امروز :
 
مرکز دراسات المصطفی (ص) العالمی
Al-Mustafa International Research Institute
 
 
فارسی | العربیه | English
 



بیداری اسلامی از منظر مقام معظم رهبری
پس از دوره‏ هاي طولاني دوري جوامع اسلامي از ارزش‏ها و حاكميت ديني ، به بركت انقلاب اسلامي در ايران ، موجي جديد از بازگشت به اسلام ايجاد شده است. اين حركت در چند سال اخير شتاب بيشتري يافته و موجب پيدايش نهضت‏هاي اجتماعي و سياسي تا حد براندازي حاكميت‏هاي وابسته و استبدادي گرديده است. علي رغم تفسيرهاي انحرافي از اين نهضت‏ها مانند ضد استبدادي بودن ، دموکراسي‌خواهي و بيداري انساني، رهبر معظم انقلاب اسلامي آن را « بيداري اسلامي » ناميدند.
سه شنبه ٢٤ شهريور ١٣٩٤ - ٠٧:٢٨

 


بيداري اسلامي از منظر مقام معظم رهبری
حسين مرتضوي


بيداري اسلامي واقعيت انکار ناپذيري است که موج‌هاي توفنده‌ي آن به طور فزاينده در حال گسترش مي‌باشد. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، در بيداري ملت‌هاي مسلمان در سراسر جهان، تاثير بسزايي گذاشت و فصل جديدي از تقابل ميان تمدن اسلام و غرب را به وجود آورده، و هويت اسلامي را به عنوان واقعيتي پذيرفته شده براي ملت‌هاي حقيقت‌جو در برابر هويت فرهنگ مبتذل غرب قرار داده است.

پس از دوره‏ هاي طولاني دوري جوامع اسلامي از ارزش‏ها و حاكميت ديني ، به بركت انقلاب اسلامي در ايران ، موجي جديد از بازگشت به اسلام ايجاد شده است. اين حركت در چند سال اخير شتاب بيشتري يافته و موجب پيدايش نهضت‏هاي اجتماعي و سياسي تا حد براندازي حاكميت‏هاي وابسته و استبدادي گرديده است. علي رغم تفسيرهاي انحرافي از اين نهضت‏ها مانند ضد استبدادي بودن ، دموکراسي‌خواهي و بيداري انساني، رهبر معظم انقلاب اسلامي آن را « بيداري اسلامي » ناميدند.

از منظر رهبري معظم انقلاب اسلامي ، بيداري اسلامي كه در جهان اسلام ايجاد شده است با زمينه‏ ها و پشتوانه‏ هاي اعتقاد به اسلام و تحقق آن در جوامع اسلامي و همچنين رخداد انقلاب اسلامي ايران ، انقلاب اسلامي فراگير را نويد مي‏دهد كه مي‏تواند در عرصه‏ هاي مختلف فرهنگي ، سياسي و در مقياس ملي ، جهان اسلام و نظام بين الملل موجب پايه گذاري نظام‏هاي سياسي اسلامي و پي ريزي تمدن اسلامي و همچنين مطالبات و تحولات ارزشي ، عدالت خواهانه‏ و انساني را در مقياس بين المللي به دنبال داشته باشد.

 

تعريف بيداري اسلامي


بيداري اسلامي يعني دعوت مجدد به اسلام ، احياي ارزش‏هاي اسلامي و دعوت به سوي احياي ارزش‏هاي اسلامي است.
بيداري اسلامي مهجوريت زدايي از دين يا باز پيرايي و واخواني گزاره‏ها و آموزه‌هاي اسلامي از اجمال و ابهاماتي است كه بر سيماي دين نشسته است. از اين رو مي‌توان گفت اگر خواب ، برادر مرگ است ، بيداري دست در آغوش زندگي دارد.


بيداري اسلامي برخلاف تنوع گرايش‏ها و زير مجموعه‏هاي متفاوت ، منادي پيام واحدي در تاريخ بدين مضمون است : ما دوباره برگشتيم تا دين را به عرصه زندگي فردي و اجتماعي انسان بازگردانيم. هدف از اين بازگشت ، ساختن يك تمدن جديد اسلامي با به كارگيري ارزش‏هاي خالص اسلامي در قالب تمدن اسلامي است. از اين رو ، هدف نهضت بيداري اسلامي ، تشكيل يك تمدن محمدي جهاني است كه در آن ، عقلانيت با معنويت ، قدرت با اخلاق ، دانش با ارزش و علم با عمل جمع شود.


به بركت حركت انقلاب اسلامي پديده يي به نام بيداري اسلامي به وجود آمد ، كه اين ديگر قابل انكار نيست. امروز بيداري اسلامي در همه‏ي كشورهاي اسلامي هست ؛ هرچند كه كم و زياد دارد. بيداري اسلامي به معني اين نيست كه همه‏ي ملت‏ها و همه آحادي كه در اين بيداري سهيم اند ، به صورت منطقي و استدلالي مباني فكري يك نظام اسلامي را شناخته‏اند ، بلكه به اين معناست كه احساس هويت اسلامي در ميان توده‏هاي مسلمان ، در همه جا به وجود آمده است.

 

انديشه و شخصيت سياسي رهبري


دين اسلام مجموعه‏اي به هم پيوسته از باورها و انديشه‏ها و دستورالعمل‏ها و بايد و نبايدهاي برگرفته از وحي الهي دربارة جهان ، انسان و آينده مي‏باشد كه هدف آن هدايت انسان به سوي كمال حقيقي و به فعليت رساندن استعدادها و توانايي‏هايي است كه در او وجود دارد. در آيات زيادي از قرآن ايمان و عمل صالح مقرون به هم موجب رستگاري و سعادت معرفي شده است.


