امروز :
 
مرکز دراسات المصطفی (ص) العالمی
Al-Mustafa International Research Institute
 
 
فارسی | العربیه | English
 



بررسی علل و زمینه های پیوستن به داعش؛ با تاکید بر اروپا
گروه های تکفیری یکی از چالش‌های مهم جهان اسلام و حتی عرصه بین المللی هستند. به‌دنبال حوادث تروریستی در اروپا، مقام معظم رهبری دو نامه به جوانان غربی نوشتند تا ماهیت این گروه ها را برای آن‌ها روشن نمایند.
يکشنبه ٤ آبان ١٣٩٧ - ١٠:٥٩

 



یعقوب توکلی
محسن محمدی
چکیده
گروه های تکفیری یکی از چالش‌های مهم جهان اسلام و حتی عرصه بین المللی هستند. به‌دنبال حوادث تروریستی در اروپا، مقام معظم رهبری دو نامه به جوانان غربی نوشتند تا ماهیت این گروه ها را برای آن‌ها روشن نمایند. آنچه در این مقاله بررسی می‌شود این است که چرا برخی افراد به این گروه ها می پیوندند در حالی که رویکردهای خشن و غیرعقلانی این گروه ها توجه تحلیل گران و افکار عمومی را به خود جلب کرده است. در این بین، پیوستن جوانان اروپایی به این گروه ها، جای تأمل و بررسی بیشتری دارد.در پاسخ به این پرسش می توان جاذبه‌های گروه های تکفیری را در این موارد جست‌وجو کرد: جاذبه های مالی که در پرداخت دستمزد به اعضای این گروه ها مشاهده می شود؛ جاذبه های روانی ‌هیجانی که می توان آن‌ها را در مواردی مانند هویت بخشی و انتقام گیری از غرب مشاهده کرد؛ جاذبه‌های ایدئولوژیک گروه های تکفیری در شعارهایی مانند ارائه اسلامی اصیل است؛ علاوه بر این می توان جاذبه های جنسی، تبلیغاتی، ساختاری‌سازمانی و سیاسی را در پیوستن افراد به گروه های تکفیری مشاهده کرد.
واژگان کلیدی: جاذبه های گروه های تکفیری، بحران هویتی، اسلامی‌سیاسی، غرب.

مقدمه
گروه تروریستی تکفیری «داعش» را نمی توان پدیده ای محلی برشمرد یا ظهور و شکل گیری آن را در سال 2006 میلادی، با مناطق درگیری و نزاع در عراق مرتبط دانست. امروزه داعش توسعه یافته است و حدومرزی برای خود نمی‌شناسد؛ به‌طوری که از زمان اعلام موجودیت آن در آوریل سال 2013 میلادی تاکنون، هزاران جوان به این گروه ملحق شده‌اند تا تحت عنوان «جهاد» در صفوف آن به مبارزه بپردازند.
مقام معظم رهبری در پیام دوم خود به جوانان غربی، با اشاره به مؤلفه خشونت در فرهنگ غربی در کنار بی بندوباری اخلاقی، بر نقش استعمار غرب در ایجاد گروه های تکفیری تأکید می کنند. ایشان در ادامه می فرمایند:
«مستندات مسلم تاریخی به‌روشنی نشان می دهد که چگونه تلاقی استعمار با یک تفکر افراطی و مطرود، آن‌هم در دل یک قبیله‌ بدوی، بذر تندروی را در این منطقه کاشت؛ وگرنه چگونه ممکن است از یکی از اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین مکاتب دینی جهان که در متن بنیادین خود، گرفتن جان یک انسان را به‌مثابه‌ کشتن همه‌ بشریت می‌داند، زباله‌ای مثل داعش بیرون بیاید؟
از طرف دیگر باید پرسید چرا کسانی که در اروپا متولد شده‌اند و در همان محیط، پرورش فکری و روحی یافته‌اند، جذب این نوع گروه‌ها می شوند؟ آیا می توان باور کرد که افراد با یکی دو سفر به مناطق جنگی، ناگهان آن‌قدر افراطی شوند که هم‌وطنان خود را گلوله‌باران کنند؟ قطعاً نباید تأثیر یک عمر تغذیه‌ فرهنگی ناسالم در محیط آلوده و مولّد خشونت را فراموش کرد. باید در این زمینه تحلیلی جامع داشت؛ تحلیلی که آلودگی‌های پیدا و پنهان جامعه را بیابد. شاید نفرت عمیقی که طی سال های شکوفایی صنعتی و اقتصادی، در اثر نابرابری‌ها و احیاناً تبعیض‌های قانونی و ساختاری در دل اقشاری از جوامع غربی کاشته شده، عقده‌هایی را ایجاد کرده است که هر از چندی بیمارگونه به این صورت گشوده می شود.»
پیوستن جنگجویان خارجی پدیده جدیدی نیست ولی داعش از جهت ماهیت و مشخصات جنگجویان، با همه آن‌ها متفاوت است(Briggs, Rachel obe and Silverman,2014:8). این افراد هیچ ارتباط قومی و فرهنگی با سوریه ندارند و اساساً جوانانی شهری هستند که سابقه یا سوءسابقه مهمی در رفتارهای مجرمانه و ضداجتماعی و درگیری های افراطی ندارند (Barrett,2014:18).
آمار خارجی های داعش متفاوت است و جمع بندی بین آن‌ها گاهی دشوار می نماید؛ ولی به هر حال دست یابی به همه حقیقت دشوار است، به‌خصوص زمانی که رقم رسمی از سوی داعش در این خصوص منتشر نشده است.
به گزارش سوفان گروپ، داعش به‌عنوان مظهر تکفیریسم، تا ژوئن 2014، با جذب نیرو از بیش از 81 کشور جهان، بزرگ ترین و پیشرفته ترین شبکه تروریستی در تاریخ بشریت را ایجاد کرده است. از میان کشورهای اروپایی نیز 700 نفر از فرانسه، 800 نفر از روسیه و 400 نفر از شهروندان انگلیسی در بین تروریست های گروه داعش در عراق و سوریه هستند. طبق این گزارش، آمار حضور شهروندان از دیگر کشورهای جهان به شرح زیر است: بلژیک280 نفر، آمریکا 70 نفر، اسپانیا 51 نفر، نروژ 50 نفر، کانادا، فنلاند، ایرلند و سوئد نیز به‌طور مساوی 30 نفر (Barrett, 2014: 23).
ولی این آمار و میزان گرایش و جذب نیروهای خارجی به داعش، به‌طور مداوم در حال تغییر است. مطابق آماری که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، در فوریه 2015 منتشر کرد: 20هزار نفر از 90 کشور دنیا به داعش پیوسته اند که از جمله آن‌ها 3هزار و 400 نفر از کشورهای غربی هستند که بیش از 150 نفر آن‌ها از آمریکا می باشند) شبکه العالم، 25بهمن1393 (.
بر اساس گزارش مرکز رادیکالیسم پژوهی که در اجلاس امنیتی مونیخ در فوریه 2015 منتشر شد، تعداد جنگجویان اروپایی‌غربی در کمتر از دو سال، از 500 تن در آوریل 2013 به نزدیک 4000 تن افزایش یافته است (Neumann,2015:3).
این آمار، ذهن بسیاری از تحلیل گران اجتماعی را به خود جلب کرده است. در اینجا این سوال مطرح می شود: داعش چه جاذبه ای دارد که افراد زیادی اعم از زن و مرد را از نقاط مختلف جهان به خود جلب می کند؟ در حالی که خشونت و آوراگی و احتمال ازدست‌دادن جان که در پیوستن به داعش وجود دارد،‌ نتوانسته است این جاذبه ها را کم کند. در ادامه مهم ترین عوامل جذب به داعش را بررسی می کنیم.
علل و جاذبه های ایدئولوژیک
1. شعار اصلاح‌گری
برخی افراد به‌ویژه جوانان تحصیل کرده جذب شعار های اصلاح گرایانه داعش می‌شوند. داعش برای حل مشکلات جهان اسلام، بر جهاد و سلفی گری تأکید می کند و جوانان پرشوری که خواهان اصلاح امور جهان اسلام هستند جذب شعارهای اصلاح‌گرایانه داعش می شوند. البته آن‌ها پس از جذب به داعش متوجه می شوند که حقیقت چیز دیگری است.
داعش با داعیه تمدنی و احیای تمدن اسلامی، از احساسات و زمینه های تعالی جویانه جوانان اسلامی سوءاستفاده می‌کند. اینکه داعش بر مفاهیمی مانند خلافت تأکید دارد از این جهت است که به دنبال احیای تمدن اسلامی است که آن را در خلافت عباسیان قرار داده است. از این رو بغداد را به‌عنوان پایتخت حکومت ادعایی خود قرار داده است و ابوبکر بغدادی ضمن اینکه عنوان بغدادی را برای خود برگزیده است با پوششی سیاه‌رنگ، خلفای عباسی را در ذهن مردم تداعی می‌کند (جلائی پور، 1381: 52).
داعش با عنوان سلفی گری، اصلاح گری اسلامی را شعار می دهد. سلفی‌گری عنوانی است برای اینکه آن‌ها بخواهند راه‌حلی برای مشکلات اساسی جهان اسلام ارائه دهند نه اینکه گذشته گرایی صرف باشد. به دلیل آنکه تا قرن چهارم، تمدن اسلامی نمود بسیار پررنگی داشته است اما از قرن چهارم به بعد مسلمانان رو به انحطاط رفتند. بنابراین خاطرة خوش روند فزاینده و رو به رشد اسلام در قرون پیشین، موجب می‌شود برخی از افراد تحصیل‌کرده که مطالعاتی نیز در این زمینه داشته‌اند، فریب شعار سلفی گری و بازگشت به آن دوران و پیشرفت را بخورند و بعد هم پشیمان شوند (نوربخش و مهدی‌زاده، 1394).
