امروز :
 
مرکز دراسات المصطفی (ص) العالمی
Al-Mustafa International Research Institute
 
 
فارسی | العربیه | English
 



بازتاب پیام‌ها و شعارهای انقلاب اسلامی و تأثیرگذاری آن بر جهان اسلام
انقلاب اسلامی ایران مهم­ترین واقعه قرن بیستم است که علاوه بر ایجاد تغییرات گسترده و اساسی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ایران، منطقه و جهان را نیز دچار تحولاتی اساسی نمود، ايدئولوژي و بنیان فکری یک انقلاب، نقش مهمي در پيشبرد آن ايفا مي‌كند
دوشنبه ١٦ مهر ١٣٩٧ - ١١:٠٣

 


 

 

 

 

مرتضی اشرافی[1]

چکیده

انقلاب اسلامی ایران مهم­ترین واقعه قرن بیستم است که علاوه بر ایجاد تغییرات گسترده و اساسی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ایران، منطقه و جهان را نیز دچار تحولاتی اساسی نمود، ايدئولوژي و بنیان فکری یک انقلاب، نقش مهمي در پيشبرد آن ايفا مي‌كند، لذا مطالعه ایدئولوژی یک انقلاب، از اهميت بالايي برخوردار است. يكي از راه‌هاي مطالعه ايدئولوژي هر انقلاب، مراجعه به شعارها و پيام‌ها و نیز نتایج حاصل از حکومت برآمده از دل آن می باشد. در تحلیل شعارها و پیام‌های انقلاب اسلامی براي جهان معاصر، مي­توان زمينه­هاي مشتركي را نام برد كه از يك‌سو دربردارنده­ اهداف انقلاب اسلامي است و از سوي ديگر به­عنوان آرمان­هاي انقلاب برای دنياي معاصر شناخته شده است، انقلاب اسلامی ایران، شاید بیش­ترین بازتاب و عمیق­ترین تأثیرات را در سطح جهان، خصوصاً جهان اسلام داشته و دارد.

واژگان کلیدی: انقلاب اسلامی، شعارهاو پیام­های انقلاب، جنبش‌های اسلامی، جمهوری اسلامی، جهان اسلام.

 

 

مقدمه

«انقلاب اسلامی ایران» با تکیه بر عنصر مذهب و رهبری واحد، در کنار حرکت شورانگیز مردمیِ متأثر از سرخوردگی از نظام حاکمة پهلوی، تبیینی جدید در تعاریف اندیشمندان مختلف از انقلاب پدید آورد. این انقلاب، متأثر از عواملی همچون دین، فرهنگ، طبقة اجتماعی سرخورده و... شکل‌گرفت که در این میان، عواملی مانند رهبری نخبگان دینی در کنار سایر عوامل ملی‌مذهبی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و تاریخی مطرح شده و نقشی تعیین­کننده در شکل­گیری و تکوین این تحول بزرگ سیاسی ایفا کرد.

به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان سیاسی و تاریخ­نگاران جهان معاصر، انقلاب اسلامی ایران مهم­ترین واقعة قرن بیستم است که علاوه بر ایجاد تغییرات گسترده و ریشه‌ایِ فرهنگی­­، سیاسی­، اقتصادی و اجتماعی در ایران، جهان و منطقه را نیز دچار تحولاتی بنیادین و جدی کرد­­. جنبش ها و جریان های ملی و اسلامی در برخی کشور­ها که با تأسّی از انقلاب اسلامی شکل­گرفته یا رشد یافت، تنها نمودی از تأثیرات بین­المللی انقلاب اسلامی به‌شمار می­آید­ (مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1384: 7).

حرکت انقلابی ملت ایران با هدف تغییر الگوهای فکری و فرهنگی غربی­ صورت گرفت تا نظامی مطابق با خاستگاه فرهنگی و تمدنی ایران اسلامی پی‌ریزی شود. از آنجا که هویت تاریخی و فرهنگی ملت ایران با اندیشه­ها و مناسک دینی و حضور دین در همة عرصه­های حیات اجتماعی، طی قرن­ها معنا یافته بود­، ترویج اندیشه­هایی که دین را نادیده می­گرفت، به بحران­های فکری عمیقی انجامید که پس­لرزه­های آن به تمامی حوزه­های سیاسی­، فرهنگی و اقتصادی رسید. در تقابل با آن رویکرد غیردینیِ برنامه‌ریزی‌شده و هدایت‌شده به دست حکومت طاغوت، حرکت اجتماعی سعی کرد تا پاسخی مناسب برای بحران جدید بیابد. لذا از یک‌سو، مهم­ترین هدف انقلاب در ایران، احیای دین و ارئه الگویی بدیع و مبتنی بر هویت دینی و ملی شد (طاهایی­، 1387 : 104 و 105) و از سوی دیگر، انقلاب تلاش کرد تا تعریف و تبیینی منطقی از مشروعیت و قدرت مثبت (اقتدارگرایی متعادل) داشته باشد و این تلقی جدید از مشروعیت و مقبولیت را به­عنوان پیامی ایدئولوژیک به جهان معاصر مخابره کند.

شعار­­ها و پیام­­های متبلورشده در اسلامیتِ انقلاب ایران

بررسي و مطالعه شعارها و پيام‌هاي انقلاب‌ها مي‌تواند روشن‌كننده ابعاد اساسي ايدئولوژي انقلابی و حکومت مبتنی بر این ایدئولوژی باشد. علاوه بر آن، پيام‌ها و شعارهاي هر انقلاب، مي‌تواند زواياي مهم ديگري از فرایند انقلابي، مانند شناخت انواع گروه‌هاي درگير در انقلاب و دوستان و دشمنان واقعي انقلاب را روشن سازد كه در اين فرایند، شعارها در مراحل انقلاب و پيام‌ها در جريان انقلاب و در مراحل بعد از پيروزي انقلاب و در قالب ویژگی­های بارز حکومت انقلابی نمود پيدا مي‌كنند. به‌عنوان نمونه، ویژگی­های جمهوریت و اسلامیت، منبعث از همان ایدئولوژی­ انقلابیِ انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 می­باشد که منطبق بر شعارها و پیام­های انقلاب به‌عنوان الگویی عملیاتی برای جهان معاصر ظهور و بروز یافت.

