امروز :
 
مرکز دراسات المصطفی (ص) العالمی
Al-Mustafa International Research Institute
 
 
فارسی | العربیه | English
 



آثار و ثمرات حجاب و پوشش اسلامي از منظر قرآن و روايات
خداوند بزرگ براي رشد و تعالي انسان نعمت‌هاي گوناگوني در اختيار او گذاشته است. لباس و پوشش يکي از هدايا و نعمت‌هاي الـهي است که با روح و جسم انسان هماهنگي دارد چرا که انسان به طور فطري به آن گرايش دارد و احکام الـهي بر اساس فطرت انسان‌هاست. حجاب يکي از مسائل مهم اسلامي است که در قرآن و روايات به آن تصريح شده است و فقها در وجوب آن اتفاق نظر دارند. احکام الـهي از جمله حجاب در مصالح و حکمت‌هاي فردي و اجتماعي ريشه دارد و مهم‌ترين پايه‌ي حجاب ايمان به خدا و ترس از آخرت است؛ وقتي زن بداند خداوند داراي علم و حکمت بي‌نهايت است و احکامي که براي انسان تشريع شده است آثار مثبتي دارند از حکم الـهي درباره‌ي حجاب استقبال خواهد کرد.
يکشنبه ١٢ مهر ١٣٩٤ - ٠٨:٥٥

 


آثار و ثمرات حجاب و پوشش اسلامي از منظر قرآن و روايات
کمال ابیش اف

 

 


خداوند بزرگ براي رشد و تعالي انسان نعمت‌هاي گوناگوني در اختيار او گذاشته است. لباس و پوشش يکي از هدايا و نعمت‌هاي الـهي است که با روح و جسم انسان هماهنگي دارد چرا که انسان به طور فطري به آن گرايش دارد و احکام الـهي بر اساس فطرت انسان‌هاست. حجاب يکي از مسائل مهم اسلامي است که در قرآن و روايات به آن تصريح شده است و فقها در وجوب آن اتفاق نظر دارند. احکام الـهي از جمله حجاب در مصالح و حکمت‌هاي فردي و اجتماعي ريشه دارد و مهم‌ترين پايه‌ي حجاب ايمان به خدا و ترس از آخرت است؛ وقتي زن بداند خداوند داراي علم و حکمت بي‌نهايت است و احکامي که براي انسان تشريع شده است آثار مثبتي دارند از حکم الـهي درباره‌ي حجاب استقبال خواهد کرد.

خداوند مي‌فرمايد: يا أيها النَّبي قُل لِأزوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ و نَسَاءِ المُؤمِنينَ يدنينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذلِکَ أدني أن يعرَفنَ فَلَا يؤدَينَ وَ کَانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً   اي پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: «پوشش‌هاي خود را بر خود فروتر گيرند، اين براي آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديکتر است و خدا آمرزنده است». و همين‌طور مي‌فرمايد: قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ... وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ...  ؛ به مردان با‌ ايمان بگو: «ديده فرو نهند و پاکدامني ورزند و بايد روسري خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند... حجاب براي فرد و اجتماع فوايد زيادي دارد، حجاب، فرد و اجتماع را از لبه‌ي پرتگاه تباهي نجات مي‌دهد زن گوهر و ناموس الـهي است، خداوند براي حفظ او و مصلحت خانواده و جامعه مقرراتي را تعيين کرده است.

 

مفهوم حجاب


معني لغوي: «الحجاب» يعني پرده؛ هر آنچه ميان دو چيز حايل شود، فاصل، مانع... «الحجابة» يعني درباني، پرده‌داري... «حَجَبَ حَجْباً و حِجاباً» آن را پوشانيد او را از داخل شدن بازداشت «حَجَبَ الأمير» دربان امير شد. «حَجَبَ بَيْنَهُما» ميان آن دو فاصله و حايل شد «حَجَبَ ابنَ أخيه» پسر برادر خود را از ميراث محروم کرد.  «حَجب و حجاب» هر دو مصدر و به معناي پنهان کردن و منع از دخول است.  وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجاب‏ ؛  چون زنان پيامبر متاعي خواستند از پس پرده بخواهيد.


راغب اصفهاني در المفردات ذيل واژه‌ي حجب و حجاب آورده: «ألْحَجْبُ وَ الْحِجَابُ: ألْمَنْعُ مِنَ الْوُصُول، ...وَ حِجَابُ الْجَوْفِ: مَا يَحْجُبُ عَنِ الْفُؤَاد» ؛ «الحجب و الحجاب» يعني ممانعت از دسترسي به چيزي و «حجاب الجوف» يعني آنچه از دل که پنهان است.
استعمال کلمه‌ي «حجاب» در مورد پوشش زن يک اصطلاح نسبتاً جديد است.
در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه‌ي «ستر» به معناي پوشش به کار رفته است.

 

مفهوم حیاء
«حيا» در لغت به معني شرم، خجالت کشيدن و ترک کردن چيزي از ترس سرزنش ديگران است.  «حياء» نگهداشتن نفس از زشتي و ترک عمل زشت است.  «حياء» و شرم در اصطلاح عبارت است از مهار کردن نفس از فعل و کار قبيح و زشت به خاطر حضور و نظارت ناظري که مورد احترام شخص حيا کننده است.
از اميرالمؤمنين علي(ع) نقل شده که فرموده‌اند: «الحَيَاءُ لِبَاسٌ سِابِغٌ وَ حِجَابٌ مَانِعٌ وَ سِترٌ عن المساوي وِاقٍ»؛  يعني «حياء» لباسي بلند و حجابي منع کننده و پوششي نگهدارنده از بدي‌هاست.
استاد حسين مهدي‌زاده در کتاب پرسمان حجاب مي‌نويسد: ... از امام علي(ع) براي بيان حياء از تعبير «جلباب» و تن‌پوش سرتاسري استفاده شده است:
«الکَيِّسُ مَنْ تَجَلْبَبَ الْحَيَاء»؛  زيرک کسي است که پوشش بزرگي از حياء داشته باشد. 

 

رابطه‌ي حجاب و عفت
حجاب و پوشش با «عفت» که خود پوشش باطني و معنوي است، رابطه‌ي بسيار تنگاتنگي دارد به طوري که حجاب در واقع عفت را که يک امر فطري است از خدشه‌دار شدن حفظ مي‌کند و مشخص است که خدشه‌دار شدن عفت پيامدهاي منفي زيادي دارد.
رابطه‌ي تنگاتنگ حجاب و عفاف را مي‌توان به روشني از آيه‌ي شريفه استفاده کرد، آن‌جا که مي‌فرمايد: وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ   و بر زنان از کارافتاده‌اي که [ديگر] اميد زناشويي ندارند، گناهي نيست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطي که] زينتي را آشکار نکنند؛ و عفت ورزيدن براي آن‌ها بهتر است و خدا شنواي داناست.
در اين آيه شريفه در آغاز، خداوند به بانوان مسن به خاطر نداشتن جاذبه‌ي جنسي و براي ايجاد تسهيل، با شرايط خاص (مثل عدم آشکار ساختن زينت‌ها) اجازه داده که از پوشش کم‌تر استفاده کنند و در آخر آيه، خداوند به همين بانوان سفارش کرده به اينکه اگر عفت بورزيد بهتر است براي شما. يعني اگر حجاب و پوشش حداکثري جلباب و چادر را رعايت کنيد بهتر است براي شما. بسيار روشن است که از آيه شريفه لازم و ملزوم بودن حجاب و عفاف به روشني استفاده مي‌شود.

 

رابطه‌ي «حياء» و حجاب
گاهي شرايط نامناسب اجتماعي، نتايج نامطلوبي به دنبال دارد، موارد بسياري ناهنجاري‌ها سبب انزواي زن متعبد مي‌شود. بسياري از کساني که عادت کرده‌اند چون با مشکل برخورد کردند به جاي چاره‌جويي از بنياد با همه چيز مخالفت کنند و نسخه‌ي منع بپيچند در مواردي چنين گويا براي حرمت زن! معتقد به محبوس شدن او در خانه و... شده‌اند.
حال آنکه همان‌طوري که اشاره شد يکي از مفاهيمي که باحجاب و پوشش رابطه بسيار تنگاتنگي دارد، مفهوم «حياء» است و اينکه زن باعفت خود را به وسيله‌ي حجاب مي‌پوشاند به خاطر حياء او است که در فطرت او نهادينه شده است، نه به خاطر محبوس بودن او و محروم بودن او از فعاليت‌هاي اجتماعي و امثال آن؛ و متون اسلامي نيز بر اين مساله که حجاب و پوشش ارتباط تنگاتنگي با حياء دارد، شهادت مي‌دهد.


براي مثال، در روايتي درباره‌ي خداوند حياء و ستر ملازم و همراه يکديگر آمده‌اند.
از رسول خدا نقل شده است: «إنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَيِّيٌ سِتِيرٌ يُحِبُّ الْحَيَاءَ وَ السِّتْرَ»؛  خداوند عزّوجلّ با حياي پوشيده است و حياء و پوشش را دوست دارد.


افزون بر اين در موارد متعددي حياء نقطه‌ي مقابل عرياني دانسته شده است.  در قرآن کريم در داستان آدم(ع) و حوّا(س) مي‌خوانيم که خداوند آن‌ها را در بهشت قرار داد و همه‌ي نعمت‌ها را بر آن‌ها حلال کرد به غير از ميوه‌ي درخت معيني. مي‌فرمايد: سپس شيطان آن دو را وسوسه کرد تا آنچه را که از اندامشان پنهان بود آشکار سازد و گفت: پروردگارتان شما را از اين درخت نهي نکرده مگر به خاطر اينکه (اگر از آن بخوريد) فرشته خواهيد شد يا جاودانه (در بهشت) خواهيد ماند، و براي آن‌ها سوگند ياد کرد که من براي شما از خيرخواهانم و به اين ترتيب آن‌ها را با فريب (از مقامشان) فرود آورد و هنگامي که از آن درخت چشيدند اندامشان (عورتشان) بر آن‌ها آشکار شد و شروع کردند به قرار دادن برگ‌هاي (درختان) بهشتي بر خود تا آن را بپوشانند... .


