران کوشیده انقلاب اسلامی را نمونه‌ای از حرکت شجاعانه در مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی به دیگر ملت‌های مسلمان و غیر ‌مسلمان معرفی کند تا آنان نیز از حقوق خود و شیوه دستیابی به آن آگاه شوند.(نوازنی، 1388)
    امام خمینی(ره) از تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر جهان این‌گونه با صراحت یاد می‌کند که: «نهضت مقدس ایران، نهضتی اسلامی است و از این جهت بدیهی است که همه مسلمین جهان تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند». (امام خمینی، 1385). بنابراین خودآگاهی و الهام‌گیری مسلمانان جهان از ایران را نمی‌توان انکار کرد و بسیاری از نظریه‌پردازان غربی نیز به این امر اعتراف کرده‌اند. انقلاب اسلامی ایران تنها انقلاب معاصر است كه بر اساس اجرای فرامین اسلامی، مبارزه با استكبار و صهیونیست جهانی شكل گرفت و تأثیرهای فراوانی در تحولات منطقه‌ای داشت. تحولاتی كه با حضور بازیگران فرامنطقه‌ای در چند سال اخیر به شكل دِگری ظاهر گردید. بنابراین انقلاب اسلامی ایران، اندیشه تلاش برای تحقق برابری و عدالت اجتماعی را در بین مردم جهان تقویت کرد و واکنش مسلمانان در برابر غرب و غرب‌زدگی را افزایش داد.(خرمشاد، 1392)
    انقلاب اسلامی ایران یکی از عوامل مهم و تأثیرگزار در پیشبرد روند بیداری و آگاهی مسلمانان و افزایش فعالیت‌های مؤثر اسلامی در جوامع مسلمان بوده که زمینه تأثیرگزاری بر جنبش‌های سیاسی - اسلامی حاضر را فراهم می‌آورد.(جمشیدی، 1374؛ رجبی، 1389)
    تحولات داخلی کشورها که زیرمجموعه و ابزار اصلی تشکیل‌دهنده نظام بین‌الملل محسوب می¬شوند، همواره به شکل¬های گوناگون، بر نظام منطقه مجاور خود و نیز کلیت نظام بین‌الملل تأثیرگزار بوده‌اند. وقوع انقلاب اسلامی ایران در آخرین سال دهه هفتاد قرن بیستم میلادی شاید آخرین و در عین حال از مهم‌ترین نمونه¬های مهم کلاسیک انقلاب‌هایی بود که تأثیر آن با سرعتی غیر قابل پیش‌بینی از مرزهای ملی فراتر رفت و اثرگزاری‌های مهم منطقه‌ای و بین‌المللی داشت.(وفایی‌زاده، 1390)
    انقلاب اسلامی در ایران توانست انرژی‌های نهفته در بسیاری از كشورهای اسلامی را فعال كند. به این ترتیب این انقلاب، واكنشی در برابر موج‌های كنترل‌گرای كشورهای غربی محسوب می‌شود. به طور كلی نیروهای اجتماعی جهان اسلام از قابلیت مؤثری برای مقابله با تهدیدهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برخوردارند. زمانی كه نیروهای غربی در پی محدودسازی موقعیت نیروهای اسلام‌گرا در جهان اسلام بودند، لایه‌های فرهنگی و اجتماعی كشورهای اسلامی درصدد بازسازی خود برای مقاومت در برابر نیروهای مهاجم غربی برآمدند. این امر موج جدیدی از مقاومت و بیداری اسلامی را در برابر قالب‌های سنتی كشورهای استعمارگر فراهم آورد.(عمرانی درگاهی، 1381)
    بیداری اسلامی در جهان اسلام توانست معادله بازی سیاسی در كشورهای اسلامی را تغییر دهد. نقطه ظهور چنین فرایندی بر اساس تحولات ایران ارزیابی می‌شود؛ به عبارت دیگر، این انقلاب اسلامی در ایران بود كه راهی جدید را برای مبارزه با استعماگران شرق و غرب به كشورهای اسلامی نشان داد. در شرایط جدید، كنش‌های سیاسی مختلفی در کشورهای اسلامی نشان داده می‌شود. به این ترتیب، رفتار گروه‌ها و جنبش‌های اسلام‌گرا در جهان اسلام، معنا و حقیقت جدیدی در سیاست جهان اسلام ارایه كرده است و نیز قالب‌های گفتمانی اسلام‌گرایی، منجر به فعال شدن نیروهای اسلامی گردیده است.(متقی، 1387)
    بر این اساس تأثیر انقلاب اسلامی بر نظام بین‌المللی و جریان‌های فکری معاصر در جهان را در سه سطح متفاوت می‌توان بررسی کرد؛ سطح منطقه‌ای، جهان اسلام و سطح بین‌المللی.


