[ Print ]  [ Close ]

http://iri.miu.ac.ir/index.aspx?siteid=14&pageid=3451&newsview=66122   , 1396/09/03


فلسفه و فوايد غيبت از منظر اهل بيت(ع)


چکیده مقاله فلسفه و فوايد غيبت از منظر اهل بيت(ع)

محمد شريفي







تعريف غيبت و چگونگي و اقسام آن :



 



1- غيبت امام زمان (عج) به دو صورت رُخ مي‏دهد غيبت واقعي و ظاهري:





الف غيبت واقعي اين غيبت به دو صورت انجام مي‏گيرد.

1- غيبت جسماني به اين معنا كه حضرت مهدي(عج) در ميان جامعه و انسانها هست ولي كسي حضور او را نمي بيند، خداوند قدرت به او عنايت كرده كه خودش از ديد مردم پنهان مي‏كند مانند جن كه در ميان مردم است اما ديده نمي‏شود.

2- غيبت واقعي به دليل تصرف در چشمان مردم، در اين فرض نامرئي بودن حضرت مهدي(عج) به دليل دخل و تصرف حضرت در ديدگان مردم است كه در هر دوي اين دو فرض نياز به اعجاز و قدرت ما فوق طبيعي است.

ب- غيبت ظاهري در اين فرض آن حضرت در ميان مردم و جامعه بطور عادي حضور دارد و با آنها حشر و نشر دارد و لي مردم امام را نمي‏شناسند.

تفاوت اين دو به اين است كه در صورت اول نياز به اعجاز هميشگي است و آشكار شدن خروج از حالت عمومي و استثنائي است، و لي طبق صورت دوم پنهان شدن آن حضرت يك امر استثنائي است.





2- اقسام غيبت: غيبت صغري و كبري





غيبت صغري در آغاز آن بين علماء اختلاف است و چند نظر وجود دارد.





الف: گروهي آغاز آن را از هنگام ولادت حضرت مهدي (عج) دانسته اند تا زمان وفات آخرين نماينده خاص طبق اين نظريه مدت آن 74 سال مي‏شود.

ب: برخي ديگر آغاز آن را از زمان شهادت امام حسن عسكري (ع) دانسته تا زمان درگذشت آخرين نماينده خاص كه مدت آن 69 سال مي‏شود. طبق دلالت برخي از روايات نظريه دوم ترجيح داده شده است. چون غيبت نسبي آن حضرت در زمان حيات امام حسن عسكري (ع) جزء غيبت محسوب نمي‏شود زيرا امام مهدي در آن هنگام به مقام امامت نرسيده بود. منظور ما از غيبت آنست كه همراه با وصف امامت باشد.

ج: گروهي آغاز غيبت صغري را از زماني مي دانند كه مأموران خليفه عباسي به منزل امام در سامرا هجوم آوردند تا او را دستگير كنند در آن هنگام حضرت در سرداب بود، همان جا از ديده ها پنهان شد. اين نظرية مردودي است كه برادران اهل سنت به شيعه نسبت داده‏اند. در منابع شيعه هيچ نامي از سرداب نيست بلكه آنچه كه در منابع شيعه آمده است خلاف گفته آنها را ثابت مي‏كند كه در حمله مأموران، امام از سرداب خارج شد و آنجا را ترك كرد.





4- غيبت كبري حضرت مهدي (عج) با وفات آخرين نماينده خاص در سال329 ه ق آغاز گرديد و پايان آن را غير از خداوند كس ديگري نمي داند و با پايان يافتن غيبت صغري و آغاز غيبت كبري مسئله نمايندگي پايان يافت و رابطه بين امام و امت بطور كلي قطع شد و امر نمايندگي  به طور عام به مجتهدان و عالمان دين شناس واگذار گرديد.