از آيات فوق فهميده مي‌شود که حضرت آدم(ع) و حوا(س) وقتي که عورتشان بر آن‌ها آشکار شد و آن‌ها فوراً عورت‌هاي خود را با برگ‌هاي درختان بهشت پوشاندند، اين به خاطر حياء و شرم آن‌ها بود و همچنين در اين‌جا فطري بودن حياء و شرم نيز اثبات مي‌شود؛ چون آن‌ها زن و شوهر بودند و شخص ديگري نيز نزد آن‌ها نبود و همچنين اولين انسان‌ها نيز بودند، پس آن‌ها که در آن شرايط به محض ريخته شدن لباس‌هايشان فوراً دنبال برگ‌هاي بهشتي رفتند تا خود را بپوشانند دلالت بر حياء از برهنگي و فطري بودن حياء مي‌کند.

 

آثار و ثمرات فردي حجاب و پوشش از منظر قرآن و روايات
هر عملي که در دين اسلام به آن دستور داده شد داراي فوايد زيادي است که مسأله‌ي حجاب نيز از اين حکم مستثنا نيست. حجاب و پوشش اسلامي داراي ثمرات فردي فراواني است که عمده‌ترين آن‌ها عبارتند از: طهارت قلب، کنترل غريزه‌ي خودنمايي، آرامش رواني، رعايت احترام و ارزش بانوان، کنترل غريزه‌ي جنسي و... . بانوان وقتي که از آثار و ثمرات حجاب و پوشش اسلامي آگاه شوند نه تنها از آن احساس سنگيني نمي‌کنند بلکه از آن استقبال هم خواهند کرد.


حجاب و پوشش اسلامي داراي آثار و ثمرات فردي فراواني است از جمله عمده‌ترين آن‌ها عبارتند از:


1. طهارت قلب
احکام الـهي، تابع مصالح و مفاسد واقعي است و بر اين اساس که با بررسي آيات الاحکام خصوصا در مورد احکام مهم و کليدي مانند زکات، غسل، وضو، تيمم، نحوه‌ي معاشرت با زنان پيامبر و... در مي‌يابيم که غرض، حکمت و مصلحت واقعي اين احکام، پاکي، طهارت و کمال معنوي افرادي است که اين احکام در حق آن‌ها وضع شده است. مثلاً درباره‌ي زکات مي‌فرمايد: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها ؛  «از اموال ايشان زکات بگير تا آن‌ها را طهارت بخشي». درباره‌ي غسل وضو و تيمم مي‌گويد: ما يُريدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُم‏ ؛  «خداوند اراده ندارد که شما را به مشقت بيندازد بلکه اراده دارد که شما را طهارت بخشد».

همچنين مي‌فرمايد وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ‏ ؛  «هرگاه از زنان پيامبر چيزي مي‌خواهيد، از پشت پرده بخواهيد، اين براي طهارت دل‌هاي شما و دل‌هاي آن‌ها مفيدتر است». درباره‌ي ورود به خانه‌هاي اشخاص، دستور مي‌دهد که بايد اجازه بگيريد؛ و همچنين مي‌فرمايد: وَ إِنْ قيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكي لَكُمْ‏ ؛  «هنگامي که به شما گفته شود بازگرديد، بازگرديد که براي پاکي شما بهتر است» خانه براي اهل خانه بهترين حجاب است و اگر به اين حجاب بي‌احترامي شود، طهارت و پاکي افراد در معرض تهديد و خطر قرار مي‌گيرد. قرآن کريم هنگامي که به مردان دستور فروپوشيدن چشم از حرام و همچنين دستور نهي از آميزش نامشروع مي‌دهد، مي‌گويد: ذلِكَ أَزْكي لَهُم‏‏ ؛  «اين براي رشد و پاکي و تکامل ايشان سودمند است». علامه طباطبايي در ذيل تفسير آيه شريفه مي‌فرمايد: «و از آن‌جا که گاه به نظر مي‌رسد که چرا اسلام از اين کار که با شهوت و خواست دل بسيار هماهنگ است نهي کرده، در پايان آيه مي‌فرمايد: اين براي آن‌ها بهتر و پاکيزه تر است... اسلام مي‌گويد کاميابي‌هاي جنسي اعم از آميزش و لذت گيري‌هاي سمعي و بصري و لمسي مخصوص به همسران است و غير از آن گناه، و مايه‌ي آلودگي و ناپاکي جامعه مي‌باشد که جمله‌ي ذلِكَ أَزْكي لَهُم‏‏  در آيات فوق اشاره به آن دارد. لباس زن و مرد هم پوششي است که اگر دريده شود، از پاکي‌ها اثر و نشاني باقي نمي‌ماند.


کسي که طعم شيرين ارتباط با خدا را چشيده باشد، از هرچه ميان او و خدا فاصله بيندازد پرهيز مي‌کند و همين جهاد اکبر است که نفس را بر شهوت پيروز مي‌کند، تقوا، مخصوص قشر يا گروه و يا جنسيتي خاص نيست، تقوا ملاک قرب الـهي و ميزان تکامل است. در نگرش ديني، زن داراي قدرتي است که به وسيله‌ي پوشش اسلامي خود، با نفس اماره مبارزه کرده، در مسير حق گام برمي‌دارد. خداوند پوشش کامل را بر مرد واجب نکرده ولي بر زن واجب نموده است. آفرينش، به زن جذابيت خاصي داده است و غريزه‌ي خودنمايي و تبرج نيز مخصوص زنان است و لذا در قرآن کريم در رابطه با حرام بودن خودنمايي براي نامحرمان، زنان مخاطب قرار گرفته‌اند.


پوشش اسلامي نشاني از اختيار و اوج اراده‌ي زن است در جهت وصول به کمالات معنوي و روحاني و با اين پوشش، زن به عنوان سربازي است که مرحله‌ي پيروزي مبارزه با نفس را طي کرده است.
مقنعه، جلباب، عبا، عناويني است که در آيات و روايات براي پوشش زن به کار رفته است و امري واجب و فريضه‌اي روشن است و جاي انکار باقي نمي‌ماند. زن بايد خود را بنده‌ي حق بداند و مطيع فرامين او باشد؛ بداند که منعم و مالک حقيقي، اوست و شکر نعمت را در اجراي دستورات الـهي بداند و با تمام وجودش از فرمان‌هاي حضرتش که در قرآن و در زبان پيامبر اکرم و امامان معصوم آمده پيروي کند. اطاعت از دستورات الـهي متضمن کمالات روحي و معنوي انسان است.
بنابراين نتيجه مي‌گيريم که يکي از فوايد تشريع پوشش براي زنان، رساندن آن‌ها به پاکي و طهارت جسم و روح و کمال معنوي است.


2. کنترل غريزه‌ي خودنمايي
مقصود از غريزه‌ي خودنمايي آن است که زن به قصد دل‌ربايي نسبت به ديگران جلوه‌گري کند تا اينکه قلب ديگران را تصاحب کند.
از آيات شريفه استفاده مي‌شود که اين نوع غريزه، مخصوص بانوان است؛ مي‌فرمايد: وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولي‏‏‏ ؛  يعني «خودنمايي نکنيد، مانند خودنمايي دوران جاهليت نخستين». در جاي ديگر مي‌فرمايد: غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزينَة‏‏‏ .  هر دو آيه از آياتي است که براي وجوب رعايت حجاب نازل شده است در اين دو قسمت از دو آيه‌ي شريفه مقصود آن است که زنان در برابر مردم با زينت‌ها و آرايش‌هايشان خودنمايي نکنند. خداوند در اين آيات فقط بانوان را مورد خطاب قرار داده است و آن‌ها را از تبرّج و خودنمايي و آشکار ساختن جاذبه‌هاي جنسي در برابر مردان نامحرم نهي فرموده و در مورد مردان هيچ سخني از خودنمايي و تبرج به ميان نياورده است.


پس مي‌توانيم بگوييم که غريزه‌ي خودنمايي از ويژگي‌هاي خاص بانوان است و در مرد چنين غريزه‌اي وجود ندارد.
غريزه‌ي خودنمايي همانند غرايز ديگر به خاطر وجود مصالحي در وجود زن قرار داده شده است و بايد همانند غرايز ديگر در مسير صحيح و هدفي درست به کار گرفته شود. اگر اين ميل غريزي در راه و مسير درستي به کار گرفته شود آثار بسيار مطلوبي را به دنبال خواهد داشت ولي اگر کسي، از اين غريزه بدون حد و مرز بهره‌جويي کند پيامدهاي بسيار شومي خواهد داشت، و نه تنها نيازش برطرف نخواهد شد بلکه روز به روز تشنه‌تر خواهد شد و تمام فکر و ذهن او مشغول خواهد بود و آرامش او از دست خواهد رفت و يکي از اين چيزهايي که اين غريزه را به طور طبيعي تعديل و کنترل مي‌کند حجاب است. دين اسلام براي اين غريزه حدود ويژه‌اي تعيين کرده و همانگونه که آزادي بي‌حد و حصر ممنوع شده و براي کنترل اين غريزه، حجاب واجب شده، بي‌توجهي به آن نيز مذموم است. به همين دليل، در برخي روايات، آرايش کردن براي زنان يک ضرورت تلقي شده از بي‌اعتنايي به آن به معناي ناديده گرفتن غريزه‌ي خودآرايي، نکوهش گرديده است. رسول خدا درباره‌ي ويژگي‌هاي بهترين زنان چنين فرموده است: «الْوَدُودُ الْعَفِيفَةُ الْعَزِيزَةُ فِي أَهْلِهَا الذَّلِيلَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانُ عَلَي غَيْرِهِ».  يعني بهترين زنان شما زني است که بسيار با محبت، پاکدامن نزد اقوامش عزيز و محترم، با شوهرش فروتن، براي او اهل خودآرايي و تبرج بوده و در برابر نامحرم عفيف باشد.