    نمودار شماره 2: زمینه‌ها و بسترهای تأثیر انقلاب اسلامی
    1.5. سطح منطقه¬ای
    انقلاب اسلامی ایران بیشترین تأثیر خود را در این سطح که کشورهای مجاور و همسایگان را دربرمی‌گیرد، بر جای گذارده است. امواج ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به سرعت در پایتخت‌های کشورهای همسایه و سایر نقاط شهری و حتی روستاهایی از این کشورها انعکاس یافت، به‌طوری‌که بسیاری از روشنفکران و توده مردم در این کشورها، این تحول عظیم را به فال نیک گرفتند و آن را منشأ تغییرهای مثبت و عمیقی در منطقه دانستند. در مقابل، بیشتر دولت‌های منطقه با نگرانی و دغدغه رو به تزایدی به وقوع انقلاب اسلامی در ایران می‌نگریستند. در این زمینه، سیاست قدرت‌های فرامنطقه‌ای مانند آمریکا و کشورهای غربی در دامن زدن به نگرانی‌ها و تردیدهای دول منطقه و نیز سوءاستفاده از این نگرانی‌ها و فروش میلیاردی اسلحه و مهمات به این کشورها، مهم و قابل مطالعه است. (درخشه، 1387؛ برزگر، 1391؛ محمدی، 1385)
    2.5. سطح جهان اسلام
    انقلاب اسلامی ایران شاید بیشترین و عمیق‌ترین بازتاب و تأثیر را در سطح دوم یعنی جهان اسلام داشت. منظور از جهان اسلام، همه کشورهای مسلمان مجاور و همسایه ایران، جنوب و شرق آسیا، خاور میانه عربی، شمال آفریقا و حتی جوامع اسلامی در اروپای غربی و آمریکای شمالی است. به اعتراف بسیاری از نویسندگان و روشنفکران، انقلاب اسلامی ایران تأثیرهای مهم و تعیین‌کننده‌ای در سراسر قلمرو و گستره جهان اسلام بر جای گذارد.(درخشه، 1387)
    3.5. سطح بین‌المللی
    تأثیر انقلاب اسلامی ایران در سطح جهان و نظام بین‌الملل را نیز می‌توان در چارچوب دستاوردهای درازمدت و کلان انقلاب مطالعه کرد. به چالش کشیدن وضع موجود در نظام بین‌الملل که به نفع قدرت‌های بزرگ سلطه‌گر و به ضرر کشورهای کوچک و ضعیف چیده شده، مهم‌ترین رویارویی ایران با حامیان وضع موجود است که آمریکا در صدر آنان قرار دارد. اعتراض ایران به حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل، به چالش کشیدن روابط اقتصادی غیر عادلانه میان کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه و یک‌سویه دانستن روابط فرهنگی میان شمال و جنوب، از نمونه‌های بارز تقابل و مواجهه میان اصول بنیادین انقلاب اسلامی و شرایط حاکم بر نظام بین‌الملل در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است.(درخشه، 1387)
    6- دیدگاه جمهوری اسلامی ایران نسبت به بیداری اسلامی