توماس فریدمن در یادداشتی که مدتی پیش در نیویورک تایمز نوشته بود با اشاره به سفر خود به کردستان عراق و صحبت با مقامات آنجا می‌نویسد: داعش به این دلیل برای برخی گروه‌ها و قبایل جذابیت دارد که بازگشت به دوره طلایی اسلام را نوید می‌دهد.
2. ادعای ارائه اسلام اصیل
هر چند آبراهامز کارشناس تروریست معتقد است افرادی که به گروه های تروریستی مانند داعش ملحق می شوند، اغلب افرادی هستند که اطلاعاتی از مذهب ندارند (Paulin and Schmidt, 2014:4) ولی یکی از مهم ترین شعارها و جاذبه‌های داعش دست‌یافتن به اسلام اصیل است. اگرچه برخی از اروپاییان به‌دلیل محدودیت های دینی در اروپا به داعش می پیوندند تا به آزادی در اجرای مناسک دینی دست پیدا کنند؛ ولی مسلمانانی که از کشورهای اسلامی به داعش می پیوندند چنین بهانه ای ندارند؛ زیرا آن‌ها در کشور خودشان از آزادی اجرای مناسک دینی برخوردارند. در اینجا این سوال پیش می آید که آن‌ها چرا به داعش می پیوندند. جواب سوال این است که داعش مدعی اجرای اسلام اصیل است؛ همان اسلامی که در صدر اسلام اجرا می شد؛ اسلام راستین؛ اسلام سلف صالح. بر این اساس داعش سایر دین‌داری ها را رد می کند و آن‌ها را نوعی بدعت می داند.
3. داعیه حکومت اسلامی
آنچه داعش را از سایر گروه های تکفیری مانند القاعده جدا می کند، طرح آن برای تشکیل «امارت اسلامی» است.
تا پیش از داعش و جز برهه ای کوتاه در تاریخ در افغانستان، گروه های افراطی قادر به تشکیل حکومت نبوده و بیشتر به‌صورت جنگجویانی بی سرزمین بودند که دائم در حال فرار و جابه‌جایی به سر می بردند. حتی طالبان در افغانستان نیز ادعای خلافت نداشته و تنها به فکر حکومت در افغانستان بودند. اما داعش این فرصت را برای جوانان افراطی مهیا کرد تا منطقه ای را به‌عنوان محل حکومت اسلامی به‌وجود آورند و تا به امروز آن را حفظ کنند که همین حفظ حکومت باعث جذب جوانان بسیاری از اقصی نقاط دنیا شده است.
از این جاذبه داعش می توان به «یوتوپیای اسلامی» نیز تعبیر کرد. داشتن سرزمین، ملت، ثروت و دولت که از ابزارهای حکومت است می تواند تجسمی از سرزمینی رویایی با حکومتی دل خواه باشد که در آن ضمن پیاده‌کردن احکام اسلامی، از ظلم حاکمان کشورهای اسلامی و تبعیض در سرزمین های غیراسلامی خبری نیست (تاجیک و عالیشاهی، 1393: 260 و 261؛ غفاری هشجین و علیزاده، 1393 :97 ).
4. ضعف ایدئولوژیک غرب و جاذبه ایدئولوژیک داعش
آنچه داعش و قاتلان خشونت گرای آن به جوانان مسلمان اروپایی پیشنهاد می‌کنند، همان چیزی است که دموکراسی‌های لیبرال غربی با تأکید بر شناخت فردی و راحتی مالی، توانایی ارائه آن را ندارند: فرصتِ بخشی از یک ایدئولوژی بودن که بتواند به زندگی یک فرد معنا دهد.
داعش با ادراک یک‌جانبه از ارتداد و احیای خلیفه و ترکیبی دیوانه‌کننده از کشتار و ایجاد کشور، همه خواسته های این افراد را فراهم می آورد. همین تصورات و تفکرات و تلاش برای رسیدن به مفهومی بزرگ تر از زندگی است که قلب جوانان اروپایی را برای پیوستن به داعش به صدا در می‌آورد؛ این‌ها تفکراتی هستند که جوانان اروپایی با اشتیاق خود را برای آن‌ها فدا می‌کنند (Taylor, Adam 2014, 1-4).
نشریه گلوبال پست نوشت: ناتوانی دموکراسی‌های غربی باعث جذب جوانان اروپایی است. این نشریه در ادامه نوشته است: اگر دموکراسی های غربی واقعا در تلاش هستند از جذب‌شدن جوانان به‌سمت داعش جلوگیری کنند، در تفکرات ارتودکسی صلح اقتصادی و عقاید سکولار درباره اینکه راحتی فیزیکی و فرصت‌های اقتصادی راه‌حلی برای همه نارضایتی های اجتماعی هستند، باید تجدید نظر کنند.
5. علل و جاذبه های مالی
اقتصاد داعش به‌عنوان ثروتمندترین شبکه تروریستی، مبتنی بر یک نظام مالی پیچیده است و بر راهبردهای مالی متنوع برای مدیریت شبکه های دوردست خود اتکا دارد. در اواسط سال 2014 برآوردها از درآمد داعش حدود 3میلیاد دلار در روز بوده و دارایی های آن نیز بین 3/1 و 2میلیون دلار برآورد شده است. برخلاف دیگر گروه‌های تروریستی مانند القاعده که به موسسه غیردولتی و اهداکنندگان خیریه وابسته بودند، داعش منابع مالی خود را از طریق فساد و فعالیت های جنایی مانند قاچاق و غارت تامین می کند (Cauderwood, 2014).
درآمد داعش از فروش نفت عراق و سوریه بین 30هزار و 80هزار بشکه در روز برآورد شده است(Barrett, 2014 :47) که درآمدی بین 2 تا 4میلیون دلار را برای داعش به‌دنبال دارد. از این جهت حمله هوایی روسیه به مواضع نفتی داعش، ناپایداری این منبع درآمد را در درازمدت نشان می دهد. داعش در عراق بیش از 40 درصد تولید گندم را در سال 2014 تحت کنترل داشته است. درآمد داعش از اخاذی از بانک، اقدامات جنایی مانند تصرف 430میلیون دلار از بانک مرکزی موصل و سایر نهادهای مالی تحت کنترل،‌ غارت و چپاول، مالیات تحمیلی از مردم، حدود 720 دلار جزیه از غیرمسلمانان، باج گیری به‌ویژه از رانندگان وسایل نقلیه،‌ آدم ربایی، فروش آثار باستانی و شیوه های دیگر به‌دست آمده است (Levitt, 2014; Benjamin, 2009:436-440).
پژوهش هایی درباره منابع مالی داعش و تحلیل آن انجام شده (رک: محروق، 119:1394 تا154) و بر اساس آن جاذبه مالی یکی از جاذبه های پیوستن به داعش مطرح شده است. با توجه به مسائل اقتصادی در جهان اسلام و خاورمیانه، این موضوع در مورد جنگجویانی که از کشورهای اسلامی به داعش پیوسته اند پذیرفتنی است ولی در مورد جوانان غربی چنین نظری بعید به‌نظر می‌رسد. به‌عبارت دیگر هرچند انگیزه مالی یکی از انگیزه های پیوستن به داعش است ولی با توجه به اینکه بسیاری از جوانان غربی که به داعش می پیوندند از وضعیت مناسب اقتصادی برخوردارند، به‌صرف این عامل نمی توان توضیح واقع بینانه و دقیقی ارائه کرد (Mokhefi, 2015:219). البته در این مورد نیز برخی جاذبه های مالی را مهم و اثرگذار می دانند (Machaidze, 2015:7 and 8).
بيشتر مردم تحت نظارت داعش، فقير هستند و بنگاه‌هاي اقتصادي و سرمايه‌اي، جذابيت خوبي براي اين دسته از مردم دارد. ازاين‌رو بسياري از مردم با پيوستن به داعش شانس جابه‌جايي طبقاتي را كسب كردند و اين مسئله در حركت داوطلبانه به‌سوي داعش تاثيرگذار بود. حتی برخی جاذبه مالی را از سایر علل مهم تر می دانند.
ماجد غماس، رئیس دفتر مجلس اعلای اسلامی عراق، می‌گوید عوامل مادی در جذب نیروهای داعش بسیار موثر بوده است. ماجد غماس در خصوص وضعیت پرداختی‌های داعش به نیروهایش می‌گوید: البته طبیعی است که نمی‌توان عدد دقیقی در این رابطه گفت و اطلاع موثقی از آن در دست نیست؛ اما آنچه منتشر و شایع شده حاکی از این است که این گروه برای نیروهای عراقی خود ماهانه ۷۰۰ دلار و برای اعضای غیرعراقی‌اش ۱۲۰۰ دلار پرداخت می کند.
این سیاست‌مدار عراقی همچنین با اشاره به تاثیرگذاری عوامل اقتصادی در جذب نیروی داعش می افزاید: با توجه به اوضاع بحرانی اقتصادی در جهان عرب طبیعی است که این مبالغ برای شهروندان کشورهای مختلف عربی به‌ویژه آن‌ها که مشکلات اقتصادی جدی‌تری دارند، جذاب است. به‌ویژه که این گروه از خانواده مبارزان خود هم حمایت می‌کند و پشتیبانی مالی از آن‌ها ادامه دارد.