انقلاب اسلامی بر مبنای همان شعارها و پیام­هایی که در دفاع از حق مظلومان و محرومان جهان دارد، همه­چیزش را از دو منظر می­بیند و ایدئولوژی‌اش را بر مبنای همان دو دیدگاه تعریف می­کند: یکی تمایل به ملت و جمهور و دیگری، ایدئولوژِی اسلامی­ که بر دو پایه میراث­بری قیام امام سوم شیعیان، حضرت امام حسین (ع) و انتظار و آمادگی برای ظهور امام قائم و مهدی زمان(عج) استوار است. حتی بر همین مبنی، می­توان جمهوریت و اسلامیت حکومت شکل­گرفته از دل انقلاب اسلامی 1357 را تعبیر و تفسیر کرد. جمهوری اسلامی با جهان­بینی ایدئولوژیک و اسلامی خود، منش و شیوه‌ای وحدت‌گرایانه و فراملیتی را پی‌گرفته است و با تفکر وحدت‌بخش و جهان­شمول اسلام و محورقراردادن توحید و یگانگی الله، تنها راه سعادت جامعه انسانی و اسلامی را اسلام، اقرار، اعلام و تمسک به توحید و یگانگی خداوند می­داند. لذا از این منظر توحیدگرایانه، دیدگاهی خوش­بینانه به ملت و محدوده سرزمینی و جامعه مسلمانان و حیات انسان­ها داشته و برمبنای همین آموزه­های دینی‌اسلامی، ترویج صلح جهانی و آشتی میان ملل جهان را سرلوحة عملکرد سیاسی خود قرار داده است.

مبانی شعارها و پیام‌های انقلاب اسلامی

مهم‌ترین مبنای شعارها و پيام‌هاي انقلاب اسلامي ايران، جهان‌شمول‌بودن دين اسلام و همچنين انقلاب برخاسته از آن، يعني انقلاب اسلامي ايران مي‌باشد. حضرت امام خميني(ره) به جهان‌شمول‌بودن دين اسلام باور داشتند. به اعتقاد ايشان «اسلام براي يك كشور، براي چند كشور، حتي براي مسلمين نيست. اسلام براي بشر آمده است. همه بشر را اسلام مي‌خواهد زير پوشش عدل خودش قرار دهد. ما اميدواريم كه اين امر به‌تدريج مهيا شود»(امام خميني(ره)، 1369: 118).

انقلاب اسلامي ايران در سطح جهاني دگرگوني‌هاي فكري و سياسي عمیقی را پديد آورد و روابط و معادلات جهاني را متحول نمود. اين انقلاب با پيام‌ها و شعارهاي بنيادين خود، در مسير تحولات جوامع بشري نقطه عطف و سرآغاز عصري جديد بود و در سطح جهان و در ابعادي گوناگون و متنوع، پيام خود را طنين‌انداز کرد. دراين‌باره، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي می‌فرمایند: «با انقلاب اسلامي در ايران و با تشكيل نظامي اسلامي در اين نقطه از عالم و با مبارزات طولاني كه ملت ما پشت سر رهبر عظيم‌الشأنش براي حفاظت از انقلاب و اسلام انجام داد، عصر جديدي با خصوصياتي متمايز از دوران قبل، در عالم به‌وجود آمد و تأثيرات اين عصر جديد روي ملت‌ها و دولت‌هاي ضعيف و نيز روي دولت‌هاي قوي و ابرقدرت‌ها محسوس است ]و[ حتي نقشه سياسي دنيا عوض شده است. اين عصر و اين دوران جديد را بايد دوران امام خميني(ره) ناميد»( حضرت آيت‌الله خامنه‌اي ، 1380: 275).

امروزه بسياري از تحليلگران و نظريه‌پردازان غرب و شرق به عظمت و تأثير انقلاب اسلامي و ايجاد عصري نوين در معادلات جهان اعتراف دارند؛ به‌طوري كه پيام‌هاي بنيادين انقلاب اسلامي ايران در طراحي نقشه سياسي و فرهنگي جهان، معادلات و محاسبات قدرت‌هاي سلطه‌گر را به چالش كشيده و جمهوري اسلامي ايران، مركزي اثرگذار در تحولات جهاني شده است (نصري، 1388 : 252 و253).

به تعبير آنتوني گيدنز، جامعه‌شناس مشهور انگليسي، برخلاف ديدگاه ماركس و دوركهايم و ماكس‌وبر كه دنيوي‌شدن را فرایندي اجتناب‌ناپذير مي‌دانستند، انقلاب اسلامي ايران فرایند عمومي جهان را از نظام‌هاي سكولار معكوس كرد و به‌سوي دين تغيير داد (روزنامه كيهان، 5/7/1384 : 3).

انقلاب اسلامي ايران با سه ركن: مكتب اسلام و رهبري حضرت امام خميني(ره) و نقش مردم، خط بطلاني بر انديشه‌ها و مكاتب مادي بود تا بار ديگر قدرت دين و ارزش‌هاي الهي و همچنين رهبري ديني نمايانیده گردد. با بروز انقلاب اسلامي و آشنايي جوامع بشري با پيام‌ها و شعارهاي آن، دين و مذهب و معنويت از استقبال گسترده‌اي در سطح جوامع بشري برخوردار شد. از نظر حضرت امام خمینی(ره) جامعه اسلامی در زمان پیامبر اکرم(ص) یکپارچه بود. آن جامعة متحد، بعدها در اثر رفتارهای ضداسلامی و فشار استعمارگران تجزیه گردیده است. ایشان معتقد است همه این سرزمین‌های پراکنده و مجزی از هم باید با یک «انقلاب» به‌همان صورت یکپارچه بازگردند. همچنین می‌گویند با استناد به سنت و رویه حضرت محمد(ص) که نه تنها حکومت تشکیل داده و به اجرای قوانین و برقراری نظامات اسلام و اداره جامعه برخاسته است؛ بلکه به فرمان خدا برای پس از خود نیز حاکم تعیین کرده است. همچنین ماهیت و کیفیت احکام اسلامی، از جمله احکام مالی، دفاعی، جزائی و حقوقی، چنین نتیجه‌گیری می‌کردند که حکومت پس از رحلت رسول اکرم(ص) نیز لازم و ضروری است (امام خمینی(ره)، 1375: 25).