    بیداری اسلامی، آگاهی جمعی با تكیه بر اراده عمومی و متأثر از اسلام اصیل با مدیریت جمهوری اسلامی است که در وضعیت كنونی تبدیل به رفتار سیاسی شده و به شکل نظریه‌ای سیاسی سامان یافته است. از آنجا که انقلاب اسلامی، انقلابی مردمی بود، توجه ملت‌ها را بیش از دولت‌ها به خود جلب کرده و بر آنها تأثیر گذاشته؛ زیرا بیشتر دولت‌های حاکمه، به رژیم شاهنشاهی شباهت دارند. بر این اساس، تأثیر‌پذیری ملت‌ها بیش از دولت‌ها‌ بوده. ملت‌ها به‌روشنی دریافتند که یگانه‌راه آزادی از یوغ استعمار و استبداد، قیام و انقلاب است. (محمدی، 1385) تئوریزه شدن این نهضت فكری، مرحله فرمولیته‌ای را پشت سر گذاشته و به مثابه مدلی سیاسی رخ نموده، به‌طوری‌كه نسبت به گذشته، اوضاع متحول شده است. وضعیت معادلات منطقه در حركت رو به پیش خود، همسو با مصالح اسلام و به زیان غرب در حال رقم خوردن است. این موج فزاینده، درصدد شكستن موانع نهضتی غرب برای رسیدن به جامعه‌ای دین‌محور است. (حلبی، 1388)
    فرایند شکل‌گیری جنبش‌هایی كه در آنها اقبال و توجه و گرایش به معنویت و در رأس آن، دین به وضوح جلوه‌گر باشد، در سال‌های اخیر روند رو به رشدی داشته است. تا پیش از وقوع انقلاب اسلامی ایران، این حركت‌ها و جنبش‌ها به ویژه با ماهیت مذهبی، یا وجود نداشتند و یا فعالیت آنها چشمگیر نبود و معمولاً سیاست انفعالی در قبال دولت‌های حاكم داشتند.(محمدی، 1377) در عمل نیز دولت‌ها و سازمان‌های بین‌الملل حمایتی از این جنبش‌ها و نهضت‌ها نمی‌کردند؛ زیرا این حركات برخلاف صلح و امنیت بین‌المللی مورد نظر ابرقدرت‌ها و منافع آنها تلقی می‌شد و اگر حمایتی نیز از سوی قدرت‌های بزرگ به عمل می‌آمد، در راستای منافع خودشان بود. با وقوع انقلاب اسلامی، دولت ایران، به دلیل خصلت دینی و ماهیت مكتبیش، سعی در حمایت و برقراری ارتباط با آنها نمود؛ ارتباطی كه در فرایند آن، انقلاب اسلامی تجربیات مبارزاتی را همراه با اندیشه و باورهای انقلابی و دینی خویش به نهضت‌های اسلامی و رهایی‌بخش انتقال داد و زمینه‌های رشد و شكوفایی آنان را فراهم ساخت و روند جدیدی را در مسیر حركت نهضت‌های اسلامی ایجاد نمود. (كمالی اردكانی، 1386؛ ستوده، 1385)
    مقایسه اوضاع اجتماعی - سیاسی کنونی کشورهای اسلامی با وضعیت آنان در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، حکایت از تغییری آشکار در بسیاری از آنها دارد. اهمیت این امر در خاور میانه و خلیج فارس به دلیل موقعیت مهم جغرافیایی، وجود منابع غنی انرژی و اهمیت مسئله فلسطین، دوچندان می¬شود.
