[ Print ]  [ Close ]

http://iri.miu.ac.ir/index.aspx?siteid=14&pageid=3451&newsview=85124   , 1396/07/30


گزارش نشست علمی با موضوع الگوی سنجش فرهنگ سازمانی المصطفی

نشست علمی " الگوی سنجش فرهنگ سازمانی المصطفی" توسط پژوهشکده علوم انسانی گروه مدیریت در روز چهارشنبه مورخه 96/1/30 از ساعت 10 الی 12 با حضور اساتید و کارشناسان و پژوهشگران و با سخنرانی جناب آقای دکتر جعفر رحمانی در سالن اجتماعات طبقه سوم پژوهشگاه برگزار شد.



مقدمه



سازمان‌های مدرن محصول انقلاب صنعتی هستند، انقلاب صنعتی منشاء شکل گیری سازمان‌ها است .بعد از انقلاب صنعتی بود که کار از خانه‌ها به جایی به نام کارخانه آمد و کارخانه‌ها بعنوان اولین نوع سازمانهای رسمی شکل گرفتند و این امر تسری داده شد تا ایجاد نظام‌های اداری و این امر تسری پیدا کرد و سیستم‌های آموزشی، خدماتی، تجاری و ... شکل گرفتند . اگر اینطور باشد، در ابتدا چیزی به نام فرهنگ سازمانی مطرح نبود .ایده فرهنگ سازمانی خیلی نو است، ،ریشه بحث‌های فرهنگ سازمانی در مدیریت از سال 1980 شروع شده است.



اگر سازمان را کالبدشکافی کنیم. در ابتدا اولین چیزی که شکل گرفت ساختارها بودند، یعنی ساختارها بودند که اولین مباحث مدیریتی بودند، سازمان باید چه شکلی باشد، سطوحش باید چطور باشد، فرایندهایش باید چطور باشد، این اولین موضوعاتی بود که با مباحث سازمانی شکل گرفت. بعد از آن فناوری بیشتر مدنظر بود که ابزارها و فناوری‌های سازمانی باید رشد پیدا کنند، از همان زمان بود که دائما این فناوری‌ها بروز کردند و سازمان را بیشتر با جنبه ساختاری و فناوری می‌دیدند و سومین بُعد، بُعد منابع انسانی بود. اینجا وقتی راجع به منابع انسانی صحبت می‌کنیم منظور این است که یک انسان باید چه قابلیت‌هایی داشته باشد، چه توانایی‌ها و چه ویژگی‌هایی داشته باشد، تا قبل از 1980 وقتی راجع به سازمان کالبدشکافی می‌کردید این سه بُعد مدنظر بود و از سال 1980 یک بخش دیگر هم به سازمان اضافه شد، یعنی گفتند که این سه قسمت بُعد سخت را تشکیل می‌دهد، بعدها به این نتیجه رسیدند که یک عامل دیگر هم وجود دارد که به آن روح سازمان لقب دادند و گفتند که متغیری وجود دارد که غیر از منابع انسانی، فناوری و ساختار است، اینجا بود که بُعد فرهنگ سازمانی در مدل‌های بررسی سازمانی مطرح شد.



فرهنگ سازمانی



همانند افراد، سازمانها نیز دارای شخصیت هایی می باشند، که این قالب شخصیتی سازمان را، فرهنگ آن سازمان می گویند. فرهنگ سازمانی یکی از ویژگی های اساسی سازمان است وشاید مهم ترین رسالت مدیران ، تنظیم راهبرد سازمانی در حوزه فرهنگی و ایجاد یک فرهنگ سازمانی مناسب است. فرهنگ مهم است، زیرا هر اقدامی بدون آگاهی از نیروهای فرهنگی (که همیشه در کار اند ) ممکن است پیامدهای پیش بینی نشده و ناخواسته داشته باشد.
فرهنگ سازمانی نیروی قدرتمند است که نحوه عمل کردن و چگونگی عملیات ها را تعیین می کند. فرهنگ سازمانی به ارزش های اساسی، باورها و اصولی ارجاع می شود که همچون شالوده ای محکم به نظام مدیریتی خدمت می کنند. علاوه بر آن، هم ارزش ها و باورها و هم نظام مدیریتی، باعث تقویت آن اصول اولیه می گردند. این اصول ها و ارزش ها ماندگارند ، زیرا برای اعضای سازمان، حاوی معانی و مفاهیم خاصی هستند. قانون فرهنگ از هر قانون دیگری قوی‌تر است.



