امروز :
 
مرکز دراسات المصطفی (ص) العالمی
Al-Mustafa International Research Institute
 
 
فارسی | العربیه | English
 



اسلام‌گرایی در عربستان
ناظران غربی بطور معمول از «اسلام‌گرایی» تعریف و مفهوم خاصی را اراده می‌کنند. از نظر اینان، گسترش جریان‌های اسلام‌گرا تهدیدی جدی علیه دولت‌های سکولار است.
چهارشنبه ١٨ مهر ١٣٩٧ - ٠٨:٢١

 


 

 

اسلام‌گرایی در عربستان[1]

استیو میلر[2]، مترجم: حمید طالب[3]

چکیده

ناظران غربی بطور معمول از «اسلام‌گرایی» تعریف و مفهوم خاصی را اراده می‌کنند. از نظر اینان، گسترش جریان‌های اسلام‌گرا تهدیدی جدی علیه دولت‌های سکولار است. با توجه به این برداشت، «اسلام‌گرا» به جریان‌ها، گروه‌ها و افرادی افراط‌گرا اطلاق می‌شود که تلاش می‌کنند ارزش‌ها و آموزه‌های دینی خود را برای مأموریت سیاسی بزرگ‌تر به کار گیرند. این مأموریت سیاسی بزرگ‌تر، گسترش و تحمیل برداشت خود از شریعت اسلامی در سطح محلی، منطقه‌ای یا بین‌المللی است. این جریان‌ها، هدف خود را به شکلی غیرمسالمت‌آمیز و با اِعمال خشونت دنبال می‌کنند». در این مقاله، اسلام‌گرایی با چنین تعریفی در سه سطح سازمان‌های اسلام‌گرا، ارتباط اسلام‌گرایی با جامعه و ارتباط میان اسلام‌گرایی و دولت در کشور عربستان بررسی شده است.

واژگان کلیدی: عربستان، سازمان‌های اسلام‌گرا، اسلام‌گرایی در جامعه، اسلام‌گرایی و دولت.

 

 

مقدمه

در سال 1744 نخستین شیخ‌نشین سعودی با صلح میان رئیس قبیله سعودی محمدبن‌سعود و واعظ متعصبی به نام محمدبن‌عبدالوهاب، تشکیل شد؛ از آن زمان تاکنون تفسیر بسیار محافظه‌کار اسلامی که اکنون با عنوان وهابی‌گری شناخته می‌شود گفتمان رسمی و مسلط در عربستان سعودی است. اگرچه وهابیت به‌طور عمده در بیشتر طول تاریخش به شبه‌جزیره عربستان محدود بوده است، در دهة 1960 با تلاش حکومت عربستان برای مبارزه با گسترش کمونیسم و ملی‌گرایی عرب در سراسر خاورمیانه، به جنبشی فراملّی تبدیل شد. حاکمان سعودی برای کنترل این نیروها سیاستی را اتخاذ کردند که به اعضای اخوان‌المسلمین که تحت فشار حکومت‌های سکولاری همچون جمال‌عبد‌الناصر در مصر بودند اجازه مهاجرت می‌داد. برخلاف وهابیت که به‌طور سنتی بر اعتقادات دینی و اجرای آیین‌ها تمرکز داشت، حسن ‌البنا اخوان‌المسلمین را به‌عنوان یک جنبش اصلاح اجتماعی تأسیس کرد که با ریاست سیدقطب بیشتر به یک جنبش سیاسی تبدیل شد. قطب به ایجاد یک جماعت مسلمان جهانی (امت) امید داشت و بر این باور بود که از طریق مبارزه جهادی با جاهلیت به‌دست می‌آید(Qutb,2007) . اخوانی‌ها در نظام اداری سعودی نقش‌هایی را به‌دست گرفتند و در جامعه تلفیق شدند؛ بر نظام آموزشی تأثیر گذاشتند و برنامه‌های درسی تنظیم کردند، بخش مهمی از هیئت علمی دانشگاه را تشکیل دادند و نوشته‌های آن‌ها قفسه‌های کتابفروشی‌های محلی را پر کرد("Saudi Arabia Backgrounder", September21, 2004:2) .

مهاجرت این اسلام‌گرایان جامعة اسلامی عربستان سعودی را تقویت کرد؛ ولی تفسیر اخوانی‌ها از اسلام برای سلطة دینی بدون مخالف تشکیلات سعودی، چالش‌ عمده‌ای را در این حکومت پادشاهی پدید آورد. در پاسخ به این چالش، همان‌طور که عربستان سعودی به واردات اعضای اخوانی ادامه می‌داد، شاه‌فیصل سعودی یک سیاست خارجی اسلام‌محور را آغاز کرد که از طریق سازمان‌های تبلیغاتی همچون جامعه جهانی اسلامی، مدارس، ادبیات و گروه‌های مخالف با شکل‌های لیبرال اسلام و دیگر دین‌داری‌های «کفرآمیز» در آفریقا و آسیا، اعتقادات وهابی را صادر می‌کرد(Commins, 2009: 3-152) .

سال 1979 نقطة عطف دیگری در تحول وهابیت بود چراکه سعودی‌ها جهاد مسلحانه‌ای را برای شکست اتحاد جمهوری‌های شوروی در افغانستان شکل دادند و شبکة گسترده‌ای از مدارس دینی را ایجاد کردند(Commins, November13, 2007: 8) که نسل جدیدی از شیوخ و اساتید و دانشجویان را برای شرکت در این جنگ به‌وجود آورد. همان طور که سعودی‌های درون این حکومت پادشاهی از ایدئولوژی‌های اخوانی‌ها تأثیر پذیرفتند، سعودی‌هایی که برای جنگ به خارج از عربستان رفتند نیز تحت تأثیر مجموعه‌ای دیگر از تفاسیر اسلامی قرار گرفتند.

در همین بافت بود که جنبش‌های اسلام‌گرا در عربستان سعودی سر بر آوردند. البته این جنبش‌ها به‌جای حمایت سرسختانه از حکومت سعودی،‌ اغلب با موضع رسمی سیاسی و دینیِ این حکومت استبدادی و روحانیان وفادار به آن مخالفت می‌کردند. لیکن امروزه موضع اسلام‌گرای سعودی بسیار متفاوت به‌نظر می‌رسد. این حکومت موفق شده است اکثر روحانیونی را که زمانی با آن مخالف بودند به عضویت خود درآورد و آن‌ها را به عناصر کلیدی قدرت سعودی بدل کند. با شیوع اعتراضات در سراسر خاورمیانه، روحانیون سعودی با طیف‌های سیاسی مختلف به حمایت از این رژیم پرداختند و مشروعیت آن را مورد تأیید مجدد قرار دادند. حکومت پادشاهی سعودی تاکنون با آمیزه‌ای از دین و پول و امنیت توانسته است از بدترین شورش‌های جهان عرب جلوگیری نماید.

فعالیت اسلام‌گرایی

از ویژگی‌های اسلام‌گرایی در عربستان سعودی وجود گرایش‌های رقیبی است که در حالی که همگی محافظه‌کار و بنیادگرا هستند، دربارة ارتباط میان اسلام سیاسی و جامعه عقاید متفاوتی دارند.

مخالفان[4]

یکی از این جریان‌ها را رافضی (مخالف) می‌نامند. پیروان این خط فکری با هرگونه نقش و یا نظر برای خودشان در گفتمان سیاسی و به دنبال آن در حکومت سعودی، مخالف هستتند. اینان درعوض تنها بر ایمان و مناسک دینی تمرکز کرده و تمامی مکاتب فقهی اسلامی را رد کرده‌اند و تنها بر احادیث بدون واسطه از پیامبر متکی هستند. رافضی‌ها خود را به جماعت‌هایشان محدود می‌کنند که در این جماعت‌ها فرزندانشان را آموزش می‌دهند و به شیوة بسیار سنتی زندگی می‌کنند. اینان همچون هر جنبش اسلام‌گرای دیگر یکپارچه و همگن نیستند و برخی از آن‌ها برخلاف اعتقاد اصلی این جریان، جنبش‌های اعتراضی سیاسی - اجتماعی خود را شکل داده‌اند.

معروف‌ترین این جنبش‌ها الجماعه‌السلفیه‌المحتسبه است که در دهة 1970 شکل گرفت و عالم دینی سوری نصرالدین‌ الالبانی الهام‌بخش آن بوده است(Saudi Arabia Backgrounder" , September21, 2004) این جنبش در سال 1979 بطور مستقیم رژیم سعودی را به مبارزه فراخواند. در این زمان صدها تن از اعضای این جنبش به رهبری جهیمان العتیبی و برادر همسرش محمدبن‌عبدالله ‌القحطانی، مسجد الحرام در مکه را به‌صورت مسلحانه تصرف کردند، هزاران نفر را گروگان گرفتند و اعلام کردند که مسیح یا مهدی، در سیمای قحطانی ظهور کرده است(Commins, 2009) . از آنجا که این مسجد یکی از مقدس‌ترین اماکن اسلامی است، سعودی‌ها نمی‌خواستند برای پایان این محاصره به زور متوسل شوند. لیکن پس از چند روز تلاش‌های نافرجام برای بیرون کشیدن این افراد متعصب از مسجد، سعودی‌ها با کمک اطلاعات فرانسه به شکلی خشونت‌بار به محاصره پایان دادند. القحطانی طی این حمله کشته شد(Bronson, 2006: 8-147) و العتیبی و 62 نفر دیگر از اعضای این جنبش بعداً در ملأعام گردن زده شدند (New York Times, August2,1987) .