    7. ابزار‌های تأثیرگزاری
    نخستین بار در تاریخ مدرن، پیروزی انقلاب اسلامی بر اساس ارزش‌ها و معیارهای اسلامی، گفتمان اسلام سیاسی را در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل مطرح نمود که خواهان بخش یا تمام قدرت سیاسی است. این گفتمان در دنیای لائیسم و سکولاریسم مطرح می‌گردد که دین را نه تنها جدا از سیاست می‌دانست و به گفته‌ مارکس، افیون ملت‌ها تلقی می‌شد، بلکه طرفداران آن مدعی بودند دوره‌ آن گذشته و به تاریخ تعلق دارد و چیزی برای ارایه به دنیای مدرن ندارد. گفتمان اسلام سیاسی دریچه‌‌ای جدید به روی اندیشمندان و صاحب‌نظران سیاست باز نمود که دین اسلام می‌تواند سیاسی باشد و حرف‌های تازه‌ای برای ارایه به جهان مدرن امروز دارد که با گفتمان موجود در تقابل و تضاد است.(ملکوتیان، 1382)
    بیداری منتج از انرژی آزادشده انقلاب اسلامی که برای اولین بار در شکل نظامی سیاسی ظاهر شد، به زودی به حوزه مدیریت سیاسی و دیپلماتیک وارد شد و سایر نظام‌های سیاسی جهان اسلام را متأثر کرد. در شرایط کنونی، حضور قدرتمند حرکت بیداری اسلامی با محوریت نظام جمهوری اسلامی ایران و کارکرد آن در شکل مردم‌سالاری دینی و تحت مدیریت جنبش‌ها و جریان‌های سیاسی و مقاومت، معادلات قدرت در روابط بین‌الملل را تغییر داده و در حال سامان‌دادن معادله جدیدی است که معارض با معادلات تعریف‌شده لیبرال دموکراسی با محوریت غرب است.(علیزاده، 1393؛ شیرودی، 1383)
    این وضعیت، قدرت‌های بزرگ و مدعی هژمون جهان را به وحشت انداخته است، به‌طوری‌که تمام امکانات خود را بسیج کرده‌اند تا از تکمیل سیکل معادله جدید قدرت در منطقه با مدیریت اسلام سیاسی و به هدایت‌گری ایران جلوگیری کنند؛ زیرا بیداری اسلامی را که هم‌اکنون در چهره جنبش‌های مقاومت در لبنان، فلسطین و عراق با قدرت رخ نموده است، بزرگ‌ترین چالش برای مدیریت سیاسی و دیپلماتیک غرب به محوریت آمریکا و جدی‌ترین تهدید برای مبانی و پایه‌های لیبرال دموکراسی می‌دانند. ازاین‌رو، آن را بزرگ‌ترین هدف سیاست‌های خصمانه غرب در شرایط فعلی می‌شمارند. مردم کشورهای جهان را در تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران می‌توان به چهار گروه تقسیم کرد:


    جدول شماره 1: تقسیم‌بندی کشور‌ها بر اساس تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی
    گروه اول: کشورهایی چون لبنان، افغانستان و بحرین که تأثیرگزاری انقلاب در آنجا زیاد و مشهود بوده است.
    گروه دوم: کشورهایی چون مصر، تونس نیجریه، پاکستان و فیلیپین که در آنجا انقلاب اسلامی روند گرایش به اسلام را تشدید کرده است.
    گروه سوم: کشورهایی چون مالزی و اندونزی که تأثیرپذیری آنها از انقلاب سطحی بوده و می‌توان گفت از کنار این حادثه عظیم با بی‌طرفی گذر کرده‌اند.
    گروه چهارم: کشورهایی چون عراق و عربستان سعودی که تحولات ایران، آنها را نگران بر هم خوردن امنیت داخلیشان کرد و به اقدامات پیشگیرانه واداشت.

    نتیجه‌گیری
    هرچند قیام‌های منطقه متأثر از تحولات داخلی و برخی مؤلفه‌های جهانی بود، اما همان‌گونه که بسیاری از ناظران سیاسی باور دارند، نقش و جایگاه انقلاب اسلامی ایران و الگوهای آن، نقشی غیر قابل انكار در بیداری ملت‌های منطقه است؛ الگویی كه تكیه بر ملت و دوری از الگوهای غربی را نه تنها به کشورهای منطقه، بلكه به سراسر جهان ارایه کرده و تبلور آن را در تقویت جبهه آزادی‌خواهان جهان می‌توان دید.