در روايتي ديگر مي‌فرمايد: «آيا بدترين زنان را به شما معرفي کنم؟ بدترين زنانتان آنان هستند که در برابر بيگانه آراسته‌اند، ولي نزد شوهر پوشيده‌اند».
از امام صادق(ع) روايت شده که فرموده‌اند: « لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَهَا وَ لَوْ تُعَلِّقُ فِي عُنُقِهَا قِلَادَةً وَ لَا يَنْبَغِي أَنْ تَدَعَ يَدَهَا مِنَ الْخِضَابِ وَ لَوْ تَمْسَحُهَا مَسْحاً بِالْحِنَّاءِ وَ إِنْ كَانَتْ مُسِنَّةً».  يعني براي زن سزوارا نيست که بدون زيور و آرايش بماند حتي اگر يک گردن‌بند باشد؛ و شايسته نيست دستش از رنگ حنا خالي گردد اگرچه پير باشد.
«قرآن نيز در فرازي در وصف زن آورده است: مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ‏‏‏ .  زن را موجودي تصوير کرده که در زر و زيور پرورش يافته است.


بنابراين از قرآن و روايات فهميده مي‌شود که دين اسلام غريزه‌ي خودنمايي زن را ناديده نگرفته است، بلکه به آن اهميت هم داده است تا به اين وسيله شادتر و بانشاط‌تر باشند و از اين طريق شادابي و نشاط را به زندگي خانواده‌اش نيز اعطا کند. چرا که يکي از عوامل مهم بانشاط بودن زن، داشتن ظاهري زيبا و دلپسند است که شوهر را پياپي به وجد مي‌آورد و خود نيز از اين طريق به وجد مي‌آيد. و در نتيجه، کوشش زن در جذاب بودن و آرايش کردن براي شوهر، ضمن ارضاي نياز طبيعي زن به خودنمايي و تبرج، وي را از جلوه‌گري و خودنمايي براي مردان نامحرم نيز بي‌نياز مي‌کند.
بدون شک تبرج که در زن قرار داده شده، مانند ديگر اميال تضمين کننده‌ي سعادت او در زندگي است. و سعادت حکم مي‌کند که زن از چشمان زهرآلودي که قصد شکارش را دارند در حصار حجاب درآيد و پنهان شود و در برابر محرمان که نگاهشان ايمن است و دل‌هايشان پاک است خودنمايي و دلبري کند تا دل‌هاي آنان را بربايد. وقتي که اسلام مي‌گويد: «پسنديده است که زن در مقابل شوهرش خود را بسيار زينت کند» و نيز هنگامي که از او مي‌خواهد آن‌جا که چشمان نامحرمان نظاره‌گر نيست، خود را آرايش دهد، براي همين است حتي از زن خواسته شده که در نماز زيور آلاتش را به کار گيرد تا حس جلوه نمايي‌اش آرام گيرد».
همين اسلام با اين همه رعايت حس خودنمايي بانوان به آنان دستور مي‌دهد که حصار حجاب خود را در مقابل اغيار بلند دارند تا اينکه ميوه‌چين باغش تنها خانواده‌ي خودش باشند و بدين طريق حس خودنمايي او نيز کنترل شود.


3. آرامش رواني
نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادي معاشرت‌هاي بي‌بند و بار هيجان‌ها و التهاب‌هاي جنسي را فزوني مي‌بخشد، و تقاضاي سکس را به صورت عطش و يک خواست اشباع نشدني در مي‌آورد.
غريزه‌ي جنسي غريزه‌اي نيرومند، عميق و درياصفت است؛ هرچه بيشتر اطاعت شود سرکش‌تر مي‌گردد. همچون آتش که هرچه به آن بيشتر خوراک بدهند شعله‌ورتر مي‌شود.
براي درک اين مطلب به اين مسأله بايد توجه داشت که اولا تاريخ همان‌طور که از آزمندان ثروت ياد مي‌کند که با حرص و آزي حيرت‌آور در پي گردآوردن پول و ثروت بوده‌اند و هرچه بيشتر جمع مي‌کرده‌اند حريص‌تر مي‌شده‌اند. همچنين از آزمنداني در زمينه‌ي مسائل جنسي ياد مي‌کند. اين‌ها نيز به هيچ وجه از نظر حس تصرف و تملک زيبارويان در يک حدي متوقف نشده‌اند. صاحبان حرم‌سرا و در واقع همه‌ي کساني که قدرت استفاده داشته‌اند چنين بوده‌اند.


ثانيا اگر ميان زنان و مردان حريم عفاف وجود نداشته باشد و آزادي و معاشرت‌هاي غيراخلاقي رواج پيدا کند هيجان‌ها و التهاب‌هاي جنسي زياد شده، تقاضاي سکس به صورت يک عطش سيراب نشدني در مي‌آيد و آرامش انسان را از دست او مي‌گيرد. به هر حال چون خداوند به قدرت شگرف اين غريزه توجه و علم دارد براي تعديل و رام کردن اين غريزه تدابيري را انديشيده و تکاليفي را هم براي زن و هم براي مرد معين کرده است. يکي از آن وظايف مشترک ميان زن و مرد، مربوط به نگاه کردن است که خداوند دستور مي‌دهد زن و مرد نبايد به يکديگر خيره شوند و چشم چراني کنند و نبايد نگاه‌هاي شهوت‌آلود به يکديگر بيندازند.  اگر چشم ببيند، دل آن را مي‌خواهد. دلي که سرشار از هوس باشد هيچ‌گاه اشباع نمي‌شود و محدود به حدد خاصي نيست. از طرفي تقاضاي نامحدود و بي‌حد و اندازه، خواه ناخواه انجام ناشدني است و گاهي با شکست مواجه مي‌شود. در نتيجه دست نيافتن به آرزوها، منجر به اختلالات روحي و بيماري‌هاي رواني مي‌گردد. پزشکان رواني معتقدند هيجان مستمر، عامل بيماري‌هاي عصبي و امراض رواني است.  دکتر «الکس کارل» نويسنده‌ي کتاب «انسان موجود ناشناخته» مي‌گويد: «فکر و هيجان مي‌تواند سبب ضايعات عضوي و احشائي شود». و در جاي ديگر مي‌نويسد: «عدم تعادل دستگاه‌هاي عصبي و نقص دستگاه هاضمه در اثر هيجان عامل بيماري‌هاي معده و روده است».


اگر انسان به صور مختلف، موجبات تهييج غريزه‌اي را فراهم کند، آنگاه بخواهد که آن را آرام کند ميسر نخواهد شد. بلکه به تلاطم و نارضايتي غريزه با هزاران عوارض رواني و جنايات ناشي از آن مواجه خواهد شد. از اين رو لازمه‌ي دست يافتن به آرامش، از بين بردن شرايط تحريک‌آميز در محيط است.
علامه طباطبايي مي‌فرمايد: «برهنگي زنان که طبعاً پيامدهايي همچون آرايش و عشوه‌گري و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصاً جوانان را در يک حال تحريک دائم قرار مي‌دهد تحريکي که سبب کوبيدن اعصاب آن‌ها و ايجاد هيجان‌هاي بيمارگونه‌ي عصبي و گاه سرچشمه‌ي امراض رواني مي‌گردد. مگر اعصاب انسان چه قدر مي‌تواند بار هيجان را بر خود حمل کند؟ مگر همه‌ي پزشکان رواني نمي‌گويند هيجان مستمر عامل بيماري است؟...  اسلام مي‌خواهد مردان و زنان مسلمان روحي آرام و اعصابي سالم و چشم و گوشي پاک داشته باشند، و اين يکي از فلسفه‌هاي حجاب است».
نتيجه اينکه اگر انسان بر مبناي عفت و معاشرت‌هاي اخلاقي عمل کند و روابط با نامحرم‌ها را به چهارچوب شرع و عقل اختصاص دهد، هم غرايز طبيعي انسان به طور معمول و معقول ارضاء مي‌شود و به انحراف کشيده نمي‌شود و هم روح و روان به آرامش مي‌رسد و براي وصول به همين هدف است که آيات و روايات حصاري بين زنان و مردان نامحرم قرار مي‌دهد به نام حجاب تا اينکه به آرامش روحي برسند.


4. رعايت احترام و ارزش بانوان
يکي از فوايد بسيار مهم حجاب، رعايت احترام و تکريم بانوان باحجاب است. نياز به توجه و احترام که يکي از نيازهاي مهم عاطفي است از اساسي‌ترين نيازهاي انسان است هر انساني نيازمند آن است که از نظر ديگران فردي بالياقت و شايسته باشد و در نتيجه مورد احترام و ستايش آنان قرار گيرد و احساس «حرمت خود» کند.
ارضاي نياز به عزت نفس به احساساتي از قبيل اعتماد به نفس، ارزش، قدرت، لياقت، کفايت، و مثمر ثمر بودن در جهان مي‌انجامد؛ اما بي‌اعتنايي به اين نيازها موجب احساساتي از قبيل حقارت، ضعف و درماندگي مي‌شود».