چرایی مقبول‌شدن گفتمان و شعارها و پیام‌های انقلاب در جهان اسلام

در ميان پيام­ها و شعار­هاي بنيادين انقلاب اسلامي براي جهان معاصر مي­توان زمينه‌هاي مشتركي را نام برد كه از يك‌سو دربردارندة اهداف انقلاب اسلامي هستند و از سوي ديگر به­عنوان آرمان­هاي انقلاب اسلامي ايران در دنياي معاصر ملموس و شناخته شده مي­باشند.

نمودار 1. زمینه­های مشترک شعارها و پیام­های انقلاب

1. عقیده مشترک بر اساس اعتقادات دینی

انقلاب اسلامی ایران­ یک انقلاب شیعی است­؛ ولی همانند هر مسلماني به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اکرم(ص) معتقد است (انور جندی، 1371 : 257 و260). مردم مسلمان ايران، اعم از شيعه و سني و حتّي مسيحي در ساليان منتهي به انقلاب اسلامي، دركنار هم با هدف سرنگوني نظام ستم‌شاهي و ظلم و فساد به مبارزه عليه كفر برخاستند و به جهانيان ثابت نمودند كه از هر رنگ و لباسي كه باشند، براي بيرون‌راندن ظلم و ستم و ايستادن در مقابل زورگو، مي­توان به اعتقادات ديني متكي بود. همان­گونه که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند: «در کلمة توحید که مشترک بین همه است، در مصالح اسلامی که مشترک بین همه است، با هم توحید کلمه کنید»(امام خمینی(ره)، 1361 : ج2 : 33).

2. مقابله با دشمن مشترک (استکبار جهانی)

پيام­هاي انقلاب اسلامي ايران با آرمان­هاي جهاني دين مبين اسلام گرهی بازنشدني خورده است؛ به‌عبارت ديگر انقلاب اسلامی و جهان اسلام دارای دشمن مشترکند. این دشمن مشترک که همان استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا (شیطان بزرگ) و اسرائیل (غده سرطانی) است، کیان اسلام را تهدید می­کند؛ در حالی که انقلاب اسلامی با طرح شعار «نه شرقی و نه غربی» عَلم مبارزه علیه دشمن مشترک جهان اسلام ر ا به دوش گرفته است ( انور جندی، 1371: 260).

3. هدف مشترک برای گسترش معارف اسلامی در جهان

پيروزي انقلاب اسلامي ايران موجب بیداری و آگاهی چشمگیری شد و این باور را به اثبات رساند که اسلام برنامه­ زندگی و روش زیستن انسان­هاست و از آنجا که رسالت اسلام، رسالتی جهانی است، انقلاب اسلامی ایران و جهان اسلام در هدفي مشترك خواهان برچیده‌شدن ظلم و فساد و اجراشدن قوانین اسلام و استقرار حکومت اسلامی در جامعه مسلمانان و به اهتزازدرآوردن پرچم لااله الا الله در سراسر جهان از طریق نفی قدرت­ها و تکیه بر قدرت لایزال الهی و توده­های مردم­اند.

«همه در میدان باشند، با هم باشند. ما می­خواهیم اسلام را حفظ کنیم. با کناره‌گیری نمی­شود حفظ کرد. خیال نکنید که با کناره­گیری تکلیف از شما سلب می‌شود»(امام خمینی(ره)، 1361 : ج20: 6).

4. وحدت امت اسلامی

وحدت‌طلبی و بسیج مردمی، یکی از مهم‌ترین نقاط اشتراک پیام‌ها و شعارهای انقلاب اسلامی ایران برای جهان اسلام است. در همین راستا معمار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی(ره)، بر ضرورت وحدت در میان امت اسلامی همواره تأکید می‌کردند؛ این درحالی است كه تفرقه و ازهم‌گسیختگی و متحدنبودن کشورهای اسلامی که به‌واسطه مداخله‌گری غربی‌ها و استعمار غرب و شرق ایجاد شده، از اصلي‌ترين موانع پیشرفت و توسعه این کشورها مي­باشد. بنابراين تأکید انقلاب اسلامی و رهبری آن بر لزوم وحدت همه قشرها و همه مذهب­های اسلامی در رسيدن به پیروزی در صحنه­ داخلی و خارجی، زمینه دیگر گرایش مسلمانان جهان به‌سوی انقلاب اسلامی است.

وحدت مسلمانان، آمال و آرزوی هر مسلمانی است؛ البته اگر جنبة عملی داشته باشد، ثمربخش خواهد بود. امام خمینی(ره) وحدت امت اسلامی را غایت آرمان خود قرار می‌دهد و آرزو می­کند ملت­های مسلمان، یدِ واحده شوند (امام خمینی(ره)، 1361: ج13: 50).

5. مردم‌گرایی و حمایت از حقوق ملت‌ها

مردم‌گرایی انقلاب اسلامی، عاملی در گسترش انقلاب و پذیرش آن از سوی ملت‌های مسلمان بوده است. انقلاب اسلامي ايران و رهبری آن بر این باور بودند که باید به ملت­ها بها داد، نه به دولت­ها؛ چراکه اين ملت­ها هستند كه مي­توانند سرنوشت خود و جوامع بشري را تعيين كنند؛ انقلاب اسلامي ايران در تمامي اهداف، آرمان­ها، پيام­ها و شعار­هاي خود، حضور مردم انقلابي و هميشه در صحنه و معتقد به نظام را از ضروريات مشروعيت­يابي و قدرت مشروع يك حكومت مي­داند و همواره آرمان­هاي انقلاب اسلامي ايران برای تعریف دوباره اقتدارگرایی مثبت خود، بر پايه همين ديدگاه طرح‌ريزي و دنبال شده است.