مقام معظم رهبري به عنوان يك اسلام شناس و متفكر و فقيه فرزانه ، نه تنها حاكميت انديشه بر عمل را پذيرفته‏اند ، بلكه مباحث نظري و جهان بيني را داراي ابعاد رفتاري و آثار عملي دانسته و اساساً معتقدند كه اصول اعتقادي و جهان بيني اسلام علاوه بر سامان دهي انديشه و باورها ، رفتار و اعمال پيروان خود را هدايت و جهت دهي مي‌كند. ايشان عقب افتادگي و انحطاط جامعه اسلامي بعد از پيامبر را محدود شدن خداپرستي و توحيد به فرضيه و باوري ذهني دانسته ، مي‏فرمايد : با چنين نگرشي است كه به درستي مي توان راز نفوذ و گسترش و اعتلاي اسلام نخستين و عقب گرد و انحطاط و خصلت انفعالي اسلام دوره‏هاي بعد را شناخت ، اسلام پيامبر(ص) توحيد را مانند راهي جلوي پاي مردم مي‏گذاشت و اسلام دوره‏هاي بعد آن را چون نظريه‏اي در محافل بحث و مجادله مطرح مي‏ساخت. آنجا سخن از بينش تازه‏اي درباره جهان و تئوري تازه اي براي حركت و تلاش زندگي بود.


در بياني ديگر خطاب به مسئولان و كارگزاران نظام جمهوري اسلامي مي‏فرمايد : يك وظايفي به طور كلي بر عهده ماست ، هم ما به عنوان دولت و حكومت هم به عنوان يك فرد مسلمان. اما اين وظايف يك مبناي فكري دارد. خصوصيت تفكر اسلامي و مكتب اسلامي و ديني اين است. اگر بحث مي‏كنيم از اين كه بايد آزادي باشد يا انتخاب و اختيار در جامعه باشد براي مردم وجود داشته باشد.... يك سَر اين برنامه‏هاي اصلي وصل است به آبشخور انديشه اسلامي ، جهان بيني اسلامي ، تلقي و برداشت اسلام كه اين ايمان ماست ، اعتقاد ماست ، دين ماست براساس آن برداشت و آن تلقي است كه وظايف خودمان را مشخص مي‏كنيم و آنها را مي‏خواهيم عمل كنيم حالا آن مبناي فكري چيست؟


مقام معظم رهبري دربارة مسائل فلسفه سياسي ،‌عقل و وحي را در مقام تفكر قابل جمع مي‏دانند و مي‏فرمايند :
سياست اسلامي بر مبناي فلسفه اسلامي استوار است ، بريده از فلسفة الهام گرفته از قرآن نيست. به طور مجمل سياست ما بر مبناي ايجاد يك روابط منطقي و معقول و دور از هرگونه ستيزه گري بيجا و همچنين دور از قبول هرگونه سلطه و تحميل در رابطه با مردم جهان است.
يكي از مسائل اساسي فلسفه سياسي اسلام در انديشه سياسي معظم له مسئله فرد و جامعه است ، تا آنجا كه انسان سازي و جامعه سازي را يكي از بزرگ ترين هدفهاي اسلام مي‏دانند. ايشان براساس مباني ارزشي خويش ابتدا جامعه را به دو بخش جامعه اسلامي ( توحيدي ، آرماني ) و جامعه جاهلي تقسيم مي‏كنند و معتقدند يكي از رسالت هاي عمومي انبيا توجه به سالم سازي جامعه بوده است.
پيامبران آمده‏اند تا دنيا را به شكل نويني بسازند تا نابساماني‏ها را ريشه كن كنند ، تا رستاخيزي در محيط جاهلي زمان پديد آورند... جامعه اي بسازند براساس توحيد و عدل اجتماعي و تكريم انسان و تأمين آزادي و براي حقوقي و قانوني ميان همة گروه‏ها و افراد و نفي استشمار و استبداد و احتكار.... خلاصه جامعه را به مسير تكامل حركت دهند ، اين است وظيفه‏اي كه پيامبران خدا براي قيام به آن برانگيخته شده‏اند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي بيش از سي سال است كه در مباحث علمي و هدايت‌هاي ديني به تبيين مباني فلسفه سياسي اسلام پرداخته‏اند.
ايشان در جهان بيني توحيدي مي‏فرمايند :
خداي متعال اين ولايت و حاكميت را از مجاري خاص اعمال مي‏كند ، يعني آن وقتي هم كه حاكم اسلامي و ولي امر مسلمين چه براساس تعيين شخصي ( طبق عقيده ما اميرالمؤمنين(ع) و ائمه(ع ) و چه براساس معيارها و ضوابط انتخاب شد ، ‌وقتي اين اختيار به او داده مي‏شود كه امور مرد را اداره بكند باز اين ولايت خدا است اين حق ، حق خداست و اين قدرت و سلطان الهي است كه بر مردم اعمال مي‏شود. آن انسان- هر كه و هر چه باشد- منهاي ولايت الهي و قدرت پروردگار هيچ گونه حقي نسبت به انسان‌ها و مردم ديگر ندارد. خود اين يك نكته بسيار و تعيين كننده در سرنوشت جامعه اسلامي است.

 

تاريخچه بيداري اسلامي


پديده بيداري اسلامي چيز جديدي نيست ؛ يك جنبش اصلاحي ، كه با شناخت واقعيت‏هاي موجود در جامعه اسلامي از دو قرن پيش آغاز شده است و در صحنه‏ها علمي و عملي روز به روز تكامل يافته و تا به امروز ادامه داشته و در حال حاضر به عنوان يك واقعيت در صحنه سياسي و اجتماعي جهان اسلام و دنياي بشريت نقش آفريني مي‏كند.