به علاوه نياز به محبوب ديگران واقع شدن يکي از لذت‌بخش‌ترين عواطف انساني است که اين نياز هم بايد از راه صحيح ارضا شود ميزان اين نياز در زنان بيش از مردان است.
استاد «مطهري» درباره‌ي تفاوت آفرينش زن و مرد مي‌نويسد: «آفرينش، مرد را مظهرِ طلب و عشق و زن را مظهر محبوبيت و معشوقيت قرار داده است. احساسات مرد نيازآميز و احساسات زن نازخيز است؛ احساسات مرد طالبانه و احساسات زن مطلوبانه است».  نحوه‌ي آفرينش زن به گونه‌اي است که بايد کانون توجه و محبت ديگران به‌ويژه اطرافيانش، همچون پدر، مادر، شوهر، و فرزندان قرار گيرد؛ به طوري که اگر به او توجه نشود اميد خود را در زندگي از دست مي‌دهد.
«ويل‌دورانت» نيز کانون محبت و توجه مرد قرار گرفتن را نياز اصلي زن در زندگي زناشويي مي‌داند و عقيده دارد که زن وقتي زنده است که معشوق باشد و توجه به او مايه‌ي حيات اوست».
قرآن کريم حجاب و پوشش را بر زن واجب مي‌کند و حجاب با عفت و حياء زن رابطه‌ي بسيار تنگاتنگي دارد پوشش بر زن واجب شد تا آبرو و احترامش نيز حفظ شود.
استاد شهيد مرتضي مطهري معتقد است: «به طور کلي بحثي است درباره‌ي ريشه‌ي اخلاق جنسي زن از قبيل حيا و عفاف و از آن جمله است تمايل به ستر و پوشش زن از مرد. در اين جا نظرياتي ابراز شده که دقيق‌ترين آن‌ها اين است که حيا و عفاف و ستر و پوشش تدبيري است که خود زن با يک نوع الهام براي گران‌بها کردن خود و حفظ موقعيتش در برابر مرد به کار برده است. زن با هوش فطري و با يک حس مخصوص به خود دريافته است که از يک سو از لحاظ جسمي نمي‌تواند با مرد برابري کند و اگر بخواهد در ميدان زندگي با مرد دست و پنجه نرم کند، از عهده‌ي زور و بازوي مرد برنمي‌آيد و از سوي ديگر نقطه ضعف مرد را در همان نيازي يافته است که خلقت در وجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقيت و مطلوبيت قرار داده است... .
وقتي که زن مقام و موقعيت خود را در برابر مرد يافت و نقطه‌ضعف مرد را در برابر خود دانست، همان‌طور که متوسل به زيور و خودآرايي و تجمل شد که از آن راه، قلب مرد را تصاحب کند، به به‌دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نيز توسل جست. دانست که نبايد خود را رايگان کند؛ بلکه بايست آتش عشق و طلب او را تيز کند و در نتيجه مقام و موقع خود را بالا برد».


از قرآن کريم استفاده مي‌شود که حجاب عامل افزايش احترام بانوان است؛ آن‌جا که مي‌فرمايد: ذلِكَ أَدْني‏ أَنْ يُعْرَفْنَ ؛  يعني حجاب و پوشش براي اينکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود که خود را در اختيار مردان قرار نمي‌دهند، بهتر است تا از مزاحمت افراد لاابالي نيز جلوگيري شود و با احترام شناخته شوند.
از پيامبر روايت شده که: «لَا حُرْمَةَ لِنِسَاءِ أَهْلِ الذِّمَّةِ أَنْ يُنْظَرَ إِلَي شُعُورِهِنَّ وَ أَيْدِيهِنَّ»؛  احترامي براي زنان اهل ذمه [و غير مسلمان] نيست تا به موها و دست‌هايشان نگاه شود. از روايت فهميده مي‌شود دليل عدم حرمت نگاه به زنان اهل ذمه، عدم احترام آن‌هاست و اين نشانگر رابطه‌ي «احترام» با نگاه و پوشش است.
در مقابل وظيفه‌ي مردها نيز آن است که براي اطاعت از شريعت حتي اگر تنها براي حفظ احترام هم باشد از نگاه به زنان پرهيز کنند.


زن از ديدگاه اسلام داراي شخصيتي شايسته و رسالت و موقعيتي الـهي است که مي‌تواند مدارج کمال را طي کرده و به مراتب عالي انسانيت دست يابد و مصداق تحقق فلسفه‌ي خلقت يعني خليفه‌ي خدا گردد. وجود زن زينت‌بخش آفرينش انسان است. دامن زن، مدرسه‌ي بشر است و کمال مرد بدون او ممکن نيست. اصلاح جامعه در گرو تقواي زن و محيط خانواده، کلاس درس اوست. و بر همين اساس زن مربي بشر است و مي‌تواند با تربيت فرزندي، امتي را رهايي بخشد.
حال جايگاه والاي اين گوهر آفرينش اقتضا دارد که در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزش‌هاي او حفظ شود و به همين جهت است که خداي متعال براي ناموس خلقت، حجاب را واجب کرده است.
پس معلوم مي‌گردد که يکي از فوايد حجاب حفظ ارزش و احترام زن است و از همين رو است که خداوند پوشش ديني را بر او واجب و نگاه به بدن و موي سر او را حرام فرموده است.
خانم «فاطمه دولان»، استاد مسلمان انگليسي زبان در ايران مي‌گويد: «من به عنوان کسي که در کشور غربي زندگي کرده است مي‌فهمم که فلسفه‌ي حجاب چيست؟ وجود حجاب باعث مي‌شود که زن ارزش خود را از حد يک کالاي تجارتي و يا وسيله‌اي براي بهره‌دهي بيشتر، بالا ببرد و هم خود براي خويش ارزش قايل باشد و هم جامعه را وادار به احترام کند».


5. مبارزه با نفس و رشد معنوي
حجاب باعث مي شود که زن کمتر دچار لغزش و گناه شود و به دنبال آن زن و به طور کلي جامعه بيشتر مي توانند مراتب معنوي و انساني را طي کنند. بر اين اساس رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند: «ما که اين قدر به حجاب مقيد هستيم، به اين دليل است که حفظ حجاب به زن کمک مي کند تا بتواند به آن رتبه‌ي معنوي عالي خويش برسد و دچار لغزشگاههاي بسيار لغزنده اي که سر راهش قرار دارد، نشود و درست نقطه‌ي مقابل اين فرهنگ، روح حاکم بر امروز اروپاست». 
امام باقر(ع) فرموده است: «خداوند عزّوجلّ فرمود: به عزت و عظمت و بزرگي و بلندي مقامم سوگند که بنده‌ي مؤمني مرا در امري از دنيا بر هواي خود بر نمي گيزيند مگر اينکه او را غني کرده و هواي او را جهت آخرتش قرار مي دهم و آسمان ها و زمين را عهده دار روزيش مي گردانم.» 
زن پوشيده از بين خود و خدا، خدا را برگزيده است واز بين احکام دين و خواسته هاي نفس به احکام دين رو کرده است، چنين انتخابي به روحيه تفکر و عمل او حال و هواي ديگري مي بخشد و به پوشش او معني مي دهد و آنرا عملي منطقي، خدا پسندانه و در راستاي حرکت هاي تکاملي قرار مي دهد که به زيبايي هاي دروني او تجلي بخشيده است».


پوشيدگي زن نمود بارز تقواي اوست و او را از تقوي نيز برخوردار مي سازد قرآن کريم مي فرمايد: يا أيهَا الَّذِينَ أَمَنُوا إن تَتَّقُوا اللهَ يجعَل لَکُم فُرقَاناً وَ يکَفرَعَنکُم سَيئاتِکُمُ وَ يغفِر لَکُم وَاللهُ ذُوا الفَضلِ العَظيم   اي اهل ايمان اگر خدا ترس و پرهيزکار شويد خدا به شما فرقان بخشد( يعني ديده بصيرت دهد تا به نور باطن فرق گذاريد و راه خدا و شيطان و طريق سعادت و شقاوت و نفع و ضرر دنيوي و اخروي را تشخيص دهيد) و گناهان شما را بپوشاند و شما را بيامرزد که خدا داراي فضل و رحمت بي منتهاست.
وقتي زن تقوي جنس را مراعات کند و خود را از نامحرم بپوشاند وعده‌هاي الهي که براي پرهيزکاران داده شده است درباره او محقق مي گردد و از زندگي مي شناسد و گناهانش مورد آمرزش قرار مي گيرد و به اين طريق رشد معنوي پيدا کرده و راه قرب الهي را مي پيمايد.


6. کنترل غريزه جنسي
يکي از نيرومندترين غريزه ها در وجود انسان غريزه‌ي «جنسي» است که اگر اين غريزه و ميل انسان در مسير مناسب و صحيح خود بکار گرفته نشود انسان در فسادهاي گوناگون فرو مي رود و زندگي اش به تباهي و بدبختي کشيده مي شود در بين افکار و فرهنگهاي مختلف در جهان درباره استفاده از ميل و غريزه جنسي اساساً سه رويکرد افراطي، تفريطي و اعتدالي وجود دارد که با مراجعه به آيات و روايات مي بينم که دين اسلام رويکرد اعتدالي را اختيار کرده و شهوت گرايي و افراط در آن را و همين‌طور رهبانيت و تفريط در غريزه جنسي را امري باطل و مردود مي‌داند.
«يکي از مهمترين برنامه ها و تدابير دين اسلام براي تعديل، کنترل و هدايت صحيح غريزه جنسي تشويق به ازدواج است که به عنوان نخستين، طبيعي ترين و بهترين گزينه براي پيشگيري از آسيب زايي و انحرافات غريزه جنسي مطرح است که در آيات و احاديث فراوان به آن اشاره شده است». 


قرآن مي‌فرمايد: وَ مِن أياتِهِ أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُمُ أزوَاجًا لِتَسکُنُوا إلَيهَا و جَعَلَ بَينَکم مَوَدَّةً و رَحمَة   و باز يکي از آيات (لطف) الهي آن است که براي شما از (جنس ) خودتان جفتي بيافريد که در بر او آرامش يافته و با هم انس گيريد و ميان شما رأفت و مهرباني برقرار فرمود.
رسول خدا مي فرمايند: «يا مَعشَرَ الشَّباب مَن أستَطاَعَ مِنکم الَباهَ فَليتَزَوّج فَانّه أغَضُّ لِلبَصَر و أَحسَنُ لِلفَرج».  اي گروه جوانان، هر يک از شما توان جنسي دارد، پس ازدواج کند: زيرا باعث غضّ بصر بيشتر و باعث حفظ بيشتر فرج [از گناهان جنسي] مي گردد.