پس از حادثة مسجدالحرام باقی اعضای جنبش الجماعه‌السلفیه‌المحتسبه به کویت و یمن و صحرای جنوب عربستان گریختند و به حالت انزوای نسبی بازگشتند. برخلاف پایان بی‌حاصل محاصرة مسجدالحرام، در سال‌های بعد عقاید العتیبی همچنان بر دیگران اثر می‌گذاشت. طبق نظر توماس هگامر[5] و استفان لاروخ[6]، عقاید العتیبی نخستین تأثیر را بر ابومحمد المقدیسی رهبر برجسته سلفی جهادی اردنی نهاد؛ او نخست اعضای این جنبش را در کویت ملاقات کرد و سپس در اوایل دهة 1980 به عربستان سعودی سفر کرد تا «به تحصیل دین» بپردازد(Hegghammer and Lacroix, 2007) . به‌علاوه گفته می‌شود سه نفر که در سال 1995 در بمب‌گذاری ریاض نقش داشتند و همچنین «نظامیان ارشد» که بخشی از عملیات خشونت‌بار 2003 بودند، از دیدگاه‌های جنبش الجماعه‌السلفیه‌المحتسبه تأثیر پذیرفته‌اند(AI-"Utaybi: 117).

اما این جنبش خود حکومت سعودی را نیز تحت تأثیر قرار داد. سال محاصره مسجدالحرام برای سلطنت سعودی پرهیاهو و جنجالی بود. در همان سال انقلاب اسلامی ایران و اعتراضات شیعیان در استان نفت‌خیز شرقی عربستان سعودی و تجاوز شوروی به افغانستان رخ داد. رهبری سعودی تمامی این تحولات را تهدید‌هایی جدی برای امنیت خود می‌دانست و برای تأکید بر رهبری خود بر جهان اسلام و سرکوب نمودن افراط‌گرایی داخلی، به سرعت اقداماتی اساسی را در دستور کار قرار داد. سعودی‌ها با صدور یک شکل خشونت‌بار و سیاسی‌شده از وهابیت که هم‌زمان به‌عنوان یک ابزار سیاست خارجی علیه شوروی و گرایش‌های رقیب اسلامی عمل می‌نمود، به هر دو هدف خود رسیدند(AI-Rasheed, 2007).

صحوه

یکی دیگر از گرایش‌ها جنبش صحوه («بیداری») است. زمانی که اخوان‌المسلمین شهرتی جهانی یافت علمای صحوه در دهة 1960 شکل‌ گرفتند. نتیجة طبیعی تعامل آن ها با اعضای اخوان‌المسلمین آن بود که ایدئولوژی علمای صحوه ترکیبی از آموزه‌های سلفی-وهابی و فعالیت سیاسی اخوانی‌ها گردید(Beranek, January28, 2009:3) . صحوه به‌هیچ‌وجه همگن و منسجم نیست و دسته‌ای بسیار متنوع است که علمای دینی، عالمان علوم طبیعی، دکترها و دانشگاهیان را در بر می‌گیرد. اینان به‌طور معمول حداقل به دو اردوگاه اصلی تقسیم می‌شوند: اول کسانی که پیروی حسن ‌البنا بنیان‌گذار اخوان هستند و دوم کسانی که از جانشین وی، سیدقطب پیروی می‌کنند. توانایی آن‌ها برای توجه به مسائلی همچون سیاست که خارج از گسترة تشکیلات دینی رسمی عربستان است در اصل جاذبه‌های عمومی گسترده‌ای را برای آن‌ها ایجاد کرده است(AI-Rasheed,2007) .

فهد پادشاه اسبق عربستان پس از تجاوز صدام حسین به کویت در سال 1990، برای دفاع از شبه‌جزیره عربستان به یک ائتلاف نظامی غیراسلامی تحت رهبری امریکا اعتماد کرد. صحوه در سال 1990 به‌جهت مخالفت خصمانه با این پیمان نظامی بسیار معروف شد. این تصمیم سلطنتی به‌واسطة فتوایی از سوی مفتی اعظم، شیخ عبدالعزیزبن‌عبدالله‌بن‌باز، مشروعیت یافته بود. دو روحانی مرتبط با صحوه یعنی سلمان العده و صفار الحوالی به این مفتی غضب کرده و در محکوم‌نمودن استبداد سعودی و بنیادهای دینی این تصمیم، مجالس وعظ برگزار کردند(Beranek) . اینان به‌همراه دیگر روحانیون برجسته صحوه بر این باور بودند که مشروعیت رهبری آل سعود و بنیادهای دینی رسمی سعودی، به‌واسطة این همکاری با غرب برای همیشه از بین رفته است(Ahrari, Summer1999) . پس از آن، صحوه، اسلامی‌سازی بیشتر جامعه سعودی را مطالبه کرد و نقش برجسته‌تری را در امور خارجی و اجتماعی خواستار شد. ‌(Bronson, Autumn2005:127). اینان بین سالهای 1991 و 1992 به همراه دو عالم دینی دیگر دو نامه انتقادی عمومی عمده را علیه شاه عربستان ترتیب دادند. نخستین نامه انتقادی با عنوان «نامة مطالبات» را 400 نفر از علما امضا کردند و در آن خواستار مقررات سخت‌گیرانه‌تری در حوزة عمومی شدند. دومین نامه تحت عنوان «یادداست نصیحت» را 107 نفر از علما امضا کردند که بیش از حد معمول بی‌پرده و گسترده بود. این نامه انتقادی خواستار آن شده بود که شاه عربستان آموزش حقوق غربی را غیرقانونی اعلام کند، یک لشکر پانصدهزار نفری برای جنگ با یهودیان و کمک به مسلمانان ایجاد کند و کمک‌های خارجی به رژیم‌های ملحد را پایان دهد(Bronson: 3-212) .

در سال 1994، العده و الحوالی و نزدیک 1300 نفر از اعضای صحوه به جهت مخالفت شدیدشان با رژیم سعودی دستگیر شدند(Bachar:18) . پنج سال حبس آن‌ها در زندان تنها موضع این علما را در نظر پیروان‌شان تقویت کرد و حتی نسبت به علمای رسمی مشروعیت عمومی بیشتری به آن‌ها داد و این باعث وحشت سران حکومت شد. وقتی این افراد در سال 1999 آزاد شدند حکومت سعودی دو گزینه پیش روی آن‌ها قرار داد که یا از انظار عمومی غایب شوند و یا به اقتدار حکومت تن دهند. اینان دومی را انتخاب کردند و در نتیجه صحوه فروریخت. برخی از اعضای صحوه از آن زمان به دیگر جنبش‌های اسلام‌گرای سعودی از جمله گرایش جهادگرا پیوستند و برخی دیگر اسلام‌گرایی را به کلی رها نمودند. لحن اعضای ثابت‌ قدم صحوه نیز تغییری اساسی نمود: اینان دیگر به ندرت حکومت سعودی و یا بنیادهای دینی آن را نقد می‌کردند. در حقیقت اینان به دفاع از رژیم محکوم کردن مخالفینی روی آوردند که تلاش می‌کردند ثبات این حکومت پادشاهی را سست نمایند.

جهادی‌ها

یک گرایش متمایز جهادی نیز در جامعة سعودی آشکار است که با برآمدن شبکة اسامه‌‌بن‌لادن به روشنی و با بدنامی محدود شد. بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که القاعده در پیشاور پاکستان و توسط بن‌لادن و نظریه‌پرداز جهادی فلسطینی عبدالله اعظم، در پایان جنگ شوروی و افغانستان (1989 تا 1979) شکل گرفت. این جنبش از اداره‌ای به نام مکتبه الخدمات رشد نمود که به شکل لجستیک و اطلاعاتی جهاد افغان را پشتیبانی می‌کرد.