هادی محمد در کتاب «در رقه بودم» می گوید: در مناطق تحت تصرف داعش، ارزهای مختلفی ردوبدل می‌شد، اما دلار آمریکا رایج‌ترین آن‌ها بود. داعش حقوق عناصر خود را به دلار می‌داد و خرید و فروش‌ها و معاملات کلان و عمده‌ با دلار صورت می‌گرفت. داعش به جنگجویان خود با شرط تامین خوردوخوراک و مسکن ماهانه بیش از ۵۰ دلار و به هر کودک خانواده ماهانه بیش از ۳۵ دلار پرداخت می‌کرد که البته این مبلغ بعدها با سقوط برخی شهرها و مناطق در تصرف داعش کاهش یافت.
6. علل و جاذبه های روانی‌هیجانی
الف) شکست ها و مشکلات روحی‌روانی
مطالعات بسیاری نشان داده است که اغلب افرادی که به گروه‌های تروریستی تکفیری ملحق می‌شوند، افرادی هستند که در زندگی با شکست مواجه شده و به بن‌بست رسیده‌اند. افرادی با شخصیتی سرخورده‌ که برای فرار از این ناکامی‌ها و شکست‌ها و سرخوردگی‌ها به مقوله‌هایی همچون جهاد و مبارزه در قالب افراطی و تندرو روی می‌آورند که در مکتب سلفی‌های تکفیری نمود پیدا می‌کند.
وجود مشکلات و نابسامانی های روحی و روانی در افراد داعش سبب شده است که برخی جذب افراد به داعش را با نظریه جامعه بی طبقه تحلیل کنند. در این دیدگاه به ابعاد اجتماعی این نابسامانی ها نیز توجه شده است تا مشخص شود افرادی که جذب داعش می شوند از نظر اجتماعی نیز افرادی بی هویت و غیرتاثیر‌گذار و رانده‌شده هستند.
بر اساس این نظریه در واقع هدف جنبش‌های توتالیتر سازمان‌دادن توده‌هاست نه سازمان‌دادن طبقات. در هر کجا که توده‌هایی وجود داشته باشند، شکل‌گیری جنبش‌های توتالیتر امکان‌پذیر است. این توده‌ها بر اثر آگاهی از یک مصلحت مشترک، گرد هم نمی‌آیند. آن‌ها فاقد آن احساس تمایز طبقاتی ویژه‌ای هستند که در هدف‌های معین و محدود و دسترسی‌پذیر بیان می‌شود (رک: هانا آرنت، 1366: 42 و 43 و 53 و 65 و 81 و 97 و 117).
اصطلاح توده‌ها به آن مردمی اطلاق می‌شود که از لحاظ ماهیت چیزی بیشتر از انسان‌های بی‌هویت و بی‌تفاوت نیستند. ویژگی اصلی انسان توده‌ای نه سنگ‌دلی و نه واپس‌گرایی است، بلکه انزوا و نداشتن روابط اجتماعی بهنجار است. به‌عبارت دیگر، ناکامی در زندگی شغلی و اجتماعی و گمراهی و بدبختی در زندگی شخصی مشخصات انسان توده‌ای است. انسان توده‌ای «انسان محکوم» است؛ انسانی که از هرگونه منافع شخصی، علایق، احساسات، وابستگی، دارایی و حتی یک نام از آنِ خودش محروم است؛ طعم بینوایی بیشتری چشیده و سرگردانی‌های بیشتری کشیده است؛ انسانی که هرگونه پیوند اجتماعی‌ با خانواده و دوستان و آشنایانش بریده شده است و فقط از طریق تعلق به یک جنبش، احساس می‌کند در این دنیا جایی دارد (رک: نبوی و نجات: 151).
انسان توده‌ای، انسانی است که از مدرنیت ناراضی است. از نظر او همه‌چیز جعلی و دروغین است. او آرزوی ویرانی سراسری این جهان دارای امنیتِ جعلی و فرهنگ جعلی و زندگی جعلی را در سر می‌پروراند و خواستار نابودی بی‌ترحم و هرج‌ومرج و ویرانی مطلق ارزش‌های والای جامعه است(Akil and Religon, 2015:63) .
در گذشته عملیات تروریستی، فقط ازمیان‌برداشتن برخی از شخصیت‌های برجسته‌ای بود که به‌خاطر خط‌مشی‌شان نماد ستمگری شده بودند، اما اکنون دیگر چنین برداشت‌هایی از تروریسم مطرح نیست آنچه برای این نسل سخت جاذبه دارد تروریسمی است که به‌گونه یک نوع فلسفه سیاسی درآمده است؛ فلسفه‌ای که ناامیدی، خشم، بیزاری و کوری را بیان می‌کند و بیانگر یک نوع اظهار وجود سیاسی است که در آن از اوباش استفاده می‌شود؛ فلسفه‌ای که با شوق‌وذوق در جست‌وجوی اشتهار به اعمال پرآوازه است و اراده کرده است حتی به بهای جان خویش، وجود خود را بر قشرهای بهنجار جامعه تحمیل کند. انسان‌های توده‌ای کسانی هستند که طرد شده‌اند و می‌خواهند به‌زور حق خود را بگیرند.
ب) هویت بخشی
انسان‌ها نسبت به هويت وجودي خود بي‌تفاوت نيستند. رويكرد و نقش داعش در اين زمينه هم سلبي و هم ايجابي بود. آنان تفكرات پان‌عربيزم ناصر را بدون نام و ايدئولوژي ناصريسم در پيش گرفتند و از سركوبي هويت اسلامي و ديني در مواجهه با غرب و ايدئولوژي‌هاي مدرن بيشترين بهره را جستند. بسياري از هواداران داعش در غرب دچار نوعي گم‌شدگي هويتي بودند و به‌دنبال احياي هويت قبلي خود به داعش پيوستند به‌عبارت ديگر حركت از جامعه بي‌رنگ و بي‌بو و اتميزه‌شده به‌سوي سرزمين و هويت اصلي و مادر.
درک کشش پرجاذبه افراط‌گرایی داعش، پیش‌نیازی ا‌ست برای ساخت ضدروایتی متناسب با حساسیت‌های روان‌شناسانه. برای مثال، کشش به میانه‌روی و زندگی‌ سرشار از دست‌وپازدن‌های بردبارانه، به‌نظر برای به‌دست آوردن ذهن و دل جهادیست‌ها چندان مناسب نیست. فریبندگی جنگ باید با فریبندگی دیگری رودررو شود؛ جذبه دیگری باید جایگزین جذبه شهادت شود، کشش‌رانه‌های ابتدایی باید به سبک ورزش رزمی جوجیتسو به‌سوی خشونت دشمن هدایت شود و به‌شکلی روان‌شناسانه ورق را علیه داعش برگرداند.
برای مثال می‌توان مردان جوانی را که در برابر جاذبه ایدئولوژی افراط‌گرا آسیب‌پذیرند، تشویق کرد تا در برابر هتک‌حرمت‌شدن مذهب‌شان بجنگند و به آن‌ها وعده داد که با شکست‌دادن شری اهریمنی که ایمان‌شان را لکه‌دار می‌کند، در تاریخ ثبت خواهند شد. رسانه‌های اجتماعی باید از افتخاری که در ایستادن در برابر شر هست سخن بگویند و به تشویق شجاعتی بپردازند که خطر را به‌جان می‌خرد و قراردادها را زیر پا می‌گذارد. این پیام نباید کم‌جان باشد، بلکه باید روشن و پررنگ ادا شود.
علاوه بر جوانان کم‌سواد و فقیری که نقش سیاهی لشکر این گروه را بازی می‌کنند، مسلمانان متخصص و زبده در همه‌جای دنیا نیز مدنظر رهبران داعش بوده‌اند. برای جذب این افراد که نه انگیزه های مالی اثر‌گذار است و نه جنسی، عنصر هویتی‌عقیدتی به‌کار می‌آید. این افراد که نخبگان جوامع خود به‌شمار می‌روند عمدتاً از رفتار با مسلمانان در کشورهای غربی و یا وضعیت مسلمانان و سرکوب آن‌ها در کشورهای خاورمیانه ناخشنود بوده و به داعش می پیوندند تا آنچه را ظلم به مسلمانان در دنیا و خاورمیانه می دانند اصلاح کنند Sheikh, Naveed, 2015:42) ؛ ( Byman and Shapiro, 2014:2.