دين اسلام براي کنترل و تعديل و هدايت غريزه جنسي راههاي مختلفي را براي انسان تعيين کرده است يکي از آنها رعايت حجاب و پوشش توسط بانوان که بيشتر از مردان براي خود بانوان کنترل کننده و هدايت کنند است. و در مقابل، حجاب چشمي آقايان که چشمان خود را از نگاه کردن به نامحرمان حفظ کنند.
غريزه مرد بسيار قوي و نيرومند مي باشد که او را به شدت به زن علاقه‌مند مي‌کند اگر اين غريزه کنترل نگردد موجب انحرافات و پيامدهاي ويرانگر خواهد شد. اگر هيچ کنترل بر اين غريزه نباشد و مردان آزاد و بي بند و بار باشند به چشم چراني مي‌پردازند و به دنبال چشم چراني ارتباط‌هاي نامشروع  و فسادهاي ديگر هويدا مي‌شود.
«از سوي ديگر زنان ميل به خودنمايي وتمايل به نمايش خود و ظرافت هاي بدن‌شان دارند و اگر حيا و عفت دروني و کنترل نباشد تا جايي پيش مي روند که مي‌خواهند عريان باشند. اگر غريزه خود نمايي آنها مهار نشود زن به سمت زرق و برق‌هاي کاذب با پوشش نا مناسب مي رود که او را به سمت پوچي و بيهوده زيستن مي‌برد تا جايي که تمام ارزش خود را از بين رفته مي بيند وبراي هر گناهي جرئت پيدا مي کند و مردان را بر عليه خود تحريک کرده و به فساد مي کشد. و سرانجامش جز گمراهي و تباهي و از هم پاشيدگي کانون گرم خانواده نمي‌شود».
بدحجابي و بي‌حجابي پيامدهاي ناگواري مانند آرايش، خودنمايي و عشوه گري به همراه دارد و همين‌طور جوانان را در معرض تحريک دايم عصبي و التهاب و هيجان کاذب زودگذر قرار مي دهد که فرد را به بيماري رواني مبتلا مي کند و او را به اعمالي وامي‌دارد که سرچشمه بسياري از مفاسد و معاصي مي گردد».
بنابراين رعايت حجاب و پوشش ساده‌ي زنان در روابط اجتماعي با افراد جنس مخالف، باعث دوري از هيجان‌هاي کاذب و کنترل غريزه جنسي مي شود.
قرآن کريم مطالب فوق را تأييد کرده مي فرمايد:  قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَي لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَي جُيُوبِهِنَّ...   اي رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها ( از نگاه ناروا بپوشند) و فروج و اندامشان (از عمل زشت) محفوظ دارند و زينت و آرايش خود جز آنچه قهراً ظاهر مي شود بر بيگانه آشکار نسازند و بايد سينه و دوش خود را به مغنعه بپوشانند...


در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده است: «النَّظرَة بَعدَ النَظرة تَزرَعُ فِي القلبِ الشَّهوةَ و کَفي بِهالصاحبِها الفِتنَة»  نگاه‌هاي پياپي بذر شهوت جنسي را در دل مي کارد و همين نگاه شهوت آلود جنسي براي فتنه و فسادانگيزي صاحب آن کافي است.
از حديث شريف استفاده مي شود که يکي از آثار و ثمرات حجاب و پوشش کنترل غريزه جنسي است. چرا که نگاه به نامحرم شهوت جنسي را به دنبال دارد و از طرفي ديگر حجاب و پوشش کامل اسلامي نگاه هاي شهوت آلود را مي شکند و جلوي آنرا مي گيرد. و در نتيجه باعث کنترل غريزه جنسي مي شود.
علامه طباطبايي در ذيل تفسير آيه 31 سوره نور آورده است: « غريزه جنسي نيرومندترين و ريشه دارترين غريزه آدمي است و در طول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناکي شده، تا آنجا که گفته اند «هيچ حادثه مهمي را پيدا نمي کنيد مگر اينکه پاي زني در آن در ميان است»! آيا دامن زدن مستمر از طريق برهنگي به اين غريزه و شعله ور ساختن آن بازي با آتش نيست؟ آيا اين کار عاقلانه است؟

 

آثار و ثمرات اجتماعي حجاب و پوشش از منظر قرآن و روايات

حجاب و پوشش در هر جامعه اي، هر چه بيشتر رعايت شود از مفاسد اخلاقي و اجتماعي کم خواهد شد. سالم ماندن اخلاق جامعه، از اهداف بلند اسلام است چرا که زن با پوشش شرعي خود، خانواده را استوار مي سازد. بيهوده، افراد را تحريک نمي کند، هوس ها را بر نمي انگيزد و مردان جامعه را به مفسده نمي کشاند. زن با پذيرش حجاب اسلامي، بزرگترين خدمتها را به خانواده، جوانان و سرانجام جامعه ارائه مي دهد.
حجاب و پوشش براي جامعه فوايد زيادي دارد از جمله مهمترين آنها عبارتند از:

1. استواري کانون خانواده
ميزان بالاي آمارهاي طلاق، زنان و مردان ازدواج نکرده، فرزندان بدون خانواده و بيماري‌هاي ناشي از کمبود محبت، زنگ خطري است براي آسيبي که يکي از عوامل اصلي آن، کم رنگ شدن حريم عفاف در جامعه است.
اسلام با محدوديت کاميابي‌هاي جنسي به محيط خانوادگي و همسران مشروع، از جنبه‌ي رواني به بهداشت رواني اجتماع کمک مي کند، و از جنبه خانوادگي سبب تحکيم روابط افراد خانواده و برقراري صميميت کامل بين زوجين مي گردد. پيامبر اسلام مي‌فرمايند: « عَفُواعَن نِسَاءِ الناسِ تُعفَ نِساءُکُم» به زنان مردم عفت ورزيد تا زنانتان عفيف بمانند.
براي زندگي اي بدون خيانت، بايد طمع خيانت را از خود دور سازيم و عشق‌هايي که از همسران خويش به امانت داريم، دزدانه با نگاه هاي آلوده تباه نکنيم.


شهيد مطهري در بررسي مسئله حجاب مي نويسد:
«فلسفه پوشش و منع کام يابي جنسي از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگي اين است که همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوش بخت کردن او به شمار برود، در حالي که در سيستم آزادي کام يابي همسر قانوني از لحاظ رواني يک نفر رقيب و مزاحم و زندان بان به شمار مي رود و در نتيجه کانون خانودگي بر اساس دشمني و نفرت پايه گذاري مي شود.
تأمين اين هدف وقتي ممکن است که زوجين از هر گونه استمتاع از غير همسر يا همسران قانوني چشم بپوشند، مرد چشم به زن ديگر نداشته باشد و زن نيز در صدد تحريک و جلب توجه کسي جز شوهر خود نباشد و اصل ممنوعيت هر نوع کام يابي  جنسي در غير کانون خانواده حتي قبل از ازدواج رعايت گردد».
«تشکيل خانواده که عامل سعادت انسان ها است، به مثابه اصلي ترين پايگاه رشد و شکوفايي شخصيت و پرورش مهارتهاي اجتماعي کودکان و نوجوانان است. و اساسي ترين سهم را در سلامت و اعتلاي جوامع بشري بر عهده دارد و بخش قابل توجهي از شکل گيري شخصيت ها، تبلور و رفتارهايي اجتماعي، تعاملات بين فردي و مسئوليت‌پذيري انسان‌ها و عامل چگونگي بازخوردها، تنش ها و تجارب آنان در زندگي خانوادگي است».


رسول خدا مي فرمايند: «مَابُني فِي الاسلام بِناءٌ أَحبُّ إلَي الله عزّوجلّ مِن التّزويج».
حضرت مي‌فرمايند: هيچ بنياد و بنايي در اسلام دوست داشتني تر از ازدواج نزد خداوند عزوجل ساخته نشده است. از حديث شريف مهم بودن کانون خانوده به روشني استفاده مي شود.
«بنابراين اهميت استحکام و سالم ماندن کانون خانوده بسيار روشن است و براي تحقق اين امر عواملي هست که يکي از آنها رعايت پوشش و حجاب اسلامي است. اسلام به منظور حفظ و تحکيم بنيان خانواده و افزايش صفا و صميميت، محبت و مهرباني، صداقت و راستي ميان زن و مرد و جلوگيري از اختلافات شديد خانواده و فروپاشي آن تدابير حکيمانه اي انديشيده است. معيارهايي از قبيل ايمان، آراستگي به فضايل اخلاقي و انساني، اصالت خانوادگي،حجاب و پوشش اسلامي را براي انتخاب همسر خوب و شايسته مقرر فرموده و حقوق و وظايفي را براي زوجين مشخص کرده است».
اساساً طلاق در اثر اختلافات عميق زن و شوهر تحقق مي يابد که عمدتٌا از بي تقوايي بداخلاقي، بي حجابي، بي عفتي، خود خواهي، چشم چراني، شهوت طلبي، لذت گرايي، اسراف گرايي، دوستي نامشروع و رفت و آمدهاي غيرقانوني و بي موقع ناشي مي‌شود. از پيامدهاي زيان بار رعايت نکردن عفاف و حجاب طلاق و جدايي زن و شوهر و از هم پاشيدن نظام خانواده است.


خداوند در قرآن کريم مي فرمايد: وَ لَا يبدِينَ زِينَتَهُنّ إلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ...   و زيورهايشان را جز براي شوهرانشان آشکار نکنند. از آيه شريفه استفاده مي‌شود که يکي از فوايد حجاب و پوشانيدن زينت ها توسط بانوان، آشکار نشدن زيبايي هاي زنان براي غير محارم است، چون به طور معمول آشکار شدن آنها باعث تحريک و فساد جنسي مي‌شود اسلام براي پيشگيري از فسادهاي جنسي به بانوان سفارش مي کند که زينت ها و زيبايي‌هاي خود را براي غير شوهر و محارم آشکار نکنند و اين بدان سبب است که يکي از اهدافي که اسلام از حکم وجوب حجاب و پوشش بانوان در جامعه دنبال مي کند اين است که کام جويي هاي جنسي را از طريق ازدواج و تشکيل خانواده ضابطه مند و قانونمند کند و به جاي آنکه کام جويي هاي جنسي را افراد در جامعه بجويند آن را در انحصار حريم و کانون خانواده بيابند.
ترديدي نيست که يکي از راهکارهاي مهم براي پيشگيري از مفاسد اجتماعي، تلاش هر يک از زن و مرد در مقام دو همسر، براي استحکام کانون خانواده است و به نظر مي رسد در اين مقوله نقش بانوان در استحکام کانون خانواده بيشتر از آقايان است.