پس از شکست شوروی بسیاری از مجاهدین در نظر برادران مسلمان خود به‌صورت قهرمان جنگی به میهن بازگشتند و سال 1990 زمانی حیاتی برای تحول القاعده بود. حس شکست‌ناپذیری بر «عرب‌های افغان» سایه افکند و پس از اینکه ارتش صدام حسین به کویت حمله کرد بن‌لادن از فهد پادشان عربستان خواست به افرادش که در جنگ افغانستان شرکت کرده بودند اجازه دهد از شبه جزیره عربستان، زادگاه اسلام، دفاع کنند. فهد که نمی‌خواست امنیت شبه‌جزیره را به مجاهدین واگذار نماید درخواست بن‌لادن را رد کرد و در عوض به سرعت ائتلافی غربی را که تحت رهبری آمریکا با ارتشی 500هزار نفری بود برای این مأموریت پذیرفت. بن‌لادن بعدها گفت عربستان سعودی «به امت اسلامی خیانت کرد و در عوض با کمک و یاری کفار علیه مسلمانان به کفر پیوست»(Raymond) .

از سال 1999 تا 2001 درگیری‌ها در جهان اسلام (چچن و کوزوو و سرزمین‌های فلسطین) و یک شبکه جذب نیرو در عربستان سعودی، بن‌لادن را قادر ساخت تا موجی از سعودی‌ها را به اردوگاه‌های آموزشی القاعده در افغانستان جذب نماید. مشهور است که عملیات‌های القاعده از سوی افراد و سازمان‌های سعودی به خوبی تأمین مالی می‌شود. در سال 2004 کمیسیون یازدهم سپتامبر گزارش داد که بن‌لادن شبکة مالی غیررسمی از مؤسسات خیریه، شامل بنیاد اسلامی الحرمین و دیگر سازمان‌های غیردولتی، ایجاد کرده که به سرمایه‌گذاران سعودی و خلیج کمک می‌کند منابع مالی خود را به جنگ اعراب در افغانستان و سپس به القاعده ارسال کنند.(TheCommission Report", July22,2004. )

در اوایل سال 2002 پس از آنکه شکست طالبان، پایگاه عملیاتی القاعده در افغانستان را به‌خطر انداخت بین 300 تا 1000 نفر از اعضای سعودی این شبکه به عربستان سعودی بازگشتند. پس از آن دو هستة مستقل شکل گرفت و این سازمان با ذخیره‌سازی سلاح‌ها، اجارة خانه‌های امن، برپایی اردوگاه‌های آموزشی و استخدام دیگر «عرب‌های افغان» برای عملیات‌ها آماده می‌شدند(Hegghammer, 2008) . این اعضا تقریباً همگی مرد بودند به جز تعداد کمی از زنان که در تدارکات نظامی یا مبارزه رسانه‌ای این گروه مشارکت داشتند. نظامیان القاعده، با متوسط سنی 27 سال، به‌طور معمول از دیگر اعضای گروه‌های اسلام‌گرا مسن‌تر بودند و اغلب آ‌ن‌ها تنها تا سطح دبیرستان یا پایین‌تر از آن تحصیل کرده بودند(Hegghammer, Winter2006:42) . این هسته‌ها را به‌طور عمده از سعودی‌ها تشکیل شده بود اما درصد کمی از ملیت‌های خارجی را نیز در خود داشت. ذکر این نکته جالب است که اکثریت اعضای القاعده از مناطقی بودند که به‌طور معمول جزء مناطق دین‌داران بسیار محافظه‌کار و یا مناطق فقیر روستایی به‌شمار نمی‌آمدند؛ بلکه اکثریت قاطع اعضای این سازمان را شهرنشینانی از ریاض تشکیل می‌دادند که اکثر آن‌ها تجربه نبرد در افغانستان را داشتند، نبردی که نخست علیه شوروی و سپس علیه آمریکا صورت گرفت (Hegghammer, Winter2006:45).

قدرت تلاش‌های ضدتروریستی سعودی در نهایت، شاخة محلی القاعده را مجبور ساخت به آنسوی مرز یمن نقل مکان کنند. در ژانویة 2009 شاخه‌های سعودی و یمنی القاعده تلفیق شدند و القاعده شبه جزیرة عربستان (AQAP) را تشکیل دادند و شماری از سعودی‌ها در این نمایندگی جدید پست‌های رهبری را به‌دست گرفتند (Al Jazeera (Doha), December29, 2009,). القاعده شبه جزیرة عربستان تنها در سال نخست فعالیت خود به تهدیدی جدی بدل شد، در آگوست 2009 این سازمان تقریباً موفق شد قائم‌مقام وزیر کشور وقت سعودی شاه‌زاده محمدبن‌نایف را طی یک اجتماع در خانه‌اش در جده ترور نماید(Coker, Augus29, 2009) . سپس تنها چند ماه بعد القاعدة شبه‌ جزیره، روز کریسمس پرواز خطوط هوایی نورث‌وست را که از یمن به دیترویت حرکت می‌کرد بمب‌گذاری کرد که نافرجام بود(O"Connor and Schmitt, December25, 2009) یک نیجریه‌ای با مواد منفجره در زیر لباس خود قصد داشت این مأموریت را انجام دهد.

با وجود موفقیت‌های اولیه ضدتروریستی عربستان سعودی، عوامل القاعدة شبه‌جزیره در این کشور فعالیت می‌کردند. در سال 2001 و 2012 مقامات سعودی ظاهراً بیش از 5000 نفر مظنون به همکاری با القاعده را دستگیر کردند. از جمله برخی افراد در این میان قرار داشتند که متهم بودند کانون‌هایی برای هماهنگی حملاتی علیه نظامی‌های آمریکایی در کویت و قطر تشکیل داده‌اند(Saudi Arabia Puts, April8, 2012) . سپس در آگوست 2013 نیروهای امنیتی سعودی دو تبعیدی از یمن و چاد را دستگیر کرد که گفته ‌شد قصد دارند حملات انتحاری صورت دهند. به‌علاوه پادشاهی عربستان گزارش داد که این افراد با طرح بزرگتری از القاعده در ارتباط بوده‌اند که وزارت کشور آمریکا را مجبور می‌کرد 19 مأموریت دیپلماتیک در این منطقه را لغو کند (Allam, August9, 2013).

دیگر شهروندان سعودی به جهت ارتباط احتمالی با القاعده شبه‌جزیره تحت تعقیب باقی ماندند. به‌ویژه وزارت کشور عربستان فهرست‌های جداگانه‌ای از 47 و 85 نفر افراد مختلف «شدیداً تحت تعقیب» را تهیه کرد. تا آگوست 2013، تعداد 42 نفر از 47 نفر و 75 نفر از 85 نفر دستگیر نشده‌اند("Wanted Terrorists: List 47," August16, 2013) .

شیعیان

آخرین گرایش اسلام‌گرایی عربستان سعودی در اقلیت شیعة این کشور ریشه دارد. شیعیان سعودی که از زمان محمدبن‌عبدالوهاب در این کشور خارج از دایره ایمان دانسته می‌شوند همچنان در وضعیت کنونی این کشور بسیار نادیده گرفته می‌شوند(Moussalli, January2009: 6) . اسلام‌گرایان شیعه هیچ‌گاه به اندازه صحوه یا حتی جهادی‌ها در عربستان سعودی سازماندهی نشده‌اند؛ با این حال مواردی از فعالیت اسلام‌گرایی شیعه ارزش بحث دارد. یک رخداد مخالفت شیعه در اوایل سال 1980 با برآمدن انقلاب اسلامی ایران رخ داد که به دفعات مستند شده است. کانال عربی رادیو تهران برای شیعیان عربستان تبلیغاتی علیه رژیم سعودی پخش می‌کرد. این تبلیغات باعث ایجاد شورشی در قطیف شد که طی آن شهروندان به بازار مرکزی شهر حمله کردند(Bronson: 147) . از آن زمان حکومت سعودی نسبت به ایجاد خشونت‌های جدید و همچنین تأثیر ایران بر امور داخلی عربستان بسیار حساس شده است.

به‌نظر می‌رسد حرکت بیداری اسلامی در میان جماعت شیعة سعودی ناآرام و مخالف باعث برافروختن خشونت شده است. اندکی پس از آغاز اعتراضات در تونس در دسامبر 2011، اسلام‌گرایان شیعی در عربستان سعودی به سازماندهی خود از طریق ابزارهای شبکه‌های اجتماعی همچون فیسبوک و توئیتر پرداختند و برای اصلاحات اجتماعی و سیاسی، همچون انتقال به یک سلطنت مشروطه و پایان تبعیض فرقه‌ای [که باعث ایجاد خشم زیاد برای این جماعت اقلیت شده است] طومارهایی تنظیم کردند. پس از آنکه نیروهای امنیتی، به روحانی برجسته شیعه نمر النمر به خاطر تحریک «آشوب‌گری» حمله کرده و او را دستگیر کردند، در جولای 2012 اعتراضات خشونت‌بار در استان شرقی، موطن اکثر جماعت شیعی و همچنین بیشتر منابع نفتی کشور، فوران کرد.(BBC, July9, 2012).