    بیداری اسلامی یا خیزش اسلامی، پدیده عظیم و فراگیری است که حدود دو قرن از پیدایش آن می‌گذرد. در این دو قرن فراز و نشیب‌های فراوانی فراروی این حرکت بوده و با ضعف و قوت‌هایی همراه شده است. اگر دنیای استکبار توانست پس از چند سده، تمام علوم مورد نیاز خود برای ساخت جامعه و تمدن مادی را تولید کند، جامعه اسلامی هم باید بتواند علوم مبتنی بر ارزش‌های بومی و دینی خود را تولید کند و عرصه جهانی را به تسخیر فرهنگ و اندیشه‌های ناب اسلامی درآورد.
    حرکت بیداری اسلامی علیه منافع استکباری شرق و غرب ایستادگی می‌کند و دشمنان مستکبر جهانی از آن احساس خطر می‌کنند و با افزایش فشار‌های سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی در تلاش‌اند از گسترش و تعمیق این آگاهی و بیداری اسلامی اصیل و ریشه‌دار جلوگیری نمایند. روشن است که منافع استعماری غرب و شرق با بیداری اسلامی در جهان اسلام به خطر افتاده و آنها هرجا نسبت به منافع استعماری خود احساس خطر کنند، مستقیم یا نیابتی، عملیات نظامی و تخریبی انجام می‌دهند. بنابراین رفتار‌های غیر انسانی برخی از حکومت‌های متزلزل در جهان اسلام و سکوت اربابان غربی و شرقی آنها، فقط با این نگاه قابل تفسیر است.
    مبارزه با رژیم غاصب صهیونیستی و همچنین مبارزه با استبداد داخلی از مهم‌ترین راهکارهای عملی گسترش بیداری اسلامی به شمار می‌رود. بی¬تردید احیاگری و بیداری جهان اسلام با پیروزی انقلاب اسلامی ایران معنا و مفهوم جدیدی پیدا کرد و از مرحله نظر به عمل و واقعیت رسید. اگرچه از حدود یک قرن پیش اندیشمندانی چون سید جمال‌الدین اسدآبادی در جهان اسلام ظهور کردند و ندای بازگشت به اسلام و رویارویی با فرهنگ غرب را سر دادند و در این مسیر نهضت¬ها و گروه¬هایی نیز شکل گرفت، پیروزی انقلاب اسلامی به همه مسلمانان ثابت کرد که بازگشت به اسلام، خیال نیست و می¬تواند واقعیت داشته باشد.
    تأثیر انقلاب اسلامی بر همه جنبش¬ها و جریان¬های اسلامی یکسان و یکنواخت نبوده، میزان آن با توجه به قرابت¬های فکری، فرهنگی و جغرافیایی متفاوت است. با این حال در تقابل جریان‌های فکری، اجتماعی و سیاسی با دولت¬های عربی، ابتدا دولت غالب بوده و با وجود کاهش مشروعیت، توانسته قدرت قهرآمیز و حمایت کافی را برای غلبه بر تهدید این جنبش‌های سیاسی و فکری اسلام‌گرا فراهم آورد. دستگاه دولت که با ارتش و تکنولوژی مدرن تقویت می¬شود، نیروی برتر باقی مانده و از حمایت ضمنی و غالباً اکراه‌آمیز نیروهای غیر مذهبی، اقلیت‌ها و بورژوازی که از هرج و مرج و یا چشم‌انداز پیروزی اسلام‌گرایان می¬ترسند، برخوردار بودند. با این همه، به دلیل مشکلات فزآینده اجتماعی و اقتصادی این کشورها که ناشی از حکومت‌داری نادرست، اقتصاد رو به زوال، مدیریت ناصحیح منابع موجود بود و با الهام‌گیری از انقلاب اسلامی ایران، اولین رستاخیز اسلامی از تونس شروع شد و در ادامه، دامان سایر کشورهای عربی از جمله مصر را نیز گرفت. این نهضت‌ها و جنبش‌ها را اگرچه نمی‌توان انقلاب اسلام‌گرای توده¬ای نامید، ولی در رده بیداری اسلامی قرار می‌گیرند که با انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 آغاز شد و در تونس، مصر، یمن، لیبی و بحرین ادامه پیدا کرد.