5- پيامبر اسلام(ص) مراد از اهل بيت(ع) در آيه شريفه تطهير را، كه در شأن آنان نازل شده است، باقرار دادن حضرت علي و فاطمه و حسن و حسين(ع) همراه خودش در زير كساء و نيز با تصريح به اسم آنان و قرائت آيه شريفه بر درب خانه علي و فاطمه(ع) مشخص كرد و همچنان آن حضرت عترت و جانشينان پس از خودش را معين فرموده است كه اول آنها علي(ع) و آخرين آنان قائم آل محمد حضرت مهدي(عج) است.



 





اسباب و علل غيبت امام زمان (عج)



 



فلسفه هاي غيبت





1- برخي از روايات فلسفه غيبت آن حضرت(عج) را سري از اسرار الهي دانسته اند. و بيان كرده اند كه سر اصلي آن روشن نمي‏شود مگر پس از ظهور آن حضرت اين بيان نكردن راز غيبت ممكن است به چند جهت بوده باشد.

الف: ممكن است راوي اين گونه اخبار يا حضار ديگري كه در حضور ائمه(ع) حضور داشتند كم ظرفيت بودند توان تحمل جواب بيش از اين حد را نداشتند.

ب: شايد ائمه(ع) مي خواستند كه شيعيان خودشان دنبال تحقيق از علل و اسرار غيبت بروند و به نتيجه برسند.

ج: ممكن است دليلش اين باشد كه آنها نبايد به ما همه علل و اسباب غيبت را بيان كنند.





2- يكي ديگر از علل و اسرار غيبت امام زمان(عج) در روايات آزمايش و امتحان مردم بيان شده است مردم با طولاني شدن غيبت آزمايش مي‏شوند و دوست و دشمن و خوب و بد شناخته مي‏شوند از دو جهت:

الف: از جهت خود امام و غيبت او، يعني مردم در زمان غيبت او چگونه هستند؟ و مانند زمان حضور او به ايمان و اعتقاد دارند يا نه؟

ب: از جهت وظايف و تكاليف، يعني مردم در زمان غيبت او بر انجام وظايف و دستورات آن حضرت مانند زمان حضورش پايبند هستند يا نه؟





3- يكي از علتهاي غيبت آن حضرت در روايات نداشتن بيعت كسي را برگردن بيان شده است. زيرا آن حضرت اگر آشكار بود زمامداران زمان از او بيعت مي خواستند، امام يا قبول مي‏كرد يا نمي‏كرد در صورت قبول مجبور بود كه به عهد و بيعت خود پايبند باشد چون وفاي به عهد در اسلام لازم است و در صورت قبول نكردن او را ياغي مي خواندند و پيش از رسيدن زمان قيام با او جنگ مي‏كردند. لذا غايب شد تا هيچ گونه عهدي را بر عهده نداشته باشد.





4- يكي ديگر از اسرار غيبت آن حضرت در روايات مشابهت داشتن به سنت انبياء بيان شده است. زيرا غيبت از امت در بسياري از انبياء و برخي از اوصياء آنان وجود داشته است مانند غيبت حضرت ادريس و صالح و موسي و عيسي و...، غيبت براي آنان سنت است، خداوند خواسته كه اين سنت در حق خاتم اوصياء قائم آل محمد(ص) نيز جاري باشد تا با آنان مشابهت داشته باشد.





5- يكي ديگر از علتهاي غيبت امام زمان (ع) در روايات پيدايش فرزندان مؤمن از نسل كفار و منافقين و پيدايش فرزندان كافر از نسل مؤمنان بيان شده است. و خداوند حكيم به آن عده‏اي كه استعداد فراگرفتن حق را بالقوه دارند فرصت مي دهد كه آنان به فعليت برسند.





6- يكي ديگر از علل غيبت آن حضرت در روايات حفظ جان و نجات يافتن از كشته شدن بيان شده است زيرا حاكمان زمان از طريق روايات ائمه با خبر شده بودند كه حكومت حاكمان ستمگر بدست مهدي(عج) قائم آل محمد (ص) نابود خواهد شد و آنان همواره در صدد بودند تا او بيابند و از ميان بردارند و خيال خودشان را راحت كنند لذا غايب شد تا كشته نشود.