خشم شیعیان در هفته‌های پس از بازداشت نمر ادامه یافت اما مقامات سعودی وقتی طی این راهپیمایی دو نفر را به ضرب گلوله از پا در آوردند، بر آتش این اعتراضات افزوده شد(Matthiesen, July10, 2012) . وقتی ده‌هاهزار از عزاداران خشمگین پیکر سه نفر از جوانان شیعی را که نیروهای امنیتی سعودی کشته‌ بودند در خیابان‌های عوامیه حمل می‌کردند و شعار «مرگ بر آل سعود» سر می‌دادند، معترضان در استان شرقی در اکتبر 2012 افزایش یافتند.

تا اوایل سال 2013 تنش‌های میان حکومت و جماعت شیعی فروکش نکرد. تقریباً ده ماه پس از اینکه مقامات سعودی روحانی شیعی معروف نمر النمر را دستگیر کردند، در مارس 2013 وی را به جهت «ایجاد اختلاف» و «تضعیف وحدت ملی» محاکمه کردند("Saudi Arabia, May11, 2013) .[7] در این زمان برخوردهای میان جوانان شیعی و نیروهای امنیتی در استان شرقی ادامه یافت تا آتش خشم عمومی نسبت به این سلطنت برافروخته باقی بماند. طبق گزارش‌های موجود از سال 2011، حداقل 19 نفر شیعه را نظامیان و پلیس سعودی کشته است(Reuters , June22, 2013) .

اسلام‌گرایی و جامعه

حکومت سعودی از ثروت نفت برای راضی‌کردن شهروندان و تطمیع مخالفان استفاده می‌کند و وهابی‌ها به وفاداری نسبت به ولی امر دستور می‌دهند؛ بنابراین جنبش های اسلام‌گرا در عربستان سعودی نتوانسته‌اند برای ایجاد چالشی مداوم و یا جدی برای خاندان سعود حمایت اجتماعی کافی را به‌دست آورند؛ با این حال اسلام‌گرایان سعودی از حمایت عمومی به میزان چشمگیری برخوردار هستند.

روحانیون صحوه وقتی اعتبار اسلامی خاندان حاکم و بنیادهای دینی آن را در سالهای 1990 تا 1994 به چالش کشیدند بسیار معروف شدند. حبس آن‌ها بر جایگاه و معروفیت آن‌ها افزود. روحانیون صحوه از آن زمان نقد خود نسبت به رژیم را مسکوت گذاشته‌اند؛ اما بسیار تأثیرگذار باقی مانده‌اند. در سال‌های اخیر حتی دیکتاتورهای عرب رقیب به دنبال کسب مهر تأیید از رهبران صحوه بوده‌اند. به‌عنوان مثال روزنامه سعودی العربیه در 27 فوریه 2011 گزارش داد که پسران رهبر لیبی معمر القذافی، به نام‌های سیف‌الاسلام و السیدی از العده و عائض القرنی خواسته‌اند فتاوایی برای ممنوعیت راهپیمایی‌ها در لیبی صادر کنند. این دو روحانی چنین درخواستی را رد کردند اما این رخداد جایگاه پایدار این روحانیون در جهان عرب و اسلام را برجسته می‌سازد. به‌علاوه از آنجا که شماری از روحانیون صحوه از اینترنت برای تبلیغ پیام خود استفاده می‌کنند، بر شهرت‌شان افزوده شده است. در سال 2011 [نشریه‌] خاورمیانه فوربز[8] سلمان العوده را چهارمین نفر در فهرست 100 نفری «توئیتری‌ها» قرار داد. تا آگوست 2013 وی بیش از 4/3میلیون نفر کاربر توئیتری و نزدیک به 5/1میلیون کاربر در فیس‌بوک داشته است. اما روحانیون سعودی محمد العریفی و عائض القرنی در رسانه‌های اجتماعی از العوده پیشی گرفته‌اند. تا همان تاریخ، العریفی بیش از کل جمعیت اردن کاربر توئیتر داشت (3/6میلیون نفر).[9]

به‌همین ترتیب القرنی نیز یک فرد موفق در رسانه‌های اجتماعی است . که با 1/4میلیون نفر کاربر، بیشتر از کاخ سفید کاربر توئیتری داشته است.[10]

افزایش معروفیت صحوه می‌تواند عامل نگرانی باشد؛ چراکه برخی از روحانیون در گذشته از نفوذ آن‌ها برای دفاع و حمایت از خشونت استفاده کرده‌اند. یکی از تجلی‌های آشکار اینان آن بود که توانستند در سال 2004 سعودی‌ها را برای جنگ علیه نیروهای ائتلاف بسیج نمایند. در شب حصر فلوجه توسط آمریکا، بیست‌وشش روحانی برجسته علیه ائتلاف «متجاوز» یک «موعظه‌ مفصل خطاب به مردمان نظامی عراق» امضا کردند.[11] اندکی پس از آن تعداد سعودی‌هایی افزایش یافت که برای جنگ علیه نیروهای غربی به عراق رفتند (Hegghammer, June12, 2008) . اخیراً در ژوئن 2012 شماری از روحانیون برجسته تلاش کردند در یک حرکت جمعی به شورشیان سوری که علیه رژیم بشار اسد مبارزه می‌کردند، کمک‌رسانی کنند. با این حال یکی از سازمان‌هایی که انتقال کمک‌های مالی را تسهیل می‌کرد جامعة احیای میراث اسلامی کویت بود. این نهاد یک بنیاد خیریه است که پیشتر به جهت مسلح کردن و کمک مالی به القاعده، آمریکا و سازمان ملل آن را تروریستی دانستند(Schanzer and Miller, June12, 2012) .

باوجود حمایت نیرومند روحانیون و مردمان سعودی از انواع فعالیت‌های جهادی، سعودی‌ها از حملات القاعده در داخل این کشور حمایت نمی‌کنند. به‌طور کلی اعضای سعودی القاعده که از پیکارهای مبارزه خارجی به کشور بازگشتند، نسبت به کل جامعة سعودی به میزان درخور توجهی افراطی‌تر بوده‌اند(Hegghammer, Winter 2006) ؛ در نتیجه روحانیون برجسته صحوه که از سال 2003 حامیان وفادار حکومت شده‌ بودند، حملات داخلی آن‌ها را محکوم می‌کردند. به‌علاوه شورش عراق با حمایت مردمی مواجه شد و باعث شد در عربستان سعودی، توجه و منابع مالی از القاعده دور شوند. برای بسیاری از سعودی‌ها که از نظر ایدئولوژیک مایل به جنگ بودند، مناقشة عراق مشروعیت بیشتری داشت چراکه جهادی دفاعی علیه تجاوز غربی بود(Hegghammer,2008) .

از 11 سپتامبر 2001 از عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس به جهت کمک مالی به تروریسم در خارج از مرزهایشان، انتقاد شده است. در سال 2007 استوارت لوی، معاون سابق خزانه‌داری در اطلاعات تروریسم و امور مالی، گفت که «اگر به‌گونه‌ای می‌توانستم ناگهان دست ببرم و سرمایه‌گذاری‌های مالی یک کشور را قطع کنم، آن کشور عربستان سعودی است»( Ross, September11, 2007) .

تعیین میزان دقیق اموالی که پای سعودی‌ها را به تروریسم می‌کشاند بسیار مشکل است لیکن مؤسسه‌های خیریة اسلامی به‌عنوان منابع اصلی سرمایه‌های غیرقانونی برجسته هستند. از آنجا که پرداخت زکات یکی از اصول پنج‌گانه اسلام است، به این بهانه این مؤسسات مبالغ چشمگیری را به شکلی بی‌نام و از تمامی بخش‌های جامعه دریافت می‌کنند.

گفته می‌شود که این الگوی تأمین بودجه به سی سال گذشته بازمی‌گردد. به‌طور خاص کمیسیون یازدهم سپتامبر به «شبکة طلایی» اشاره می‌کند که شبکه‌ای از سرمایه‌گذاران خلیج و دیگر سعودی‌هایی است که اسامه‌بن‌لادن برای جمع‌آوری و هدایت منابع مالی، برای جهاد ضد شوروی، طی دهة 1980، در افغانستان از آن استفاده می‌کرد. این سرمایه‌گذاران از مؤسسه‌های خیریه و دیگر سازمان‌های غیر دولتی (ان جی او) به‌عنوان مجرایی برای انتقال کمک‌های خود به جهاد استفاده می‌کردند و این شبکه بعدها در ایجاد پایگاه القاعده در افغانستان در اواخر دهة 1990 مؤثر واقع شد(Blanchard and Prados, September14, 2007:6) .