فرهنگ الگوی اندیشیدن و الگوی رفتار کردن است. فرهنگ روش مشترک ارزیابی کردن، قضاوت کردن و انجام دادن است .فرهنگ سازمانی چیست؟ م فرهنگ سازمانی از سه لایه نمادها ، ارزش‌ها ومفروضات شکل می گیرد . فرهنگ سازمانی الگویی است از ارزش‌ها و باورهای مشترک که به نگرش ،رفتار اعضای یک سازمان معنی و مفهوم می‌بخشد .در حقیقت فرهنگ سازمانی سیستم عامل سازمان است.



فرهنگ سازمانی انسجام درونی و قدرت تطابق بیرونی ایجاد می‌کند. در فرهنگ قوی اهداف سازمانی بر اهداف فردی حاکمیت پیدا می‌کند.جابجایی کارمند کم است، اتفاق نظر بین اعضا وجود دارد، یکدستگی در باورهایشان وجود دارد، ممکن است به لحاظ سلیقه با یکدیگر مشکل داشته باشند ولی در مبانی با یکدیگر مشکلی ندارند، وفاداریشان خوب است، ترک سازمان کمتر اتفاق می‌افتد. و نکته کلیدی اینکه فرهنگ قوی به جای قانون است، یعنی می‌تواند رسمیت را بشکند، هرچه فرهنگ ضعیف باشد کنترل‌های بیرونی باید قویتر باشند، چطور فرهنگ سازمانی را ارزیابی می‌کنند. ،چگونه می‌توان یک فرهنگ سازمانی را ارزیابی کرد. الگوهای متفاوتی برای ارزیابی فرهنگ سازمانی وجود دارد. این الگوهها عبارتنداز :الگوی طراحی شده بوسیله استفن رابینز او 12 شاخص را برای ارزیابی نام برده .دومین الگو مربوط به آقای لوتانز است که فرهنگ سازمانی را با دو شاخص گستردگی و شدت ارزیابی می نماید.



مورهد و گریفین برای ارزیابی فرهنگ سازمانی از 8 مولفه نام برده اند . از الگوههای دیگر می توان به الگوی
اوچی یا اوشی، استرینگر و لیدوین ، الگوی 7S شرکت مکنزی ، لوین، هافستد، لامرز ،بارون ، پارسونز و پیترز و واترمن و.....اشاره نمود.
در این تحقیق ما از مدل دنیسون استفاده نموده ایم .در مدل دنیسون فرهنگ سازمانی 4 مؤلفه دارد؛ هر مؤلفه خودش 3 شاخص دارد
دنیسون برای به تصویر کشیدن فرهنگ سازمان از یک مدل استفاده نموده است. این مدل در برگیرنده چهار ویژگی اصلی فرهنگ سازمان است :
• یعنی درگیر کار شدن،
• انطباق پذیری،
• ثبات (یکپارچگی)
• ماموریت (رسالت)



این چهار ویژگی به وسیله استفاده از دوازده شاخص که مدل را تشکیل می دهند، اندازه گیری می شوند.



ویژگی درگیر شدن در کار:
الف: توانمند سازی
ب: تیم گرایی
ج: توسعه قابلیت ها



ویژگی سازگاری (ثبات و یکپارچگی):
الف: هماهنگی و انسجام
ب: توافق
ج: ارزش های بنیادین



ویژگی انطباق پذیری:
الف: ایجاد تغییر
ب: مشتری مداری
ج: یادگیری سازمانی



ویژگی مأموریت (رسالت):
الف: نیت و جهت استراتژیک
ب: اهداف و مقاصد
ج: چشم انداز


 


 


10:27 - پنج شنبه 14 ارديبهشت 1396    /    شماره خبر : 85124    /    تعداد نمايش خبر : 0