7- يكي ديگر از علتهاي غيبت امام زمان (عج) در روايات نافرماني مردم و نبودن ياري كننده بيان شده است زيرا ياور و ياري كننده براي هر پيامبر و امامي براي رسيدن به هدف لازم است و در زمان حضرت مهدي(عج) اين گونه افراد يا وجود نداشتند، و يا كم بودند راهي بهتر از غيبت براي آن حضرت نبود تا اينكه در زمان غيبت افراد به وجود آيند كه ياور واقعي آن حضرت باشند.





8- يكي ديگر از علل غيبت آن حضرت آماده شدن اوضاع جهان براي پذيرش قيام و حكومت آن حضرت است، زيرا كه در دوران غيبت اقوام و ملتهاي جهان بتدريج به رشد و كمال عقلي مي رسند و با كسب آمادگيهاي فكري و فرهنگي و اجتماعي و...؛ براي برپايي حكومت جهاني حق و عدل آماده مي‏شوند، چون كه هر دگرگوني و اصلاحات عمومي علاوه بر يك رهبر شايسته نيازمند به شرائط مناسب و آمادگي اجتماعي است كه هم آهنگ با آن واقع شود.



 





فوايد غيبت حضرت مهدي(عج)



1- اصل وجود امام براي اتمام حجت خالق بر خلق لازم است اگر چه غايب باشد. زيرا خداوند زمين خودش را هيچ گاه از وجود حجت خود خالي نمي گذارد و هميشه حجت الهي بر روي زمين است كه يا آشكار است يا نهان.





2- نظام آفرينش بگونه‏اي است كه بدون وجود امام قرار ندارد و امام سكان دار هستي و واسطه جريان فيض الهي است. كه بواسطه وجود او نعمت ها و مواهب الهي بر خلق مي رسد واسطه بودن امام در فيض بر دو قسم است:





الف: واسطه در فيض تكويني كه در آن شناخت و عدم شناخت امام(ع) در استفاده از فيض يكسان است.

ب: در واسطه فيض تشريعي شناخت خداوند و اطاعت او با شناخت و استفاده از وجود امام ارتباط مستقيم دارد چون كه امام خود در عالي ترين درجات خدا شناسي قرار دارد.





3- وجوه شباهت وجود امام زمان (عج) به خورشيد:

الف: همان گونه كه خورشيد مركز منظومه شمسي است و كرات ديگر به دورآن مي چرخند و به وسيله دو نيروي دافعه و جاذبه خورشيد حفظ مي‏شوند، در ترتيب اين آثار فرقي نمي‏كند كه خوشيد آشكار باشد يا پنهان وجود امام هم در عالم هستي مركزيت دارد و تمام بركات الهي به خاطر وجود او به مخلوقات مي رسد و بلاها بوسيله وجود او از عالم دفع مي‏شود اگرچه غايب باشد.

ب: ابر هرگز آفتاب را نمي پوشاند بلكه ما را مي پوشاند و در منفعت رساني آن ضرر نمي زند، وجود امام نيز چنين است، كساني كه غبار هوا و هوس وجود آنها را فرا گرفته است، نمي توانند از امام بهره ببرند، ولي كساني كه بر آسمان معرفت پرواز مي‏كنند و همه موانع بين خود و امام را برداشته اند هر لحظه كه بخواهند در حضورند.





4- طبق دلالت روايات امام زمان (عج) در زمان غيبت بصورت فردي و ناشناس در ميان جامعه و مردم حضور دارد اعمال و رفتار امت را زير نظر دارد و نيازمندان را فريادرسي مي‏كند و حاجات شيعيان برآورده مي سازد و براي گناهان آنان طلب مغفرت مي‏كند و لحظه‏اي از ياد آنها غافل نيست.