از امام رضا(ع) نقل شده است که فرموده اند: «حُرِّم النَّظَرُ إلَي شُعورِ النّساءِ، المَحجُوبَاتِ بالأزوَاج وَ غَيرِهِنّ مِنَ النَّسَاءِ، لِمَافِيه مِن تَهييج الرِّجال وَ مَايدعُوا التَّهييجَ إليهِ مِن الفَسادِ»  نگاه به موهاي زنان ازدواج کرده محجوب و غير آنها حرام شده است؛ زيرا اين نگاه مردان، باعث تهييج جنسي و تهييج جنسي باعث فساد است.
از حديث شريف استفاده مي شود همانطوري که نگاه مردان به زنان حرام شده است رعايت حجاب نيز براي بانوان واجب شده است اگر بانوان حجاب اسلامي را رعايت نکنند باعث تهييج جنسي خودشان و مردان نامحرم خواهند بود اگر باعث تهييج جنسي خود و نامحرمان شوند، بر اساس مطالب فوق مساوي خواهد بود با تزلزل کانون خانواده چرا که اگر زني از صبح تا شب با شوخي و خنده هاي نامحرمان روبروشود و همين‌طور از آنان مهر و محبت ببيند، شب هنگام به شوهر قانوني خود آنچنان نياز نخواهد داشت.


علامه طباطبايي مي فرمايد:
«آمارهاي قطعي و مستند نشان مي دهد که با افزايش برهنگي در جهان طلاق و از هم گسيختگي زندگي زناشويي در دنيا به طور مداوم بالا رفته است چرا که « هر چه ديده بيند دل کند ياد» و هر چه « دل » در اينجا يعني هوس‌هاي سرکش بخواهد به هر قيمتي باشد به دنبال آن مي رود، وبه اين ترتيب هر روز دل به دلبري مي بندد و با ديگري و داع مي گويد.
در محيطي که حجاب است ( و شرايط ديگر اسلامي رعايت مي شود) دو همسر تعلق به يکديگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يکديگر است.


ولي در «بازار آزاد برهنگي» که عملاً زنان به صورت کالاي مشترکي (لااقل در مرحله غير آميزش جنسي) در آمده‌اند ديگر قداست پيمان زناشويي مفهومي نمي تواند داشته باشد و خانواده ها همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشي مي شوند و کودکان بي‌سرپرست مي‌مانند.
گسترش دامنه فحشاء، و افزايش فرزندان نامشروع از دردناک ترين پيامدهاي بي‌حجابي است که فکر مي کنيم نيازي به ارقام و آمار ندارد و دلايل آن مخصوصاً در جوامع غربي کاملاً نمايان است، آن قدر عيان است که حاجتي به بيان ندارد».


2. آزادي بانوان
گروهي مي پندارند حجاب مانع آزادي زنان است و چنين وانمود مي‌کنند که مقام زنان برتر از آن است که او را در چهارچوب يک قانون محدود کرده و از آزادي و حضور مؤثر اجتماعي محروم سازد. آنان حجاب را زنداني براي زنان شمرده و زنان را زندانيان چادر مي دانند.
ولي مطلب بر عکس آنچه که آنان فکر مي کنند است. آزادي، قلمروهاي متعدد و گوناگوني دارد، مانند: آزادي بيان، انديشه ، عقيده، فعاليتهاي سياسي، اجتماعي فرهنگي و هنري. حال بايد پرسيد حجاب کدام يک از آن ها را سلب مي کند؟ اسلام آزادي زنان را در هيچ يک از اين عرصه ها ممنوع نکرده است و حضور آزاد او را با حفظ تمام شئون، بدون مانع مي داند.


«حجاب خود مايه‌ي آزادي معنوي زنان است. بله حجاب، آزادي به معناي هرزگي جنسي و بي بندو باري را از زنان سلب مي کند. و رسالت حجاب همين هم هست تا ارزش، وقار و شخصيت زن را حفظ کرده باشد. هر چند شايد حجاب سختي هايي را هم داشته باشد ولي چون براي حفظ مقام زن و سلامت جامعه است تحمل آن مطلوب و قابل قدرداني است».
شهيد مطهري مي نويسد: « اگر رعايت پاره اي مصالح اجتماعي، زن يا مرد را مقيد سازد که در معاشرت روش خاصي را اتخاذ کنند و طوري راه بروند که آرامش ديگران را برهم نزنند و تعادل اخلاقي را از بين نبرند، چنين مطلبي را زنداني کردن يا بردگي نمي توان ناميد و آنرا منافي حيثيت انساني و اصل آزادي نمي توان نام نهاد. همين طور زن ممکن است يک طرز لباس بپوشد يا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فرياد بزند که: به دنبال من بيا، سر به سر من بگذارد، متلک بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش کن. آيا حيثيت زن ايجاب مي کند که اين چنين باشد؟ آيا اگر ساده و آرام بيايد و برود ، حواس پرت کن نباشد و نگاه‌هاي شهوت آلود مردان را به سوي خود جلب نکند، برخلاف حيثيت زن يا حيثيت مرد يا مصالح اجتماع و يا اصل آزادي است؟»


در حقيقت اين حباب است که آزادي را به دنبال خود خواهد آورد. بي بند و باري، بندهايي که انسان را به ورطه‌ي هرزگي سوق مي دهد و او را در مسير گردابي قرار مي دهد که خلاصي از آن تلاش بي پاياني مي طلبد. کسي نمي تواند بگويد که من ايمن هستم و طنّازي طنّازان راه رابرايم ناهموار نمي‌کند که آنان که در اوج قله‌هاي تقوي بودند، از اين گردنه ها مي ترسيدند. در تأييد اين سخن که حجاب خود، آزادي را به دنبال دارد خداوند مي فرمايد: يا أيها النَّبي قُل لِأزوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ و نَسَاءِ المُؤمِنينَ يدنينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذلِکَ أدني أن يعرَفنَ فَلَا يؤدَينَ وَ کَانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً   اي پيامبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو که: پوشش هايشان را به خود بپيچند که اين، نزديک تر است به اين که به پاکي و عفاف شناخته شوند که از طرف افراد هرزه آزار و اذيت نشوند و خداوند آمرزنده و مهربان است.
آري حجاب شيوه اي نيست که ساخته مردان يا استعمارگران باشد تا به اين طرق خواسته باشند زنان را از حقوق خود محروم کنند؛ حجاب وظيفه اي است شرعي، تا به زن در اجتماع مصونيت بخشند، آزادي او را حفظ کند و مزاحمتي نداشته باشند».


قانون حجاب اگر چه نظير قوانين ديگر به ظاهر محدوديتهايي را به دنبال دارد، ولي در واقع آزادي فکري و معنوي افراد جامعه را تضمين مي کند، زيرا با رعايت اين قانون فکر و روح و روان افراد از بردگي مد و هوا و هوس آزاد مي گردد. اساساً در فرهنگ اسلامي آزادي واقعي و حقيقي مشروط به کنار گذاشتن هوا و هوس هاي نفساني است.
از امير مؤمنان حضرت علي(ع) نقل شده است: «مَن تَرَکَ الشَّهوات کان حُرّاً»  هر کس که شهوت ها و خواهش هاي نفساني را ترک نمايد حرّ و آزاد است. حجاب گرچه نوعي محدوديت ظاهري تن و جسم است، اما آزادي روح و فکر انسان را به همراه دارد و برعکس، بي حجابي گرچه نوعي آزادي ظاهري تن و بدن است ولي بردگي فکري و روحي فرد و جامعه را موجب خواهد شد.


چون بي‌حجابي و بد حجابي معمولاً با روحيه مد پرستي و رواج کالاها و لباس‌هاي خارجي و بي بند و باري هاي جنسي و مفاسد اجتماعي همراه است و بدون ترديد اين امور زمينه‌ي سلطه‌ي فرهنگي، سياسي و اقتصادي بيگانگان و استعمارگران را فراهم مي کند. تجربه تاريخي سرزمين اندلس مؤيد اثبات اين مدعي است. بنابراين بي‌حجابي نه تنها آزادي بلکه بردگي آفرين است و حجاب نه تنها با آزادي حقيقي مخالفتي ندارد بلکه آزدي آفرين است.


کشور اندلس همان کشور اسپانياي فعلي که يکي از کشور هاي اروپايي است، مي‌باشد. اين کشور زماني يکي از کشورهاي مسلمان بوده، و مسلمانان که آنجا را فتح کرده و در آنجا حکومت مي کردند مسيحيان در پي مقابله با فتوحات مسلمانان برآمدند تا اسلام را در سرتا سر جهان از ميان بردارند و از طرفي اميدي نداشتند که به وسيله جنگ و لشکر کشي به اين هدف برسند و لذا به اين نتيجه رسيدند که بايد مسلمانان را مخصوصاً جوانان را به فساد و فحشا کشانيد و روحيه تدّين و شهادت طلبي را از آنها سلب کرد. و به اين نيت شوم موفق هم شدند و با جنگ فرهنگي مسلمانان را مغلوب کردند و در سال 1492 ميلادي اين کشور را به طور کامل زير حاکميت خود در آوردند.