در رابطه با ضرورت تبیین و تعریف قدرت مشروع به‌عنوان یکی از درونی­­ترین شعارهای انقلاب اسلامی باید گفت که قدرت و تمایل به کسب آن، همواره یکی از ویژگی­های شخصیتی افراد و به‌دنبال آن جامعه­ انسانی بوده است. طلب قدرت، هدفمندانه و برای لذتِ قدرت است. گالبرایت[2] در کتاب «آناتومی قدرت» در تبیین و تعریف قدرت، سه عنصر منبع و عامل و ابزار اِعمال قدرت را ذکر می­کند. وی افراد جامع انسانی را به دو دسته­ عامل و تابع تقسیم کرده است و اذعان می­دارد که افراد یا عامل قدرت هستند و یا تابع قدرت. تابعین وظیفه تمکین و فرمانبرداری از اراده عامل قدرت را دانسته یا نادانسته از تسلیم خود در برابر فرمانده به‌عهده گرفته­اند. گالبرایت، شخصیت یا رهبری و مالکیت (ثروت) و سازمان را منبع قدرت دانسته و برای اِعمال قدرت توسط عاملان قدرت بر مبنای رهبری و ثروت و سازمان­دهی، سه شیوه­ ابزاری قدرت (کیفردهنده، پاداش‌دهنده و شرطی) را تشریح و تبیین می­نماید و مدعی می­شود که امروزه شیوه قدرت شرطی، با تغییر تفکر و اعتقاد تلاش می­کند فرمان­بر را وادار به تسلیم در برابر عامل قدرت نماید. تسلیمی ارادی و ناآگاهانه که فرمان­بر با رضایتمندی و اطمینان، خود را در ید قدرتِ عاملِ قدرت قرار می­دهد (گالبرایت، 1390 : 17تا 9).

این درحالی است که حکومت ایران در قبل از انقلاب اسلامی، حکومتی قدرت‌طلب بود که با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، تعریف انقلابیون و حکومت جدید از قدرت در قالب تئوری جمهوری اسلامی تغییر کرد. توضیح اینکه قدرت لزوماً مثبت نیست و طلب قدرت اغلب به خودرأیی و دیکتاتوری منجر می­شود. تمایل به اِعمال زور از طرف عامل قدرت و تلاش برای تمکین و فرمانبری فرمانبرداران، حتی به اجبار و قوه قهریة مجاز و غیرمجاز از ملزومات قدرت­طلبی مضاعف است که اغلب با مفهوم اقتدار مثبت فاصله می­گیرد و به دیکتاتوری و اقتدار نامشروع نزدیک می­شود. محمدرضاشاه پهلوی، در مصاحبه­ای با اوریانا فالاچی[3] در اکتبر 1973م مدعی می­شود که: «... برای انجام امور، قدرت لازم است و برای داشتن قدرت، اجازه و مشورت کسی لازم نیست. ... تصمیم دارم در قدرت بمانم و ثابت بکنم که می­توان با قدرت خیلی کارها کرد» (فالاچی، 1385: 187 و 198).

اما انقلاب اسلامی با دخالت‌دادن مردم در تعیین سرنوشت خویش به‌عنوان یک تکلیف دینی و تعیین جایگاه شرعی مردم در سیاست­گذاری­های حکومتی و تبدیل قدرت به اقتدار مشروع از طریق جمع­بستن میان قانون، سنت، مذهب، آگاهی، مردم و شجاعت تغییر، فرمولی جدید از اقتدارگرایی مثبت با محوریت مردم­گرایی را به جهان معاصر معرفی کرد که نه­تنها جهان اسلام می‌تواند از آن الگوبرداری کند؛ بلکه به همه ملت­های خواهان آزادی واقعی و اقتدار حقیقی تعمیم‌پذیر بوده و هست.

 

نمودار 2. مسیر دخالت مردم(مردم­گرایی) در تبدیل قدرت به اقتدار مشروع در جمهوری اسلامی

 

6. احياي كاركرد­هاي دين

«احياگرايی اسلامي» به سياسي‌شدن دين و جامعه ختم مي­شود. در اين ارتباط، اسلام سياسي با مدرنيته هيچ‌گونه تعارضي ندارد. محور اصلي احياگرايي اسلامي، مقابله با نسبي‌گرايي، غرب­محوري، فردگرايي و مصرف­گرايي مي­باشد كه اين مؤلفه­ها نماد مدرنيسم هستند؛ درحالي كه احياگرايی اسلامي و هم­چنين اسلام سياسي جلوه­هايي از شهرنشيني، صنعتي‌شدن، توسعه، علم و... را كه با قالب­هاي مدرنيته هم­خواني دارد، تأييد مي‌کند. به­عبارت ديگر، اين احياگرايي اسلامي در مقابله با مدرنيسم و غربي­گرايي قرار دارد و انديشه غربي‌شدن جهان اسلام را نقد قرار مي‌کند. احياگرايي اسلامي به سطوح مختلفي از نيازهاي انسان جديد پاسخ مي­دهد. از يك­سو نيازهاي عاطفي و اجتماعي كساني را كه از بنيان­هاي خود جدا مانده­اند، بازسازي مي­كند و از طرف ديگر آنان را در ساحت­ها و نهادهاي سازمان‌يافته­اي بسيج مي­كند. پس در مرحله اول اصلي‌ترين نياز مسلمانان را بايد بازسازي قالب­هاي هويتي دانست كه آن­ها را با بنيادهاي هويتي و اعتقادي خود پيوند مي­دهد. در اين روند، احياگران نه‌تنها از الگوهاي ابتكاري بهره مي­گيرند؛ بلكه بايد آن­ها را كنش‌گراني دانست كه درصدد مقابله با امر موهوم مي­باشند؛ يعني از ديدگاه آنان، تمامي جلوه­هاي مدرنيسم (غرب­گرايي، فردگرايي و مصرف­گرايي) به­عنوان موضوعات غيرمطلوب و انتزاعي تلقي شده­اند كه بايد با آنان مقابله شود. بر اين اساس، آنان براي تحقق اين هدف، بر ضرورت فعال‌سازي كنش­گر تأكيد دارند. در مرحله بعد نيز صف­بندي­هاي هويتي جديدي شكل مي­گيرد كه نمي­تواند ماهيتی بي­طرف و مبهم داشته باشد. پس احياگران اسلامي درصدد خلق تاريخي هستند كه در آن، نقش انسان­ها از معنا و جايگاه لازم برخوردار است (متقي، 1387: 294 تا 297). مراد این احیاگران دینی، احیای کارکردهای سیاسی، اجتماعی، معنوی، اعتقادی‌معرفتی و اجتماعی‌فرهنگی دین اسلام می­باشد که در ادامه به این مباحث پرداخته می­شود.