اما گفته می‌شود مؤسسه‌های خیریه سعودی به گروه‌های تروریستی در جاهای دیگر نیز کمک مالی می‌کنند. در سال 2004 خانواده‌های قربانیان حملة تروریستی در اسرائیل از طریق دادگاه حوزة نیویورک، دو دعوای حقوقی مدنی علیه بانک عربی اردن[12] اقامه نمودند. این خانواده‌ها با درخواست دومیلیارددلار خسارت، مؤسسة خیریه «کمیته سعودی برای حمایت از انتفاضه القدس» را که دارای مجوز دولتی بود، محکوم به این کردند که عوامل این مؤسسه از طریق شعبه‌های بانک عربی در سرزمین فلسطین، به‌دنبال سرازیرکردن منابع مالی بوده‌اند تا برای خانواده‌های بمب‌گذاران انتحاری و دیگر کسانی که در مبارزه با اسرائیل کشته شده‌اند «حق بیمه» فراهم کنند(Blanchard and Prados, September14, 2007:8 .) گرچه بانک عرب این را انکار کرد که از پیش می‌دانسته از طریق شعبه‌هایش به خانواده‌های بمب‌گذاران انتحاری، پرداخت صورت می‌گرفته است، اما مدیر اجرایی این کمیته سعودی بیان داشت: «ما از خانواده‌های شهدای فلسطینی حمایت می‌کنیم بدون اینکه تفاوتی قائل باشیم بین فلسطینی‌هایی که بمب‌گذار بوده‌اند و یا کسانی که نظامیان اسرائیلی آن‌ها را کشته‌اند» (Qusti, May27, 2002).

از دیگر سرمایه‌گذاری‌های غیرقانونی این بود که روزنامة پاکستانی فجر بر مبنای افشای پیامی که در سال 2008 از کنسولگری آمریکا در لاهور برای وزارت کشور ارسال شده بود، گزارشی را تنظیم کرد. طبق این پیام ادعا شده بود که سرمایه‌گذارن عربستان سعودی و امارات متحده عربی سالانه نزدیک به 100میلیون ‌دلار به روحانیون دیوبندی و اهل حدیث در بخش جنوبی پنجاب کمک می‌کنند. در عوض، این روحانیون خانواده‌هایی را که دارای چندین فرزند هستند و مشکلات شدید مالی دارند، برای عضوگیری هدف قرار می‌دهند و ابتدا تظاهر می‌کنند که مقاصد خیریه دارند. سپس یک مولانای دیوبندی یا اهل حدیث در مدرسة خود به این بچه‌ها آموزش می‌دهد و «آنان را در امر خدمت به اسلام مشغول می‌سازد». روحانیون طی دورة تحصیل بچه‌ها را زیر نفوذ و القای خود قرار داده و «امکان پرداختن آن‌ها به خشونت و پذیرش فرهنگ جهادی» را می‌سنجند. سپس به ازای هر فرزندی که برای عملیات «شهادت» انتخاب شود مبلغ 6500 دلار به والدین پرداخت می‌پردازند(Qurat ul ain Siddiqui, May 22, 2011 .)

اسلام‌گرایی و دولت

حاکمیت خاندان آل سعود، تاریخی طولانی در سرکوب چالش‌های اسلام‌گرا داشته است تا بقای خود بر قدرت را حفظ نماید. طی اواسط دهة 1910، آل سعود با نخستین شورش اسلام‌گرای عمده از سوی گروهی به اسم اخوان مواجه شدند. چندین دهه پیش از این نزاع، اخوان چادرنشینانی بیابانی بودند که علمای وهابی برای گسترش قلمروی سعودی، آن‌ها را مسلمان کردند. وهابی‌ها اخوان را در جماعت‌های کوچکی به نام حجره جمع کردند که معنای آن «مکان مهاجرت» است و در آن حجره‌ها روند اسلام‌آوردن انجام می‌شد. این ابزاری نیرومند برای سعودی‌ها بود تا مناطقی از عربستان را که خودشان بت‌پرست می‌دانستند پاک‌سازی نمایند و در عین حال اصول وهابی را به مردان قبیله و رهبران قوم آموزش دهند(Commins, 2009) .

به‌طور کلی اینان هواداران دوآتشه قرائتی سلفی-وهابی از مفهوم الولا و البراعه (پیوند با مسلمانان و دوری جستن از کفار) هستند. مفهوم الولا و البراعه اصل اساسی ایدئولوژی جهادی معاصر است. در سال 1914 اینان به‌ سربازان دینی سازش‌ناپذیری معروف شدند که توحید را اجبار می‌کردند و کسانی را که از پیروی از این «راه درست» سر باز می‌زدند، به‌شدت مجازات می‌کردند(Al-Rasheed, 2002 :44) . اما وقتی اخوان شهرها را به تصرف در آوردند و با بی‌رحمی به قتل چادرنشینان از جمله زنان و کودکانی پرداختند که از گرایش به اسلام امتناع می‌کردند، دشمنانی برای آل سعود به وجود آمد. این امر آنان را در نزاع مستقیم با آل سعود قرار داد یعنی کسی که با حمایت نظامی از جانب انگلیس، عربستان را تصاحب کرده بود(Al-Rasheed, 2007) .

آل سعود و رهبران وهابی تلاش کردند اخوان را تعدیل کنند و اوایل سال 1927 کنفرانسی در جده تشکیل دادند تا به یک تفاهم دست یابند. اخوان خواستار وضع قوانین سخت‌تری برای حکومت بر شیعیان شد، شرطی که آل سعود آن را پذیرفت اما [آل سعود] به‌علاوه درخواست کرد که وهابی‌ها وی را تنها مقام مشروع در زمینة سیاست خارجی و جهاد بشناسند. همچنین وی آنان را از حمله به قلمروی انگلیس در عراق و منطقه شرق اردن منع کرد(Commins,2009: 88-89) .

با این حال اخوان از این ناراضی بودند که آل سعود از آنان می‌خواست نقش‌شان را به‌عنوان گروه ضربت و تحمیل‌کننده دینی تعدیل نمایند اما در این سرزمین‌های تازه تصاحب شده به آنان مقام فرماندهی و حکم‌رانی نمی‌داد(Commins,2009). در نهایت در دسامبر 1928 زمانی که اخوان به کاروانی از تجار در دژ نظامی وهابی حمله کرد این دشمنی به اوج خود رسید. آل سعود این را حمله‌ای به مردم خود تلقی کرد و در واکنش به آن در فاصله مارس 1929 و ژانویه 1930، نظامی‌های آل سعود به جنگ با اخوان پرداختند و در نهایت آن‌ها را به تسلیم‌شدن مجبور کردند. لیکن آل سعود به‌جای مجازات سخت اخوان، برای اینکه آن‌ها را آرام کند مجازات را با نوسازی دینی همراه ساخت(Commins,2009) . این رویکرد دوگانه بعدها محصول عمده جنگ سعودی‌ها علیه جهادی‌ها شد.

در کل قرن بیستم حکومت سعودی و تشکیلات دینی رسمی وهابی آن از ابزارهای هجرت، تکفیر و جهاد برای تقویت حکومت سیاسی عربستان استفاده می‌کردند. هجرت باعث می‌شد افراد به سرزمین عربستان سعودی مهاجرت کنند که در ساکن‌کردن و آموزش چادرنشینان مفید بود. بعدها از تکفیر برای حمایت دینی از جنگ‌هایی استفاده کردند که علیه رهبران سکولار عرب همچون جمال عبدالناصر و صدام حسین صورت می‌گرفت و از جهاد برای حمایت از جوانان برای مبارزه‌های مسلحانه علیه دشمان اسلام در افغانستان و جاهای دیگر استفاده کردند.(Al-Rasheed, 2007. )

صدور وهابیت

در زمان حکم‌رانی شاه‌فیصل، سعودی‌ها از سیاست حمایت از نهادهای اسلامی خارج از کشور استفاده کردند تا از گسترش سکولاریسم و کمونیسم جلوگیری کنند. در سال 1962 اینان از اتحادیه جهانی مسلمانان برای تسهیل گسترش ایدئولوژی وهابی استفاده کردند. این اتحادیه از فرقه‌ها و سازمان‌هایی در سراسر جهان حمایت کرد که فرقه‌های «کفرآمیز» اسلامی را به چالش کشیده‌اند و اعمال دینی عامه‌پسندی را حذف می‌کنند که طبق تفسیر وهابی ممنوع هستند. اتحادیه مسلمانان جهان به سرعت از دیوبندی‌ها و اهل حدیث و جماعت اسلامی در جنوب آسیا حمایت کردند و در عین حال در کشورهای غرب آفریقا همچون نیجریه، مالی، غنا، ساحل عاج و گینه آثار اسلامی را توزیع و مدارس را تأسیس کردند(Commins,2009: 3-152) .

سعودی‌ها پس از اتحادیة جهانی مسلمانان به ایجاد سازمان‌های تبلیغی دیگری همچون مجمع جهانی جوانان مسلمان[13] در سال 1972 و بنیاد الحرمین[14] و سازمان جهانی خیریه اسلامی[15] پرداختند. حکومت سعودی در فاصله سالهای 1973 تا 2002 بیش از 80میلیارد دلار فقط در [ایجاد] نهادهای اسلامی و دیگر فعالیت‌ها در کشورهای غیرمسلمان هزینه کرده است و به 1500 مسجد، 150 مرکز اسلامی، 202 کالج اسلامی و 2000 مدرسه اسلامی کمک کرده است.(Alexiev, March, 2011: 44)

به موجب سرمایه‌گذاری سعودی‌ها در آسیا، بیش از 10هزار مدرسه دیوبندی در هند و پاکستان و بنگلادش فعالیت می‌کنند(Alexiev, October 28, 2002) و در افغانستان حکومت سعودی در حال حاضر به ساخت یک مسجد و مرکز آموزش اسلامی 100میلیون دلاری در کابل مبادرت کرده است که وقتی در سال 2016 افتتاح شود یکی از بزرگترین مساجد کشور خواهد بود(Graham-Harrison, November2, 2012 .)