5- اعتقاد به وجود امام غايب كه در آينده براي نجات بشر قيام مي‏كند سبب دلگرمي و قوت قلب انسانهاي دردمند و مظلوم مي‏شود، چون خداوند وعده داده است كه سرانجام حكومت زمين از آن مستضعفين و پرهيزكاران خواهد بود، اين وعده تاكنون به صورت كامل محقق نشده است و آنان اميدوارند كه اين وعده بدست حضرت مهدي(ع‍ج) تحقق خواهد يافت و تمام حكومتهاي ستمگر نابود خواهند شد و حكومت بر اساس حق و عدل تشكيل خواهد شد كه در آن مستضعفين نقشي اساسي دارند، اين اميد آنان را وادار به مبارزه و فعاليت بيشتر مي‏كند.





6- امام زمان(عج) در زمان غيبت از اسلام و پاسداران مرزهاي فكري و عقيدتي و فرهنگي دفاع مي‏كند، و زمينه نابودي گروه‏هايي كه براي ضربه زدن به دين تشكيل شده‏اند را فراهم مي‏كند و زمينه اجتماع گروه هاي پراكنده و تاسيس گروه‏هاي كه به سود اسلام مي باشد مهيا مي سازد.





7- انتظار فرج چشم داشت و اميد به آينده روشني است كه در آن تمام نزاعها و گرفتاري ها از جامعه رخت بر مي‏بندد و همه جا آكنده از صلح و صفا مي‏شود و اين اميد سبب تلاش و فعاليت بيشتر مي‏شود و يكي از اسباب موفقيت است و به زندگي لذت مي بخشد و انسان را در مقابل حوادث مقاوم مي سازد و در اسلام انتظار فرج برترين عبادت شمرده است.



 



8- اقسام انتظار

الف- انتظار مثبت: اميد به آينده است كه در آن مردم مظلوم و ستم ديده از زير بار ستم وجور نجات پيدا مي‏كنند و بساط ستم جمع مي‏شود و دولت حق و عدل بوجود مي آيد كه در آن دولت مظلومين صالح زمامدار مي‏شوند، اين نوع برداشت از انتظار تعهد آور و تحرك آفرين آست.

ب- انتظار منفي: انتظاري كه سبب مي‏شود انسان از فعاليت و اصلاح جامعه دست بكشد و به اشاعه ستم و فساد كمك كند تا زمينه ظهور حق زود تر فراهم شود، اين نوع برداشت از انتظار سبب تعطيلي احكام و حدود الهي مي‏شود و برخلاف ضرورت دين و روش ائمه معصومين(ع) است و از نوعي اباحه گري سر در مي آورد.





9- فلسفه انتظار

الف: انتظار فرج باعث مي‏شود كه انسان به تهذيب خويش بكوشد و سطح آگاهي و انديشه و آمادگي روحي و مادي و معنوي خود را بالا ببرد تا بتواند در اصلاحات عميق و گسترده‏اي كه بوسيله حضرت مهدي انجام مي‏شود سهيم باشد.





ب: منتظران راستين حضرت مهدي(عج) علاوه بر اينكه خود را تربيت مي‏كنند و به صفات پسنديده و سيره پيشوايان دين زينت مي دهند براي اصلاح ديگران و جامعه نيز تلاش مي‏كنند تا اينكه جامعه اصلاح شود و زمان ظهور نزديك تر گردد.





ج: بر اساس دلالت آيات و روايات انتظار فرج يكي از بزرگترين عوامل مقاومت و پايداري است كه در طول تاريخ مسلمانان را در برابر انواع ستم و فساد و بلا حفظ كرده و آنان را مقاوم تر و پايدارتر ساخته است.



 



13:10 - يکشنبه 17 آبان 1394    /    شماره خبر : 66122    /    تعداد نمايش خبر : 0