البته در دهه‏ هاي اخير به دلايل گوناگوني چون مورد استعمار و تهاجم قرار گرفتن جامعه اسلامي از سوي غرب ، بيداري اسلامي توسعه يافته است. نهضت‌هاي اسلامي در صد سالة اخير خيزشي چشم گير پيدا كرده بود ولي همان زمان بعضي‏ها اسلام را علت عقب ماندگي مي دانستند و به گونه‏اي از سوي غرب مورد تهاجم نظامي و فكري قرار گرفته بودند كه در پي آن بودند كه شايد با الگو گرفتن از غرب بتوانند عقب افتادگي خود را جبران سازند البته در اين دوران ، كساني هم بودند كه با هوشياري و درك عميق از اوضاع و شرائط به اين نتيجه دست يافتند كه دليل عقب افتادگي و به خواب رفتن جهان اسلام ، از اسلام نيست بلكه بدان دليل است كه مسلمانان از اسلام دور شدند و از انديشه‏هاي اسلامي فاصله گرفتند. در اين ميان شخصيت‏هايي همچون سيد جمال‌الدين اسدآبادي ، دكتر اقبال لاهوري و سيد قطب تلاش‏هاي بسياري كردند تا مسلمانان را از خواب سنگين ، بيـدار و به آن‏ها بفهمانند كه علت شكست و عقب افتادگي آن‏ها چيسـت و چـه بايد كرد؟

 

تأثير انقلاب اسلامي در بيداري اسلامي


در 1979 م با انقلاب اسلامي ايران كه انفجار نور بود ، انقلابي كه با دست خالي و با تكيه بر شعار « الله اكبر » و بازگشت به ارزش‏هاي اسلامي در مقابل همه قدرت‏هاي بزرگ و ابر قدرت‏ها ايستاد و توانست نه تنها نقطه عطفي در تاريخ تحولات ايران، بلكه نقطه عطفي در جهان اسلام و بلكه در كل تاريخ بشري به‏شمار آيد. با اين حركت، آن خفته ، بيدار شد و به سرعت در سراسر جهان اسلام گسترش يافت. از اين رو ، هنوز دو سالي از انقلاب نگذشته بود كه در لبنان ، عده‏اي جوانان با ايمان ، پنج قدرت بزرگ آن زمان را كه در آن كشور پايگاه داشتند ، يعني آمريكا ، انگليس ، فرانسه ، ايتاليا و اسرائيل را به زانو در آوردند و بدون دادن كوچك ترين امتيازي ، آنها را وادار به فرار ساختند.


امروز شكست امپراطوري آمريكا نزديك است. در كشورهاي اسلامي همچون مصر ، تونس ، ليبيا ، بحرين ، تركيه و عربستان و غيره.... مردم بيدار شدند و ديگر تحمل ذلت و خواري و ديكتاتوري و چپاولگري را ندارند و صريحاً مي‏گويند اين بخاطر ايستادگي ملت ايران در مقابل زورگويان و مستكبران است ، اين بيداري اسلامي الگو گرفته از ملت ايران است و در بيان مقام معظم رهبري هم صريحاً آمده.


اين بيداري اسلامي كه مشاهده مي‏كنيد ، چه بگوئيم ، چه نگوئيم ، چه به رو بياوريم ، چه نياوريم ، چه ديگران به رو بياورند ، چه نياورند ، اثر گرفته از حركت عظيم ملت ايـران است. اين انقلاب عـظـيم ، اين انقـلاب بـزرگ ، اين تحـول بنيان برافكنِ سنت‏هاي طاغوتي و نظام طاغوتي و نظام سلطه ، ملت ايران را به يك اسوه تبديل كرد.


ويژگي‏هاي بيداري اسلامي

الف. استبداد ستيزي : 
استبداد ستيزي. مخالفت با رژيم‏هاي دست نشانده از جمله خواسته‏هاي مشترك در كشورهاي‏ اسلامي به‏شمار مي‏رود ، حاكماني كه مستقيم و يا با واسطه آمريكا و صهيونيسم بين الملل روي كارآمده‏اند ، هنگامي كه به لحاظ كارآمدي ديگر آن كار‏كرد را براي اربابان خارجي خود ندارند ، توسط حاميان خود كنار گذاشته مي‏شوند. در اين كشورها كه اتفاق بزرگی به نام بيداري اسلامي ، افتاد. مردم خاورميانه در كشورهايي همچون مصر ، تونس ، بحرين و يمن و غيره.... عليه حاكمان مستبد قيام سراسري كردند و با اتحاد و يكپارچگي ، شعار اسقاط نظام دادند. اين نشان مي‏دهد كه مردم مظلوم و مستضعف به ستوه آمدند و ديگر ديكتاتورها را تحمل نخواهند كرد. اين ويژگي مشترك در همه كشورهايي كه مردم بپا خواستند ، وجود دارد. و اين خواستة مردم ( سقوط نظام فاسد و آمدن حاكمان مردمي و مستقل ) با مرور زمان ، كه هرچه زمان مي‏گذرد ، اين خواسته عميق‏تر و روشن‏تر و جدي‏تر مي‏شود. ابتداء خيلي ها فكر نمي‏كردند كه مردم اينقدر جدّي خواهان اعدام همه افراد حاكم و فاسد در حكومت هستند. با موج‏هاي جديد بيداري اين پررنگ‏تر شد. گروه‏هاي اسلامي مختلف در كشورها مثلاً اخوان المسلمين در مصر و همين طور در ديگر كشورها، مردم اين را نشان دادند كه به كمتر از بيرون راندن و مجازات كردن حكام وابسته و فاسد ، راضي نيستند و اين چيز لازمي است براي ملت ها بايد بيدار و هوشيار باشند.