سعودی‌ها با عملیات بی‌سابقة توسعه‌ای خود، اکنون مسئولیت حدود 80 درصد از تمامی نهادهای اسلامی در آمریکا و کانادا را بر عهده دارند؛ اما پس از یازدهم سپتامبر نهادهای اسلامی در آمریکا تحت بررسی و نظارت سنگینی قرار گرفتند که به حدود 50مرکز از آن‌ها حمله شده یا تعطیل شدند یا به جهت مشکوک بودن به ارتباط با تروریسم، دارایی‌هایشان مسدود شد که اغلب آن‌ها تحت حمایت مالی و کنترل سعودی‌ها بودند. از جمله این مؤسسات می‌توان به اتحادیه جهانی مسلمانان، مجمع جهانی جوانان مسلمان، بنیاد الحرمین، بنیاد سلیمان بن عبدالعزیز الراجحی (SAAR)، مؤسسه بین‌المللی تفکر اسلامی[16] و مدرسه علوم اسلامی و اجتماعی[17] اشاره کرد (Alexiev, October 28, 2002).

مبارزه با تهدیدات جهادی در کشور

رویکرد سعودی برای مبارزه با تهدیدات جهادی ایجاد شده توسط القاعده، بسیار گسترده بوده است و با تمرکز بر «افراد و پول و ساختار فکری» انجام شده است. نیروهای امنیتی سعودی در یک اقدام مهم بین سالهای 2003 و 2008، با دستگیری و کشتن هزاران نفر از ستیزه‌جویان و همکاران آن‌ها که مظنون به طراحی حملات بودند، کانون‌های القاعده را در این حکومت پادشاهی متلاشی کردند. مأمورانی از وزارت امور اسلامی برای زیرنظرگرفتن کسانی که حکومت ادعا می‌کند ایدئولوژی‌های «منحرفی» دارند، به کنترل ده‌ها هزار مسجد از حدود 70هزار مسجد این کشور ادامه می‌دهند(U.S. Government Accountability Office, September 2009 :13).

حکومت سعودی دو برنامة نوسازی دینی را اجرا می‌کند: برنامة مشاوره دولتی و برنامة مستقل ولی مورد حمایت دولت تحت عنوان السکینه(Rabasa et aI) . هر دو برنامه بر روحانیونی تکیه می‌کند که برخی از آن‌ها افرادی هستند که پیشتر افراطی بوده‌اند. این روحانیون در تلاش برای اثبات اینکه درک این افراد «منحرف» نسبت به اسلام اشتباه است به بحث‌های کلامی با آن‌ها می‌پردازند. زندانی‌هایی که در خاک سعودی عملیات تروریستی انجام نداده‌اند و بتوانند ثابت کنند که از دیدگاه‌های افراطی خود صرف نظر کرده‌اند، آزاد می‌شوند و با پیشنهاد شغل، پرداخت مستمری ازدواج، آموزش، اتومبیل و منزل مسکونی از آن‌ها حمایت می‌شود. اگرچه سعودی‌ها ادعا می‌کنند در برنامه‌های بازپروری‌شان 100درصد موفق بوده‌اند، برآوردهای اخیر نسبت نرخ‌های اعتیاد به ارتکاب جرم [نرخ‌ بازگشت افراطی‌های «بازپروری‌شده» به ستیزه‌جویی] را بین 20 تا 40 درصد نشان می‌دهد (Hayes and Joscelyn, January12, 2011.) با این حال این اعداد تمام ماجرا را روشن نمی‌کند. تنها افرادی که از این برنامه‌های بازپروری آزاد می‌شوند، کسانی هستند که در واقع اعمال تروریستی داخل عربستان سعودی انجام نداده‌اند.

دولت عربستان همچنین تلاش می‌کند از آنچه کمپین آگاهی عمومی نامیده است استفاده کند. هدف این کمپین «تقویت ارزشهای راستین ایمان اسلامی و آموزش خطرهای افراطی‌گری و تروریسم به شهروندان سعودی» است(Information Office, November 2012 ) طبق گزارش سفارت عربستان در واشنگتن دی سی، این کمپین بر مبنای اطلاع‌رسانی‌های خدمات عمومی قرار دارد که از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای عربی و تلویزیون سعودی پخش می‌شوند(Information Office, November 2012: 5 and 6.) دولت سعودی همچنین مصاحبه‌هایی اجباری با ستیزه‌جویان سابق ترتیب می‌دهد؛ یعنی کسانی که به ظاهر از اعمال بد خود پشیمان شده‌اند و مشتاق هستند برای سعودی‌های تأثیرپذیر نسبت به گذشته خود اظهار تأسف و ندامت کنند. از جمله اولین افراطی‌های سابق که در تلوزیون از دیدگاه‌های پیشین خود تبری جسته‌اند چندین روحانی مشهور بودند که در سال 2003 در پی حملات القاعده در ریاض دستگیر شدند (Jones:4). اخیراً اعضای سابق القاعده در شبه‌جزیرة عربستان[18] (AQAP) در انظار عمومی از حمایت تروریسم دست کشیدند. یکی از این افراد جابر الفیفی بود که گفته می‌شود دربارة یک نقشه تروریستی اطلاعات ارزشمندی را به سعودی‌ها داده است. طبق این نقشه که در اکتبر 2010 و از یمن آغاز ‌شد قرار بود مواد منفجره در هواپیماهای باربری جاسازی شده و به آمریکا منتقل شوند(Murphy, November2, 2010) . چهرة سرشناس دیگر محمد الاوافی است، او فرماندة سابق القاعده در شبه‌جزیره عربستان و زندانی سابق در خلیج گوانتانامو بود. پس از اینکه الاوافی در فوریه 2009 تسلیم مقامات یمنی شد در نوامبر 2010 در تلویزیون ظاهر شد تا دربارة تجربة خود و چگونگی بهره‌بردن این سازمان از جوانان سعودی برای پیشبرد مأموریت خود، سخن بگوید.[19]

این بدان معنا نیست که کمپین آگاهی عمومی موفق شده است سعودی‌ها را از افراطی‌گری رها کند و یا آن‌ها را متقاعد کند تا عضو سازمان‌های نظامی نشوند. البته روحانیون سعودی بخشی از تلاش‌های این حکومت برای مبارزه با افراطی‌گری هستند؛ اما وقتی تنش‌های فرقه‌ای ایجاد می‌کنند یا از مبارزه در جهاد در کشورهای خارجی حمایت می‌کنند، پیامهای متناقضی ارسال می‌کنند. به‌عنوان مثال طی جنگ مدنی جاری در سوریه روحانیونی همچون محمد العریفی شورشیان سوری را تشویق می‌کرد که حامیان بشار اسد را ذبح کنند، که این حامیان ایران و حزب‌الله و علوی‌های سوری را نیز شامل می‌شود(Sheikh Arifi May 31, 2013) . حتی مفتی اعظم این کشور عبدالعزیر الشیخ با حمله به حزب‌الله می‌گوید «ما تمامی سیاست‌مداران و روحانیون را تشویق می‌کنیم علیه این گروه فرقه‌ای نفرت‌انگیز (حزب‌الله) و تمامی کسانی که از آن حمایت می‌کنند اقدامات محکمی صورت دهند تا مانع از این خشونت شوند.»("Grand Mufti Urges Muslim World to Flay Hezbollah" June2013)

پس از شورش‌های عربی

اعتراضات گسترده باعث سرنگونی متحدان دیرینة سعودی در مصر و تونس شد و بازگشت اسلام‌گرایان را به قدرت نوید داد، به همین دلیل حکومت سعودی تلاش کرد درخواست‌های مشابه را برای اصلاحات ملی در عربستان به تأخیر بیاندازد. طی سال 2011 شاه‌عبدالله بسته‌های یارانه را به ارزش حدود 130میلیارد دلار توزیع کرد تا به این شهروندان سعودی رشوه داده باشد. از جمله اقدامات این شاه ایجاد 60هزار شغل در وزارت کشور، 500هزار منزل مسکونی جدید و تعیین حداقل دستمزد 3000 ریال سعودی (800 دلار) در ماه، برای بخش عمومی [در برابر دستمزد متوسط 1000 ریال سعودی در ماه برای بخش خصوصی] بود(Hertog, May 31, 2011) . به‌علاوه دولت 7/10میلیارد به بودجة توسعة خود تزریق کرد که برای ساخت منزل مسکونی و ازدواج و شروع کسب و کار‌های کوچک، وام‌های بدون بهره ارائه می‌داد.( Schanzer and Miller , May 14, 2012)

