امروز :
 
مرکز دراسات المصطفی (ص) العالمی
Al-Mustafa International Research Institute
 
 
فارسی | العربیه | English
 



گزارش
نشست علمی با موضوع حکم لعن بر متصف شدگان بر فسق و کفر در پرتو حفظ نظام اسلام
لعن به عنوان یکی از مصادیقِ نشان دادن بغض و کینهء آدمی نسبت به جریان و اشخاص خاص، از مسائل نخستین در عالم بشری و مورد ابتلای جوامع مسلمان و غیرمسلمان است، و ابعاد فقهی، کلامی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی وسیع دارد
دوشنبه ٢٧ شهريور ١٣٩٦ - ١٠:٥٠

 


نشست علمی « حکم لعن بر متصف شدگان بر فسق و کفر در پرتو حفظ نظام اسلام» توسط گروه فقه واصول پژوهشکده علوم اسلامی در روز یکشنبه مورخه 96/4/26 از ساعت 10 الی 12 با حضور جمعی از اساتید و کارشناسان و پژوهشگران و با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهدی درگاهی پژوهشگر گروه فقه و اصول پژوهشکده علوم اسلامی در سالن اجتماعات طبقه سوم پژوهشگاه برگزار شد.


دکتر مهدی درگاهی پژوهشگر گروه فقه و اصول پژوهشکده علوم اسلامی :


لعن به عنوان یکی از مصادیقِ نشان دادن بغض و کینهء آدمی نسبت به جریان و اشخاص خاص، از مسائل نخستین در عالم بشری و مورد ابتلای جوامع مسلمان و غیرمسلمان است، و ابعاد فقهی، کلامی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی وسیع دارد، که قابل بحث و بررسی فراوان می‏باشد. چه اینکه حبّ و بغض در وجود انسان دو نيروي درونی و قدرتمندی است که منشأ ثمرات زیادی برای جامعه و افراد آن است. انسان به محبوبش علاقه دارد و از مبغوضش بيزارى مى جويد. و اصولا تا محبت و علاقه نباشد اراده نيست، و تا اراده نباشد قيام و اقدامى نخواهد بود و تا كراهت و انزجار نباشد ترك و پرهيز معنايى ندارد.

 

 

با نزول دین مُبین اسلام و تأیید لزوم توّلی و تبرّی نسبت به دوستان و دشمنان خداوند، این موضوع در درون جامعه اسلامی و پس از پیدایش گرایش ها و نحله های متفاوت در زمینه های کلامی و فقهی میان برخی پیروان مذاهب و مسالک مختلف نِمود و جلوهء ویژه ای پیدا کرد؛ به ویژه هنگامی که همراه با نوعی تعصّب و جانبداری همراه گشت.


اهمیت مسئله با مطالعه گزاره های تاریخی هُویدا می شود؛ در طول تاریخ اسلام تا به امروز مشاهده می شود که بزرگان از مذهب، مورد لعن پیروان دیگر مذاهب قرار می گرفتند، و در برخی موارد مُنجر به جنگ های خونین بین پیروان و طرفداران آنان شده است؛ و این مسئله مُنحصر به مذهب جعفری در تقابل با دیگر مذاهب اهل سنت نیست، بلکه بین مذاهب اهل سنت نیز لعن بزرگان از مذاهب دیگر نیز رواج داشته است. اهانت و لعن ابوحنیفه توسط بخاری و برخی از طلایه دارانِ اهل حدیث، در کتب فقهی و تاریخی شاهد این مطلب است و بر هیچ یک از تتبع کنندگان پوشیده نخواهد بود. لعن بر بزرگان و اشخاصِ مورد احترام در مذاهب اسلامی، نه تنها موجب کُدورت بین مسلمانان شود و انگیزه تفرقه امت اسلامی توسط برخی از اجانب و دورافتادگان از رحمت الهی را فراهم می سازد، بلکه موجب خدشه دار شده وحدت مسلمین از درون گشته و در نتیجه نظام اسلام تحت الشعاع قرار می گیرد.


مفاد انشائی آیات قرآن خصوصا آنجایی که نام ملائکه و مردمان و به طور کلی لعنت کنندگان (لاعنون) در کنار نام خداوند سبحان ذکر می شود، نشان از تکلیف وجوبی مسلمانان به لعنت مُستحقان آن دارد. و بنابر عموم تعلیل خداوند درباره لعن قاتل و بیان لعن باری تعالی بر دروغگویان، و عموم مُستفاد از جمعِ مُحلّی به «ال» در واژهء «الظالمین» در آیه شریفه (أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ)، عنوان «فاسق» نیز در کنار عنوان «کفر» معیار استحقاق لعن است. توجه به سنت نبوی(ص) و عنایت به تک تک عناوین و صفات لعن شده توسط پیامبر اعظم(ص) نیز، نشان می دهد مسلمان و غیر مسلمان، مادامی که متصف به آن صفات و عناوین مذکور در سنت نبوی باشند، ملعون پیامبر اعظم(ص) هستند و حتی ظهور برخی از گزارشات ایجاب می کند که لعن رسول خدا(ص) بر مسلمانانِ اتصاف یافته به آن صفت و عنوان خاص مدّ نظر باشد. بنابراین عنوان «فسق» در کنار عنوان «کفر» معیار استحقاق لعن است. و روشن است که دو عنوان یاد شده مرآت و آینهء مُعنوَن، یعنی مصادیق و افراد خارجیِ آن عنوان است. بنابراین، لعن بر افراد و اشخاصی که عنوان فاسق یا کافر بر آن ها تطبیق یابد، و یقین به توبه آنان در بین نباشد، جایز بلکه در مواردی لازم است چنین نیست که برخی پنداشته اند که لعن تنها بر جنس افراد و نه شخص افراد مشروع باشد.