نمودار 3. كاركرد­هاي ديني انقلاب اسلامي ايران

كاركردهاي سياسي دين

این مسئله که در یک فاصلة زمانی بیش از هزار سال، مسلمانان و به­ویژه شیعیان، فاقد حکومت اسلامی در شکل مطلوب خود بوده­اند، به‌تدریج این اندیشه را رواج داد که آن­چه از اسلام و معارف دینی که به آن توجه شده است، احکام فردی و عبادی اسلام بوده و به مفاهیم ارزشمند سیاسی و اجتماعی کمتر توجه شده است (عیوضی، 1378: 90).

دين اسلام كاركردهاي سياسي فراواني دارد كه متأسفانه كمتر در ادوار تاريخي به آن توجه شده­ است و مسلمانان كمتر توانسته­اند از كاركردهاي سياسي دين بهره ببرند. انقلاب اسلامی ایران، این مسئله را نیز تحت‌الشعاع قرار داد و منجر به احیای بسیاری از کارکرد­های فراموش‌شدة دین مبین اسلام، خصوصاً موضوعات اعتقادی تشیع شد؛ در ادامه این مبحث به دو نمونه از کارکرد­های سیاسی دین که با وقوع انقلاب اسلامی ایران احیا گردید، اشاره مي­شود:

1. اعتراض به وضع موجود و دعوت به وضع مطلوب

اعتراض به وضع موجود و دعوت به وضع مطلوب كه ناشي از آموزه‌هاي دين می‌باشد، از كاركردهاي سياسي دين است. دين مي‌تواند به­عنوان نيرويی كارساز، مردم را براي جست‌وجوي تغيير يا اعتراض عليه نظم موجود، بسيج كند (نکوئی سامانی، 1389 : 194 و195).

2. تقديم منافع جامعه بر منافع شخصي

باورهاي ديني منشأ پيدايش انگيزه­هاي عالي و همت­هاي والا، جهت گذشتن از منافع شخصي اين جهان و توجه به منافع اجتماعي و در نتيجه فعليت‌بخشيدن به انفاق و شهادت­طلبي و ايثار و جانبازي است (نور، آيه 37).[4] همچنان كه باعث مقابله با ستم­گران و بي­توجهي به منافع زودگذر دنيوي است (بقره، آيه 249).[5]

كاركرد دين از منظر ظهور جنبش­هاي ديني

يكي ديگر از زمينه‌هاي مشترك شعارها و پيام‌هاي انقلاب اسلامي كه در مجموعة احياي كاركردهاي ديني قرار مي‌گيرد، كاركرد دين از نگاه پيدايش نهضت‌هاي آزادي‌بخش يا همان جنبش‌هاي ديني است تا اين جنبش‌ها امكان تحقق آرمان­هاي اصيل انقلاب اسلامي را در خارج از مرزهاي جمهوري اسلامي فراهم آورند. قبل از وقوع انقلاب اسلامي ايران، اين‌گونه حركت­ها و جنبش‌ها، به­ويژه با ماهيت مذهبي، يا وجود نداشتند و يا چنان­چه از موجوديت نيز برخوردار بودند، فعاليت آن­ها چشم­گير نبود و معمولاً در قبال دولت‌هاي حاكم سياست انفعالي داشتند (فلاح­نژاد، 1384: 101). از طرف ديگر، در عمل نیز هيچ­گونه حمايتي از اين­گونه جنبش‌ها و نهضت‌ها از سوي دولت‌ها و سازمان­هاي بين­الملل به‌عمل نمي‌آمد؛ زيرا آن حركات برخلاف صلح و امنيت بين­المللي دلخواه ابرقدرت­ها و هم­چنين منافع آن­ها تلقي مي‌شد و اگر هم حمايتي از سوي قدرت‌هاي بزرگ به‌عمل مي‌آمد، صرفاً در راستاي منافع آن قدرت­ها بود؛ اما با وقوع انقلاب اسلامي ايران، دولت جمهوري اسلامي ايران، به‌دليل خصلت ديني و ماهيت مكتبي‌اش، سعي در حمايت و برقراري ارتباط با آن­ها نمود، ارتباطي كه در فرایند آن، انقلاب اسلامي تلاش نمود تا تجربيات مبارزاتي خويش را همراه با تفكر و باورهاي انقلابي و ديني خويش، به نهضت‌هاي اسلامي و رهايي­بخش انتقال داده و زمينه‌هاي رشد و شكوفايي آنان را فراهم سازد و روند جديدي را در مسير حركت نهضت‌هاي اسلامي ايجاد نمايد.

بازتاب پيام­ها و شعار­هاي انقلاب اسلامی ایران در جهان معاصر

1. بازتاب سیاسی

یکی از مهم­ترین بازتاب­هاي انقلاب اسلامی ایران، تجدید حیات اسلام در جهان است. مقام معظم رهبري دراین‌­باره فرمودند: «علی‌رغم گذشت بیش از یکصدوپنجاه سال از برنامه­ریزی مدرن و همه‌جانبه علیه اسلام، امروز در سراسر دنیا یک حرکت عظیم اسلامی به­وجود آمده است که به­موجب آن اسلام در آفریقا، آسیا و حتی در قلب اروپا، حیات جدیدی را بازیافته و مسلمانان به شخصیت و هویت واقعی خود پی‌برده‌اند» (به‌نقل از: طاهری، 1388: 255 تا 288).

به بیان دیگر، دوره­ای که اعتماد به نفس در میان مسلمانان از بین رفته و شمار فراوانی از آنان، خواهان هضم­شدن در هویت جهانی بوده و گذشتة خود را به فراموشی سپرده بودند، به پایان خود نزدیک شد و انقلاب اسلامی ایران، آن اعتمادبه‌نفسی را که روزگاری پشتوانه تمدن بزرگ اسلامی بود، احیا و بارور کرد (به‌نقل از: طاهری، 1388: 255 تا 288؛ جعفریان، 1378: 236).

انقلاب اسلامی ایران شاید بیشترین و عمیق­ترین بازتاب تأثیرات خود را در سطح جهان اسلام داشته است. جهان اسلام در اینجا، همه کشورهای مسلمان مجاور و همسایه ایران، جنوب و شرق آسیا، خاورمیانه غربی، شمال آفریقا و حتی جوامع اسلامی در اروپای غربی و آمریکای شمالی را نیز دربرمی­گیرد. نکته جالب توجه در این خصوص، تأکید آشکار و پافشاری شدید رهبر انقلاب بر این بُعد انقلاب و طرح­ها و اندیشه­های آن برای جهان اسلام است (درخشه، 1387: 345).