اما حکومت سعودی همچنین بر کمک از سوی روحانیون مجاز و غیرمجازی تکیه کرد که در شبکه‌های مجازی فیسبوک و توئیتر به انتقاد از فعالان پرداخته و فتاوایی در حمایت از رژیم صادر می‌کنند. در ششم مارس 2011 بالاترین هیئت دینی کشور، شورای علمای ارشد، از همگان خواست تا «تمام تلاش خود را برای افزایش همبستگی و ارتقای وحدت و هشدار علیه تمامی عوامل خلاف آن» به کار گیرند و به‌علاوه درباره «گرایش‌های متعصبانه و افکار منحرف [شیعه]» به سعودی‌ها هشدار داد، گرایش‌هایی که می‌تواند ثبات سعودی را تهدید کند. روحانیونِ دیگر تهدید کردند که اعتراضات احتمالی را با خشونت پاسخ خواهند داد. سعد البوریک، عضو برنامة مشورتی حکومت برای آموزش مجدد افراطی‌ها، خواستار «خردکردن جمجمه کسانی شد که تظاهرات به راه می‌اندازند و یا در آن‌ها شرکت می‌کنند» (Al-Rasheed, March14, 2011)

در پایان، مجموعة یارانه‌های دولتی و حمایت روحانیون [غیر از آرایش‌های امنیتی قاطعانه] به‌طور موقت مانع از راهپیمایی‌هایی شد که می‌توانست این حکومت استبدادی را سرنگون کند. اما همه این اقدامات به خوبی عمل نکردند. به دلیل سیاست بازداشت نامحدود زندانیان «امنیتی»، راه‌پیمایی‌ها از ریاض به استان شرقی گسترش یافت و سعودی‌های شیعه و سنی در درخواست خود برای عدالت متحد‌تر و جسورتر شدند(Miller, October10, 2012) . در ضمن، علمای غیرمجاز به زحمت تریبون محکمی را در رسانه‌های اجتماعی ایجاد کردند که کنترل آن برای حکومت مشکل بود. از آنجا که این روحانیون به‌طور عمده درون خطوط قرمز دولت بازی کرده‌اند تاکنون در پیام‌رسانی عمدتاً بدون گیر و بند عمل کرده‌اند(Schanzer and Miller, 2012) .

این مهم است که به یاد آوریم طی قرن بیستم رژیم سعودی چندین رویارویی عمده با اسلام‌گرایان داشته است [اخوان، صحوه، جهادی‌ها و SM] در هر مورد دولت با آمیزه‌ای از اقدامات سرکوب‌گرایانه و اغوای مخالفان، در نهایت توانست مخالفت‌های عمومی را از بین ببرد. اما صحنه سیاسی کنونی در عربستان سعودی و جهان عرب به سرعت در حال تغییر است. مردم عرب که به تازگی قدرت یافته‌ بودند از طریق قدرت خیابان توانستند تغییرات اثرگذاری ایجاد کنند و حکومت عربستان به هیچ وجه از چالش‌های مشابه در امان نیست. اگرچه استراتژی داخلی این حکومت سلطنتی توانسته استس تاکنون نارضایتی‌های سیاسی را مهار نماید اما این امر ادامه‌دار نیست. ملک عبدالله [یا هرکسی که جانشین وی شود] لازم است برای پاسخ گفتن به نگرانی‌های شهروندان سعودی اصلاحاتی جدی صورت دهد. پادشاهان عربستان سعودی قادر نخواهند بود تا ابد با رشوه و سرکوب جلوی نارضایتی‌ها را بگیرند.

 

منابع

 

1. Ahrari M. Ehsan, "Saudi Arabia: A Simmering Cauldron of Instability?" BrownJournal o/WorldAjfoirs, Summer/Fall 1999. http://www.watsoninstitute.org/bjwa/archive/6.2/Essay/Ahrari.pdf.

2. AI-Rasheed Madawi, Contesting the Saudi State (Cambridge: Cambridge University Press, 2007).

3. ______________________-, "Preachers of Hate as Loyal Subjects,"New York Times, March 14, 2011, www.nytimes.com/roomfordebate/20/03/14/how-stable-is-saudi-arabia/preachers-of-hate-as-loyai-subjects.

4. ______________________-, A History o/Saudi Arabia, (Cambridge: Cambridge University Press, 2002).

5. Alexiev Alexander, "The Wages of Extremism: Radical Islam"s
Threat to the West and the Muslim World," Hudson Institute, March
2011. http://www.hudson.org/files/publications/AAlexievWagesofExtremism032011.pdf.

6. ______________________-, "The End of an Alliance," National Review, October 28, 2002, http://old.nationalreview.com/flashback/flashback-alexievl12602.asp.

7. Allam Abeer, "Saudi Arabia Arrests Linked to Al-Qaeda Threat," Financial Times, August 9, 2013, http://www.ft.com/intl/cms/s/0107bb9dda-00cb-11 e3-a90a-00 144feab7de.html#axzz2c4EAvfc1.

8. ""Al-Qaeda in the Arabian Peninsula," Al Jazeera (Doha), December 29, 2009, http://english.aljazeera.net/news/middleeast/2009/12/2009122935812371810.html.

9. Bachar Shmuel, Shmuel Bar, Rachel Machtiger and Yair Minzili, Establishment Ulama and Radicalism in Egypt, Saudi Arabia, and Jordan (Washington, DC: Hudson Institute, December 2006),
http://www.currenttrends.org/docLib/20061226_UlamaandRadicalismfinal.pdf.

10. Beranek Ondrej, "Divided We Survive: A Landscape of Fragmentation in Saudi Arabia," Brandeis University Crown Center for Middle East Studies Middle East Briefno. 28, January 2009, 3, http://www. brandeis.edu/crown/publications/meb/MEB33.pdf.

11. __________________, "The Sword and the Book."

12. Blanchard Christopher and Prados Alfred, "Saudi Arabia: Terrorist Financing Issues," Congressional Research Service, September 14, 2007, 6, http://www.fas.org/sgplcrslterrorlRL32499.pdf

13. Bronson Rachel, "Rethinking Religion: the Legacy of the U.S.-Saudi Relationship," The Washington Quarterly, Autumn 2005, 127,http://www.twq.com/05autumn/docsl05autumn_bronson.pdf.

14. ________________-, Thicker than Oil America"s Uneasy Partnership with Saudi Arabia (New York: Oxford University Press, 2006), 147-8.

15. Coker Margaret, ""Assassination Attempt Targets Saudi Prince," Wall Street Journal, August 29, 2009, http://online.wsj.com/article/SB 125144774691366169.html.

16. Commins David, "The Jihadi Factor in Wahhabi Islam," UCLA Center for Near Eastern Studies, November 13, 2007, 8, http://www.international.ucla.edu/cms/files/davidcomminsrvsd.pdf.

17. __________________-, The Wahhabi Mission and Saudi Arabia (London:LB. Tauris & Co Ltd., 2009), 152-3.

18. For a detailed discussion, see Raymond Ibrahim, "Al-Qaeda," in the AFPC World Almanac of Islamism, http://almanac.afpc.org/sites/almanac.afpc.org/files/Al%20Qaeda_0.pdf

19. For al-Arefe"s Twitter page, see http://twitter.com/MohamadAlarefe; For his Facebook page, see www.facebook.com/3refe.

20. For al-Qarnee"s Twitter page, see https:lltwitter.com/Dcalqarnee; For his Facebook page, see www.facebook.com/dralqarnee?sbwall.

21. For Forbes Middle East"s List, see www.forbesmiddleeast.com/arabic/More than -100 - Character - Arab - presence - on - twitter.

22. For the video of al-Awfi"s Saudi television appearance, see http://www.youtube.com/watch?v=6VsNIeKV14I.

23. For videos of the protests in Awwamiya, see http://www.youtube.com/watch?v=dPLF5fGvYNA&feature=yolitu.be and http://www.youtube.com/watch?v=JQsgTEBoH_E&feature=youtu.be.

24. For-the full Arabic text of the fatwa, see http://www.assakina.com/fatwa/6834.html; For an English translation, see www.salafitalk.net/st/viewmessages.cfm?Forum=9&Topic= 12255.

25. Graham-Harrison Emma, "Saudi Arabia Funding $100M Kabul Mosque and Education Centre," The Guardian, November 2, 2012, http://www.theguardian.com/world/20 121nov/021saudi-arabia-funding-kabul-mosque.

26. Grand Mufti Urges Muslim World to Flay Hezbollah," Saudi Gazette, June 7, 2013, http://www.saudigazette.com.sa/index.cfm?-method=home.regcon&contentid=20 130607168855.