ج) ارضای میل ماجراجویی
شیوه نوین در جنگ های پارتیزانی (شبیخون های شبانه، شیوه های جدید در ازبین‌بردن دشمن، استفاده از طبیعت و محیط محل درگیری همچون سدها و مخازن نفت و گاز، مجهزکردن زمین به تله های انفجاری قدرتمند و البته دست‌ساز)، استفاده از تجهیزات پیشرفته، استفاده از خودروهای سبک و چالاک به‌جای تانک ها و نفربرهای کند و دست و پاگیر و تجهیزات انفرادی متفاوت مانند چاقوهای بزرگ و تفنگ های تک‌تیرانداز، مجموعه ای جذاب و جوان پسند را در مقابل دیدگان جنگجویان تازه وارد قرار داده که جنگ در کنار کهنه‌جنگجویان چچنی، لیبیایی، افغان و عرب را نیز به‌عنوان یک افتخار برای آن‌ها به‌شمار آورد. کهنه‌جنگجویانی که در کارنامه خود جنگ های کوزوو، بوسنی، افغانستان، لیبی و عراق و جنگیدن همراه بن‌لادن و ابومصعب زرقاوی را دارند. در واقع در افراد پیوسته با داعش افرادی را می یابیم که نه مشکل فقر دارند و نه ابعاد دینی اصلاح گرایانه. این افراد از محیط زندگی شان خسته شده اند و گویی به‌دنبال نوعی تنوع هستند. ((Peresin 2015:28
هورگان، روان شناس مرکز مطالعات امنیتی و تروریسم دانشگاه ماساچوست معتقد است: داعش از جذابیتی واقعی در جهان برخوردار است که از این نظر پدیده جدیدی محسوب می شود. هورگان یکی از چند روان شناسی است که بیش از 20 سال روی اذهان تروریست ها مطالعه کرده است. او پس از دیدن پیام ویدئویی یکی از اعضای داعش به نام آندره پاولین 24 ساله از کانادا، اذعان داشت که در این مدت، با پیام یک عضو سازمان تروریستی برخورد نکرده است که تا این حد جذاب و گیرا باشد. به عقیده هورگان این یک سازمان فرصت برابر است. این پیام همه‌چیز دارد از جامعه ستیزی آزادگرایانه تا وادارکردن به انسان دوستی غیرواقع گرایانه. در واقع افراد از این طریق و به وسیله نیاز به متعلق بودن به چیز پرمعنا،‌ وجود و شخصیت پیدا می‌کنند(Paulin and Schmidt, 2014: 2and 3) .
پایگاه اینترنتی «العربیه» با انتشار یک گزارش خبری، مهم‌ترین عامل جذب در گروهک تروریستی داعش را به نقل از جان هورگان، به مسائل جنسی و ماجراجویی مرتبط دانست.
د) ترس
یکی از علل پیوستن مردم به داعش در عراق، ترس مردم از این گروه و برخورد خشن آن‌ها با مخالفان خود است. اساساً سیستم رهبری در داعش سیستمی غیرمردمی و مبتنی بر اعمال روش ها و فتاوای خشن و یک جانبه است که مجالی را برای مخالفان باقی نمی گذارد و به‌راحتی آن‌ها را از سر راه برمی دارد.
رهبران رده اول داعش در عراق در رفتار خود خشونت و شدت دارند و عدۀ کمی از آنان در امور واقعی، درک فقهی و استنتاج منطقی فقهی دارند. این امر به‌صورت کلی ناشی از تأثيری است که تکفيری ها در ابتدای شروع دین آموزی خود از تفکرات جهادی (در انتقام از جامعه) پذیرفته اند و هدف از این افکار ایجاد شخصيت ستيزه جو در این اشخاص بوده است (ناجی، 2015: 68).
بسياری از اعضای داعش رهبران خود را قبول ندارند؛ ولی به‌دليل تهدید و ترغيب دینی و در برخی مواقع سرکوب، به بيعت با امير داعش تن داده اند (الهاشمی، 2014: 203).
سياست رهبران داعش، گوش‌نسپردن به سخنان گروه ها و شاخه های دیگر و شکایات و مسائل مردم و علمای سلفی جهادی می باشد که می کوشند تا اصلاح کنند و هر کسی که غير از آنان باشد، متهم به تشویق به تمرد و عصيان می باشد (نظری و السمیری، 1393:.98)
ه) انتقام گیری از غرب
بسیاری از کسانی که از اروپا و آمریکا جذب داعش شده اند، فرزندان مسلمانانی هستند که سال ها پیش به آمریکا و اروپا مهاجرت کرده اند ولی در آنجا برخورد خوبی با آن‌ها نشده است. آن‌ها شهروند درجه 2 محسوب شده اند و همواره از تبعیض و برخوردهای بد سیاسی و اجتماعی رنج برده اند. این شرایط سبب شده است نوعی عقده حقارت از دوران کودکی در میان این افراد درونی شود. در نتیجه هنگامی که آن‌ها با گروه خشنی مانند داعش مواجه می شوند که شعار انتقام مسلمانان از غرب را می دهد، جذب آن می شوند تا عقده حقارت که نسبت به فرهنگ غرب و رفتار آنان دارند، گشایش یابد(Bianchi, 2015: 73; Azinovi and Muhamed, 2015: 42;) .
مورتن استورم که یک مامور اطلاعاتی است و پیشنهاد دیدار با اسامه‌بن‌لادن را داشته است، در مصاحبه ای با ‌بی‌بی‌سی گفت: «مردان جوان رادیکال را درک می کنم. آن‌ها با دولت و سیاست خارجی ما مشکل دارند و هیچ عدالتی را نمی‌بینند».
پیوستن جوانان اروپایی به داعش را به‌دلیل انتقام گیری از غرب، با نظریه شرق‌شناسی ادوارد سعید نیز می توان تحلیل کرد. بر اساس این نظریه، غرب با دیدی فرادستانه به شرق نگاه می کند و غرب در جريان شرق شناسي به‌نوعي شرق را تحقير کرد و هويتي ساختگي براي او طراحي نمود که در آن توانايي‌ها و امکانات و ارزش‌هاي شرق ناديده گرفته شده بود تا همواره بتواند هژموني خود را بر شرق تحميل کند (رک: خالد سعید، 1391؛ عامدی، 1390).
مشاهده رشد فزاينده تمدن اسلامي در شرق و گسترش آن در غرب از قرن ششم ميلادي به بعد و افول غرب در بين قرن‌هاي 13 تا 16 ميلادي زنگ خطري بود که غربيان را متوجه جهاني‌شدن تمدن اسلامي مشرق زمين نمود. به‌ناچار جهت شناخت اين تمدن شرقي و مبارزه با آن و اقتباس از جلوه‌ها و دستاوردهاي منتقل‌شونده آن به غرب نهضتي پژوهشي آغاز کردند که نام استشراق به‌خود گرفت.
هژموني تمدني اسلام بر غرب سبب شد که غربيان هيچ‌گاه خاطره خوشي از اسلام نداشته باشند و به آن تمایل نداشته باشند و با دستاويز استشراق، اسلام را مانع ترقي و پيشرفت خود بدانند و در يک انتقام‌جويي تاريخی روابط استعماري را بر جهان اسلام تحميل کنند (رک: ادوارد سعید، 1377: 112 و 139).
گرچه ظاهراً کلمه استشراق و خاورشناسي داراي يک صبغه علمي است ولي واقعيت آن است که استشراق يک جريان اجتماعي و عقيدتي و سياسي همراه با يک جهت‌گيري خاص مکتبي است. در دهه‌هاي اخير اين واژه نزد شرقيان به ويژه مسلمانان عرب (رک: عبدالمنعم، 1409ق؛ زهرالدین، 1413ق؛ نوزی، 1998؛ فیومی، 1413ق) داراي مفهوم منفي آلوده به خيانت و توطئه و جاسوسي و منفور آنان شده و معادل استعمار گشته است.
شرق بي گمان در مقايسه با اروپا «ديگري» به‌شمار مي‌رفت. «ديگري» با مرزهاي کاملاً روشن جغرافيايي و فرهنگي که حتي وجود فرهنگي ـجغرافيايي اروپايي مسيحي را تهديد نمي‌کرد (رک: عارف، 1412ق: 117). ولي از همان آغاز که غرب کوشيد هويتي مشخص براي خويش پردازش کند، تعريف شرق به‌مثابه «ديگري» ضرورت يافت. بدين‌سان غرب، آغاز به غيريت‌سازي شرق کرد و شرق‌شناسي نيز گفتماني در خدمت اين غيريت‌سازي بود. شرق‌شناسي به هدف هویت ‌سازي براي اروپا در برابر ديگرها انجام شد (رک: ولایتی، 1387: 1067).
اگر شرق شناسي به‌مثابه يک گفتمان بررسي نشود هيچ‌گاه نخواهيم توانست آن شاخه‌هاي بسيار منظمي را درک کنيم که از طريق آن‌ها غرب و فرهنگ غربي توانست در حوزه‌هاي سياسي، جامعه‌شناختي، عقيدتي، علمي و... شرق را بازشناسي و حتي بازآفريني کند و آن را از نو به‌مثابه يک موضوع، باز‌انديشي کند (ولایتی، 1387: 1067 و 1068).
به اين ترتيب شرق شناسي «گفتماني» «غربي»، «غيريت ساز» و با هدف «هويت بخشي» به غرب است که از طريق تقابل آن با شرق؛ یعنی براساس «تفاوت»، «تمايز» و نيز «فاصله گرفتن» از آن تعریف می‌شود (دسوقی، 1376).
این نگرش شرق شناسانه فقط در مورد مسلمانانی نیست که در شرق بودند؛ بلکه مسلمانانی که در غرب زندگی می کنند نیز چنین موقعیتی دارند و غرب آن‌ها را با این رویکرد می نگرد. در این نگرش مسلمانان به‌نوعی در غرب تحقیر می‌شوند.
به‌عبارت دیگر ما شاهد وضعیت درحاشیه‌بودن مسلمانان در برخی از کشورهای اروپایی هستیم. تحقیقاتی که خود غربی ها نیز درباره افراد پیوسته به داعش ارائه می‌کنند، نشان‌دهنده وجود برخی عقده ها و انزوا به جامعه اروپایی در این افراد است (باخوان، 1393: 3).