به اعتراف اکثریت قریب‌به‌اتفاق تحلیل­گران غربی و بومی جهان اسلام، انقلاب اسلامی ایران تأثیرات مهم و تعیین‌کننده­ای در سراسر قلمرو و گستره جهان اسلام بر جای گذارد؛ برای اثبات این مدعا کافی است سفری کوتاه به پایتخت­های جهان اسلام از اسلام آباد تا آنکارا، قاهره تا رباط، کوآلالامپور تا جاکارتا داشته باشید و در کوچه و خیابان یا مراکز دانشگاهی و مساجد این شهر­ها حضور یابید تا انعکاس و ابعاد نفوذ و تاثیر انقلاب اسلامی ایران را در جهان اسلام در یابید. «برنارد لوئیس» استاد دانشگاه پرینستون و مستشرق جنجال‌برانگیز آمریکایی در توصیف انقلاب اسلامی، آن را انقلابی واقعی و دارای اصالت و در ردیف انقلاب­های بزرگ تاریخ، یعنی انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه، ذکر می­کند (درخشه، 1387: 346 و347).

اسلامی‌کردن مسئله فلسطین نیز یکی از جلوه­های تأثیرگذاری انقلاب اسلامی در مناسبات و تحولات جهان اسلام است. ظهور و شکل­گیری و افزایش روزافزون قدرت حماس و جهاد اسلامی فلسطین و بالاخره تولد انتفاضة مردم فلسطین، همگی به­طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران ارزیابی می­شود. در میان گروه‌های فلسطینی که به­طور جدی از انقلاب اسلامی ایران الهام گرفته­اند، باید به جهاد اسلامی فلسطین اشاره کرد. «باری روبین» در کتاب خود «انقلابیون و اصلاح­طلبان در نهضت­های معاصر اسلامی در خاورمیانه» با اشاره به میزان تأثیر­پذیری حرکت­های انقلابی معاصر در جهان اسلام از وقوع انقلاب اسلامی ایران، به­طور مشخص به چگونگی تأثیر­پذیری جهاد اسلامی فلسطین از انقلاب اسلامی ایران و فاصله‌گرفتن آن از گرایشات ملی­گرایانه اشاره می­کند که محور فعالیت سایر گروه­ها و حرکت­های فلسطینی بوده­اند. وی استقبال حرکت­های دانشجویی در دانشگاه­های فلسطینی از الگوی انقلاب اسلامی را نتیجه سرخوردگی جوانان فلسطینی از عملکرد سازمان­های قومیت محوری نظیر اخوان‌المسلمین می­داند (درخشه، 1387: 347 و 348).

بنابراين انقلاب اسلامی با تأکید بر وحدت شیعه و سنی، تقریب مذاهب اسلامی و نفی فرقه­گراییِ مذهبی، درصدد وحدت ملت­های مسلمان و تحقق پروژه امت­‏سازی برآمد. این مهم از یک‌سو بر اساس مبارزه‏ای مثبت و با تکیه بر باورهای اصیل اسلامی و نیز آیین‏ها و مراسم سنتی دینی استوار بود که شالوده سازمان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی امت اسلامی را بر باورهای اصیل اسلام ناب محمدی(ص) و نیز فرهنگ‏ها و آیین‏های مشترک اسلامی، از جمله حج ابراهیمی پایه­گذاری می‏کرد. همچنین از دیگرسو بر مبارزه­‏ای منفی علیه دشمن مشترک، از جمله در مراسم برائت از مشرکین و بر اساس استکبار ستیزی و کوتاه‌کردن دست قدرت­های جهانی از ثروت‌های ملی کشور­های اسلامی استوار بود که نمایانگر حساسیت مسلمانان به تحولات جهان اسلام و ضرورت ارتقای روح جمعی آنان براساس مخالفت با سلطه قدرت­های بیگانه، مبارزه با صهیونیسم و افسادستیزی بود.

انقلاب اسلامی با نوعی کلان‌نگری و با مطرح‌کردن دین به‌عنوان تنها راه سعادت بشر و با تکیه بر کلیّت‌گرایی و عام­گرایی اسلام به‌عنوان گفتمان اصیل و عقلانی و سیاسی و الهی و با تأکید بر عدم گسست بین عرصه‏های مختلف حیات بشری توانست اهمیت سیاسی دین در روابط بین‏الملل را بازنمایاند و بدین ترتیب، نوعی خودآگاهی و خودباوری برای وحدت تمدنی به­منظور نقش‏آفرینی مجدد در عرصه فرهنگ و سیاست بین‏الملل را به جهان اسلام اعطا نماید.

2. بازتاب فرهنگی

امور فرهنگی از آن حیث مهم هستند که پایه و اساس امور و حرکت­های سیاسی را فراهم می­آورند. به‌دیگر سخن، امور فرهنگی زمینه­ساز امور سیاسی­اند. به این دلیل، رنگ و بوی سیاسی به­خود می­گیرند و در مقولة سیاسی، شایستگی مطرح‌شدن را می‌یابند. از این رو، در این بخش مقاله، صرفاً چند مقوله فرهنگی بازگشت به ارزش‌های مبارزه اسلامی، پیروی شعائر و شعارهای انقلابی ایران و... مطرح می­شود. البته ذکر این چند نمونه به‌معنای آن نیست که سایر امور فرهنگی بی­اهمیت­اند.