27. Hayes Stephen F. and Joscelyn Thomas, "Obama Administration Endorses "Jihad Rehab" Program in Yemen," WeeklyStandard, January 12, 2011, http://www.weeklystandard.com/blogs/obama-administration-endorses-jihad-rehab-facility-yemen_533515.htmI.

28. Hegghammer Thomas and Stephane Lacroix, "Rejectionist Islamism in Saudi Arabia: The Story of Juhayman AI-"Utaybi Revisited,"
International Journal of Middle East Studies 39, 2007, 115, http://hegghammer.coml_files/Hegghammer-Lacroix_-_RejectioniscIslamism_in_Saudi_Arabia.pdf.

29. Hegghammer Thomas, "Islamist Violence and Regime Stability in Saudi Arabia," InternationalAjfairs 84, no. 4 (2008), http://hegghammer. Com/_files/Hegghammec-Isiamiscviolence_and_regime_stability_in_Saudi_Arabia.pdf

30. __________________________-, "Saudis in Iraq: Patterns of Radicalization and Recruitment," Revues.org, June 12, 2008, http://conflits.revues.org/indexl0042.html.

31. __________________________, "Terrorist Recruitment and Radicalization in Saudi Arabia," Middle East Policy, Winter 2006, 42, http://chenry. webhost.utexas.edu/usme/2007/Saudi-Terrorist_Recruitmen_87543a.pdf

32. Hertog Steffen, "The Costs of Counter-Revolution in the GCC,"Foreign Policy, May 31, 2011, http://mideast.foreignpolicy.com/posts/2011/05/31/the_costs_of_counter_revolution_in_the_gcc.

33. Information Office, "Initiatives and Actions to Combat Terrorism," Royal Embassy ofSaudi Arabia (Washington, DC), November 2012, http://www.saudiembassy.net/files/PDF/Reports/Counterterrorism.pdf, page 5.

34. Initiatives and Actions to Combat Terrorism," pages 5 & 6.

35. Jones, "The Clerics, the Sahwa and the Saudi State," 4.

36. Kingdom of Saudi Arabia, Ministry of Interior, General Directorate of Investigation, "Wanted Terrorists: List 47," accessed August 16, 2013,

37. Matthiesen Toby, "Saudi Arabia"s Shiite Escalation," Foreign Policy, July 10, 2012, http://mideast.foreignpolicy.com/posts/2012/07110/sable_rattlin~in_the_gulf.

38. Miller Steven, "The" Kingdom Boils," The National Interest, October 10, 2012, http://nationalinterest.org/commentary/the-kingdomboils-7569.

39. Mosque Has Violent Past," New York Times, August 2,1987, http://www.nytimes.com/1987108/02/world/mosque-has-violent-past.html?src=pm.

40. Moussalli Ahmad, "Wahhabism, Salafism, and Islamism: Who is the Enemy?" American University of Beirut, January 2009, 6, http://conflictsforum.org/briefings/Wahhabism-Salafism-and-Islamism.pdf

41. Murphy Dan, "Who Saved the Day in Yemen Bomb Plot? Once Again, a Muslim," Christian Science Monitor, November 2, 2010, http://www.csmonitor.com/World/Middle-East/2010/1102/Whosaved-the-day-in-Yemen-bomb-plot-Once-again-a-Muslim.

42. National Commission on Terrorist Attacks Upon the United States, "The 9/11 Commission Report," July 22,2004.

43. O"Connor Anahad and Schmitt Eric, "Terror Attempt Seen as Man Tries to Ignite Device on Jet," New York Times, December 25, 2009, http://www.nytimes.com/2009/12/26/us/26plane.html.

44. Qurat ul ain Siddiqui, "Saudi Arabia, UAE Financing Extremism in South Punjab," Dawn, May 22, 2011, http://www.dawn.com/20 11 105/221saudi-arabia-uae-financing-extremism-in-south-punjab.html

45. Qusti Ra"id, "Saudi Telethon Funds Go Direct to Palestinian Victims," Arab News (Jedda), May 27, 2002, http://archive.arabnews.coml?page= 1§ion=O&article= 15591 &d=27&m= 5&y=2002.

46. Qutb Sayyid, Milestones (Lahore: Kazi Publications, 2007).

47. Rabasa et aI., Deradicalizing Islamist Extremists; Find the al-Sakina program online at http://www.assakina.com/.

48. Rejectionist Islamism in Saudi Arabia: The Story of Juhayman AI-"Utaybi Revisited," page 117.

49. Ross Brian, "U.S.: Saudis Still Filling Al Qaeda"s Coffers," ABC News, September 11,2007.

50. Saudi Arabia Backgrounder: Who Are The Islamists?," International Crisis Group, September 21, 2004, 2, http://www.pbs.org/wgbh/pages/frontline/shows/saud/themes/backgrounder.pdf.

51. Saudi Arabia Puts 50 Al Qaeda Suspects on Trial," Reuters, April 8, 2012, http://articles.chicagotribune.com/20 12-04-08/news/sns-rtus-saudi-trialbre83709h-20 120408_1_al-qaeda-members-saudi-arabia-saudi-press-agency.

52. Saudi Arabia: Cleric Who Backed Protests on Trial for His Life," Human Rights Watch, May 11, 2013, http://www.hrw.org/news/2013/05/1 0/saudi-arabia-cleric-who-backed-protests-trial-hislife.

53. Schanzer Jonathan and Miller Steven, "Saudi Clerics Funnel Cash to Syrian Rebels through Terror Group," Weekly Standard, June 12, 2012, http://www.weeklystandard.com/blogs/saudi-clerics-funnelcash-syrian-rebels-through-terror-group_647141.html.

54. __________________________________________-, Facebook Fatwa: Saudi Clerics, Wahhabi Islam, and Social Media (Washington, DC: FDD Press,2012), www.defenddemocracy.org/stuff/.../facebook_fatwa_low_res_2.pdf

55. __________________________________________-, "How Saudi Arabia Survived - So Far," The journal of International Security Affairs, May 14, 2012, http://www.defenddemocracy.org/media-hit/how-saudi-arabia-hassurvivedso-far/.

56. Sheikh Arifi: Battle of the "short" watershed in the history of modern Islam" AI-Moslim, May 31, 2013, http://www.almoslim.net/node/184327.

57. Shia Man Shot Dead in Saudi Arabia," Reuters, June 22, 2013, http://english.ahram.org.eg/NewsContent/2/ 8/74674/World/Region/Shia-man-shot-dead-in-Saudi-Arabia.aspx.

58. The House of Saud: The Fatwa of the 26 Clerics: Open Sermon to the Militant Iraqi People," PBS Frontline, February 8, 2005, http://www.pbs.org/wgbh/pages/frontline/shows/saud/etc/fatwa.html.

59. Two Die During Saudi Arabia protest at Shia Cleric Arrest," BBC (London), July 9, 2012, http://www.bbc.co.uk/news/world-middleeast-18768703.

 


[1] - از آنجا که این مقاله ترجمه‌ای از یک نویسندة غربی است، نشر آن به این معنی نیست که همة مطالب آن مورد تایید نشریه می‌باشد.

[2] . Steve Miller

[3]. پژوهشگر پژوهشکده مطالعات منطقه‌ای پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی، htaaleb@gmail.com

تاریخ دریافت: 3 / 8/ 95 تاریخ تصویب: 26 / 8 / 95

[4] - the rejectionists

[5] . Thomas Hegghammer

[6] . Stephane Lacroix

[7] - نمر باقر النمر که در پی اعتراضات شیعیان عربستان در سال ۲۰۱۲ بازداشت شد و در روز چهارشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۱۵ دادگاه جنایی عربستان سعودی به دلیل اقدام علیه امنیت ملی و محاربه، به «اعدام با شمشیر و به صلیب کشیده شدن در انظار عمومی» محکوم و در ۲ ژانویه ۲۰۱۶ اعدام شد.

[8]. Forbes Middle East

http://twitter.com/MohamadAlarefe; For his Facebook page.[9]

https:lltwitter.com/Dcalqarnee; For his Facebook page..[10]

[11] "The House of Saud: The Fatwa of the 26 Clerics: Open Sermon to the Militant Iraqi People," PBS Frontline, February 8, 2005, http://www.pbs.org/wgbh/pages /frontline /shows/saud/etc/fatwa.html.

[12] Arab Bank PLC ofJordan

[13]. World Assembly of Muslim Youth (WAMY)

[14]. Al Haramain Foundation

[15]. International Islamic Relief Organization (IIRO)

[16]. International Institute of Islamic Thought

[17]. School of Islamic and Social Sciences

[18]. al-Qaeda in the Arabian Peninsula

http://www.youtube.com/watch?v=6VsNIeKV14I.[19]

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 
کلیه حقوق این سایت برای پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی(ص) محفوظ است. - Copyright © 2009-2012 - All rights reserved
مرورگر پیشنهادی : Mozilla Firefox بازدید امروز : ، بازدیدکل :