و) بحران هویتی در غرب و جست‌وجو برای مدل جایگزین
مشکل بسیاری از جوانانی را که به داعش می پیوندند، نمی توان فقر دانست یا گفت به‌دلیل نداشتن جایگاه مناسب و بدرفتاری غرب با آن‌ها، در صدد انتقام از غرب بوده‌اند. دلیل جذابیت داعش برای آن‌ها، کمک‌کردن برای فراموشی فقرشان نیست، بلکه جذابیت داعش، پیشنهاد یک جایگزین جذاب و معنادار در مقابل زندگی، برای رفاه مادی و امنیت اقتصادی است. به‌عبارت دیگر غرب نتوانسته است برای آن‌ها گفتمان جالب و معناداری ایجاد کند که آن‌ها را ارضا کند؛ لذا آن‌ها جذب داعش می‌شوند. البته این به‌معنای آن نیست که داعش از مطلوبیت گفتمانی برخوردار است، بلکه داعش یک جنس تقلبی است که خوب تبلیغ می شود. داعش بهشت را به جوانان وعده می دهد و از جهت دیگر به حس ماجراجویی آن‌ها پاسخ می دهد؛ چیزی که در محیط بی روح و محتاطانه و رفاه امنیت گرای غرب برای آن‌ها تأمین نمی‌شود(Malet, 2010: 110; International Crisis Group, 2015: 2)
از این جهت برخی یکی از دلایل مهم پیوستن جوانان اروپایی به داعش را در بحران معنا در غرب جست‌وجو می‌کنند. وجود بحران معنا، گسترش مادی گرایی، توجه به دنیا، رفاه و توسعه سکولاریسم باعث شده است که شاهد یک بحران معنا باشیم. این بحران معنا باعث جذابیت یا تبلیغ برخی ایدئولوژی ها برای این افراد می‌شود. بر این اساس این تفکر که بهبود شرایط اجتماعی و مالی در مناطق مسلمان نشین غرب اروپا، بر پیوستن افراد جدید به داعش تأثیر می‌گذارد، نظر دقیقی نیست(Burke, 2015: 15-17; Witular,2014:21-23.)
ز) دست یابی به آزادی دینی
مسلمانان در غرب در اقلیت هستند. یعنی اگر از حیث مباحث دینی یا حتی مباحث اجتماعی یا با رویکرد جامعه‌شناسانه به آن نگاه کنیم، این ها افرادی هستند که از نظر اعتقادی در حاشیه یک جامعه مسیحی قرار دارند که طبیعتاً سکولار هم هست. ابراز وجود در عرصه باورهای مذهبی برای این جامعه مشکل است و حتی به این باورها به‌خصوص در فرانسه توهین می شود، با سمبل‌هایش مخالفت می شود مثل ممنوعیت حجاب و به پیامبرش توهین می شود. اینها سبب حرکت‌هایی می شود، این حرکت ها ممکن است انتقال گیرنده یا خشن یا حتی منطقی باشد. یعنی ممکن است مسلمانان به روش‌های مختلفی به این وضعیت عکس العمل نشان دهند. اما این جوانان وقتی به داعش جذب می شوند همه این مشکلاتشان حل می شود. داعش آن‌ها را می پذیرد و در یک کل بزرگ هضم می‌شوند؛ یعنی جذبی که در یک توده اتفاق خواهد افتاد؛ به عبارتی از این اقلیت و فردگرایی به یک جمع بزرگتر می پیوندد. این جمع بزرگتر معنا ایجاد می کند، فرصت ایجاد می کند و هویت می دهد(Al-Qarawee, 2015: 15).
در سال 2014 «فاکس نیوز» فیلمی 50 دقیقه‌ای را درباره داعش تولید کرد و موضوع آن زندگی داخل شهر «رقه» بود که داعش مدعی است پایتخت امارت اسلامی این گروه است. او تلاش کرد در این فیلم نشان دهد که داعش در این شهر تمام احکام شریعت اسلامی را به‌اجرا می‌گذارد و همه از این امر راضی و خرسند هستند
چنانکه جاذبه مالی برای کسانی که از غرب به داعش می پیوندند کمتر مطرح است،‌ جاذبه آزادی دینی نیز برای کسانی که از کشورهای اسلامی به داعش می پیوندند کمتر مطرح می شود؛ زیرا در کشورهای اسلامی امکان اجرای تعالیم و مناسک دینی به‌راحتی ممکن است.
7. جاذبه های جنسی
از آنجا كه اكثر جنگجويان و هواداران داعش جوانان هستند، ضرورت پاسخ‌گويي به نيازهاي جنسي آنان در اولويت‌هاي داعش قرار گرفت. مسئله جنسي تابوهايی دارد كه باید با مشروعيت‌هاي شرعي و يا عرفي آن تابوها را شكست. داعش از مذهب براي رفع آن تابوها استفاده كرد و مذهب و اميال غريزي را بسیار وقیحانه به‌هم پیوند زد تا بتواند گستره وسيعي از جوانان را به‌سوي خود فراخواند.
گزارش‌ها نشان می‌دهد، این عامل بیش از هر عامل دیگری در جذب عناصر تروریستی خارجی تأثیر داشته است؛ زیرا به‌راحتی به خواسته‌های شهوانی و جسمانی آن‌ها در تعرض و تجاوز به زنان، ماهیت و قالبی مشروع می‌بخشد‌.
جهاد نکاح (جهاد المناكحة) اشاره به رابطه جنسی بانوانی دارد که برای رفع نیازهای جنسی مردان جهادی اقدام می کنند. جهاد نکاح اولین بار با فتوای شیخ‌محمد عریفی در صفحه توئیترش مطرح شد ولی او با بیان اینکه این فتوا از انسان عاقل صادر نمی‌شود و صفحه توئیترش هک شده است، آن را تکذیب کرد (فتوای روحانی وهابی). البته برخی این تکذیب را رد کردند و صدور این فتوا را از او دانستند.
عریفی این فتوای خود را به معاویه نسبت داده و گفته است: «در جنگ صفین، مشاور اسلام عمربن‌عاص، این پیشنهاد را به دایی ما معاویه داد، دایی ما شخصاً دستور داد که زنان شوهردار و بلکه تمامی زنان، برای جهاد به صفین بیایند، تا که بتوانند به سربازان اسلام کمک کنند».
در حالی که العریفی پس از جنجال به‌پا‌شده فتوای خود را پس گرفت، کسانی که این فتوا موجب خرسندی آنان شده و به آن عمل می‌کنند، به حرام‌شدن آن متقاعد نشدند و هنوز هم برخی از مفتی‌های کینه‌توز همچون «شیخ خباب مروان الحمد» و «ناصر العمر» افکار سلفی و وهابی خود را به تروریست‌های سوریه القا می‌کنند.
ناصر العمر در اظهارات خود که شبکه وصال از شبکه‌های وابسته به جنبش های افراطی آن را پخش کرد افزود: مجاهدین در سوریه می توانند در غیاب زنان مجاهد نامحرم با محارم خود ازدواج کنند. او اعلام کرد اگر دسترسی به نامحرم آسان نباشد، مجاهدین می‌توانند با محارم و خواهران خود «عقد نکاح» داشته باشند. پیش از این او از اسارت زنان شیعی و توزیع آن‌ها بین مجاهدین سخن گفته بود.
پس از صدور اين فتوا جهاد با محارم به‌شکل وسیعي از سوی جبهه النصره اجرا شد. بر اساس برخي گزارش‌ها، در تعدادی از مناطق تحت تسلط تروریست‌ها، این افراد مرتکب جنایات و رسوایی‌های بسیاری با خواهران و مادران خود شده‌اند به‌نحوی که هیچ‌کس آن را باور نمی‌کند؛ دلیل آن‌ها این است که بیشتر زنان جهاد نکاح از این مناطق فرار کرده اند و با شدت‌گرفتن جنگ و افزایش قتل و کشتار، دیگر زنی به این مناطق نمی آید.
جهاد نکاح در سوریه به نتایج وحشتناکی علیه بانوان سوری منجر شده است. به نظر «نافی بیلاری» کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، این جهاد باعث وحشت دختران سوری شده است؛ زیرا گروه های تروریستی گاهی هتک حرمت های خود علیه بانوان را با نام جهاد نکاح انجام می‌دهند.
لطفی‌بن‌جدو، وزیر کشور تونس اعلام کرد که برخی از زنان تونسی برای رفع نیازهای جنسی مخالفان مسلح به سوریه می‌روند(Stuart Hunter) .
رسانه ها اعلام کردند گروه داعش زنانی را که مخالف جهاد نکاح هستند اعدام می کند. در همین زمینه در تاریخ 12مرداد1394 اعلام شد که داعش 19 زن را که با جهاد نکاح مخالفت کرده بودند، در موصل اعدام کرد.
روزنامه تونسی الشروق در روز ۲۲سپتامبر مصاحبه‌هایی با تعدادی از دخترانی که از جهاد نکاح برگشته بودند، چاپ کرد. یکی از این دختران، که شرکت در این جهاد را به این خاطر پذیرفته بود که «با پولی که درمی‌آورد برای برادرش کاری دست‌وپا کند»، به این روزنامه گفته است که «برخلاف شایعات موجود، هر دختری با دو یا حداکثر سه نفر در ارتباط است و من پس از بازگشت از سوریه متوجه شدم که برادرم سر کار رفته و مشکلات مالی خانواده‌ام نیز تا حدودی از بین رفته است اما آن‌ها دیگر پذیرای من نیستند».