3. امنيت اجتماعي بانوان
آزادي معاشرتهاي بي قيد و بند ميان زنان و مردان نامحرم خواسته هاي جنسي را تا جايي پيش مي برد که اشباع کردن آن نا ممکن شود. اشباع نشدن غريزه جنسي و شعله ور شدن آن امنيت اجتماعي را از بين برده، ذهن ها را به جاي تفکر به سازندگي، به خود مشغول مي کند.
برخي مي گويند انسان به آنچه که از آن منع مي شود، حريص تر خواهد شد. پس نبايد اسباب حرص ورزي او را در مسئله حجاب با دستورهاي پوششي فراهم کرد و او را تحريک نمود.
استاد مرتضي مطهري در پاسخ مي گويد:
« برداشتن قيود اجتماعي مشکل را حل نمي کند بلکه بر آن مي افزايد. اين که راسل مي گويد: «اگر پخش عکس هاي منافي عفت مجاز بشود پس از مدتي مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند کرد»، درباره يک عکس ويک نوع بي عفتي ها صادق نيست. يعني از يک نوع خاص بي عفتي خستگي پيدا مي شود ولي نه بدين معني که تمايل به عفاف جانشين آن شود بلکه بدين معنا که آتش و عطش روحي زبانه مي کشد و نوعي ديگر را تقاضا مي کند و اين تقاضاها هرگز تمام شدني نيست.
خود راسل در کتاب «زناشويي و اخلاق» اعتراف مي کند که عطش روحي در مسايل جنسي غير از حرارت جسمي است. آنچه با ارضا تسکين مي يابد حرارت جسمي است نه عطش روحي. اما اينکه مي گويند: «الانسان حريص علي ما منع منه» مطلب صحيح ولي نيازمند توضيح است. انسان به چيزي حرص مي ورزد که هم از آن ممنوع و هم به سوي آن تحريک شود، به اصطلاح تمناي چيزي را در وجود شخصي بيدار کنند و آن گاه او را ممنوع سازند. اما اگر امري اصلاً عرضه نشود يا کمتر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان کمتر خواهد بود».
آمارهايي که هر روز در جنايتهايي که به علت رعايت نکردن حريم ها افشاء مي‌شود نشان مي دهد که هر چه روابط بي قيد و بندتر شود، خشونت ها هم بيشتر مي‌شود و چنان نيست که آتش اين حرص فروکش کند. بهترين راه براي رام کردن اين آتش سرکش آن است که با کنترل غرايز جنسي و رعايت حجاب و پوشش، جلوي شعله‌هاي آن را در کنترل خويش بگيريم. تا هنگام نياز، تأمين کننده‌ي گرماي خانواده نيز باشد.


آيه‌ي شريفه تأييد کننده اين مطالب است آن¬جا که مي فرمايد: يا أيهَا النَّبِي قُل لِأَزوَجِکَ وَ بَنَاتِکَ و نِساءِ المؤمِنينَ يدنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيهِنّ ذلکَ أَدنَي أن يعرَفنَ فَلَا يؤُذَينَ وَ کَآنَ اللهُ غَفُوراً رَحيماً   اي پيامبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمنين بگو که: پوشش هايشان را به خود بپيچند که اين، نزديکتر است به اين که به پاکي وعفاف شناخته شوند که از طرف افراد هرزه آزاد و اذيت نشوند و خداوند آموزگار و مهربان است.


خداوند در اين آيه در يک راهکار حکيمانه و عاقلانه به زنان جامعه اسلامي سفارش مي کند که از حجاب و پوشش حداکثري چادر استفاده کنند تا به عفت و پاک دامني شناخته شوند و در نتيجه مورد اذيت و آزاد قرار نگيرند.
خانم هاجرحسيني تحصيل کرده‌ي رشته ارتباطات در آمريکا مي گويد:
«زن ايراني امنيت ويژه اي دارد که اين نعمت را به نظر من، خون شهدا، فراهم کرده است؛ در حالي که براي رسيدن به چنين امنيتي در دنيا بايد مبارزه کرد. سفرهاي گوناگوني را به کشور هاي امريکا، ايتاليا، اروپا و آمريکاي لاتين داشته ام و اين امنيت را تنها در ايران، با تمام وجود حس کرده ام. زنان مسلمان در سراسر جهان بايد چنين امنيتي داشته باشند؛ امنيتي که حجاب به آنها مي دهد».
حديثي از اميرالمومنين علي(ع) نقل شده است که مي فرمايند: «إنّ شِدَّةَ الحِجابِ أبقي عَلَيهِنَّ» ؛ « به درستي که حجاب شديد و مستحکم باعث مصونيت بيشتر زنان است.»
علامه طباطبايي در تفسير آيه 31 از سوره نور با اشاره به فوايد حجاب آورده است: « با توجه به اينکه « فحشا» و از آن بدتر « فرزندان نامشروع» سرچشمه انواع جنايتها در جوامع انساني بوده و هستند ابعاد خطرناک اين مسئله روشن‌تر مي شود هنگامي که مي شنويم در انگلستان، در هر سال ـ طبق آمار ـ پانصدهزار نوزاد نامشروع به دنيا مي آيند، و هنگامي که مي شنويم جمعي از دانشمندان انگليسي در اين رابطه به مقامات آن کشور اعلام خطر کرده اند ـ نه به خاطر مسائل اخلاقي و مذهبي بلکه به خاطر خطراتي که فرزندان نامشروع براي امنيت جامعه به وجود آورده اند، به گونه اي که در بسياري از پرونده هاي جنايي پاي آنها در ميان است، به اهميت اين مسئله کاملاً پي مي بريم، و مي دانيم که مسئله گسترش فحشاء حتي براي آنها که هيچ اهميتي براي مذهب وبرنامه هاي اخلاقي قائل نيستند فاجعه آفرين است بنابراين هر چيز که دامنه فساد جنسي را در جوامع انساني گسترده تر سازد تهديدي براي امنيت جامعه ها محسوب مي شود، و پيامدهاي آن هر گونه حساب کنيم به زيان آن جامعه است».


4. استواري جامعه
اگر زنان داراي حجاب باشند همه مثل هم مي شوند. امتيازهاي ظاهري و زيبايي‌هاي جسمي، زيور و مقام همگي از بين مي رود. آن گاه ذهن ها متوجه ارزش‌هاي واقعي نظير علم، ادب، هنر و اخلاق گشته و در تحصيل آنها کوشا مي شود، در نتيجه استعدادها شکوفا و جامعه راه ترقي و پيشرفت را به سرعت طي مي کند.
پايداري و استحکام جامعه بستگي به حفظ عفت و حجاب دارد، چه آنکه اجتماع از خانواده ها تشکيل مي شود و مهمترين گروه اجتماع را جوانان تشکيل مي دهند، اگر در برابر ديده هاي جوانان، مناظر شهوت انگيز و مهيج باشد، بدون ترديد همين مناظر، عامل قوي براي سوق دادن جوانان به سوي فساد خواهد شد. نتيجه آن خواهد شد که نيروي فعال اجتماع و جوانان در راههاي باطل و لغو صرف گردد، سرانجام به کار و فعاليت و پيشرفت و اقتصاد و اخلاق ضربه سختي وارد خواهد آمد و لازمه اين ضربه، فرو رفتگي، پاشيدگي و تزلزل اجتماع خواهد شد.
بيماري هايي که از ناحيه انحرافات جنسي دامنگير اجتماع مي شود، طلاق و جداييها ونزاعهايي که از اين ناحيه به انسان مي رسد نيز هر کدام دليل پاشيدگي اجتماع است که بيشتر به خاطر عدم پوشش صحيح زنان بروز مي کند.


آيا اگر پسر و دختر در محيط جداگانه اي تحصيل کند و يا فرضاً يک محيط درس مي خوانند، دختران بدن خود را بپوشانند و هيچگونه آرايش نداشته باشند، بهتر درس مي خوانند؛ و فکر مي کنند و به سخن استاد گوش مي کنند يا وقتي که کنار هر پسري، يک دختر آرايش کرده با دامن کوتاه تا يک وجب بالاي زانو نشسته باشد؟ آيا اگر مردي در خيابان، بازار، ادارده و کارخانه و... با قيافه‌هاي محرک و مهيج زنان آرايش کرده دائما مواجه باشد، بهتر سرگرم کار و فعاليت مي شود و يا در محيطي که با چنين مناظري روبه رو نشود؟


مطالعات دانشمندان تربيتي نيز نشان داده، مدارسي که در آن دختر و پسر باهم درس مي خوانند، مراکزي که مرد و زن در آن کار مي کنند و بي بند و باري در آميزش آنها حکمفرما است، کم کاري، عقب افتادگي، و عدم مسئوليت به خوبي مشاهده شده است.


5. حجاب و سالم ماندن نسل
تحريکات جنسي که در حواس پنجگانه آدمي به وجود مي آيد، بر روي سيستم توليد نسل او نقش مؤثري دارد. دانشمندان معتقدند تحريکاتي که در چشم به وجود مي‌آيد بر غده‌ي « هيپوفيز» که غده‌ي کوچکي در زير مغز است اثر مي گذارد. اين غده شش هورمون توليد مي کند که سه نوع آن بر روي سيستم توليد نسل تأثير دارد، نگاه به زنان بدحجاب و فيلم هاي محرک که چنين اثري را به همراه دارد، در نهايت به تأهير منفي در فرزندان و اختلالهاي وراثتي منتهي مي شود.
بنابراين حجاب و پوشش مي تواند مانع از چنين تأثيرهاي منفي در سلامت نسل گردد. رسول خدا مي فرمايند: «طَوبي لِمَن کَانَ اُمُّهُ عَفِيفَة»  خوشا به حال کسي که مادرش با عفت باشد. و اميرالمؤمنين علي(ع) مي فرمايد: «حُسنُ الأخلاقِ بُرهَانُ کَرَمِ الأعرَاق»  نيکويي اخلاق، دليل پاکي و فضيلت ريشه‌ي خانواده است.
در اينجا نمونه‌اي را براي روشن شدن مطلب ذکر مي نماييم: « حضرت شعيب(ع) يکي از دختران خود را به عقد حضرت موسي(ع) در آورد و مقرر گرديد که او مدت 8 يا 10 سال در خدمت شعيب(ع) باشد. وقتي خدمت گذاري به پايان رسيد عرض کرد مي خواهم به وطن خود مراجعت نمايم، آيا چيزي به من خواهي داد.


