امروز :
 
مرکز دراسات المصطفی (ص) العالمی
Al-Mustafa International Research Institute
 
 
فارسی | العربیه | English
 


نشست علمی«صورت بندی و تحلیل نظریه های انقلاب اسلامی»
سه شنبه ٥ خرداد ١٣٩٤ - ١٤:٤٢

 


نشست علمی«صورت بندی و تحلیل نظریه های انقلاب اسلامی» برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه بین المللی المصطفی ، نشست علمی«صورت بندی و تحلیل نظریه های انقلاب اسلامی» توسط پژوهشکده علوم انسانی پژوهشگاه بین المللی المصطفی در تاریخ سه شنبه 5 خرداد 1394 برگزار شد.

در این نشست آقای محمد حقی پژوهشگر پژوهشکده علوم انسانی گفت با توجه به اينکه موضوع نشست علمی در باره نظریه های انقلاب اسلامی و صورت­بندی آنها بود، تلاش شد تا از دیدگاهها و نظریات صاحب نظران و اندیشمندان حوزه نظریه های انقلاب اسلامی استفاده شود. در ابتدا بعد از طرح مباحث مقدماتی و ارائه صورت­بندی مختلف از نظریه­های انقلاب اسلامی، صورت بندی منتخب (تقسیم بندی نظریه های انقلاب اسلامی به فرهنگی، اقتصادی، روانشناختی، سیاسی و ترکیبی) ارائه گردید. در ادامه بعد از تبیین رهیافت فرهنگی انقلاب اسلامی به ارائه و بررسی نظریه های موجود در این زمینه پرداخته شد. منظور از رهیافت فرهنگی، نظریه هایی است که به نقش عوامل فرهنگی از جمله اجرای احکام اسلام و تشکیل حکومت اسلامی به عنوان هدف انقلاب، مبارزه رژیم پهلوی با مظاهر اسلامی و فرهنگ اسلامی به عنوان علت وقوع انقلاب، نقش ایدئولوژی تشیع، نقش رهبری مذهبی امام خمینی (ره) و ساختارهای مذهبی جامعه در تدوین راهبرد و تاکتیک های حرکت انقلابی جایگاه محوری قائل شده و تلاش هاي فكري انديشمندان مسلمان، به ويژه روحانيت شيعه و برخي از روشنفكران ديني، براي ارائه چهره واقعي اسلام از يك سو و پذيرش اسلام اصيل و راستين از جانب مردم ايران و اوج گيري ايمان اسلامي از سوي ديگر، عامل اصلي شكل گيري تحول انقلابي در ايران می داند. در این رهیافت، نظریات اندیشمندانی همچون امام خمینی، شهیدمطهری، آیت الله خامنه ای، شهیدبهشتی، میشل فوکو و دیگر اندیشمندان مورد بررسی قرار گرفت.

در بخش دیگر نشست بعد از تبیین رهیافت اقتصادی انقلاب اسلامی به ارائه و بررسی نظریه های موجود در این زمینه پرداخته شد. منظور از رهیافت اقتصادی، آن دسته از نظریاتی است که به تحلیل عمدتاً اقتصادی درباره انقلاب اسلامی پرداخته اند. از دیدگاه این نظریات نقش اصلی را در وقوع انقلاب ایران، اقتصاد و برنامه های اقتصادی و مشکلات مربوط به آن ایفا کرده است و سایر عوامل فرعی اند؛ لذا سایر عوامل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نه آن که از این دیدگاه موثر و دخیل نبوده اند، بلکه عامل اصلی نبوده و علل بروز عوامل نیز اقتصادی است. در این بخش دیدگاههای حزب توده، سازمان مجاهدین خلق و افرادی مثل رابرت لونی و کاتوزیان بررسی شد. همچنین به رهیافت روانشناختی انقلاب اسلامی و نظریه های مربوط به آن پرداخته شد. منظور از رهیافت روانشناختی انقلاب، دسته ای از نظریات انقلاب هستند که انقلابها را محصول تحول در فرایندهای ذهنی افراد، ناکامی منجر به پرخاشگری و محرومیت نسبی می دانند. در این رهیافت، دیدگاههای افرادی مانند ماروين زوييس در کتاب «شکست شاهانه»، تحليل‌ انقلاب اسلامی بر اساس نظریه افزایش انتظارات جیمز ديويس توسط حسین بشیریه و  دیدگاه فرامرز رفیع پور  هم در چارچوب نظریه محرومیت نسبی تد رابرت گر بررسی شد.