مفتیان سلفی و تکفیری، فتاوای عجیبی در «جهاد لواط» و «جهاد نکاح» و «نکاح با محارم» صادر کردند که تنها ره‌آورد آن گسترش «فحشا» در این گروه‌ها بود. به جرأت می‌توان گفت، مناسبات و روابط جنسی که به‌دنبال صدور این فتواها در مناطق تحت تصرف آن‌ها در سوریه شکل گرفت، چنان مناسبات گسترده و عمیقی بود که «انقلاب جنسی» آمریکا از 40 سال پیش تاکنون نتوانسته چنین روابط و مناسباتی را در غرب و آمریکا ایجاد کند.
داعش از زنان و دختران به‌عنوان دامی برای بسیاری از جوانان عرب و مسلمانی استفاده می کند که به دلیل بیکاری و تورم موجود در کشورهایشان ازدواج برای آن‌ها به عقده ای بزرگ تبدیل شده است.
به‌گزارش شبکه سعودی العربیه پس از اشغال موصل، داعش بیش از 700 زن را در یک حراج به قیمت 150 دلار فروخت تا به‌عنوان کنیز به جنگجویانش خدمت کنند.
تکیه ایدئولوژی جنگی بر مناسبات هیجانی، از جمله روابط آزاد جنسی، به‌همان میزان که برای قدرت هیجانی این نیرو می‌تواند خطرناک باشد، به‌همان میزان نیز قابلیت تبدیل‌شدن به خشم به‌عنوان وجه دیگر این نیرو را دارد. روان‌شناسان معتقدند خشم و شهوت در صورتی ‌که در جایگاه نامناسب خود مورد استفاده قرار گیرد، دو روی یک سکه خواهد بود، به‌عبارتی فوران و طغیان خواسته‌ها و امیال جنسی و پاسخ به آن‌ها از مسیر غیرمجاز در وجه دیگر خود، موجب بروز خشم‌های مهارنشدنی می‌شود که آن را در قالب ارتکاب به فجیع‌ترین جنایات توسط عناصر تکفیری داعش ملاحظه می‌کنیم.
8. جاذبه‌های سیاسی
در بسیاری از کشورهای اسلامی مشکلات متعدد سیاسی و اجتماعی وجود دارد. از این رو همواره در این کشورها گروه هایی به‌عنوان منتقد حکومت وجود دارند. معمولاً جوانان نیز که روحیه ای پرشور و انتقادی دارند در این گروه ها حضوری فعال دارند. داعش به‌خوبی از این فضا استفاده کرده است و با طرح برخی شعارهای جذاب، تلاش کرده است تا مسلمانان منتقد را به خود جذب کند به‌طوری که پیوستن به داعش به‌عنوان نشانه ای از انتقاد و اعتراض به وضع موجود تلقی شود. به این ترتیب می توان بخشی از جاذبه های داعش را در نارضایتی های سیاسی دانست.
جفری گولدبرگ در یادداشتی که در آتلانتیک نوشت افزود: محیط نامساعد منطقه و وجود دولت‌های سرکوبگر که فضای تنفس و فعالیت آزادانه را برای فعالیت سیاسی آزادانه سلب کرده‌اند، این کشورها را به برکه‌ای تبدیل کرده است که با بستن مجراهای شفافیت، آزادی، عدالت، رشد اقتصادی و ... به گنداب تبدیل شده‌اند و حشرات موذی همچون القاعده و داعش از آن تغذیه می‌کنند. وی همچنین در مصاحبه‌ای که با هیلاری کلینتون انجام داد، علت به‌وجودآمدن گروهی مانند داعش را اشتباه دولت آمریکا در برخورد با عراق و سوریه دانسته است. قبایل محروم و فقیر سنی در عراق و سوریه داعش را همچون ارتشی آزادی‌بخش می‌دانند که می‌خواهد دوره طلایی اسلام را بازسازی کند.
نیروهای تکفیری با توجه به قدرت بسیج روانی و همچنین بهره برداری از نارضایتی‌های انباشته شدة سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در منطقه، قدرت بسیج اجتماعی بی نظیری حاصل نموده اند (ببری، 1393: 2).
دلیل نارضایتی مردم منطقه خاورمیانه را که سبب جذب آن‌ها به گروه تروریستی داعش شده است این‌گونه می توان توجیه کرد: در نظام جهانی، کشورهای منطقه خاورمیانه به‌خاطر وجود منابعی غنی، از جمله نفت و گاز، همیشه مورد توجه کشورهای بزرگ صنعتی یا به‌عبارت دقیق تر کشورهای استعمارگر بوده اند. در واقع کشورهای خاورمیانه از استعمارزدگی و حضور بیگانگان سابقه ای طولانی دارند. این سابقه در منطقه خلیج فارس به ابتدای قرن شانزدهم می‌رسد (ساعی، 1391: 78).
برای مقابله با این تأثیرات فرهنگی بود که نظریات پسااستعماری شکل گرفت و در واقع تلاش برای بیداری و نجات مردم از خود بیگانة این جوامع، آغاز شد. کشورهای جهان سوم و خصوصاً کشورهای خاورمیانه به‌لحاظ اعمال سلطه بر خود، فشار مضاعفی تحمل می کردند. نظام های سیاسی این کشورها اگرچه خود تحت استیلای مستقیم و غیرمستقیم کشورهای استعمارگر بودند ولی با ملت خود کاملاً مستبدانه رفتار می کردند. تقاضای سیاسی و غیرسیاسی را در بالاترین حد سرکوب و خنثی می کردند.
در چنین شرایطی بود که مخالفت های سیاسی شکل رادیکال به‌خود گرفتند و بسیاری از گروه های افراطی تشکیل شدند. منطقه خاورمیانه که پتانسیل بالایی برای شکل گیری این‌گونه از گروه های رادیکال را دارد عملاً به عرصه خودنمایی این گروه ها تبدیل شده است. نکته ای که باید مدنظر قرار داد این است که همزمان با این مخالفت افراط‌گرایانه از سوی برخی مخالفین، اسلام هم در مقابل شکست سایر گفتمان های منطقه به تنها گفتمان سیاسی و فعال تبدیل شده است و به این ترتیب در نتیجة استفادة ابزاری چنین گروه های افراطی از دین، گفتمان اسلام به اسلام رادیکالی تبدیل می شود. از طرفی به‌طور کلی مردم کشورهای عرب و خصوصاً خاورمیانه، رابطه مبتنی بر عدم اعتماد با حاکمان خود دارند؛ در واقع مردم این کشورها به حکومت های خود اعتماد ندارند و به‌محض بروز خلأ به صحنه قدرت می آیند. در میان این مخالفان، گروه های اسلامی رادیکال بیش از سایر گروه ها آمادگی ابراز حرکت های قدرت طلبانه را دارند(Barrett, 2014: 6) .
در مواجهه عینی با این پدیده، میزان جذب بالای افراد از کشورهای خاورمیانه به این گروه تروریستی را می توان نشانی از بی اعتمادی و بحران هویت در مردم این کشورها دانست. این وطن گریزی و تمایل به ابراز هویت جدید، نتیجه روحیه استعمارزده و طردگرای نظام های سیاسی این کشورها است. بسیاری از مردم این مناطق تشنه حکومتی هستند که آن‌ها را از زیر یوغ این سلطه گران خارج کند و هویت به‌یغما‌رفته آن‌ها را احیا کند. مرکز مطالعات سوفان گروپ در نیویورک آمریکا گزارشی منتشر کرد که نتیجه ارائه آمارهای سازمان اطلاعاتی کشورها است. این گزارش تعداد افراد با ملیت های گوناگون در گروه تروریستی داعش را اعلام می کند. بر اساس این گزارش در میان کشورهای عربی، عربستان سعودی و تونس بیشترین سهم را در بدنه تروریست های داعش دارند. بر اساس گزارش سوفان گروپ، شاکله اصلی تروریست‌های فعال در گروه داعش از کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا تشکیل می شود (Barrett, 2014: 23).
اسپوزیتو معتقد است اگر چه دین نقش مهمی را در جذب و بسیج‌کردن اعضا و یا انگیزه‌بخشیدن به آن‌ها ایفا می کند، اما مهم ترین انگیزه افراد برای پیوستن به این گروه ها از فهرست نارضایتی ها و اعتراضات آن‌ها ناشی می شود: اعتراض به تهاجم نیروهای نظامی خارجی به منطقه و کشتار ده ها‌هزار نفر از شهروندان عراق و سوریه. همچنین مطالعات نشان می دهد که عوامل دیگری مانند خشونت اخلاقی (ناشی از ظلم)، نارضایتی های سیاسی، فشارها و جست‌وجو برای یافتن هویتی جدید و حس تعلق و هدفمندی از دیگر عواملی هستند که هزاران جوان را به‌سوی گروه های افراطی همچون داعش سوق می دهد (Esposito, 2014: 5).
9. جاذبه های تبلیغاتی‌رسانه ای
یکی از جاذبه های داعش، شگرد رسانه ای است. داعش حضوری فعال در رسانه ها دارد و با به‌اشتراک‌گذاشتن اخبار و تصاویر و ویدئوهای خود در شبکه های اجتماعی دامنه حضور رسانه ای خود را گسترش داده است. اهمیت استفاده از تبلیغات و رسانه ها برای داعش به‌حدی است که در بین هیئت های هشت گانه اجرایی که زیر نظر شورای داعش فعالیت می کنند دو هیئت اطلاع رسانی و هیئت رسانه ای وجود دارد که اولی به گردآوری اطلاعات می پردازد و دومی وظیفه فعالیت رسانه ای و شبکه های اجتماعی را بر عهده دارد.