ب. استکبار ستيزي :
امروز خاورميانه بيدار شده است ، دنياي اسلام بيدار شده است. سال‏هاي سلطه‌ي قدرتمندانِ دور از اين منطقه ـ كه به خاطر وجود منابع عظيم اين منطقه هجوم آوردند و دوران استعمار و استعمار نو و استعمار بالاتر از نو را تجربه كردند ـ دارد به پايان مي‌رسد ؛ اين يك واقعيتي است. يك روزي در منطقه‏ي ما اين دو قدرت بزرگي كه آن روز بودند ـ يعني آمريكا و شوروي سابق ـ بر همه ي امور سياسي اين منطقه مسلط بودند. يك بخشي مربـوط به چپ بود و يك بخشي مربـوط به راست ؛ با هم اختلاف و دعوا ، بعد هم يك وقتي با هم مي‏ساختند- در رأس ، قدرت‏هاي پشت سر اين‏ها ، آمريكا و شوروي با هم مي‏ساختند- يكهو مي‏ديديم مصر را فروختند! كما اينكه در يك دوره‏اي فروختند. در واقع جنگ بين دو اردوگاه بود. بعد در بالا با هم نشستند پشت پرده مذاكره كردند ، ملت‏ها ، زمامدارانشان ، منافعشان ، همه زير پا له مي‏شد. امروز اين جوري نيست. امروز ملت‏هاي منطقه افول تدريجي قدرت‏ها را مي‏بينند.

ج. اسلامي بودن‌ :
آغاز برخي از اين حركت‏هاي انقلابي اگرچه ممكن است متأثر از برخي مطالبات اقتصادي و سياسي باشد ، ولي تبديل مكان‏ها يا نهادهاي مذهبي نظير نمازهاي جمعه و جماعات و مساجد به عنوان خاستگاه و نقطه آغاز اين تحركات و شعارهاي اسلامي ، نمايان‏گر جهت‏گيري اصلي اين تحركات انقلابي است ؛ كه در ميان تمامي حركت‏هاي اسلامي‏ديده مي‏شود. ماهيت اسلامي- انقلابي واحد و به هم پيوسته اين خيزش‏ها و دخيل نبودن نگاه طايفي- مذهبي نقطه مشترك اين حركت‏ها به‏شمار مي‏رود ؛ بدين معنا كه همان انگيزه‏هاي اسلامي و روحيه انقلابي كه مردم مصر و ليبي را به خيابان كشانده است ، در رفتار و عملكرد مردم مسلمان بحرين نيز وجود دارد.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در سال 88 و در جمع شخصيتهاي جهاني شركت كننده در كنفرانس بين‌الملل غزه ، با قاطعيت تأكيد كرده‏ اند :
شكي نيست كه براساس حقايقي كه خداي متعال تقدير كرده است ، خاورميانه‏ي جديد شكل خواهد گرفت. اين خاورميانه ، خاورميانه‏ي اسلام خواهد بود.


ايشان پس از شروع نهضت هاي اخير نيز دائماً هشدار مي‏دهند و فرمودند : دشمنان سعي مي‏كنند اين حركت را غير اسلامي نشان دهند؛ اين خطا است؛ قطعاً اسلامي است؛ گذشته‏ي مصر اين را نشان مي‏دهد ، حركت امروز مصر هم اين را نشان مي‏دهد. بنابراين قطعاً اسلامي است ، اگر چه دشمنان سعي مي‏كنند نگذارند كه اين اسلامي بودن در مصر يا در جاهاي ديگر تثبيت شود. اين حركت را بايد تقويت كرد.


اين در حالي است كه بسياري از انديشمندان جهان اسلام و حتي رسانه‏ هاي نسبتا مستقل غربي نيز بر « اسلامي بودن » اين قيام‏ها صحه گذاشتند : نشريه فرانسوي لوموند ديپلماتيك در تحليل اوضاع طوفاني خاورميانه نوشت : معيارهاي فكري ملت هاي عرب از يك جنبش ناسيوناليستي غير ديني ، به جست و جوي هويت در قالب اسلام تبديل شده. دكتر « كمال الهبلاوي » انديشمند مصري و عضو اخوان المسلمين مصر : همه آنچه در انقلاب مصر شاهد هستيم ، مأخوذ از اسلام است ؛ آزادي از اسلام است ، بر چيده شدن نظام فاسد از اسلام است ، عدالت اجتماعي از اسلام است و بسياري از شعارهايي كه مردم در جريان انقلاب مصر سر دادند و مي‏دهند ، شعارهاي اسلامي است و نماز جمعه چند ميليوني نيز دليل ديگري بر هويت اسلامي در قيام مردم مصر است.


چگونه مي‏توان هويت اين جنبش‏ها را انكار‏كرد ؛ در حاليكه به عنوان مثال ، طبق نظر سنجي مركز تحقيقاتي آمريكايي موسوم به « PEW » ، 83 درصد مردم مصر از آمريكا متنفرند و 84 درصد آنان خواستار تطبيق قوانين با شريعت اسلامي هستند.


دكتر « فؤاد البرازي » رئيس مركز اسلامي دانمارك : قيام مردم مصر ، نوعي شورش در برابر نظام‏هاي ديكتاتوري و قيام عليه وابستگي به صهيونيست‏ها است. زمينه اين قيام ، ديني و برگرفته از آموزه‏هاي اسلامي است.


در اين كشورها و در ديگر كشورهاي اسلامي ، مردم ، مردم مسلماني هستند ، جزو امت اسلامند. حتي در آنجاهائي هم كه مظاهر اسلامي محدود بوده است ، همراه با فشار بوده است ، مردم مؤمنند ، مسلمند و اسلام ريشه دارد ؛ اين هم از خصوصيت اسلام است. در كشورهائي كه ماركسيستها هفتاد سال با همه ي توان سعي كرده بودند اسلام زدائي كنند ، بمجرد اينكه رژيم كمونيستي شوروي ساقط شد ، مردم بيرون آمدند ؛ جوانهائي كه دوره‏ي اسلام را اصلاً درك هم نكرده بودند ، شعار اسلام دادند ، اين يك خصوصيت مربوط به عمق اسلام است در دلها.