در ادامه نیز بعد از تبیین رهیافت سیاسی انقلاب اسلامی به بررسی نظریه های موجود در این زمینه پرداخته شد. منظور از رهیافت سیاسی انقلاب، دسته ای از نظریات انقلاب هستند که عامل اصلی وقوع و رخداد انقلاب را در امور سیاسی از جمله استبداد، توسعه ناهمگون و توطئه غربیها می دانند. در این رهیافت دیدگاههای یرواند آبراهامیان، صادق زیباکلام و نیز فرضیه توطئه مربوط به محمدرضا پهلوی بررسی شد. آخرین رهیافت، رهیافت ترکیبی بود که مورد بررسی قرار گرفت و منظور از آن، دسته ای از نظریات در مورد علل وقوع انقلاب هستند که عوامل و رهیافتهای مختلف فرهنگی، روانشناختی، اقتصادی و سیاسی را با یکدیگر ترکیب کرده و با دیدگاه چند علتی به معرفی علل وقوع انقلاب پرداخته اند. از جمله اندیشمندانی که به رهيافت تلفيقي و ترکیبی در مورد علل وقوع انقلابها اعتقاد دارند، جان فوران(توسعه وابسته، دولت سركوبگر، فضای باز نظام مند جهانى، نابه سامانی اقتصادى و وجود فرهنگهاى سياسى مخالفت به عنوان عوامل انقلاب اسلامی)، تدا اسکاچپول(دولت تحصیلدار و اسلام شیعی؛ عوامل انقلاب ایران)، نیکی کدی(اصلاحات، تأثير منفى آن بر گروههای اجتماعى، فقدان آزادى، تحول در انديشه تشیع و جنبه انقلابى يافتن آن) و محسن میلانی(توسعه نامتوازن، سیاست حقوق بشر کارترو ائتلاف گروهها به عنوان عوامل انقلاب) می باشند. به نظر اینان انقلاب یک پدیده چند علیتی است، و به همین جهت در تئوری­های خود همزمان به عوامل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی توجه کرده و انقلاب را ماحصل و برآیند این عوامل چندگانه می دانند.

در نهایت در نتیجه گیری بحث، از بین رهیافتهای مطرح شده، رهيافت ترکیبی و چند علتى با تاکید بر عامل فرهنگ به عنوان رهیافت منتخب در تبيين انقلاب اسلامی ایران مورد پذیرش قرار گرفت. چرا که در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران، نمی توان نقش عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی، روانشناختی و فرهنگی را نادیده گرفت و از طرفی نیز نمی توان برخی از این عوامل را ذیل عامل دیگر قرار داد، به عنوان مثال نمی توان فعالیت و مبارزات گروههای مارکسیستی و ناسیونالیستی بر علیه حکومت پهلوی را ذیل عامل فرهنگ(خصوصا فرهنگ اسلامی) دانست، چنین گروههایی در چارچوب تفکرات و اعتقادات خود علیه حکومت مبارزه می کردند و لکن نکته خاص این است که این چنین گروههایی نقش کمتری نسبت به گروههای مذهبی در شکل گیری و پیروزی انقلاب داشتند، و اینکه این گروهها پایگاه مردمی قابل توجهی نداشتند. بنابراین می توان گفت عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی،‌ روانشناختی و فرهنگی در شکل گیری انقلاب اسلامی نقش داشتند و لکن عامل فرهنگی اسلام و تشیع نقش پررنگ و موثرتر داشته و در نهایت نیز نظام سیاسی شکل گرفته بعد از پیروزی انقلاب نیز نظام اسلامی بر اساس خواست اکثریت جامعه مسلمان ایران می باشد.

 

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 
کلیه حقوق این سایت برای پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی(ص) محفوظ است. - Copyright © 2009-2012 - All rights reserved
مرورگر پیشنهادی : Mozilla Firefox بازدید امروز : ، بازدیدکل :