البته گسترهء حکم مذکور در میان کنش با ادلهء حفظ نظام اسلام و پاسداری از آن که در پرتو حفظ اتحاد مسلمین و جامعه اسلامی مضیق می شود.
حفظ نظام اسلام و پاسداری از آن، در گروه حفظ اتحاد مسلمین و جامعه اسلامی است، و حفظ اتحاد مسلمین بدون احترام مسلمانان، از هر گرایش و مذهب، به مقدّساتِ دیگر مسلمانان امکان پذیر نیست. مسلمانان با در نظر گرفتن همین مصلحت، باید از هرگونه اهانت و توهین حتي در قالب لعن به اشخاص و مصادیقی که مورد احترام گروهی دیگر از مسلمانان، از مذاهب مختلف اسلامی، پرهیز کنند.


جهان اسلام و جامعه اسلامی از دیرباز تاکنون دستخوش تهدیدات دشمنان اسلام و استعمار و استکبار ابرقدرت های شرق و غرب بوده است تا جایی که تقابل با دشمنانِ قسم خوردهء اسلام که به نابودی اسلام و آموزه های اصیل و روح بخش آن کمرِ همت بسته اند، ایجاب می کند تا مسلمانان، اتحاد خود را حفظ کرده تا با این عمل، پاسدار نظام اسلام و جامعه اسلامی باشند. حال اگر گروهی از مسلمانان، بنابر بر تطبیق برخی عناوینِ حاکی از استحقاق لعن بر مصادیق، به لعنِ اشخاص و افرادی روی آورند که مورد احترام گروهِ دیگری از مسلمین باشند، در این صورت وحدت و یکپارچگی مسلمین مَخدوش گشته و نظام اسلام و جامعه اسلامی دچار تفرقه و دو دستگی یا چند دستگی می شود و استمرار آن، قطعا، راه را برای نابودی اسلام ناب به دست خود مسلمانان فراهم می سازد. بنابراین، ادلهء حاکی از حفظ نظام اسلام، مُستلزم آنست که لعن و به طور کلی هر گونه اهانت و توهین به مصادیق و افراد معین و مشخصی که مورد احترام گروه دیگری از مسلمانان هستند، از جهت شرعی (فقه) ممنوع و حرام باشد. و این به آن معناست که هیچ یک از مسلمانان، نباید عناوین مذکور در استحقاق لعن بر اشخاص و افرادی تطبیق کنند در حالی که آن اشخاص مورد احترام گروه بسیاری از مسلمانان، با گرایش و مذاهب مختلف، باشند.


خلاصه انکه، رفتارها و اعتقادات افراد در جامعه اسلامی، سه گونه است؛ یا كاملاً شخصی است و به هیچ وجه جنبه اجتماعی ندارد، و یا مى‌تواند اثر اجتماعی داشته باشد، ولی شخص می کوشد تا رفتار یا باورش به هیچ عنوان، جنبهء اجتماعی و عمومی پیدا نکند و حتی مانع از تسرّی آثار آن بر جامعه اسلامی مى‌شود، و یا از باب آثار و نتایج و یا ذات عمل و ماهیت آن، جنبه عمومى و اجتماعی دارد، مثلاً در ملأ عام اقدام به لعن افراد و اشخاصی می کند که به گمان خود، هر چند صحیح، تطبیق یافته از عناوینی است که لعن به پشتوانه آن باید صورت گیرد، و حال آنکه آن افراد و اشخاص مورد احترام گروه های دیگر از مسلمین است. در فرض اخیر و حتی فرض دوم، ادلهء حاکی از وجوب حفظ نظام اسلام در قالب حفظ اتحاد مسلمین، با ادله وجوب یا استحباب لعن بر افراد و مصادیق تطبیق یافته از عناوین حاکی از استحقاق لعن، تقابل داشته و ادله حفظ نظام اسلام مقدم است و باید لعن کلی و بدون تطبیق بر مصادیق خاص صورت گیرد. علاوه بر درک عقل و وجدان بر ضرورتِ حفظ نظام اسلام با حفظ اتحاد و وحدت مسلمین، مطالعه سیرهء عملی اهل بیت عصمت و طهارت: در تعامل با گروه ها و فرقه ها و گرایش های مختلف اسلامی [صدوق، بی تا، ج1، ص19؛ و کلینی، همان، ج8، ص2 تا 14] و عملکرد اصحاب ایشان [طوسی، 1411ق، ص386؛ و علامه مجلسی، 1403ق، ج51، ص357]، در قالب گزارشات مختلفی در منابع تاریخی و روایی مُنعکس شده است، و به روشنی ممنوعیت و حرمت شرعیِ اهانت و توهین در قالب لعن بر افراد و اشخاصِ مورد احترام اهل سنت، به منظور حفظ نظام اسلام در قالب حفظ اتحاد مسلمین، دلالت دارد.

 

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 
کلیه حقوق این سایت برای پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی(ص) محفوظ است. - Copyright © 2009-2012 - All rights reserved
مرورگر پیشنهادی : Mozilla Firefox بازدید امروز : ، بازدیدکل :