    بیداری اسلامی، در حقیقت پاسخ به مشکلات روحی، دینی، اجتماعی و سیاسی حاد قلمداد می‌شود که پیوسته در جامعه بروز می‌کند؛ زیرا هرگاه نارضایتی نسبت به ارزش‌ها و هنجار‌های حاکم بر جامعه در راستای حفظ آن و همچنین نظم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای کسانی به وجود بیاید، دین می‌تواند عامل نیرومندی برای سوق دادن اندیشه‌های انسانی به سوی انقلاب و جنبش‌های اجتماعی باشد. جنبش‌های اجتماعی در جهان اسلام نوعی بیداری اسلامی‌اند که ریشه در دین دارد و در ابعاد مختلف متأثر از انقلاب اسلامی ایران می‌باشند که می‌توان به مفروضات زیر اشاره کرد:
    1. انقلاب اسلامی ایران، اندیشه تلاش برای تحقق برابری و عدالت اجتماعی را در میان مردم جهان شدت بخشید و واکنش مسلمانان در برابر غرب و غرب‌زدگی را توسعه داد.
    2. انقلاب اسلامی ایران باعث بازسازی هویت اسلامی در دنیا شد.
    3. انقلاب اسلامی احیای تمدن اسلامی در دنیا را به دنبال داشت که بیداری اسلامی در همین راستا است.
    4. تجدید حیات اسلام و مطرح شدن اسلام انقلابی از دیگر تأثیرهای انقلاب اسلامی بود. بیداری اسلامی یکی از نشانه‌های تجدید حیات اسلام می‌باشد.
    5. بیداری اسلامی اگرچه قدمتی طولانی دارد، ولی انقلاب اسلامی در گسترش و تعمیق آن نقش تعیین‌کننده داشته است.
    6. اثرگذاری انقلاب اسلامی بر بیداری اسلامی از جهات مختلف تأیید می‌شود.

    منابع
    1. خمینی، روح‌الله، صحیفه امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1379ش.
    2. خمینی، روح‌الله، صحیفه امام خمینی، تهران، نشر عروج، 1385ش.
    3. جندی، انور، اسلام و جهان معاصر، ترجمه حمیدرضا آژیر، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، 1371ش.
    4. الویری، محسن، بیداری اسلامی از باور‌ها تا نهادها، در بیداری اسلامی چشمانداز آینده و هدایت آن، تهران، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1384ش.
    5. باقرزاده، محمدرضا، آسیبشناسی انقلاب اسلامی، مجله معرفت، شماره 68، 1389ش.
    6. بسر، آلستون، دین و چشماندازهای نو، ترجمه غلامحسین توكلی، قم، انتشارات بوستان کتاب قم، 1376ش.
    7. برزگر، ابراهیم، نظریه‌های بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، دانشگاه امام صادق، 1391ش.
    8. جعفریان، رسول، مقالات تاریخی، قم، الهادی، 1378ش.
    9. جمشیدی، محمدحسین، ارتباط متقابل انقلاب اسلامی ایران و جنبش شیعیان عراق، مجموعه مقالات انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن، قم، نشر معارف، 1374ش.
    10. حسینی بهشتی، محمد، ویژگی¬های انقلاب اسلامی ایران، تهران، حزب جمهوری اسلامی، 1371ش.
    11. حسینی فائق، محمد مهدی، بیداری اسلامی و تحولات منطقهای، تهران، دانشگاه امام صادق، 1391ش.
    12. حلبی، علیاصغر، تاریخ نهضت‌های دینی- سیاسی معاصر، تهران، انتشارات زوّار، 1388ش.
    13. خرمشاد، محمدباقر، انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی و تمدن نوین اسلامی، فصلنامه راهبرد فرهنگی، دوره 6، شماره 23، پاییز 1392ش.
    14. دهکردی، حسین، انتفاضه فلسطین، مولود اصولگرایی اسلامی معاصر، فصلنامه علوم سیاسی، شماره 14، 1390ش.
    15. درخشه، جلال، گفتارهایی درباره انقلاب اسلامی ایران، مجموعه مقالات، تهران، دانشگاه امام صادق، 1387ش.