شکل دیگر بازتاب پيام­هاي انقلاب اسلامی ایران در جهان اسلام، به تقلید شعارهای انقلاب اسلامی از سوی مسلمانان جهان برمی­گردد؛ مثلاً شعار مردم مسلمان معترض ترکیه، قبل از کودتای 1359 آن کشور، «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» بود. شهروندان کابل برفراز بام منازل خود فریاد «الله اکبر» سرمی‎دادند؛ در پلاکاردهای مسلمانان مصر نیز شعار «لاشرقیه و لاغربیه» دیده شده ­است. مردم کشمیر در راهپیمایی دویست‌هزار نفری 1369 شعار «الله اکبر» و «خمینی رهبر» را مطرح کردند. جهاد اسلامی فلسطین بر آن است که فلسطینی­ها همان شعارهایی را سر می­دهند که انقلاب اسلامی منادی آن بود. آنان با صدای بلند فریاد می­زنند: « لااله الا الله، الله اکبر، پیروزی از آن اسلام است». در واقع، آن­ها شعارهای قوم‌گرایی و الحادی را به یک­سو انداختند و شعارهای انقلاب اسلامی را برگزیدند. در سال­های 1369 تا 1379 در خیابان­های کیپ تاون آفریقای جنوبی شعار و ندای «الله اکبر» بسیار شنیده شد. این یادآور و مؤید کلام رهبری انقلاب است که فریاد الله اکبر مردم الجزایر بر پشت بام­ها درس‌گرفته از ملت انقلابی ایران است (طاهری، 1388: 261 تا 263 ؛ کرهرودی، 1380: 299). همچنين با پیروزی انقلاب اسلامی، گرایش به حجاب اسلامی در اقصی نقاط جهان اسلام، فزونی گرفت. در کنار آن، گرایش به نماز بیشتر شده، انتشار مجلات و نشریات اسلامی افزایش یافته است (حسنی، 1376: 81).

یکی دیگر از آثار فرهنگی انقلاب اسلامی ایران بر حرکت­های اسلامی و سیاسی معاصر، وجود اعتراضات مردمی به سبک اعتراضات انقلاب اسلامی ایران است. این اعتراضات که جنبه دینی‌مذهبی داشته، به­طور معمول در مقابل ظلم و استبداد حاکمان محلی صورت پذیرفته و همگی برای دفاع از شعائر مذهبی و حفظ ارزش­های اسلامی صورت می­پذیرند. استفاده از اشعار و جملات نقادانه و نیز احادیث انقلابی در شعارنویسی­ها از دیگر نمونه‌هایی است که مورد توجه جنبش­گران مسلمان قرار گرفته و از انقلاب اسلامی ایران الگو گرفته­اند (جمشیدی، 1374: 391 تا 394).

 

جمع‌بندي

انقلاب اسلامی ايران با عینیّت بخشیدن ایدئولوژی خود در شکلی نوین از حکومت، تحت عنوان جمهوری اسلامی و با تمایل به اقتدارگرایی مشروع، با بيان پيام­ها و شعارهاي بنيادين خود در جهان معاصر و براي ميليون­ها ملت ستم‌ديده از استكبار جهاني، موجب ارتقای توان امت اسلامی، نهضت­های آزادی‌بخش و ملت­ها گردید و نقش دین را به­عنوان قدرتی تأثیرگذار بر پویش‌های بین­المللی آشکار ساخت. به­علاوه بر نقش جنبش عدم تعهد و بازیگران جهان سومی نیز با کشیدن مرزی دقیق بین مستضعفان و مستکبران تأکید کرد تا از این رهگذر الگوی جمهوریت و اسلامیت متبلورشده در قالب و ساختار جمهوری اسلامی را برای همة مستضعفان به­صورت تصریحی یا تلویحی، جهانی نماید. همچنین روشنفکران دینی به­عنوان طبقه متوسط جدید و حاملان اندیشه انقلاب اسلامی توانستند نقشی اساسی در بازخیزی اسلام در فرایندهای سیاسی‌اجتماعی ایفا کنند و به ترویج فرهنگ مردم‌سالاری دینی و کسب قدرت مشروع و مقبول مبادرت نمایند تا از این رهگذر، علاوه بر تحول در ساختار سیاسی اجتماعی داخلی کشورها، به تغییر در ساختار نظم منطقه­ای و نیز ماهیت تحولات بین المللی اهتمام ورزند.

همچنین مي­­توان بيان کرد كه انقلاب اسلامي ايران توانست با بيان شعارها و پيام­‌هاي اصيل اسلامي خويش و تبادل و تعامل آن با خارج، فضاي گفت‌وگو با جهان پيرامون را براساس اصلاح‌طلبي در ساختار و كاركرد نظام بين­الملل و زير سيستم منطقه­‌اي ايجاد نمايد تا از اين رهگذر به فرهنگ­سازي و هنجارسازي در قواعد رفتاري و ساختار سياسي بپردازد و بدين ترتيب رويكرد جديدي را بر روابط بين­الملل حاكم گرداند كه بر تحول ماهيت قدرت، گشتار در قواعد بازي و تغيير در نوع بازيگران استوار باشد.

انقلاب اسلامی ایران با محورقراردادن نخبگان دینی و توجه ویژه به قدرت مردمی، تعریفی نوین از کسب قدرت مشروع و مقبول ارائه داد که این تعریف در قالب حکومت جمهوری اسلامی و محتوای گفتمان انقلاب اسلامی به جهانیان به­عنوان الگوی تازه‌ای در معادلات سیاست جهانی، معرفی شد؛ الگویی که نظام­مندی قواعد دینی را تأیید و با تأکید بر پویایی دین، دخالت آن در سیاست را مقبول و عناصر فرهنگ دینی را در پاکیزه و مطهرکردن دنیای سیاست، دخیل دانست.

انقلاب اسلامي ايران با شعار­ها و پيام­هاي خود و به­عنوان نهضتي الهي و فراگير و مبتني بر مدار فطرت پاک بشري، توانست اهميت قدرت نرم‏‌افزاري را به منصة ظهور رساند و به­عنوان انقلابي در ارزش‏­ها و هنجار­ها، به فرهنگ­سازي در عرصه داخلي و منطقه­اي و بين­المللي مبادرت نمايد. در نهایت اینکه، بر متولیان و مبادیان امر انقلاب اسلامی واجب است که با درنظرگرفتن آرمان­های متعالی این انقلاب شکوهمند، در تبلیغ هرچه بیشتر و بهتر این شعارها و آرمان­ها بکوشند و از تمامی ابزار تبلیغاتی، به‌خصوص رسانه­های مدرن بهره ببرند.

 

منابع

1. قرآن کریم.

2. ابن‌منظور، 1408ه.ق، لسان‌العرب. ج11، بیروت: دارالاحیاء التراث العربی.

3. امام خمینی (ره)، 1361، صحیفه نور، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

4. ________، صحیفه امام، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

5. ________ 1369، صحيفه نور، تهران: وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی.

6. انور، جندی، 1371، اسلام و جهان معاصر، ترجمه حمیدرضا آژیر، مشهد: آستان قدس.