در اينجاها هم همين جور است. البته انگيزه‏هائي وجود داشت ، الآن هم وجود دارد ـ انگيزه‏هاي ليبراليستي ، شايد به نحو ضعيف‏تري انگيزه‏هاي سوسياليستي ، قوميت‏گرائي يا امثال اينها ـ ليكن بدنه‏ي مردم ، مسلمانند و شعارها اسلامي است ؛ بخصوص در كشوري مثل مصر كه آنجا اسلام خيلي عريض است ، عميق است ، قرآن آنجا حاكم است ، محبت اهل بيت آنجا حاكم است.


گرايش و جهت گيري آنها هم جهت‏گيري ديني است ؛ يعني نماز‏جمعه است ، نماز جماعت است ، نام خداست ، علماي دينند ، افراد مبلغ دين و بنيانگذاران تفكر نوين ديني در بعضي از كشورها هستند. اينها وارد ميدان شدند ، لذا مردم هم آمدند توي صحنه. اين ، خصوصيت اين قضيه است.
اينها مردمي هستند مسلمان. حركت از نماز جمعه شروع ميشود ، از مساجد شروع مي‏شود. شعارها ، شعارهاي « الله اكبر » است. مردم شعار ديني مي‏دهند و قوي‏ترين جريان مبارز در آنجا جريان اسلامي است. مردم مصر مي‏خواهند اين ذلت را از روي خودشان پاك كنند ؛ عامل اين است. غربي‏ها نمي‏گذارند اين تحليل در بين ملتها و افكار عمومي عالم رواج پيدا كند.


حركت ، حركت از مساجد است ؛ حركت نماز جمعه‏ اي است ؛ حركت به نام خداست اينها خيلي ارزش دارد. و حركت ، حركت عمومي است.
[ بن علي ] سالها با شدت و حِدّت بر مردم حكومت كرد ؛ عليه مصالح مردم ، از جمله عليه دين. در تونس كه يك كشور مسلمان و داراي سابقه‏ي طولاني اسلامي است و در فرهنگ اسلامي مفاخري از تونس برخاسته‏اند ، مردم در زمان بن علي ، مسجد كه مي‏خواستند بروند ، بايد كارت ويژه داشته باشند ؛ كارت ورود به مسجد كه دولت مي‏داد و به همه هم نمي‏داد ! اجازه‏ي رفتن به مسجد داده نمي‏شد. اجازه‏ي نماز جماعت كه هيچ ، نماز فراداي در مساجد هم ممنوع بود. جلوي چشم ممنوع بود. حجاب رسماً ممنوع بود. خب ، اين مردم يك انگيزه‏ي مهمشان اسلام‏خواهي است. لذا ديديد به‏مجرد اينكه اين خائن از كشورش فرار كرد و اوضاع به هم ريخت ، دخترهاي دانشجو با حجاب رفتند دانشگاه. اين نشان دهنده‏ي انگيزه‏ي عميق اسلامي است ؛ اين را تحليلگران غربي مي‏خواهند كتمان كنند ، مخفي نگهدارند.

د. مردمي بودن :
نشريه فرانسوي لوموند ديپلماتيك در تحليل اوضاع خاورميانه ، از اين قيامها ، با عنوان « جنبشهاي مردمي اخير » در منطقه ، نوشت : ملل عرب ، تا كسب آزادي و بازيافتن وقار گذشته ، راه دراز و پر فراز و نشيبي در پيش دارند.
روزنامه عرب زبان « تشرين » مشكل بزرگ اعراب همواره اين بوده كه براي حل و فصل امور به آمريكا تكيه مي‏زنند اما امروز ملت‏ها و مردم عرب اين معادله را بهم ريخته‏اند و نه حتي از سر يك علقه و احساس ناسيوناليستي بلكه به لحاظ يك قالب اسلامي يك « نه » بلند را در برابر مشي و مرام آمريكايي و صهيونيستي فرياد مي‏كشند.


حضور مردمي معنايش اين است كه ملتها با تن خودشان ، با حضور شخصي خودشان در ميدانهاي مبارزه حاضر شوند و خطرات را تحمل كنند ، مثل آن چيزي كه در ايران اتفاق افتاد. وقتي اين شد ، هيچ قدرتي در مقابل اين نمي‏تواند بايستد ؛ حالا آمريكا و اينها سهلند. اگر همه‏ي قدرتهاي عالم هم دست به يكي شوند ، در مقابل ملتي كه با همه‏ي وجود وارد ميدان شده است ، نمي‏توانند مقاومت كنند ، ايستادگي كنند. البته مي‏زنند ، ميكشند ، خونريزي ميكنند ، اما مغلوب ميشوند. همان طور كه امام در آن سالها فرمودند ، خون بر شمشير فائق خواهد آمد ، پيروز خواهد شد. اين اتفاق افتاده است. مردم با جسم خودشان ، با وجود خودشان وارد ميدان شده‌اند ؛ نماينده نفرستادند، به حرف اكتفاء نكردند ؛ آن هم نه در يك كشور ، در چندين كشور ؛ كه زمينه‏ي آن در كشورهاي ديگر هم وجود دارد. اين يك نكته است كه خيلي مهم است.