    16. رجبی، صادق، سیاستهای استكباری آمریكا در منطقه خاور میانه، فصلنامه وزین، شماره 43، 1389ش.
    17. رویوران، حسین، تأثیر انقلاب اسلامی بر جنبشهای فلسطینی، مجموعه مقالات همایش بررسی تأثیرات منطقه‌ای و بینالمللی انقلاب اسلامی ایران، 1385ش.
    18. سعادتمند، رسول، معارف و هدایت‌ها در کلام امام خمینی(ره)، قم، انتشارات تسنیم، 1385ش.
    19. صدرالحسینی، رضا، انقلاب اسلامی؛ ظهور بیداری اسلامی یا مدیریتی خارج از منطقه، فصلنامه حبلالمتین، دوره اول، پیش شماره اول، بهار 1391ش.
    20. فراتی، عبدالوهاب، رهیافتی بر علم سیاست و جنبش¬های اسلامی معاصر، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1378ش.
    21. علیزاده، غلام، نقش انقلاب اسلامی ایران در بیداری مسلمانان، مجله آینده روشن، شماره 5. پاییز 1393ش.
    22. عمرانی درگاهی، علی، انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی در جهان، تهران، معاونت آموزش نیروی مقاومت بسیج سپاه، 1381ش.
    23. عیوضی، محمدرحیم، رشد مبانی فکری و تحول فرهنگ سیاسی در انقلاب اسلامی، تهران، انتشارات بینالمللی الهدی، 1378ش.
    24. قطب، محمد، بیداری اسلامی، تهران، انتشارات اطلاعات، 1374ش.
    25. کچویان، حسین‌، انقلاب کبیر اسلامی ایران و جنبش‌های جهان اسلام، باشگاه اندیشه، 1389ش.
    26. کوشکی، محمدصادق، بازشناسی هویت انقلاب اسلامی. فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، سال چهارم، شماره 14، پاییز 1378ش.
    27. گی روشه، تغییرات اجتماعی، ترجمه منصور وثوقی، تهران، نشر نی، 1378ش.
    28. كمالی اردكانی، علیاكبر، انقلاب اسلامی و تعالی گفتمان سیاسی شیعه، دو فصلنامه دانش سیاسی، 1386ش.
    29. سلیمانیزاده، داود، انقلاب اسلامی و احیای هویت دینی شیعیان لبنان، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387ش.
    30. سخاوتی، نصرالله، انقلاب اسلامی؛ آذرخشی از عاشورای حسینی، فصلنامه معرفت، شماره 98، 1384ش.
    31. ستوده، محمد، انقلاب اسلامی ایران در روابط بینالمللی، مجموعه مقالات همایش انقلاب اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، 1385ش.
    32. شیرودی، مرتضی، انقلاب اسلامی ایران و جنبش‌های جهان اسلام، فصلنامه رواق اندیشه، شماره 30، 1383ش.
    33. محمدی، مجید، دین، اینجا، اكنون، تهران، نشر قطره، 1377ش.
    34. محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، مجموعه مقالات همایش انقلاب اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، 1385ش.
    35. متقی، ابراهیم، رویارویی غرب معاصر با جهان اسلام، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1387ش.
    36. ملکوتیان، مصطفی، تأثیرات منطقه‌ای و جهانی انقلاب اسلامی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره 61، 1382ش.
    37. مقتدری، احمد، انقلاب اسلامی، پیامدها و بازتابها، ماهنامه بصائر، سال اول، ش 4 و 5، دی و بهمن 1373ش.
    38. نوازنی، بهرام، صدور انقلاب اسلامی؛ زمینه‌ها و پیامدهای بین‌المللی آن‌، تهران، انتشارات پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، 1388ش.
    39. وفاییزاده، محمدقاسم، موج سوم بیداری اسلامی و توطئه غرب؛ تنش‌های منطقه‌ای و رادیکالیزم، تهران، مجمع بیداری اسلامی، 1390ش.

     

     

     

    • <#f:7057/> : <#f:7058/>
    • <#f:7059/> : <#f:7060/>