شعيب(ع) فرمود: همه گوسفندان سياه و سفيدي که امسال زاييده مي شود، از آن تو باشد.
وقتي حضرت موسي(ع) خواست گوسفندان را جفت گيري دهد، پوست بخشي ازعصاي خود را کند و قسمتهايي را به حال خود واگذارد و آن را وسط آغل گوسفندان خود برد و بر آن پارچه اي سياه وسفيد انداخت وسپس گوسفند نر را به سراغ ماده مي‌فرستاد گوسفندان نر به اين چوب و پارچه سياه و سفيد مي نگريستند و جفت گيري مي‌کردند و در نتيجه نوزاد آنها جملگي سياه و سفيد زاييده شدند.»
با توجه به آنچه بيان گرديد مشخص مي شود که زنان و دختران بدون پوشش و خود نما، تأثير ناروا و غيرقابل بخششي را بر سلامت نسل هاي اجتماعي خواهند داشت.


روزنامه کيهان در تاريخ 4/4/71 ذکر کرده: 31% کودکاني که در آن سال ميلادي در انگليس متولد شده اند، پدر مشخص نداشته اند. زندگي اکثر افرادي که قبل از ازدواج با يکديگر روابط نامشروع داشته اند در کشورهاي غربي، معمولاً به طلاق منجر مي شود و همچنين تعداد کودکاني که در خارج از زندگي زناشويي درغرب به دنيا آمده اند، نيز روز به روز در حال افزايش است.


شبکه تلويزيوني «سي. ان. ان» اعلام کرده است: 50% کودکان در آمريکا را اطفال نامشروع تشکيل مي دهند و شمار خانواده هايي نيز که قرباني طلاق شده اند روز به روز افزايش مي يابد.
گسترش دامنه فحشا و در نتيجه افزايش فرزندان نامشروع، از دردناکترين پيامدهاي بي‌حجابي است. عامل اصلي فحشا و فرزندان نا مشروع بي‌حجابي و بدحجابي، برهنگي و بي قيد و بندي است که خود استعمارگران براي رسيدن به اهداف شوم خود، از آن به عنوان ابزار استفاده مي کنند.


با توجه به مطالبي که گفته شد معلوم مي گردد از جمله آثار و ثمرات مثبت حجاب و پوشش اسلامي، پيشگيري از چنين آثار سوء و سالم ماندن نسل انساني است.


6. مشارکت مفيد زن در جامعه
از آنجايي که بخش عظيمي از نيروي انساني يک جامعه را زنان تشکيل مي دهند و در ابعاد مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي مي تواند نقش آفريني عظيمي داشته باشد حضور زنان در صحنه هاي مختلف بايد به گونه اي باشد که کار آمد و سالم باشد و بتواند باري را از دوش اجتماع بردارد نه اينکه مشکلات و مسائل مختلفي را ايجاد کند زيرا اگر زنان با آرايش هاي گوناگون و با پوشش هاي کاملاً فجيع و بي قيد در اجتماع حضور پيدا کنند در واقع تمطعات جنسي را از محيط خانه به اجتماع کشانده‌اند که به فلج کردن نيروي کار و فعاليت مي انجامد. بر عکس مخالفين حجاب که مي‌گويند: « زنان با حجاب خود باعث بي ثمر شدن نيروي کار مي گردند»،اسلام با طرح قانون حجاب و پوشش اسلامي،حقيقتا حضور زن را به نحو مطلوب و پر ثمر در اجتماع رقم مي زند، و با دستور العمل هاي حکيمانه و عادلانه خود راه و روشهايي را ارائه داده است که اين نيروي عظيم را از عاطل و باطل ماندن و همچنين از فساد کشاندن آنها و اجتماعشان نجات داده است و همچنين جلوي اختلاط و ناهنجاريهاي گسترده ي بين زنان و مردان را گرفته است .


عموم افراد جامعه انساني در برابر سلامت نفساني جامعه مسؤلند و در اين بين مسئوليت  و وظايف بانوان سنگين تر و مهمتر مي باشد و بار اين مسئوليت بر دوش بانوان است با پوشاندن بدن خود به استثناء وجه و کفين که دين اسلام براي مشارکت بانوان در رشد جامعه، اين حکم قوي حجاب اسلامي را براي زنان قرار داده است تا زن در اجتماع و فعاليت‌هاي اجتماعي به دور از جلوه‌گري جنسي ، حضور يابند.
رهبر بزرگ انقلاب اسلامي امام خميني مي فرمايد: «زنان از نظر اسلام نقش حساسي در بناي جامعه اسلامي دارند و اسلام زن را تا حدي ارتقاء مي دهد که بتواند مقام انساني خودرا در جامعه باز يابد و از حد «شئ» بودن بيرون بيايد و متناسب با چنين رشدي مي تواند در ساختمان حکومت اسلامي مسئوليتهايي به عهده بگيرد».  


«بانوس» استاد يکي از دانشگاه هايي که به پوشش ديني تشرف يافته است مي‌گويد: «هرچه در تکميل حجاب پيش مي رفتم براي انجام ساير وظايف وقدم برداشتن در راه دين نيرويم بيشتر مي شد... لذا با حجاب گرفتن و تکميل آن، توفيقات الهي شامل حالم مي شد ، گويي راه صاف شده بود،نماز وروزه و ساير وظايف حلاوت و شيريني پيدا کرده، حقايق و علوم را به راحتي مي يافتم با آنکه ظاهرا دنبال آن مي گشتم ولي آن سعي ناچيز کجا و آن همه نتايج کجا !!....تا اينکه چادر پوشيدم اين پوشش بعد از يقين به حق بودنش همه آثار مفيد ذکر شده را در حد کمال خود داشت و امنيت و راحتي را واقعا احساس مي کردم».


حجاب کامل بانوان باعث مي گردد که آنان به طور سالم در صورت ضرورت و لزوم در جامعه حضور يابند تا جامعه بتواند از نيروي آنها به طور شايسته استفاده کند. سد، نيروي آب را مهار مي کند و آن را در معرض استفاده مطلوب قرار مي دهد حجاب و پوشش اسلامي بانوان نيز همچون سدي عظيم و آهنين نيروي زنان را ذخيره مي سازد و از هرز رفتن آن در مسيرهاي نامطلوب جلوگيري مي کند.
همچنين آتش در صورتي مي تواند آب را گرم کند و حتي آنرا به صورت غليان و حالت جوش درآورد که آب در ظرفي جاي داده شود و بين آتش و آب حجاب و مانعي وجود داشته باشد و الاّ با ريختن آب بر روي آتش نه تنها حرارتي ايجاد نخواهد شد، بلکه خود نيز خاموش خواهد گشت و در نتيجه هر دو از بين خواهند رفت. نيروي بانوان نيز وقتي ارزش خود را در جامعه به دست مي‌آوردند و گرمي بخش و مکمل فعاليت‌هاي ديگر اجتماعي مي‌کردند که حجاب کامل خود را رعايت کند، و در غير اين صورت با آرايش و خودنمايي نه تنها نيرويش صرف تجمل مي شود، بلکه همچون آبي بر آتش از به جريان افتادن چرخ فعاليت مردان نيز جلوگيري خواهد کرد زيرا زن به آراستن خود مشغول مي شود و نيم ديگر اجتماع يعني مردان نيز به او مشغول مي شوند.


«در حقيقت حجاب به نيرومند کردن نيروي کار زنان پرداخته و به ايجاد فضاي مناسب و گستردگي مشارکت آنان کمک مي کند.
همچنين حجاب نشان مي دهد که اسلام در برنامه ريزي خود بر نيروي انساني و نگاه داشتن اين نيرو در فضاي سالم فعاليت، تأکيد مي کند و تلاش دارد، نه تنها هرگونه تبعيضي را از روابط کار محو مي سازد، بلکه به توسعه و پايداري ارزش‌ها در بهره‌وري نيرو انساني مدد نمايد.
در واقع زن با حجاب، با برخورداري  از اين مساوات در مشارکت اسلامي و اجتماعي، مسؤليت مضاعفي را بر دوش مي کشد، چرا که علاوه بر آنکه خود تلاش مي‌کند، فعاليت مردان نيز در جهت مثبت تقويت نموده و نيروي آنها را نيز از هرز شدن دور مي سازد». 


7. کاهش مفاسد
مقايسه آمار جنايات جنسي در فصل تابستان و زمستان و جوامع غربي و اسلامي که زنان از پوشيدگي بيشتري برخوردارند نشان مي دهد که پوشيدگي زنان نقش مؤثري در کاهش مفاسد اجتماعي دارد زيرا بسياري از مفاسد اجتماعي به شهوات جنسي مربوط مي شود که با پوشيدگي زن، زمينه‌ي آنها از بين مي رود. وقتي چشمها نبيند و دل‌ها نخواهد تحريکات جنسي، هيجانات و عشق هاي کاذب نيز از بين مي رود و سلامت اخلاقي بر اجتماع حاکم مي شود.
زن و مرد همانند دو سيم برق مي‌ماند که نبود عايق در بين آن‌ها سبب بروز آتش‌سوزي‌هاي اخلاقي مي شود و آتش آن بسياري از ارزش‌هاي را محو مي‌گرداند و حجاب عايقي است که از اين جاذبه ها و آتش سوزيها پيشگيري مي کند.


علامه طباطبايي مي فرمايد: «مفاسد اجتماعي چون غالباً تک علتي نيست بايد مبارزه با آن را از همه جهات  شروع کرد، و جالب اينکه در آيات فوق براي جلوگيري ازمزاحمت هاي افراد هرزه، نخست به زنان با ايمان دستور مي دهد که بهانه‌اي به دست آن‌ها ندهند سپس مزاحمين را با شديدترين تهديد بر سر جاي خود مي نشاند و اين نيز برنامه اي است براي هميشه و همگان، هم دوست را بايد اصلاح کرد، و هم دشمن را با قدرت بر سر جاي خود نشانيد».

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 
کلیه حقوق این سایت برای پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی(ص) محفوظ است. - Copyright © 2009-2012 - All rights reserved
مرورگر پیشنهادی : Mozilla Firefox بازدید امروز : ، بازدیدکل :