در میان گروه های بنیادگرا و افراطی که معمولاً سر ناسازگاری با دنیای مدرن و مدرنیته دارند، داعش از نظر نگاه به ارتباطات و رسانه ها و تبلیغات، یک پدیده خاص و استثنا محسوب می شود. آن‌ها با استفاده از این امکان رسانه ای و تبلیغاتی موجی از رعب و وحشت را راه اندازی می کنند و با ایجاد یک فضای روانی به نفع خود, از این فضا برای پیشبرد اهداف نظامی و زمینه‌ای برای تسهیل‌ پیش روی و گسترش مناطق تحت سلطه خود استفاده می‌کنند (میلانی، 1393: 2).
داعش علاوه بر گسترش فضای خشونت بار از طریق اینترنت و شبکه های اجتماعی، از این رسانه ها جهت عضوگیری از سراسر جهان نیز استفاده می کند. وجود بیش از 12000 مبارز خارجی از 81 کشور دنیا نشان از موفقیت این گروه رادیکال در جذب نیرو و عضوگیری رسانه ای دارد(کسرایی و داوری‌مقدم، 1394: 194، به‌نقل از Richard, 2014: 6).
داعش سياست های ویژه جذب نيرو را در پيش گرفته و ارتش بزرگی از کاربران شبکه های اجتماعی را برای ترویج تفکر، جذب نيرو و پيگيری و انتشار افکار و اخبار به‌کار گرفت (عطوان، 2015: 202).
داعش در ساختار داخلی اش، افزون بر نهادهایی همچون شورای نظامی، هیئت های شرعی، مجلس شورا و شورای امنیت و اطلاعات از موسسه رسانه ای و مطبوعات نیز بهره می برد. البغدادی و نمایندگانش در ولایات بر موسسه مطبوعات نظارت دارند. این موسسه به ریاست فردی به نام ابوالاثیر عمرو العبسی می باشد و نویسندگان و نیروهای تابع این بخش تحت مدیریت وی کار می‌کنند. بیشتر آنان از سلول های خفته و بعضی دیگر از یاران داعش هستند (نظری و السمیری، 1393).
گزارش های سازمان ملل متحد حاکی از آن است که گروه‌های تروریستی برای کارهای زیر از اینترنت استفاده می کنند: 1.تبلیغات که شامل استخدام و رادیکالیزه کردن و تحریک به اقدام تروریستی می‌شود؛2. پشتیبانی مالی؛2. آموزش؛ 3. طراحی عملیات که شامل ارتباطات سری و تبادل اطلاعات به‌صورت آشکار و پنهانی می شود؛ 4. اجرای عملیات و حملات سایبری.
در بین گروه های تروریستی، داعش بیش از همه از اینترنت برای رسیدن به اهداف خود سود برده است؛ داعش را می توان رسانه ای ترین گروه تروریستی تاریخ دانست. این گروه در کنار عملیات تروریستی میدانی خود، فعالیت های گسترده ای را هم در فضای مجازی و پایگاه های اینترنتی دارد و تلاش می کند که از یک سو به ترویج افکار و اندیشه های تروریستی خود بپردازد و از سوی دیگر، از این شبکه ها برای جذب عناصر جدید و توسعه تشکیلات خود استفاده کند(Dayan and Chorev and Sofer Shabatai, 2015: 3.) همچنین این گروه تروریستی از فضای مجازی برای ایجاد جنگ روانی و یا موجه‌جلو‌ه‌دادن اقدامات خود بهره می گیرد به‌گونه ای که در آمریکا حدود 20/4 درصد از نظرها کاربران فیسبوک در مورد داعش مثبت بوده است (Gilmore, 2015). تعداد حساب های کاربری حامی داعش در تویتر در اواخر سال 2014 بالغ بر 50هزار عدد بوده است (Berger and Morgan, 2015).
استفاده گسترده داعش از رسانه های اجتماعی که به یمن جهانی‌شدن آن اتفاق افتاده، باعث شده است که ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جوامع سنتی منطقه که در برخورد با موج ارزش ها و هنجارهای غربی با خطر ازهم‌پاشیدگی مواجه است، در جست‌وجوی هویتی جدید مورد توجه قرار گیرد (Nayed, 2015). هویتی که داعش با بازگشت به سلف و اصول نخستین صدر اسلام، فراهم آورده است. این امر که خود حاکی از به‌متن‌آمدن فرهنگ های حاشیه ای است، یکی از ویژگی‌های جهانی‌شدن است (Robertson and Kathleen E, 2003: 224) که باعث شده داعش حتی در جوامع غربی نیز برای خود پیروانی بیابد.
10. جاذبه های ساختاری‌سازمانی
داعش تنها سازمان تکفیری اسلام گرا است که از حکومت و خلافت برخوردار بوده و عملاً با ارائه مدل در ساختار سیاسی، نوعی سازمان سیاسی را طراحی و اجرا کرده است و از این جهت خود را در بین سایر نظام های سیاسی مطرح نموده و به‌نوعی برای خود تشخص هویتی ایجاد کرده بود. از طرف دیگر از آنجا که تشکیل حکومت و خلافت به سطحی از تشکیلات سازمانی نیاز دارد، داعش قدرت سازمان دهی و تشکیلاتی خود را نیز به رخ رقیبان کشید. به این ترتیب داعش کارآمدی خود را در صحنه عمل نشان داد که جاذبه بسیار موثری را برای فراخواندن افرادی ایجاد کرده است که به عمل‌گرایی اعتقاد دارند و اهل ریسک نیستند.
موفقیت داعش در فتح آسان موصل و همچنین استان دیرالزور سوریه، قدرت و موفقیت ساختاری و قدرت لابی گری داعش را نشان داد. در جریان فتح موصل و تکریت، داعش به‌وضوح قدرت «زد و بند» و «معامله گری» خود را نشان داد.
داعش علاوه بر طراحی پاسپورت و کارت های شناسایی مخصوص به خود، سکه حکومت داعش را نیز ضرب کرد. افزون بر این سازمان های خدماتی مانند «شورای شهر»، «دادگاه‌های شرع»، «آبیاری درختان و زیباسازی شهرها»، «رسیدگی به ایتام» و «اداره های عمرانی و ساختمان سازی» را با نام «دولت خلافت» راه‌اندازی کرده و در رسانه های وابسته به داعش تبلیغ کرد.
این گروه ها، اولاً می توانستند روی دیگر سکه خشونت طلبانه داعش را به‌نمایش گذارند و احتمالا همان اقدامات، خوراک تبلیغاتی مناسب را در مناطق جدید مانند لیبی و تونس فراهم خواهد ساخت؛ ثانیاً بخش دیگری از شهروندان مناطق تحت سیطره خود را به عضویت گردان های وابسته به داعش دربیاورند.
در واقع داعش به این ترتیب عضویت در داعش را توسعه داد تا عضو داعش بودن فقط ابعاد نظامی و انتحاری نداشته باشد؛ بلکه عضویت در داعش از طریق این نهادها و سازمان ها نیز امکان‌پذیر باشد.
در این ساختار جوانان غربی جایگاه بهتری را کسب می کنند. طبق اطلاعات ارائه‌شده در کتاب «داعش: کشور وحشت» نوشته استرن و برگر، شمار زیادی از جنگجویان خارجی اروپایی که به داعش ملحق می شوند، در میان افراد رده بالای این گروه هستند.
نیروهای اروپایی یک قدرت فرهنگی در داعش ایجاد کرده اند. آن‌ها به دلیل اینکه نسل تحصیل کرده و متخصص در حوزه های گوناگون هستند از تمایز و برتری فرهنگی‌تمدنی برخوردارند. آن‌ها چون از یک جامعه کاملاً توسعه یافته به یک جامعه در حال توسعه آمده اند، طبیعی است که نقش های استراتژیک و تخصصی داعش را در حوزه رسانه و جذب افراد و شبکه های اجتماعی و در حوزه های مرتبط با جنگ روانی و حتی جنگ پارتیزانی برعهده می گیرند. یعنی یک عده از افرادی که اطلاعات خیلی خوبی دارند و حتی در بسیاری از دانشگاه های خوب تحصیل کرده‌اند جذب داعش می شوند چون در داعش موقعیتی در انتظار آن‌هاست که بهتر از موقعیت اجتماعی است که در جامعه خودشان داشته اند. از این رو یکی از دلایل جذب جوانان اروپایی به داعش را تأمین حس احترام و مفیدبودن در اجتماع است که به آن‌ها شخصیت، حرمت، کرامت و هویت زیادی می بخشد.
جمع بندی
داعش با تمرکز بر خلا‌های مسلمانان در غرب و کشورهای اسلامی، مسلمانان را با تبلیغات واهی و پاسخ کاذب و ارائه نمونه و الگوهای تقلبی به‌سوی خود جذب کرد. مشکلات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی‌دینی در جوامع اسلامی، واقعیاتی است که داعش از آن‌ها برای جذب هواداران خود استفاده می کند. او برخی مشوق های مالی و بعضاً جنسی را قرار داده است تا در کنار تبلیغاتی که انجام می دهد این تصور را در ذهن مردم ایجاد کند که می تواند به نیازهای آن‌ها پاسخ دهد؛ در واقع داعش نوعی اغفال گر فرصت طلب است.