.... حضور مردم با جسم خودشان ؛ همان اتفاقي كه در انقلاب اسلامي افتاد. احزاب و پشت ميز نشين‏ها و برج عاج نشين‏ها و تحليلگرهاي ذهني هيچ كاري نتوانستند انجام دهند. هنر بزرگ امام بزرگوار‏ما اين بود كه توانست مردم را وارد صحنه كند. وقتي مردم به عرصه آمدند ، جسم خودشان را ، دل خودشان را ، نيت و همت خودشان را وارد عرصه كردند ، گره‏هاي كور باز شد ، راه‏هاي بن بست گشوده شد. امروز همين اتفاق دارد در كشورهاي ديگر مي‏افتد. در مصر يا در تونس مردم آمدند وارد صحنه شدند ؛ و الّا روشنفكران و برج عاج نشين‏ها هميشه بودند ، هميشه هم حرف مي‏زدند ؛ خيلي از اوقات هم مردم را دعوت مي‌كردند ، كسي به حرف آنها چندان توجهي نمي‌كرد. اينجا خود مردم وارد صحنه و عرصه شدند.
امروز من نگاه مي‏كنم ، عزم راسخ آنها [ جوانان مصري ] را مي‏بينم ، ايمان آنها را مشاهده ميكنم. انسان حضور مؤثر جوانها را در مصر مي‏بيند. شما جوانهاي عزيز قدر خودتان خيلي بدانيد. شما الگوي جوانهاي دنيا شديد. جوان تعيين كننده است ، تحول آفرين است ، موتور پيشرفت است ، شكافنده‏ي بن¬بست¬هاست. نيروي جواني اين است. در مصر هم جوانها هستند كه دارند خيلي كارها را ميكنند ؛ همچنين كساني كه با جسم خودشان ، با همه‏ي وجود خودشان ، رنج و محنت حاكميت آن طواغيت را ، آن طاغوت را لمس و حس كردند.

ه‍. تدريجي بودن و دفعي نبودن:
حركتهاي بزرگ اجتماعي ، اتفاقات لحظه‏اي نيست ؛ بروز اينها لحظه‏اي است. اتفاق در طول زمان ، با پي در پي آمدن عوامل گوناگون- معرفتها ، بصيرت‏ها ، خون دلها ، عقده‏ها - جمع ميشود ، ناگهان به يك مناسبتي ، در يك وقت مناسبي بروز مي‌كند. و در مصر بروز كرد.
اينكه شما مي‏بينيد امروز در بعضي از كشورها اين حركات عظيم وجود دارد ، اينها كه دفعتاً به وجود نمي‏آيد ؛ در طول زمان ، انگيزه‏ها و خواستها و معرفتها متراكم مي‏شود و در يك مقطع مناسب بُروز ميكند. امروز ، روز بروز آنهاست. تراكم اين انگيزه‌ها ، پي در پي آمدن اين معرفتها و خواستها ، مربوط به سالهاي گذشته است.


اينكه مي‏گوئيم يك مقطع است ، معنايش اين نيست كه در طول اين سي سال دنياي‏اسلام آرام بوده ، ساكت بوده ، بي‏تفاوت بوده ؛ نه. من اعتقادم اين است و واقعيت قطعاً همين است ؛ در طول سالهاي متمادي ، حركت بزرگان ، حركت مصلحان ، خون فداكاران ، تعليمات اصحاب فكر ، و در نهايت انقلاب اسلامي ايران، در دنياي اسلام تأثير گذاشته است دلها را منقلب كرده ، جهتها را نشان داد. و بتدريج انگيزه‏ها متراكم شده و در يك فرصتي حالا اين انگيزه‏ها دارد بروز مي‌كند.


امروز موج بيداري اسلامي يك واقعيت جدي و يك حقيقت غير قابل انكار است. امروز مسلمانها احساس مي‏كنند كه مي‏توانند در دنيا ، در وضعيت بشر ، در سرنوشت خود ، اثرگذار باشند. وقتي اين احساس در ملتها به يك نقطه‏ي معيني برسد ، تبلور و تجسم خواهد يافت و تبديل به واقعيتها خواهد شد. اين را مي‏دانند و از اين نگرانند.

 

عوامل بيداري اسلامي

 

نقش انديشه‌هاي حضرت امام خمینی در بيداري اسلامي
اين عصر را بايد « عصر امام خميني» ناميد و ويژگي آن ، عبارت‏اند از بيداري و جرأت و اعتماد به نفس ملت‏‏ها در برابر زورگويي ابر قدرت‏ها و شكستن بت‏هاي قدرت ظالمانه و بالندگي نهال قدرت واقعي انسان‏ها و سر بر آوردن ارزش‌هاي معنوي و الهي.


در سال 1340 قمري آن روزي كه مرحوم آيت الله حائري رضوان الله تعالي عليه وارد اين شهر شد ، از اين همه بركات خبري نبود ؛ نه در اين شهر ، نه در اين كشور ، و نه در سراسر عالم. او اين حوزه را پايه گذاري كرد و تقريباً چهل سال بعد از آن تاريخ ـ يعني در سال 1381 و 1382 قمري ـ اين نهضت آغاز شد ؛ ببينيد چه قدر اين ثمره به اصل نزديك است و چه طور آن اخـلاصي كه نشاننده اين نهال ـ يعني نهال حوزه‏ي علميه ـ در وجود خود داشت ، به ثمـر نشست ، تا اين نهضت پديد آمد و نشاننده‏ي نهال نهضت - يعني آن معلم نسل كنوني و نسل‏هاي آينده بشر ، آن مرد خدا ، آن بنده صالح، آن رهرو راه پيامبران- با اخلاص خود چه كرد كه اين نهال تا امروز اين همه ثمرات بخشيده است كه شما آن‏ها را در سراسر عالم مي‏بينيد ؛ و يكي از ثمرات آن تلاش در كشور ايران ، تشكيل جمهوري اسلامي با همه بركاتش است ؛ و در جاهاي ديگر ، بيداري مسلمين و بقيه‏ي قضاياست كه مي‏دانيد.

 

اقدامات مهم 10 گانه حضرت امام در دنياي اسلام
امام بزرگـوار‏ما كارهاي بزرگ متناسب با بزرگي خود انجام داد و من امروز بعضي از آن‏ها را به ياد شما مي‏آورم. يقيناً اگر تحليل گرها و متفكران كارهاي بزرگ امام امت را فهرست كنند ، چند برابرِ آن چيزي خواهد شد كه من امروز آن‏ها را بر مي‌شمارم.