7. بی­نام، بی­تا، دستاورد­های عظیم انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در گستره جهان، ج2، تهران: سازمان ارتباطات فرهنگی.

8. جان نيز بيت و پاتريشيا آبردين، 1378، دنياي 2000، سياست، اقتصاد و فرهنگ در قرن بيست و يكم، ترجمه ناصر موفقيان، نشر ني.

9. جعفریان، رسول، 1378، مقالات تاریخی، ج5، قم: الهادی.

10. جمشیدی، محمد حسین، 1374،«ارتباط متقابل انقلاب اسلامی ایران و جنبش شیعیان عراق»، مجموعه مقالات انقلاب اسلامی و ریشه­های آن، قم­: نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه­ها.

11. حسنی، مهدی، 1376، فلسطین و صهیونیسم، قم: مرکز تحقیقات اسلامی سپاه.

12. درخشه، جلال، 1387، گفتارهایی دربارة انقلاب اسلامی ایران: مجموعه مقالات، مقاله «انقلاب اسلامی ایران و نظام بین الملل». نوشته محمد حسن خانی، تهران: دانشگاه امام صادق(ع).

13. طاهایی، جواد، 1387، درآمدی بر مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: مجمع تشخیص مصلحت نظام، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، گروه پژوهشی سیاست خارجی.

14. طاهری، مهدی، 1388، بازخوانی تأثیرات انقلاب اسلامی بر بیداری مسلمانان: مجموعه مقالات، مقاله­ی «انقلاب اسلامی و تجدید حیات جنبش­های اسلامی معاصر»، حمید احمدی، قم: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی(ص).

15. عزتي، ابوالفضل،1374، «مقايسة مفهوم شهادت در اسلام و مسيحيت»، چشمه نور،(مجموعه مقالات بزرگداشت عاشورا)، ج1، تهران: بی­نا.

16. عميدزنجاني، عباسعلي،1371، انقلاب اسلامي و ريشه­هاي آن، تهران: نشر كتاب سياسي.

17. عیوضی، محمد رحیم، 1378، رشد مبانی فکری و تحول فرهنگ سیاسی در انقلاب اسلامی، تهران: انتشارات الهدي.

18. فالاچی، اوریانا، 1385، مصاحبه­های اوریانا فالاچی، انتخاب و ترجمه غلامرضا امامی، چ3، تهران: نشر افق.

19. فعالي، محمد تقي، 1386، آفتاب و سايه‌ها؛ نگاهي نو به جريانهاي نوظهور معنويت‌گرا، قم: انتشارات نجم الهدي.

20. فلاح نژاد، علي، 1384، سیاست صدور انقلاب اسلامی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

21. قرباني، زين­العابدين، 1361، علل پيشرفت و انحطاط مسلمين، تهران: نشر فرهنگ اسلامي.

22. قوام، عبدالعلي، 1373، سياست­هاي مقايسه­اي، تهران: سمت.

23. كالورت، پيتر، 1386، انقلاب و ضدانقلاب. ترجمه حسن فشاركي، تهران: مركز چاپ و نشر وزارت امور خارجه.

24. کرهرودی، حسین، 1380، «انتفاضه فلسطین مولود اصول گرایی اسلامی معاصر»، فصل‌نامه علوم سیاسی، س4، ش14، تابستان.

25. گالبرایت، جان کِنِت ،1390، آناتومی قدرت، ترجمه محبوبه مهاجر، چ4، تهران: سروش.

26. مقام معظم رهبري،1380، حديث ولايت (مجموعه رهنمودهاي مقام معظم رهبري حضرت امام خامنه‌ای)، ج4، تهران، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها.

27. متقي، ابراهيم، 1387، رويارويي غرب معاصر جهان اسلام، قم: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.

28. محمدی، منوچهر،1380، انقلاب اسلامی، زمینه­ها و پیامد­ها. قم: نشر معارف.

29. مطهری، مرتضی، 1374، پیرامون انقلاب اسلامی، چ11، تهران: صدرا.

30. مكي­السباعي، محمد، بی­تا، «تاريخ آموزش در مساجد»، ترجمه علي شكوئي، مجله­ مسجد، ش16 .

31. مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1384، «ایران معاصر و غرب جدید، درآمدی تاریخی‌فلسفی بر ریشه های انقلاب اسلامی» ( مجموعه مقالات)، تهران: انتشارات موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.

32. نصري محسن، 1388، ايران، ديروز، امروز، فردا، قم: نشر معارف.

33. نکوئی سامانی، مهدی، 1389، آسیب‌شناسی دین و معرفت دینی، قم: بوستان کتاب.

34. هیوود، آندرو، 1387، مفاهیم کلیدی در علم سیاست، ترجمه حسن سعید کلاهی و عباس کاردان، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

 

[1]. دکتری علوم سیاسی، پژوهشگر پژوهشکده مطالعات منطقه ای پژوهشگاه بین المللی المصطفیo mortezaashrafi110@yahoo.com

تاریخ دریافت: 19 / 8/ 95 تاریخ تصویب: 6 / 9 / 95

[2].John Kenneth Galbraith

[3]. Oriana Fallaci

[4]. «مردانى كه هيچ تجارت و خريد و فروختنى از ياد خدا و نمازگزاردن و زكات دادن بازشان ندارد، از روزى كه دل­ها و ديدگان دگرگون مى‏شوند هراسناكند.»

[5]. «چون طالوت سپاهش را به راه انداخت، گفت: خدا شما را به جوى آبى مى‏آزمايد: هر كه از آن بخورد از من نيست، و هر كه از آن نخورد يا تنها كفى بياشامد از من است. همه جز اندكى از آن نوشيدند. چون او و مؤمنانى كه همراهش بودند از نهر گذشتند، گفتند: امروز ما را توان جالوت و سپاهش نيست. آنانى كه مى‏دانستند كه با خدا ديدار خواهند كرد، گفتند: به خواست خدا چه بسا گروه اندكى كه بر گروه بسيارى غلبه كند، كه خدا با كسانى است كه پاى مى‏فشرند.»

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 
کلیه حقوق این سایت برای پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی(ص) محفوظ است. - Copyright © 2009-2012 - All rights reserved
مرورگر پیشنهادی : Mozilla Firefox بازدید امروز : ، بازدیدکل :