موضوع وقتی جالبتر می شود که علل این مشکلات در جهان اسلام را در روابط استعماری غرب با جهان اسلام ردیابی می کنیم. در واقع روابط استعماری غرب سبب شده است که این مشکلات در جهان اسلام ایجاد شود که به‌دنبال آن داعش مدعی پاسخ به این نیازها باشد و البته پاسخگویی کاذب و ظاهری.
مسلمانان در غرب نیز مانند مسلمانانی که در جوامع اسلامی هستند با مشکلاتی مواجهند که آن مشکلات نیز از نوع رابطه سلطه گرانه و تحقیرکننده غرب با مسلمانان غربی ناشی می شود. در این شرایط مسلمانان غربی نیز جذب تبلیغات غرب شده و فکر می کنند می توانند از جهتی از غرب انتقام بگیرند و از جهتی از این مشکلات فرار کنند؛ البته داعش برای این مسلمانان نیز پاسخگویی تقلبی و انحرافی است که با تبلیغات خود واقعیت پوشالی اش را می پوشاند.
مقام معظم رهبری نیز در نامه به جوانان غربی، با دیدی متعالی و ژرف نگر از طرفی واقعیت غیراسلامی و پوشالی گروه های تکفیری را بیان می‌کند و از طرف دیگر با بیان نقش غرب در ایجاد این گروه ها و همچنین مشکلاتی که بر اثر روابط استعمارگرانه غرب با جهان اسلام ایجاد شده است، جهت پیکان را به‌سوی خود غرب برمی گرداند؛ نه اینکه غرب در مورد گروه های تکفیری و امنیت خود از جهان اسلام طلبکار باشد. در واقع مقام معظم رهبری توجه جوانان غرب را به این نکته جلب می کند که آن‌ها به‌جای قضاوت های شتاب زده در مورد اسلام و مسلمانان، در مورد گروه های تکفیری و درباره مواجهه غرب با جهان اسلام تفکر کنند و بدانند که غرب امروز در حال دریافت اثر کارهای گذشته خود است. پس در این خصوص جهان اسلام غرب را مواخذه می کند نه اینکه غرب جهان اسلام را بر صندلی متهم بنشاند (رک: نامه مقام معظم رهبری به جوانان غربی).
منابع
1. الهاشمی، هشام، 2014، عالم داعش، لندن: دارالحکمه.
2. باخوان، عادل ، 1393، «هویت داعشی های اروپایی»، بولتن نیوز.
3. ببری، نیکنام، 1393، تروریسم و جهانی شدن ارتباطات، تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین الملل ابرار معاصرتهران.
4. ببری، نیکنام، 1393، سیستم سازی پاشنه‌آشیل تکفیریسم، تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین الملل ابرار معاصر تهران.
5. تاجیک، هادی؛ عالیشاهی، عبدالرضا؛ مجیدی نژاد، سیدعلی، تابستان 1393،«گفتمان حاکم بر شکل‌گیری و فعالیت‌های داعش بر اساس نظریات اسپرینگز -تیلی»،‌ آفاق امنیت، ش23، ص 260تا261.
6. جلائی پور، حمیدرضا، 1381، جامعه‌شناسی جنبش های اجتماعی، تهران: ‌طرح نو.
7. دسوقي، محمد، 1376، سير تاريخي و ارزيابي شرق‌‌شناسي، ترجمه محمدرضا افتخارزاده، تهران: هزاران.
8. زهرالدين، صالح، 1413ق، الاسلام و الاستشراق، لبنان: دارالندوه.
9. ساعی، احمد، 1391، مسائل سیاسی اقتصادی جهان سوم، تهران: انتشارات سمت.
10. سعيد، ادوارد، 1377، شرق‌شناسي، ترجمه عبدالکريم گواهي، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي‌.
11. سعيد، خالد، 1391، ادوارد سعيد منتقد شرق شناسي، ترجمه حميدرضا صادقي، قم: صحيفه.
12. صالح، مازن، 1409ق، من آفاق الاستشراق الامريکي المعاصر، مطبقاتي، مدينه المنوره: ‌مکتبة ابن‌القيم.
13. عارف، نصرمحمد، 1412ق، التنمية السياسيه العاصره، الولايات المتحدة الامريکيه: هيرندن، فيرجينيا.
14. عامدي، رضا، 1390، ادوارد سعيد و شرق‌شناسي، تهران: علم.
15. عبدالمنعم، فواد، الازهر من افترائات المستشرقين علي الاصول العقيده في الاسلام، رياض: مکتبة العبيطان.
16. عطوان، عبدالباری،2015، الدوله الاسلامیه؛ الجذور، التوحش، المستقبل، بیروت: دار ساقی.
17. غفاری هشجین، زاهد؛ علیزاده سیلاب، قدسی، 1393،«مولفه های فرهنگ سیاسی جریان سلفی-تکفیری؛‌ مطالعه موردی داعش»، فصلنامه مطالعات سیاسی جهان اسلام، س 3، ش 11، ص 97.
18. فيومي، محمد ابراهيم، 1413ق، الاستشراق رسالة استعمار نظور الصراع الغربي مع الاسلام، قاهره: دارالفکر العربي.
19. کسرایی، محمدسالار و داوری مقدم، سعید، بهار1393، «برآمدن داعش در خاورمیانه: تحلیل جامعه شناختانه»، فصلنامه روابط خارجی، س7، ش1.
20. میلانی، جمیل، 1393، داعش ریشه ای سنتی، روشی مدرن؛ مدرنیته علیه مدرنیسم، تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین الملل ابرار معاصر تهران.
21. ناجی، ابوبکر، 2015، اداره التوحش، سوریه: دار تمرد.
22. نبوی، سیدعبدالامیر؛ نجات،‌ سیدعلی،‌ زمستان 1393، «جریان شناسی گروه های نوسلفی سوریه بر اساس تحلیل گفتمان، فصلنامه پژوهش های سیاسی جهان اسلام، ش4، ص151.
23. نظری، علی اشرف و السمیری، عبدالعظیم، زمستان1393، «بازخوانی هویت دولت اسلامی در عراق و شام (داعش): فهم زمینه های فکری و سیاسی‌اجتماعی»، علوم سیاسی، ش68.
24. نوربخش، یونس؛ مهدی زاده، منصوره، پاییز و زمستان 1394،«ایدئولوژی جریان داعش و دلایل تاریخی-اجتماعی گرایش به آن»،‌ مطالعات جامعه‌شناختی، ش47.
25. نوزي، فاروق عمر، 1998، الاستشراق و التاريخ الاسلامي، اردن: الاهليه للنشر.
26. ولايتي، علي‌اکبر، 1387ش، پويايي فرهنگ و تمدن اسلام و ايران (از رکورد تا بيداري اسلامي)، چ2، تهران: وزات امور خارجه جمهوري اسلامي ايران، مرکز اسناد و تاريخ ديپلماسي.
27. هاشمی، کاظم، «داعش و مسئله پیوستن به آن»، 74331http://sharghdaily.ir/News/.
منابع لاتین-سایت‌های اینترنتی
1. Berger, J.M and Morgan, Jonathon 2015, "The ISIS Twitter Census Defining and describing the population of ISIS supporters on Twitter", Center for Middle East Policy at Brookings, Available at: http://www.brookings.edu/~/media/research/files/papers/2015/03/isis-twitter-census-berger-morgan/ brookings-analysis-paper_jm-berger_final_web.pdf, Access: March 7, 2015.
2. Dayan, Linda and Chorev, Harel and Sofer Shabatai, Hadas, "ISIS Social Media and the Case of Tumblr", Middle East Social Media, Volume 3, Available at: http://dayan.org/sites/default/files/Beehive. Jan15.ENG.FINAL.pdf, Access: March 8, 2015.
3. Richard Barrett, 2014, Foreign Fighters in Syria, the Soufan Group,.
4. Gilmore, Ashley, 2015, "Social Media Seen as a Terrorism Platform for ISIS", Medillonthehill, Available at: http://medillonthehill.net/2015/02/social-media-seen-as-a-terrorism-platform-for-isis/, Access: March 7, 2015.
5. http://55online.ir/news
6. http://kheybaronline.ir/fa/news.
7. http://www.entekhab.ir/fa/news.
8. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930631001222
9. http://www.mashreghnews.ir/fa/news.
10. http://www.yjc.ir/fa/news.
11. andre Paulin, Michael Schmidt, 2014, ISIS user a Convert to Islam, in Recruitment Video, New York Times.
12. John Esposito, 2014, ISIS, Radicalization and the Politics of Violence and Alienation, p5, Reset Doc.
13. Nayed, Aref Ali, "ISIS in Libya Winning the Propaganda War", Kalam Research& Media, Available at: http://www.kalamresearch.com/~kalamres/pdf/CVE-web[1].pdf, Access: March 8, 2015.
14. Robertson, Roland and Kathleen E. White, 2003, Globalization: Analytical perspectives, Rout ledge, p224.
15. Richard Barrett , 2014, The Islamic State, the Soufan Group.
16. United Nations, "The Use of the Internet for Terrorist Purposes", United Nations Office on Drugs and Crime, Available at: http://www.unodc.org/documents/frontpage/Use_of_Internet_for_ Terrorist_Puposes.pdf, Access: March 9, 2015.
17. Peter Van Osteen, 2014, Update on the Belgians in Syria, Jihadology. Category Archives: Sharia 4 Belgium, p4.

 

 

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 
کلیه حقوق این سایت برای پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی(ص) محفوظ است. - Copyright © 2009-2012 - All rights reserved
مرورگر پیشنهادی : Mozilla Firefox بازدید امروز : ، بازدیدکل :