اولين كار بزرگ او ، احياي اسلام بود.
دومين كار بزرگ او ، اعاده ي روح عزت به مسلمين بود. اين گونه نبود كه اسلام صرفاً در بحث‏ها و تحليل‏ها و دانشگاه ها و صحن جامعه و زندگي مطرح شود ؛ بلكه بر اثر نهضت امام ما ، مسلمان‏ها در همه‏جاي عالم احساس عزت كردند.
سومين كار بزرگ او اين بود كه مسلمان‏ها احساس درك امت اسلامي داد. امام احساس شعور نسبت به امت اسلامي را ايجاد كرد ،كه بزرگ ترين حربه براي دفاع از جوامع اسلامي در مقابل استكبار است.
چهارمين كار بزرگ امام ، ازاله‏ي يكي از مرتجع ترين و پليد ترين و وابسته ترين رژيم هاي منطقه و جهان بود.
كار پنجم او ، ايجاد حكومتي بر مبناي اسلام بود.
كار ششم او ، ايجاد نهضت اسلامي در عالم بود. قبل از انقلاب اسلامي ، در بسـياري از كشورها و از جمـله كشـورهاي اسلامي ، گـروه‏ها و جـوان‏ها و ناراضيها و آزادي طلبها ، با ايدئولوژي‏هاي چپ وارد ميدان مي‏شدند ؛ اما بعد از انقلاب اسلامي، پايه و مبناي حركت‏ها و نهضت‏هاي آزادي بخش ، اسلام شد.
هفتمين كار بزرگ او ، نگرش جديد در فقه شيعه بود. فقاهت ما پايه‏هاي بسيار مستحكمي داشته و دارد. امام عزيزمان اين فقه مستحكم را در گستره يي وسيع و با نگرش جهاني و حكومتي مورد توجه قرار داد و ابعادي از فقه را براي ما روشن كرد كه قبل از آن روشن نبود.
كار هشتم او ، ابطال باورهاي غلط در باب اخلاق فردي حكام بود.
كار نهم او ، احياي روحيه‏ي غرور و خود باوري در ملت ايران بود.
دهمين كار بزرگ او ، اثبات اين نكته بود كه « نه شرقي و نه غربي » ، يك اصل عملي و ممكن است.
من ده محور از كارهاي بزرگ امام را بر شمردم ؛ اما اگر بنشينيم فكر‏‏كنيم ، كارهاي بزرگ را در پرونده ي منور اين مرد الهي چندين برابر خواهيم يافت.

 

اولويّت ها در انديشه حضرت امام در بيداري اسلامي
امام ، اولويّت‏ها را تشخيص داد و انتخاب و دنبال كرد. به نظر من ، اين اولويّت‌ها در درجه اوّل دو چيز بود. اول ، احياي روح خودباوري و استقلال در مردم. دومين چيزي كه امام بر روي آن نهايت اهتمام را داشت ، احياي روح ديني و تقويت ايمان در مردم بود ؛ امام اين دو خصوصيت را در اولويّتِ اول قرار داد. غالب آنچه را كه امام به عنوان دستورالعمل در مقابل پاي اين ملت گذاشته است ، مربوط به اين دو چيز است.

 

آسيب‌ها و پي‌آمدهاي بيداري اسلامي


بيداری اسلامی درمنطقه هر چند حادثه مهمی است اما اگر درست مديريت نشود آسيب‏های جدی پيشرو خواهدداشت که در ادامه به آن ها پرداخته می شود.


آسيب‌هاي حرکت‌هاي بيداري ا‏سلامي را مي‌توان در دو سطح داخلي و خارجي تقسيم بندي کرد؛


الف. آسيب‏هاي داخلي


1.توهم احساس امنيت با سقوط حاكمان
يکي از بزرگترين خطرها رها کردن حرکت، و گمان بر پايان کار پس از سقوط يک شخص، است که در بيانات رهبري معظم نيز بدان اشاره شده:
احساس و گمان اينكه با سقوط حاكم وابسته و فاسد و ديكتاتور ، كار تمام شد. راحتيِ خيال ناشي از احساس پيروزي و به دنبال آن كم شدن انگيزه‏ها و سست شدن عزم‏ها ، نخستين خظر است. و آنگاه اين خطر مهيب تر مي‏شود كه اشخاص در صدد تصاحب سهم ويژه در غنيمت به دست آمده باشند. ماجراي جنگ اُحد و غنيمت جوئي مدافعان تنگه كه به شكست مسلمانان انجاميد و مجاهدان از سوي خداوند متعال سرزنش شدند ، يك نمونه‏ي نمادين است كه هرگز نبايد از يادها برد.


2. احساس ترس از استكبار
با توجه به خطري که از سوي حرکت‌هاي بيداري اسلامي متوجه مستکبران خواهد بود، متقابلا فشارها و دسيسه‌هاي آنان بيشتر خواهد شد و اين مساله ممکن است موجب ترس و واهمه‌ي برخي از مسلمين شود؛ مقام معظم رهبري در اين رابطه مي‌فرمايند:
مرعوب شدن از هيمنه ظاهري مستكبران و احساس ترس از آمريكا و ديگر قدرت‌هاي مداخله گر آسيب ديگري از اين دسته است كه بايد از آن پرهيز كرد. نخبگان شجاع و جوان‏ها بايد اين ترس را از دلها بيرون كنند.


3. اعتماد به دشمن
در مقابل آسيب پيشين، ممکن است عده‌اي با تغيير موضع و رنگ و لعاب سياسي رفتار دشمنان، به سخنان آن‌ها دل‌خوش شده و اعتماد کنند؛ رهبري معظم انقلاب در اين باره چنين مي‌فرمايند:
اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعده‏ها و حمايت‏هاي آن‏ها افتادن نيز آسيب بزرگ ديگري است كه بطور ويژه بايد پيشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علامات اش در هر لباس بايد شناخت و از كيد او كه در مواردي در پس ظاهر دوستي و كمك پنهان مي‏شود بايد ملت و انقلاب را مصون ساخت. روي ديگر اين صفحه ، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است ؛ شجاعت را بايد با تدبير و عزم در هم آميخت. در مقابل شيطان جنّ و انس ، بايد همه‏ي ذخائر الهي در وجود خود را به كار گرفت.


4. ايجاد اختلاف بين رهبران نهضت
سال‌ها و بلکه در طول تاريخ سابقه داشته که دشمنان اسلام در مواقع حساس و هنگامه‌هاي پيروزي اسلام بر کفر، از حربه‌ي اختلاف‌افکني استفاده کرده‌اند. رهبري‌معظم دام ظله مي‌فرمايند:
ايجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابيون و رخنه در پشت جبه ي مبارزه ، نيز آفتي بزرگ است كه با همه‏ي توان بايد از آن گريخت.


ب. آسيب‏هاي خارجي


1. روي كار آوردن عناصر وابسته به غرب
نخستين آسيب ،بر روي كار آوردن عناصري است كه خود را متعهد به آمريكا و غرب مي‏دانند. غرب مي‏كوشد پس از سقوط ناگزير مهره‏هاي وابسته ، اصل سيستم و اهرم‏هاي اصلي قدرت را حفظ كند و سر ديگري را بر روي اين بدن بگذارد و بدين وسيله سلطه ي خود را همچنان ادامه دهد. اين به معناي هدر رفتن همه‏ي تلاش‏ها و مجاهدت‏ها است.


2. ايجاد بديل هاي گوناگون ( تثبيت نوسازي شده مدل‌هاي غربي )
در اين مرحله اگر با مقاومت و هشياري مردم مواجه شوند ، مي‏كوشند تا به ديل‌هاي انحرافي گوناگون در پيش پاي نهضت و مردم بگذارند. اين سناريو مي‏تواند پيشنهاد مدل‏هاي حكومتي و قانون اساسي‏هائي باشد كه كشورهاي اسلامي را بار ديگر در دام وابستگي فرهنگي و سياسي و اقتصادي به غرب بيفكند ، و مي‏تواند نفوذ ميان انقلابيون و تقويت مالي و رسانه‌اي يك جريانِ نامطمئن و به حاشيه راندن جريان‏هاي اصيل در انقلاب باشد. اين نيز به معني بازگرداندن سلطه‏ي غرب و تثبيت مدل‏هاي نوسازي شده‏ي غربي و بيگانه از اصول انقلاب و در نهايت ، تسلط بر اوضاع است ، اگر اين تاكتيك نيز به نتيجه نرسد.


3. جنگ داخلي
با نگاه از زاويه‌اي متفاوت، مي‌توان گفت، ايجاد جنگ‌ها و درگيري‌هاي داخلي از سوي مستکبران و حزب‌بندي و مسلح‌کردن عده‌اي در مقابل ديگران از دسيسه‌هاي خارجي به‏شمار مي‌رود؛ چنانچه رهبري معظم دام ظله مي‌فرمايند:
تجربه‏ها به ما مي‏گويد كه آنگاه روش‏هائي چون هرج و مرج و تروريزم و جنگ داخلي ميان پيروان اديان يا قوميت‏ها يا قبائل و احزاب و يا حتي ميان ملت‏‏ها و دولت‏هاي همسايه.


4. تحريم اقتصادي
همراه با آن ، حصر اقتصادي و تحريم و بلوكه كردن سرمايه‏هاي ملي و نيز هجوم همه جانبه‏ي تبليغاتي و رسانه‏ي را در پيش خواهند گرفت.


5. پشيمان كردن مبارزان
مقصود آنان از اين همه ، خسته و نوميد كردن مردم و مردّد و پشيمان كردن مبارزان است ، كه مي‏دانند در اين صورت ، شكست دادن انقلاب ، ممكن و آسان خواهد شد.


6. ترور يا بد نام كردن شخصيت‏ها
ترور نخبگان صالح و مؤثر يا بد نام كردن برخي از آنان و از سوئي خريدن كساني از سست عنصران ، نيز در شمار روشهاي متداول قدرت‏هاي غربي و مدعيان تمدن و اخلاق است در ايران اسلامي ، اسناد لانه‏ي جاسوسي كه به دست انقلاب افتاد ، نشان داد كه همه‏ي اين توطئه‏ها ، بدقت از سوي رژيم ايالات متحده‏ي آمريكا براي ملت ايران برنامه ريزي شده بود.


۷. عدم وجود رهبري
چنان‌که ذکر شد، ملت‌هاي کشورهاي عربي همواره با عدم انسجام حول محور رهبري واحد با مؤلفه‌هاي سياسي و ديني مواجه بوده‌اند. بايد در نظر داشت که منظور از رهبري واحد نظام حاکم بر اين کشورها نيست بلکه وجود فردي کاريزماتيک و مردمي است که نخبگان و لايه‌هاي مختلف جامعه را در مسير مقابله با انحصار‌طلبي، ظلم و جور حاکمان عرب و اقدام‌هاي استعمار‌گرايانه‌ينظام سلطه، هدايت نمايد. رهبري واحدي که در زمان حرکت مردمي براي رسيدن به آرمان‌هاي انقلابي خويش، جامعه را هدايت و از تفرقه و جدايي باز‌داشته و در نهايت ملت را به سر منزل مقصود رهنمود سازد. عدم وجود چنين رهبري در جوامع عربي پيامدهاي بسياري به همراه داشته و خواهد داشت.

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 
کلیه حقوق این سایت برای پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی(ص) محفوظ است. - Copyright © 2009-2012 - All rights reserved
مرورگر پیشنهادی : Mozilla Firefox بازدید امروز : ، بازدیدکل :